جمعه 21 ذیقعده 1447
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
8 می 2026

۳۴۸ – چطور سخن اهل بدعتی که برای بدعت‌هایشان به حدیث: «کسی که در اسلام، سنتی نیکو بنا کند…» رد کنیم؟

۳۴۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چطور سخن اهل بدعتی که برای بدعت‌هایشان به حدیث: «کسی که در اسلام، سنتی نیکو بنا کند…» رد کنیم؟

جواب دادند: جواب آنها را چنین می‌دهیم: کسی که فرموده: «کسی که در اسلام، سنت نیکویی را بنا کند، اجر آن و اجر هر کسی که به آن عمل کند را خواهد داشت»، همان کسی است که فرموده: «بر شماست که به سنت من و سنت خلفای راشدین پایبند باشید و با چنگ و دندان به آن تمسک جویید، و بر حذر باشید از امور نوپیدا در دین، زیرا هر امر نوپیدایی بدعت است، و هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش جهنم است». بر این اساس، این حدیث که درسوال ذکر شد: «کسی که در اسلام، سنت نیکویی را بنا کند…»، به خاطر سبب ورود این حدیث بوده و حمل بر آن می‌شود. زیرا سبب ورود حدیث این است که گروهی بی چیز و فقیر از مُضَر نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمدند. مردی از انصار کیسه‌ای نقره آورد و آن را جلوی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گذاشت. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «کسی که در اسلام، سنت نیکویی را بنا نهد، اجر آن و اجر هر کسی را که تا روز قیامت به آن عمل می‌کند، خواهد داشت». وقتی سبب حدیث را دانستیم، و معنا بر آن حمل شود، معلوم می‌شود که منظور از بنا نهادن سنت، عمل به آن است، نه تشریع آن. زیرا تشریع فقط حق الله و رسول است، و معنای حدیث: «کسی که در اسلام سنتی نیکو بنا نهد»، یعنی اول از همه به آن عمل کند و مردم در آن کار به او اقتدا کنند، اجر آن کار و اجر کسانی که به آن عمل می‌کنند به او می‌رسد. این معنی حدیث است. یا حمل بر این می‌شود که منظور از «کسی که سنت نیکویی بنا نهد» یعنی کسی که عملی انجام دهد که وسیله‌ای برای انجام عبادتی است، و مردم در آن مورد به او اقتدا کنند؛ مانند تالیف کتاب و باب بندی علم،  ساخت مدارس و امثال آن، که وسیله‌ی برای امری هستند که شرعا مطلوب است. بنا بر این، وقتی انسان شروع کننده‌ی وسیله‌ای باشد که منجر به یک امر مطلوب شرعی می‌شود، و شرعا از این کار به عینه نهی نشده باشد، در این حدیث داخل می‌شود.

اگر معنی حدیث این بود که انسان هر چه دلش می‌خواهد تشریع کند، دین اسلام در زمان حیات رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تکمیل نمی‌شد، و هر گروهی برای خود شریعت و منهجی داشت، و اگر کسی که این بدعت را انجام می‌دهد، تصور کند دارد به بدعت حسنه عمل می‌کند، گمانش اشتباه است، زیرا این فرموده‌ی رسول الله صلی الل علیه وسلم که می‌فرماید: «هر بدعتی، گمراهی است»، گمانش را تکذیب می‌نماید.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(348) وسئل فضيلة الشيخ : كيف نرد على أهل البدع الذين يستدلون على بدعهم بحديث “من سن في الإسلام سنة حسنة . . . ” إلخ؟

فأجاب بقوله : نرد على هؤلاء فنقول : إن الذي قال : “من سن في الإسلام سنة حسنة فله أجرها وأجر من عمل بها” . هو الذي قال: “عليكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين المهديين من بعدي وإياكم ومحدثات الأمور فإن كل محدثة بدعة وكل بدعة ضلالة وكل ضلالة في النار”. وعلى هذا يكون قوله: “من سن في الإسلام سنة حسنة” . منزلاً على سبب هذا الحديث، وهو أن النبي ﷺ حث على الصدقة للقوم الذين جاؤوا من مضر في حاجة وفاقة فجاء رجل بصرة من فضة فوضعها بين يدي النبي ﷺ، فقال النبي ، ﷺ ، : “من سن في الإسلام سنة حسنة فله أجرها وأجر من عمل بها إلى يوم القيامة” . وإذا عرفنا سبب الحديث وتنزل المعنى عليه تبين أن المراد بسن السنة سن العمل بها ، وليس سن التشريع لأن التشريع لا يكون إلا لله ورسوله ، وأن معنى الحديث من سن سنة أي ابتدأ العمل بها واقتدى الناس به فيها، كان له أجرها وأجر من عمل بها ، هذا هو معنى الحديث المتعين، أو يحمل على أن المراد “من سن سنة حسنة” من فعل وسيلة يتوصل بها إلى العبادة واقتدى الناس به فيها، كتأليف الكتب، وتبويب العلم ، وبناء المدارس ، وما أشبه هذا مما يكون وسيلة لأمر مطلوب شرعاً. فإذا ابتدأ الإنسان هذه الوسيلة المؤدية للمطلوب الشرعي وهي لم ينه عنها بعينها ، كان داخلاً في هذا الحديث.

ولو كان معنى الحديث أن الإنسان له أن يشرع ما شاء ، لكان الدين الإسلامي لم يكمل في حياة رسول الله ، ﷺ ، ولكان لكل أمة شرعة ومنهاج ، وإذا ظن هذا الذي فعل هذه البدعة أنها حسنة فظنه خاطئ لأن هذا الظن يكذبه قول الرسول ، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام : “كل بدعة ضلالة” .

مطالب مرتبط:

۳۵۸ – حکم مراسم ختم و تعزیه به مناسبت وفات شخص

۳۵۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گرد هم آیی برای غم و اندوه بر مرگ شخص، چیست؟ جواب دادند: این گرد هم آیی‌ها همه بدعت است. چه سه روز باشد، یا یک هفته و چهل روز. چون وارد نشده که سلف صالح رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم چنین کاری کرده باشند و اگر خیر بود، آنها در […]

ادامه مطلب …

۳۵۲ – حکم برپایی هفته‌هایی مانند هفته‌ی مساجد و هفته‌ی درخت و غیره چیست؟

۳۵۲ – حکم برپایی هفته‌هایی مانند هفته‌ی مساجد و هفته‌ی درخت و غیره چیست؟ جواب دادند: از لحاظ شرعی هیچ اصلی برای این نوع هفته‌ها در شرع نمی‌دانم، و اگر این هفته‌ها برای تعبّد، تخصیص داده شده باشند، و روزهای مشخصی برای آن تعیین شده باشد، مثل اعیاد می‌شود و در این صورت به بدعت […]

ادامه مطلب …

۳۴۹ – حکم اظهار خوشحالی و سرور در عید فطر و قربان، و شب ۲۷ رجب و نیمه‌ی شعبان و روز عاشورا چیست؟

۳۴۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم اظهار خوشحالی و سرور در عید فطر و قربان، و شب ۲۷ رجب، و در شب نیمه‌ی شعبان، و در روز عاشورا چیست؟ جواب دادند: اظهار خوشحالی و سرور در ایام عید فطر و قربان، تا مادامی که از حدود شرع خارج نشود، هیچ اشکالی ندارد. مثلا […]

ادامه مطلب …

۳۴۷ – چگونگی تعامل با شخصی که صاحب بدعت است. آیا طرد کردن چنین شخصی جایز است؟

۳۴۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: انسانی که ملتزم به سنت است، چگونه با شخصی که صاحب بدعت است، تعامل کند؟ آیا هَجر[۱] کردن چنین شخصی جایز است؟ جواب دادند: بدعت دو نوع است: بدعت‌های مُکفِّره و بدعت‌های غیر مُکفِّره. در هر دو نوع بدعت بر ما واجب است که این کسانی را که […]

ادامه مطلب …

۳۶۲ – حکم قرائت قرآن بر قبر، و حکم دعا برای میت نزد قبر و حکم دعای انسان برای خودش نزد قبر

۳۶۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم قرائت قرآن کریم بر قبر چیست؟ حکم دعا برای میت نزد قبر چیست؟ حکم دعای انسان برای خودش نزد قبر چیست؟ جواب دادند: قرائت قرآن نزد قبور بدعت است و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحاب ایشان روایت نشده که چنین کاری کرده باشند. وقتی که از […]

ادامه مطلب …

۳۵۹ – حکم قرائت قرآن برای روح میت چیست؟

۳۵۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم قرائت قرآن برای روح میت چیست؟ جواب دادند: تلاوت برای روح میت یعنی اینکه قرآن بخواند به نیت اینکه ثوابش به یکی از اموات مسلمین برسد. اهل علم در این مساله بر دو قول اختلاف دارند: اول: غیر مشروع است، و میت در این حال، هیچ نفعی […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه