۱۷۰ – از شیخ رَحِمَهُالله در مورد شفاعت و اقسام آن سوال شد.
جواب دادند: شفاعت از شفع (زوج) گرفته شده که ضد وتر (فرد) است، و به معنی وتر (فرد) را شفع (زوج) قرار دادن است. مثلا یکی را دو تا، و سه تا را چهار تا قرار دهید. این از حیث لغوی است.
اما در اصطلاح: «واسطه شدن برای دیگری به خاطر جلب منفعت یا دفع ضرر است». یعنی شافع، بین مشفوع الیه و مشفوع له، واسطه باشد که نفعی را برای او بخواهد یا ضرری را از او دفع نماید.
شفاعت دو نوع است:
نوع اول: شفاعت ثابت و صحیح: شفاعتی است که الله تعالی آن را در کتابش و پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آن را اثبات نمودهاند، و این شفاعت، جز برای اهل توحید و اخلاص برای شخص دیگری نیست. زیرا ابوهریره رَضِيَاللهُعَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم سوال کرده و گفت: یا رسول الله، چه کسی با شفاعت شما، سعادتمند خواهد شد؟ فرمودند: «کسی که لا إله إلا الله را خالصانه از قلبش بگوید».
این شفاعت دارای سه شرط است:
شرط اول: الله از شفاعت کننده راضی باشد.
شرط دوم: الله از کسی که شفاعت میشود راضی باشد.
شرط سوم: الله تعالی به شافع اجازه دهد شفاعت کند.
این شروط به صورت اجمالی در این آیه آمدهاند: { وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى}[۱]، یعنی: {و چه بسا ملائکهای در آسمانها که شفاعتشان هیچ سودی نمیرساند، مگر اینکه الله اجازه داده و راضی شود}، و به صورت مفصل در این فرمودهی الله تعالی آمدهاند: {مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ}[۲]، یعنی: {هیچ کس نزد او شفاعت نمیکند مگر با اجازهی او}، و این فرمودهی الله تعالی: { يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا}[۳]، یعنی: {روزی که شفاعت هیچ سودی ندارد مگر کسی که الله به او اجازه دهد و راضی شود سخن بگوید}، و این فرمودهی الله تعالی: {وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى}[۴]، یعنی: {و شفاعت نمیکنند مگر برای آن کس که رضایت دهد}. بنا بر این باید این سه شرط وجود داشته باشد تا شفاعت تحقق یابد.
سپس، علما در مورد شفاعتی که ثابت است، گفتهاند که این شفاعت بر دو قِسم است:
قسم اول: شفاعت عام، و معنای عموم این است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به هر کدام از بندگان صالح خود که بخواهد اجازه میدهد برای کسانی که الله اجازه میدهد، شفاعت کنند. این شفاعت برای رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و دیگر انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحان، ثابت است، و بدین معنی است که برای مومنان نافرمانی که در جهنم هستند، شفاعت کنند تا الله آنها را از آتش خارج کند.
قسم دوم: شفاعت خاص: این شفاعت مختص پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است و برترین آن، شفاعت عظمی در روز قیامت است. زمانی که مردم در شدت و سختی طاقت فرسای قیامت هستند، به دنبال کسی میگردند که آنها را نزد الله تعالی شفاعت کند تا آنها را از این سختی طاقت فرسا برهاند. بنا بر این نزد آدم و سپس نزد نوح و سپس نزد ابراهیم و سپس نزد موسی و سپس نزد عیسی میروند و هیچ کدام از آنها شفاعت نمیکنند، تا اینکه آخرین نفر، نزد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میروند. ایشان برخاسته و نزد الله عز و جل شفاعت میکند که مردم را از این سختی برهاند. الله تعالی نیز خواستهاش را اجابت نموده و شفاعتش را قبول میفرماید، و این همان مقام محمودی است که الله تعالی به ایشان صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در این فرمودهی خود وعده داده است: {وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}[۵]، یعنی: {و پاسی از شب را برای نماز و تلاوت قرآن بیدار باشد که عمل زیاده بر واجب، ویژهی توست؛ باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ویژه و شایسته برساند}.
همچنین شفاعت برای اهل بهشت که به بهشت داخل شوند نیز جزئی از شفاعت خاص به رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است. زیرا اهل بهشت وقتی از پل صراط میگذرند، بر پلی دیگر بین بهشت و جهنم متوقف میشوند و سپس دلهایشان را نسبت به یکدیگر صاف میکنند تا اینکه تهذیب شده و صاف میگردند و سپس به آنها اجازهی دخول به بهشت داده میشود و درهای بهشت با شفاعت پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم گشوده میشود.
نوع دوم: شفاعت باطلی که هیچ نفعی به اصحابش نمیرساند. این شفاعت، شفاعتی است که مشرکین در آن مدعی هستند که معبودان باطلشان نزد الله آنها را شفاعت میکنند. بدون شک این چنین شفاعتی هیچ سودی برای آنها ندارد، چنان که الله تعالی میفرماید: { فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ}[۶]، یعنی: {شفاعتِ شافعان هیچ سودی برایشان ندارد}. به این خاطر که الله تعالی از شرک این مشرکان راضی نیست و امکان ندارد اجازه دهد مورد شفاعت قرار گیرند؛ زیرا شفاعت فقط برای کسی است که الله از او رضایت داشته باشد و الله عز و جل راضی نیست که بندگانش مرتکب شرک و کفر شوند و فساد را دوست ندارد. بنا بر این، تعلق مشرکین به معبودانشان با پرستیدن آنها و گفتن: { هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ}[۷]، یعنی: {اینها شفیعان ما نزد الله هستند}، تعلّقی باطل بوده و هیچ سودی ندارد. بلکه این فقط باعث میشوند هر چه بیشتر از الله دور شوند؛ بر این اساس که مشرکین امیدوارند با به کار بردن وسیلهای باطل که همان عبادت بتهاست، این بتها آنها را شفاعت کنند، و این از نادانی و سفاهت آنهاست که تلاش میکنند خود را با چیزی به الله نزدیک کنند که در حقیقت آنها را هر چه بیشتر از الله دور میکند.
[۱] – سوره نجم، آیه «۲۶».
[۲] – سوره بقره، آیه «۲۵۵».
[۳] – سوره طه، آیه «۱۰۹».
[۴] – سوره أنبیاء، آیه «۲۸».
[۵] – سوره إسراء، آیه «۷۹».
[۶] – سوره مدثر، آیه «۴۸».
[۷] – سوره یونس، آیه «۱۸».