چهارشنبه 2 محرم 1448
۲۷ خرداد ۱۴۰۵
17 ژوئن 2026

۹۲ – آیا صفت «هَروَله» به الله نسبت داده می‌شود؟

۹۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد صفت «هَروَله»[۱] پرسیده شد.

جواب دادند: صفت «هروله» برای الله تعالی ثابت است. چنان که در حدیثی صحیح که بخاری و مسلم آن را از ابوهریره از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت کرده‌اند، آمده که فرمودند: «الله تعالی می‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ام نسبت به خود هستم»، و سپس حدیث را ذکر می‌کند و در آن چنین آمده است: «و اگر قدم زنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او می‌روم»، و این «هروله» صفتی از صفات افعال او تعالی است که ایمان به آن بدون بیان چگونگی و بدون تمثیل آن بر ما واجب است؛ زیرا او تعالی از این صفت برای خود سخن گفته و به خود آگاه‌تر است. پس بر ما واجب است آن را بدون بیان چگونگی، قبول کنیم. زیرا بیان کیفیت آن، نسبت دادن چیزی به الله بدون علم است که این کار حرام است، و نیز بدون تمثیل، زیرا الله تعالی می‌فرماید: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ[۲]}، یعنی: {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست}.


[۱] – به معنی با شتاب راه رفتن.

[۲] – سوره شوری، آیه «۱۱».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(92) سئل فضيلة الشيخ: عن صفة الهرولة؟

فأجاب بقوله: صفة الهرولة ثابتة لله تعالى كما في الحديث الصحيح الذي رواه البخاري ومسلم عن أبي هريرة عن النبي ﷺ قال : ” يقول : الله تعالى : أنا عند ظن عبدي بي” فذكر الحديث وفيه: “وإن أتاني يمشي أتيته هرولة”، وهذه الهرولة صفة من صفات أفعاله التي يجب علينا الإيمان بها من غير تكييف ولا تمثيل، لأنه أخبر بها عن نفسه وهو أعلم بنفسه فوجب علينا قبولها بدون تكييف، لأن التكييف قول على الله بغير علم وهو حرام، وبدون تمثيل لأن الله يقول : ( ليس كمثله شيء وهو السميع البصير) (سورة الشورى، الآية “11”) .

مطالب مرتبط:

۷۳ – آیا «دهر» از اسم‌های الله است؟

«دهر» از اسم‌های الله متعال نیست، و کسی که چنین گفته، به دو علت دچار خطا شده است: (۱) اسم‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همه اسم‌های نیکو هستند. یعنی در بالاترین درجه‌ی نیکویی قرار دارند. پس باید مشتمل بر وصف و معنایی نیکوتر از اوصاف و معانی در دلالت این کلمه باشد، و به همین خاطر است که در میان اسم‌های الله تعالی اسم جامدی وجود ندارد، و دهر اسمی جامد است و حامل هیچ معنایی نیست جز اینکه اسمی برای اوقات است. (۲) سیاق حدیث، این را نمی‌پذیرد؛ زیرا فرمود: «من شب و روز را جابجا می‌کنم»، و شب و روز همان دهر هستند. در این صورت ممکن نیست مقلِّب همان مقلَّب باشد.

ادامه مطلب …

۵۷ – استوای الله بر عرش

تفسیر استواء الله تعالی بر عرش خود، با قرار گرفتن بر بالای عرش به گونه‌ای که شایسته‌ی اوست، تفسیر سلف صالح است. امام مفسرین، ابن جریر طبری رَحِمَهُ‌الله در تفسیر خود می‌گوید: «از معانی استواء، علوّ و ارتفاع است. مثل این سخن: استوی فلان علی سریره، یعنی بر آن قرار گرفت»، و همچنین در تفسیر این فرموده‌ی الله تعالی: «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» (یعنی: رحمان – الله – بر عرشش قرار گرفت)، می‌گوید: «او جلّ ذکره می‌گوید: الله بر عرشش مرتفع شده و قرار گرفت».

ادامه مطلب …

۶۴ – در مورد تفسیر رازی در مورد چشم الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از آیات ﴿وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي﴾ و ﴿وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا﴾

اینکه ادعا کرده ظاهر این دو آیه، چیزی است که او می‌گوید، ادعایی باطل است؛ زیرا معنایی که ادعا می‌کند ظاهر آیه است، معنایی باطل است و چنان که خودش اعتراف کرده، هیچ عاقلی آن را نمی‌گوید. بنا بر این وقتی معنا باطل باشد و هیچ عاقلی به آن معتقد نباشد، پس چگونه برای مومن و حتی شخص عاقل جایز است که بگوید: این ظاهر کلام الله تعالی است؟

ادامه مطلب …

۷۴ – درباره‌ حدیث قدسی: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ «دهر» را دشنام می‌دهد…»

فرموده‌ی الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در حدیث مورد اشاره: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد»، یعنی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله‌ی آنچه در حدیث آمده است، اذیت می‌شود. اما اذیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود اثبات نموده، مانند اذیت مخلوق نیست. به دلیل این فرموده‌ی او تعالی: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»، (یعنی: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست).

ادامه مطلب …

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۵۸ – شخصی که می‌گوید: الله تعالی بر عرشش به روشی رمزی استوا کرده

اگر چنین شخصی در این سخن به خوبی تامل کند در می‌یابد که در قرآنِ مبین چیزی که دارای معانی رمزی باشد، وجود ندارد. زیرا رموز مخالف با روشن بودن قرآن کریم و از دلالت‌های آن به دور است. چگونه می‌شود قرآن، رمزی باشد در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى}، (یعنی: و قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده‌ی همه چیز، و هدایت است).

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه