۷۹ – از شیخ رَحِمَهُالله سوال شد: آیا اهل سنت لفظ «ید: دست» را در این فرمودهی الهی تاویل میکنند: {إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ}[۱]، یعنی: {همانا کسانی که با تو بیعت کردند، با الله بیعت کردهاند، و دست الله بالای دست آنهاست}؟
جواب دادند: شایسته است این را بدانیم که نزد اهل سنت، تاویل به طور کامل مذموم نیست. بلکه تاویلی مذموم است که دلیلی بر آن دلالت نکند، و هر آنچه که دلیل بر آن دلالت کند، تفسیر نامیده میشود. فرق نمیکند که این دلیل متصل به نص باشد، یا جدا از آن باشد. پس برگرداندن دلیل از ظاهری که دارد، علی الإطلاق مذموم نیست.
مثال تأویل با دلیل متصل، آن چیزی است که در حدیث ثابت در صحیح مسلم آمده که الله تعالی در حدیث قدسی فرمود: «ای بندهام، گرسنه شدم، مرا غذا نخوراندی، و مریض شدم، مرا عیادت ننمودی». ظاهر این حدیث این است که الله تعالی خودش گرسنه و خودش مریض شده، و قطعا منظور حدیث، چنین نیست. سپس در خودِ حدیث، این را تفسیر کرده، و فرموده است: «گفت: آیا ندانستی که فلان بندهام گرسنه است، اما او را غذا ندادی؟ و فلان بندهام مریض است، اما او را عیادت نکردی؟». چیزی که ظاهرِ لفظ اول را به این معنی برگرداند، خودِ حدیث قدسی است. بنا بر این نمیشود گفت که برگرداندن ظاهرِ لفظ او به این معنیِ دوم، تاویل مذموم است.
همچنین الله تعالی میفرماید: {فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}[۲]، یعنی: {پس هنگامی که قرآن خواندی، پس از شیطان رانده شده به الله پناه ببر}. ظاهر لفظ این است که وقتی قرائت را شروع کردی، اعوذ بالله نگو. اما دلیل منفصل دال بر این است که معنی: «إِذَا قَرَأْتَ» یعنی هنگامی که خواستی بخوانی. اما اینجا از اراده، به فعل تعبیر نموده تا بدین وسیله بیان کند که منظور از آن، ارادهی مقرون به فعل است نه ارادهی گذشته، و اگر تعبیر به فعل منظورش بود، میتوانستیم هنگام صبح به کسی که میخواهد در آخر شب قرآن بخواند، بگوییم از حالا اعوذ بالله بگو، زیرا در آخر شب میخواهی قرآن بخوانی. اما وقتی اراده را به فعل تعبیر کرد، دال بر این است که اراده، همان ارادهای است که مقرون به فعل است.
وقتی این قاعده را فهمیدیم که هر تاویلی که بر اساس دلیل است، مذموم نیست، جواب آیهای را که سائل پرسیده است نیز میفهمیم.
آیا صحابه در صلح حدیبیه با الله بیعت کردند؟ در حقیقت آنها مستقیما با پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بیعت کردند، که در این فرمودهی الله ذکر شده: «یبایعونک: با تو بیعت کردند». اما از آنجا که پیامبر مبلّغ از جانب الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است، پس بیعت با او، بیعت با الله است و هر کسی که با او بیعت میکند مثل این است که با الله بیعت میکند.
و این فرمودهی الله تعالی: «یدالله فوق أیدیهم»، واضح است که در حقیقت دست الله بالای دست آنها نیست، و دستی که هنگام بیعت بالای دست آنها بود، دست پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بود، و پیامبر هم مبلّغ از جانب الله است.
همچنین جایز است چنین بگوییم: منظور از «ید الله فوق أیدیهم» بر سبیل علوّ مطلق است. زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بالای همه چیز است. والله أعلم.
[۱] – سوره فتح، آیه «۱۰».
[۲] – سوره نحل، آیه «۹۸».