جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

۷۵ – درباره‌ی احادیثی که در آن از دست راست و چپ الله جَلَّ‌جَلَالُهُ ذکر شده

۷۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چگونه بین این دو حدیث جمع بندی کنیم: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است»، و این حدیث که می‌فرماید: «سپس هفت طبق زمین را در هم می‌پیچد، سپس آنها را با دست چپش می‌گیرد».

جواب دادند: راویان در مورد کلمه‌ی «با دست چپش»[۱] اختلاف دارند. برخی از آنها این کلمه را اثبات کرده، و برخی دیگر نیز آن را انکار نموده و گفته‌اند صحت آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت نرسیده و اصل این بر می‌گردد به حدیثی که در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است». مقتضای این حدیث این است که چیزی به نام دست راست و دست چپ وجود ندارد. اما امام مسلم در صحیح خود روایتی آورده که دست چپ را برای الله تعالی اثبات می‌کند و وقتی که چنین روایتی وجود دارد، از نظر من با این حدیث: «و هر دو دست او، راست است» منافاتی ندارد. زیرا معنایش این است که دست دیگر، مانند دست چپ به نسبت مخلوقات نیست که از دست راست کارآیی کمتری دارد، و به همین خاطر فرمود: «و هر دو دست او، راست است»، یعنی هیچ نقصی در آنها نیست. پس از آنجا که چه بسا تصور انسان به سمتی رود که فکر کند اثبات دست چپ برای الله به معنای کارآیی کمتر آن نسبت به دست راست است، فرمود: «هر دو دست او، راست است»، و این فرموده‌ی نبوی آن را تایید می‌کند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند»؛ زیرا مقصود حدیث، بیان فضل و مرتبه‌ی آنهاست و اینکه آنها سمت راست الله هستند.

به هر حال، دست‌های او تعالی بدون شک دوتا است، و هر یک، غیر از دیگری است و وقتی دست دیگر را دست چپ توصیف کردیم، منظور این نیست که از دست راست کارآیی کمتری دارد؛ بلکه هر دو دست او تعالی، راست است.

آنچه بر ما واجب است این است که بگوییم: اگر از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است، به آن ایمان می‌آوریم، و اگر ثابت نیست، پس می‌گوییم: هر دو دست او، راست است.


[۱] – لفظ «بشماله» در حدیث.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(75) سئل فضيلة الشيخ: كيف نجمع بين قول النبي ﷺ : ” المقسطون على منابر من نور على يمين الرحمن وكلتا يديه يمين ” وبين قوله ﷺ : ” ثم يطوي الأرضين السبع ثم يأخذهن بشماله”؟

فأجاب بقوله: كلمة ” بشماله ” اختلف فيها الرواة: فمنهم من أثبتها، ومنهم من أنكرها وقال لا تصح عن رسول الله ﷺ وأصل هذه التخطئة هو ما ثبت في صحيح مسلم أن الرسول ﷺ قال : ” المقسطون على منابر من نور على يمين الرحمن وكلتا يديه يمين ” . وهذا يقتضي أنه ليس هناك يد يمين ويد شمال.

ولكن قد روى مسلم في صحيحه إثبات الشمال لله تعالى فإذا كانت محفوظة فهي عندي لا تنافي ” كلتا يديه يمين ” لأن المعنى أن اليد الأخرى ليست كيد الشمال بالنسبة للمخلوق ناقصة عن اليد اليمنى ، فقال : ” كلتا يديه يمين ” أي ليس فيهما نقص. فلما كان الوهم ربما يذهب إلى أن إثبات الشمال يعني النقص في هذه اليد دون الأخرى قال : ” كلتا يديه يمين” ويؤيده قوله: ” المقسطون على منابر من نور على يمين الرحمن” فإن المقصود بيان فضلهم ومرتبتهم وأنهم على يمين الرحمن سبحانه.

وعلى كل فإن يديه سبحانه اثنتان بلا شك، وكل واحدة غير الأخرى وإذا وصفنا اليد الأخرى بالشمال فليس المراد أنها أنقص من اليد اليمنى بل كلتا يديه يمين.

والواجب علينا أن نقول: إن ثبتت عن رسول الله ﷺ نؤمن بها، وإن لم تثبت فنقول : كلتا يديه يمين.

مطالب مرتبط:

۹۰ – تعبیر به تمثیل مقدم است یا تعبیر به تشبیه؟

تعبیر به تمثیل از سه جهت بهتر از تعبیر به تشبیه است. (۱) در قرآن نفی تمثیل آمده، در حالی که نفی تشبیه نیامده (۲) نفی تشبیه در کل صحیح نیست، زیرا هیچ دو موجودی وجود ندارند که بین آنها قدر مشترکی نباشد که در آن با یکدیگر متفق باشند، گر چه در حقیقتش شاید مختلف باشند. (۳) برخی از اهل تعطیل به کسانی که صفات الهی را اثبات می‌کنند، مُشَبَّهه می‌گویند.

ادامه مطلب …

۶۷ – اراده‌ی الله چند نوع است؟

اراده بر دو نوع است: اول: اراده‌ی کَونی. دوم: اراده‌ی شرعی. هر اراده‌ای که به معنای مشیئت باشد، اراده‌ی کَونی، و هر کدام که به معنای محبت باشد، اراده‌ی شرعی است...

ادامه مطلب …

۸۵ – آیا باید صفت «مَلل، (ملالت) را برای الله عز و جل اثبات کنیم؟

در حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده است که فرمود: «همانا الله خسته و ملول نمی‌شود تا اینکه شما خسته و ملول شوید». برخی از علما گفته‌اند این حدیث دال بر اثبات ملالت برای الله است، اما ملالت الله مانند ملالت مخلوق نیست، چه اینکه ملالت مخلوق، نقص است؛ زیرا دال بر خستگی و به تنگ آمدن او از این چیز است. اما ملالت الله، صفت کمال بوده و نقصی در آن نیست و این را مانند صفات دیگری که بر وجه کمال، برای الله ثابت می‌کنیم، اجرا می‌نماییم و گر چه در حق مخلوق، کمال به حساب نمی‌آید.

ادامه مطلب …

۵۱ – عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله و فرق بین اسم و صفت

عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله این است که هر آنچه از اسماء و صفات را که الله برای خود اثبات کرده، بدون تحریف و تعطیل و تعیین چگونگی و بدون تمثیل، اثبات می‌کنند. فرق بین اسم و صفت در این است که اسم: هر چیزی است که الله خود را بدان نامیده، و صفت: هر چیزی است که الله خود را بدان توصیف نموده است، و فرق بین این دو کاملا واضح است.

ادامه مطلب …

۵۸ – شخصی که می‌گوید: الله تعالی بر عرشش به روشی رمزی استوا کرده

اگر چنین شخصی در این سخن به خوبی تامل کند در می‌یابد که در قرآنِ مبین چیزی که دارای معانی رمزی باشد، وجود ندارد. زیرا رموز مخالف با روشن بودن قرآن کریم و از دلالت‌های آن به دور است. چگونه می‌شود قرآن، رمزی باشد در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى}، (یعنی: و قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده‌ی همه چیز، و هدایت است).

ادامه مطلب …

نوشته‌ای در بحث نفی کیفیت صفات الله متعال

سلف، کیفیت صفات را به طور مطلق نفی نمی‌کنند. زیرا نفی مطلق کیفیت، نفی وجود است؛ چه اینکه هیچ موجودی وجود ندارد مگر اینکه دارای کیفیتی است. اما این کیفیت، گاهی معلوم و گاهی مجهول است، و کیفیت ذات الله و صفات او تعالی برای ما مجهول است، و جایز نیست برای هیچ یک از صفات الهی، تعیین کیفیت کنیم.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه