سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

۶۸ – الحاد در اسماء و صفات الله چیست و چه انواعی دارد؟

۶۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: الحاد در اسماء و صفات الله چیست و چه انواعی دارد؟

جواب دادند: الحاد در لغت به معنای متمایل شدن است، و از آن جمله، این فرموده‌ی الهی است: {لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}[۱]، یعنی: {زبانی که این را به آن نسبت می‌دهند، غیر عربی است، و این زبانِ عربیِ روشن است}، و از جمله مثال‌های آن، لحد در قبر است. زیرا به خاطر اینکه به یک طرف میل دارد، آن را لحد گفته‌اند. الحاد جز با شناخت استقامت، فهمیده نمی‌شود. زیرا چنان که می‌گویند: هر چیزی با ضد خود شناخته می‌شود. استقامت در باب اسماء و صفات الهی این است که این اسماء و صفات را بر حقیقت خودشان و همان گونه که شایسته‌ی ذات باری تعالی است، اجرا کنیم؛ بدون اینکه آنها را تحریف یا تعطیل کرده و یا چگونگی آنها را بیان، و یا آنها را مثل اسماء و صفات مخلوقات بدانیم، و بر همان قاعده‌ی آنها را حمل کنیم که اهل سنت و جماعت در این باب دارند. وقتی معنای استقامت در این باب را فهمیدیم، پس خلاف آن، الحاد است.

اهل علم برای الحاد در اسماء و صفات الهی، انواعی را ذکر کرده‌اند که جمعا می‌شود گفت در این جمله خلاصه می‌شود: رویگردانی از معنایی که اعتقاد به آن در باب اسماء و صفات، واجب است. این انواع شامل:

نوع اول: انکار چیزی از اسماء یا هر آنچه که صفات بر آن دلالت می‌دهند. مثال آن: کسی انکار کند که اسم «رحمن» از اسم‌های الله است. چنان که اهل جاهلیت آن را انکار می‌کردند. یا اینکه اسم‌های الله را اثبات کند، اما صفاتی را که این اسم‌ها دال بر آنها هستند، انکار کند. مثل سخن برخی از اهل بدعت که گویند: الله تعالی رحیم است، اما بدون رحمت، و سمیع است، بدون سمع.

نوع دوم: اسمی را به الله تعالی نسبت دهد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خود را بدان اسم ننامیده باشد.

این کار از این جهت الحاد است که اسماء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توقیفی هستند. بنا بر این برای هیچ کس حلال نیست که اسمی به الله تعالی دهد که او تعالی خود را بدان ننامیده باشد؛ زیرا این شامل نسبت دادن چیزی بدون علم، به الله، و تجاوز در حق الله تعالی است. مثال آن، فلاسفه هستند که الله را علت فاعله، و یا نصاری که الله را با نام پدر و امثال آن می‌خوانند.

نوع سوم: معتقد باشد این اسم‌ها دال بر اوصاف مخلوقات هستند و به این صورت، آنها را دال بر تمثیل قرار دهد.

این نوع از این جهت الحاد شمرده می‌شود: کسی که معتقد شد اسم‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دال بر این هستند که الله مثل مخلوقات است، آنها را از مدلول خود خارج کرده و از استقامت در این باب، میل و رویگردانی نموده، و کلام الله و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را دال بر کفر قرار داده است. زیرا تمثیل الله به مخلوقاتش کفر است؛ از این جهت که تکذیب قرآن است که فرموده: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}[۲]، یعنی: {هیچ چیز مثل او نیست، و او شنوای بیناست}، و نیز این فرموده‌ی الهی: {هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا}[۳]، یعنی: {آیا مثیلی برای او می‌شناسی؟}. نُعَیم به حمّاد خزاعی، شیخ امام بخاری رحمهما الله می‌گوید: «کسی که الله را به مخلوقاتش تشبیه کند، بدون شک کافر گشته، و کسی که اوصافی را تکذیب کند که الله خود را به آنها وصف نموده، بدون شک کافر گشته است، و در هر آنچه الله خود را بدانها وصف نموده است، تشبیهی وجود ندارد}.

نوع چهارم: از اسم‌های الله تعالی، نام‌های را برای نامیدن بت‌ها، مشتق کند. مانند اشتقاق «لات» از آلهه، و «عزّی» از عزیز، و «منات» از منّان.

این کار از این جهت الحاد است که اسم‌های الله تعالی خاص به اوست. پس جایز نیست معانی‌هایی را که این اسم‌ها بر آنها دلالت دارند، به احدی از مخلوقات انتقال داد که بدین وسیله عبادت را برای او قرار دهد که آن عبادت شایسته‌ی هیچ کس جز الله عز و جل نیست.

اینها انواع الحاد در اسماء و صفات الله تعالی بودند.


[۱] – سوره نحل، آیه «۱۰۳».

[۲] – سوره شوری، آیه «۱۱».

[۳] – سوره مریم، آیه «۶۵».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(68) سئل فضيلة الشيخ: عن الإلحاد في أسماء الله تعالى وأنواعه؟

فأجاب قائلاً: الإلحاد في اللغة: هو الميل، ومنه قول الله تعالى: (لسان الذي يلحدون إليه أعجمي وهذا لسان عربي مبين‌) (سورة النحل، الآية ” 103 “). ومنه اللحد في القبر فإنه سمي لحداً لميله إلى جانب منه، ولا يعرف الإلحاد إلا بمعرفة الاستقامة، لأنه كما قيل : بضدها تتبين الأشياء. فالاستقامة في باب أسماء الله وصفاته أن نجري هذه الأسماء والصفات على حقيقتها اللائقة بالله عَزَّوَجَلَّ من غير تحريف، ولا تعطيل، ولا تكييف، ولا تمثيل، على القاعدة التي يمشي عليها أهل السنة والجماعة في هذا الباب، فإذا عرفنا الاستقامة في هذا الباب فإن خلاف الاستقامة هو الإلحاد، وقد ذكر أهل العلم للإلحاد في أسماء الله تعالى أنواعاً يجمعها أن نقول: هو الميل بها عما يجب اعتقاده فيها. وهو على أنواع:

النوع الأول: إنكار شيء من الأسماء، أو ما دلت عليه من الصفات، ومثاله: من ينكر أن اسم الرحمن من أسماء الله تعالى كما فعل أهل الجاهلية، أو يثبت الأسماء، ولكن ينكر ما تضمنته من الصفات كما يقول : بعض المبتدعة : أن الله تعالى رحيم بلا رحمة، وسميع بلا سمع.

النوع الثاني: أن يسمي الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بما لم يسم به نفسه. ووجه كونه إلحاداً أن أسماء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توقيفية ، فلا يحل لأحد أن يسمي الله تعالى باسم لم يسم به نفسه، لأن هذا من القول على الله بلا علم ومن العدوان في حق الله عَزَّوَجَلَّ وذلك كما صنع الفلاسفة فسموا الإله بالعلة الفاعلة، وكما صنع النصارى فسموا الله تعالى باسم الأب ونحو ذلك.

النوع الثالث: أن يعتقد أن هذه الأسماء دالة على أوصاف المخلوقين، فيجعلها دالة على التمثيل.

ووجه كونه إلحاداً: أن من اعتقد أن أسماء الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دالة على تمثيل الله بخلقه فقد أخرجها عن مدلولها ومال بها عن الاستقامة وجعل كلام الله وكلام رسوله ﷺ دالاً على الكفر، لأن تمثيل الله بخلقه كفر لكونه تكذيباً لقوله تعالى : ( ليس كمثله شيء وهو السميع البصير) (سورة الشورى، الآية ” 11 “). ولقوله : ( هل تعلم له سمياً‌) (سورة مريم، الآية ” 65 “). قال نعيم بن حماد الخزاعي شيخ البخاري رحمهما الله: ” من شبه الله بخلقه فقد كفر، ومن جحد ما وصف الله به نفسه فقد كفر، وليس فيما وصف الله به نفسه تشبيه”.

النوع الرابع: أن يشتق من أسماء الله تعالى أسماء للأصنام، كاشتقاق اللات من الله ، والعزى من العزيز، ومناة من المنان.

ووجه كونه إلحاداً: أن أسماء الله تعالى خاصة به، فلا يجوز أن تنقل المعاني الدالة عليها هذه الأسماء إلى أحد من المخلوقين ليعطى من العبادة مالا يستحقه إلا الله عَزَّوَجَلَّ . هذه أنواع الإلحاد في أسماء الله تعالى.

مطالب مرتبط:

۸۳ – آیا صفت«نسیان» (فراموشی) به الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ تعلق دارد؟

نسیان دارای دو معناست: اول: فراموش کردن چیزی معلوم. دوم برای نسیان: ترک کردن از روی آگاهی و عمد. اینکه الله تعالی چیزی را ترک کند، یکی از صفات فعلی اوست که متعلق به اراده‌ی او تعالی و تابع حکمت او است...

ادامه مطلب …

۵۹ – منظور از اینکه استوای الله «علوّی بر عرش است که خاص به اوست آن گونه که لایق جلالت و عظمتش باشد» چیست؟

منظور علُوّی خاص بر عرش است، نه علِوّ عامی که شامل همه‌ی مخلوقات می‌شود. به همین خاطر درست نیست بگوییم که بر مخلوقات یا بر آسمان یا بر زمین قرار گرفت، گر چه او بالای همه‌ی اینهاست، و چنین می‌گوییم که او بالای همه‌ی مخلوقات است. بالای آسمان و زمین و غیره است. اما در مورد عرش می‌گوییم: الله تعالی بر بالای عرش و بر آن قرار گرفته است. استواء، خاص‌تر از مطلق علوّ است، و به همین خاطر قرار گرفتن الله تعالی بر عرشش از صفات فعلی است که متعلق به مشیئت و اراده‌ی او تعالی است، که بر خلاف علوّ است. زیرا علوّ، از صفات ذاتی او تعالی است که به هیچ وجه از او جدا نمی‌شود.

ادامه مطلب …

۶۷ – اراده‌ی الله چند نوع است؟

اراده بر دو نوع است: اول: اراده‌ی کَونی. دوم: اراده‌ی شرعی. هر اراده‌ای که به معنای مشیئت باشد، اراده‌ی کَونی، و هر کدام که به معنای محبت باشد، اراده‌ی شرعی است...

ادامه مطلب …

۷۷ – درباره‌ی چیزهایی که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ به خود نسبت می‌دهد؛ مثل: «وجه الله»، «ید الله»، و امثال آن

انواع چیزهایی که الله تعالی به خود اضافه می‌کند، سه تا است (۱) عینی که قائم به نفس خود است. (۲) عینی که قائم به نفس نیست، بلکه قائم به غیر است. (۳) اینکه وصفی محض باشد که مضاف در آن، صفت الله باشد، و این نوع، غیر مخلوق است.

ادامه مطلب …

۵۲ – آیا اسماء الله تعالی محصور هستند؟

اسم‌های الله تعالی محصور در عدد معینی نیستند. دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث صحیح است که فرمود: «پروردگارا، من بنده‌ی تو، و پسر بنده‌ی تو، و پسر کنیز تو هستم»، تا آنجا که فرمود: «از تو به وسیله‌ی هر اسمی که متعلق به توست، خود را به آن نامیده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای، یا کسی از مخلوقاتت را به آن آگاه نموده‌ای، یا در علم غیبی که نزد خودت است، آن را برای خود برگزیده‌ای، می‌خواهم...» و آنچه که الله در علم غیب برای خود برگزیده است، امکان آگاهی یافتن به آن وجود ندارد، و هر چیزی که معلوم نباشد، محصور نیست.

ادامه مطلب …

۹۱ – فرق بین تشبیه و تمثیل در اسماء و صفات چیست؟

گفتن «تمثیل» به جای «تشبیه» بهتر است چون (۱) موافق با لفظ قرآن است. (۲) تشبیه تبدیل به وصفی شده که مردم در فهم آن دچار اختلاف هستند. (۳) نفی تشبیه به صورت کلی بین صفات خالق و صفات مخلوق صحیح نیست. اما نفی تمثیل به صورت مطلق، صحیح است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه