پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

۶۶ – از شیخ سوال شد: اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد، چیستند؟ همچنین اموری که شایسته نیست به مشیئت الله تعلق داده شوند، چیستند؟

جواب دادند: هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: {وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا (۲۳) إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}[۱]، یعنی: {و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد}. اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

مثلا اگر کسی به شما گفت: امسال ان شاءالله ماه رمضان شب یکشنبه شروع شد. در اینجا احتیاجی به گفتن ان شاءالله نیست. چون گذشته و همه هم فهمیده‌اند. یا اگر کسی به شما گفت: لباسم را پوشیدم إن شاءالله، در حالی که آن لباس را پوشیده است، زیبا نیست که این را به مشیئت واگذار کند؛ چون این چیزی است که گذشته و به اتمام رسیده است. اما اگر قصد تعلیل دارد، یعنی قصد این را دارد که بگوید پوشیدن آن لباس به مشیئت الله بوده، اشکالی ندارد.

اگر کسی هنگامی که نماز خواند، گفت: نماز خواندم ان شاءالله؛ اگر منظورش فعل نماز است، استثناء در اینجا شایسته نیست؛ زیرا او نماز را خوانده است. اما اگر منظورش این بود که ان شاءالله نمازش مقبول درگاه الهی شود، درست است که بگوید ان شاءالله؛ چون نمی‌داند که نمازش پذیرفته شده یا خیر.


[۱] – سوره کهف، آیه «۲۲،۲۳».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(66) سئل فضيلة الشيخ: ما الأمور التي يجب تعليقها بالمشيئة والأمور التي لا ينبغي تعليقها بالمشيئة؟

فأجاب بقوله: كل شيء مستقبل فإن الأفضل أن تعلقه بالمشيئة لقول الله تعالى: ( ولا تقولن لشيء إني فاعل ذلك غداً . إلا أن يشاء الله(. أما الشيء الماضي فلا يعلق بالمشيئة إلا إذا قصد بذلك التعليل.

فمثلاً لو قال لك شخص : دخل شهر رمضان هذا العام ليلة الأحد إن شاء الله . فلا يحتاج أن نقول : إن شاء الله لأنه مضى وعلم. ولو قال لك قائل : لبست ثوبي إن شاء الله وهو لا بسه فلا يحسن أن يعلق بالمشيئة لأنه شيء مضى وانتهى إلا إذا قصد التعليل أي قصد أن اللبس كان بمشيئة الله . فهذا لا بأس به.

فلو قال قائل حين صلى : صليت إن شاء الله إن قصد فعل الصلاة فإن الاستثناء هنا لا ينبغي، لأنه صلى وإن قصد إن شاء الله الصلاة المقبولة فهنا يصح أن يقول : إن شاء الله، لأنه لا يعلم أقبلت أم لم تقبل.

مطالب مرتبط:

۸۷ – حکم کسی که چیزی از اسماء یا صفات الله تعالی را انکار کند

انکار اسما و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ دو نوع است: (۱) انکاری که به معنای تکذیب باشد. که بدون شک کفر است. (۲) انکار به معنی تاویل، که به معنای تکذیب کردن نیست، اما آن را تاویل می‌کند...

ادامه مطلب …

۵۸ – شخصی که می‌گوید: الله تعالی بر عرشش به روشی رمزی استوا کرده

اگر چنین شخصی در این سخن به خوبی تامل کند در می‌یابد که در قرآنِ مبین چیزی که دارای معانی رمزی باشد، وجود ندارد. زیرا رموز مخالف با روشن بودن قرآن کریم و از دلالت‌های آن به دور است. چگونه می‌شود قرآن، رمزی باشد در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى}، (یعنی: و قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده‌ی همه چیز، و هدایت است).

ادامه مطلب …

۶۳ – اثبات دو چشم برای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ و دلیل آن

اول: اینکه الله تعالی دو چشم دارد. این عقیده‌ای است که نزد اهل سنت و جماعت معروف است و تا جایی که می‌دانم هیچ کس از آنها خلاف این را نگفته است، و ابو الحسن اشعری این را در کتابش «اختلاف المصلین و مقالات الإسلامیین» از آنها نقل می‌کند. او می‌گوید: "قول اهل سنت و اصحاب حدیث". سپس مسائلی را ذکر می‌کند، و سپس می‌گوید: «و اینکه او دارای دو چشم است بدون تعیین کیفیت آنها...

ادامه مطلب …

۸۴ – آیا صفت «ملالت» برای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از حدیث، ثابت است؟

قاعده‌ای که نزد اهل سنت وجود دارد این است که ما الله جَلَّ‌جَلَالُهُ را با اوصافی که او خود را بدانها وصف کرده بدون تمثیل و بیان کیفیت، وصف می‌کنیم. وقتی که حدیث دال بر این است که الله دارای ملالت است، پس ملالت او همانند ملالت ما نیست. بلکه ملالتی است که هیچ نوع نقصی در آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

۷۲ – آیا «منّان» و «منتقم» و «هادی» و «معین» از اسم‌های الله عز و جل هستند؟

صحت اسم «منّان» از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به اثبات رسیده است. اما اسم «منتقم» از اسم‌های الله نیست. اسم «هادی» را برخی علما گفته‌اند از اسم‌های الله تعالی است، و عده‌ی دیگری گفته‌اند: خیر، بلکه از اوصاف الله تعالی بوده و اسم نیست. «معین» نیز از اسم‌های الله نیست. اما یکی از اوصاف اوست.

ادامه مطلب …

۵۰ – تقسیم اهل سنت در مدارس به این دو گروه: مدرسه‌ی ابن تیمیه و شاگردانش، و مدرسه‌ی اشاعره و ماتریدیه

واضح است که بین این دو مدرسه اختلاف آشکاری در منهج، در مسائلی که مربوط به أسماء و صفات الله می‌شود، وجود دارد. معلمان مدرسه‌ی اولی چنین مقرر کرده‌اند که در نصوصی که متعلق به أسماء و صفات الله است، ابقای آنها بر ظاهرشان واجب است و همراه با آن، آنچه از تمثیل یا بیان چگونگی  را که واجب است از الله تعالی نفی شود، نفی می‌کنند. اما معلمان مدرسه‌ی دومی واجب می‌دانند که باید در نصوصی که به أسماء و صفات الله تعلق دارند، از معنای ظاهری خارج شد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه