یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

۴۹ – حکم پوشیدن دستبند یا النگو برای درمان

۴۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد حکم پوشیدن دستبند یا النگو برای درمان روماتیسم سوال شد.

جواب دادند: بدان که دوا، سبب شفا گرفتن است و مسبِّب الله تعالی است. بنا بر این هیچ سببی جز آنچه که الله آن را سبب قرار داده، وجود ندارد، و اسبابی که الله تعالی آنها را سبب قرار داده، دو نوع است:

نوع اول: اسباب شرعی مثل قرآن کریم و دعا؛ چنان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد سوره‌ی فاتحه می‌فرماید: «و نمی‌دانی که آن، چه رقیه‌ای است»، و همان گونه که ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مریضان را با دعا، رقیه می‌کردند، و الله نیز هر کس را که می‌خواست، با دعای او شفا می‌داد.

نوع دوم: اسباب حسی مانند دواهای مادی مانند عسل که شرع آنها را معرفی کرده است، یا دواهایی که از طریق تجربه به دست آمده‌اند، و تاثیر این نوع از دوا حتما باید از طریق استفاده‌ی مستقيم باشد نه از طریق وهم و خیال. وقتی تاثیر آن از طریق استفاده‌ی مستقيم و محسوس به اثبات رسید، درست است که به عنوان دوایی که به اذن الله، شفا از آن حاصل می‌شود، مورد استفاده قرار گرفت. اما زمانی که فقط مجرد اوهام و خیالاتی باشد که مریض آن را تصور می‌کند و به این وسیله دچار آرامش روحی می‌شود و تحمل مریضی برایش آسان می‌شود و چه بسا باعث ايجاد نشاط روحی شده و مرض را از بین ببرد؛ جایز نیست به چنین چیزی اعتماد شده و آن را به عنوان دارو به حساب آورد تا انسان به دنبال این اوهام و خیالات راه نیفتد. به همین خاطر از پوشیدن حلقه، پارچه و امثال آنها برای رفع مریضی یا دفع آن، نهی شده است. زیرا این کار، سببی شرعی یا حسی نیست، و هر چیزی که سبب بودن شرعی یا حسی آن ثابت نشده باشد، جایز نیست به عنوان سبب قرار گیرد. زیرا قرار دادن آن به عنوان سبب، نوعی منازعه با الله تعالی در ملک او و شرک ورزیدن به اوست. به طوری که با الله تعالی در قرار دادن اسباب برای مسبباتشان خود را شریک قرار داده است، و شیخ محمد بن عبدالوهاب رَحِمَهُ‌الله برای این مساله در کتاب توحید بابی قرار داده است با عنوان: «باب: از انواع شرک، پوشیدن حلقه و پارچه و امثال آنها برای دفع بلا یا رفع آن است».

بنده تصور می‌کنم دستبندی که صاحب داروخانه به شخصی که روماتیسم دارد، می‌دهد، و در سوال ذکر شده، از این نوع است، و از آنجا که این دستبند سببی شرعی یا حسی ندارد که رابطه‌ی مستقیمی با روماتیسم داشته باشد تا آن را درمان کند، برای مریض شایسته نیست از آن استفاده کند تا اینکه علت سبب بودن آن مشخص شود. والله الموفق.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(49) وسئل فضيلة الشيخ: عن حكم لبس السوار لعلاج الروماتيزم؟

فأجاب حَفِظَهُ‌الله بقوله: اعلم أن الدواء سبب للشفاء والمسبب هو الله تعالى فلا سبب إلا ما جعله الله تعالى سبباً والأسباب التي جعلها الله تعالى أسباباً نوعان:

النوع الأول: أسباب شرعية كالقرآن الكريم والدعاء كما قال النبي ﷺ في سورة الفاتحة : “وما يدريك أنها رقية ” وكما كان النبي ﷺ يرقي المرضى بالدعاء لهم فيشفي الله تعالى بدعائه من أراد شفاءه به.

النوع الثاني: أسباب حسية كالأدوية المادية المعلومة عن طريق الشرع كالعسل، أو عن طريق التجارب مثل كثير من الأدوية وهذا النوع لابد أن يكون تأثيره عن طريق المباشرة لا عن طريق الوهم والخيال فإذا ثبت تأثيره بطريق مباشر محسوس صح أن يتخذ دواء يحصل به الشفاء بإذن الله تعالى أما إذا كان مجرد أوهام وخيالات يتوهمها المريض فتحصل له الراحة النفسية بناء على ذلك الوهم والخيال ويهون عليه المرض وربما ينبسط السرور النفسي على المرض فيزول، فهذا لا يجوز الاعتماد عليه ولا إثبات كونه دواء، لئلا ينساب الإنسان وراء الأوهام والخيالات، ولهذا نُهي عن لبس الحلقة والخيط ونحوهما لرفع المرض أو دفعه، لأن ذلك ليس سبباً شرعياً ولا حسياً، ومالم يثبت كونه سبباً شرعياً ولا حسياً لم يجز أن يجعل سبباً فإن جعله سبباً نوع من منازعة الله تعالى في ملكه وإشراك به حيث شارك الله تعالى في وضع الأسباب لمسبباتها، وقد ترجم الشيخ محمد بن عبد الوهاب رَحِمَهُ‌الله لهذه المسألة في كتاب التوحيد بقوله : ” باب من الشرك لبس الحلقة والخيط ونحوهما لدفع البلاء أو رفعه”.

وما أظن السوار الذي أعطاه الصيدلي لصاحب الروماتيزم الذي ذكر في السؤال إلا من هذا النوع، إذ ليس ذلك السوار سبباً شرعياً ولا حسياً تعلم مباشرته لمرض الروماتيزم حتى يبرئه فلا ينبغي للمصاب أن يستعمل ذلك السوار حتى يعلم وجه كونه سبباً والله الموفق.

مطالب مرتبط:

۳۲ – آیا جایز است که انسان برای خودش دعای مرگ کند؟

دعای انسان برای مردن خود، حرام بوده و جایز نیست. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «هیچ یک از شما به خاطر ضرری که به او رسیده است، تمنای مرگ نکند».

ادامه مطلب …

۳۸ – اخلاص در دعا به چه معناست؟

معنای اخلاص برای الله تعالی این است که شخص با عبادت الله، قصد تقرب به او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسیدن به دار کرامت او را داشته باشد». اما هنگامی که بنده منظور دیگری از عبادت کردن داشته باشد، بر حسب اقسامی که ذکر می‌شود، دارای تفصیل است...

ادامه مطلب …

۳۳ – گفتن «إن شاء الله» در دعا

شایسته نیست زمانی که انسان دعا می‌کند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چیزی می‌خواهد، بگوید: «إن شاء الله». بلکه باید با عزم آن را بخواهد و رغبتش را زیاد کند. زیرا کسی نمی‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را مجبور به کاری کند، و او جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»، (یعنی: مرا بخوانید، شما را اجاب می‌کنم).

ادامه مطلب …

۳۶ – چرا بعضی دعاها استجابت نمی‌شود، در حالی که الله فرموده است: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؟

الله عز و جل می‌فرماید: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»، (یعنی: و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید، شما را اجابت می‌کنم. همان کسانی از خواندن من رویگردانی می‌کنند، به زودی با خواری وارد جهنم می‌شوند). سوال کننده می‌گوید که دعا می‌کند و از الله عز و جل می‌خواهد، اما الله دعایش را اجابت نمی‌کند...

ادامه مطلب …

۳۷ – ساختن دعای مخصوص معلّمان برای شوخی

برخی از دانش آموزان دعاهایی برای شوخی و خنده بین همدیگر نقل می‌کنند. به طوری که برای معلم هر درسی دعای خاصی مربوط به درس او درست کرده‌اند. حکم این کار چیست؟

ادامه مطلب …

۴۷ – آیا عدم جواز برای تبرک به آب دهان کسی با روایت «بسم الله تربة أرضنا، بریقة بعضنا، یشفی سقیمنا بإذن الله» تناقض دارد؟

نظر جمهور بر این است که این حدیث در مورد هر شخصی که رقیه می‌کند و در هر جایی که باشد، درست است. اما این از باب تبرک جستن به مجرد آب دهان نیست. بلکه منظورش آب دهانی است که همراه با رقیه، و خاکی است که برای شفاست و نه فقط مجرد تبرک است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه