جمعه 26 جمادی‌الاول 1448
۱۵ آبان ۱۴۰۵
6 نوامبر 2026

۴۲ – تعلق خاطر داشتن به اسباب

۴۲ – از شیخ سوال شد: حکم تعلق داشتن به اسباب چیست؟

جواب دادند: تعلق داشتن به اسباب، چند نمونه است:

اول: آنچه که در اصل خود با توحید منافات دارد، و آن این است که انسان به چیزی تعلق داشته باشد که امکان ندارد تاثیری داشته و بشود کاملا بر آن اعتماد کرد و از الله تعالی هم روی گردان باشد؛ مثل تعلق قبر پرستان در هنگام بروز مصائب و مشکلات به کسی که در قبر خوابیده است. این عمل شرک اکبر بوده و انسان را از اسلام خارج می‌کند و حکم کسی که این کار را می‌کند، همان است که الله تعالی فرموده است: {إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}[۱]، یعنی: {یقینا کسی که به الله شرک ورزد، الله بهشت را بر او حرام کرده و جایگاهش آتش است، و ظالمان را هیچ یاوری نیست}.

دوم: به سبب شرعی صحیحی چنگ زند و با این حال، از مسبِّب که الله تعالی است غافل باشد. این نوعی از شرک است، اما شخص را از دین خارج نمی‌کند؛ زیرا اعتمادش بر سبب بوده و مسبِّب را که الله تعالی است از یاد برده است.

سوم: به مجرد سبب تعلق خاطر داشته باشد فقط به این خاطر که سبب است، و همراه با آن، اعتماد اصلی‌اش بر الله باشد و معتقد باشد این سبب از جانب الله است و اگر او بخواهد، آن را قطع و اگر بخواهد آن را ابقاء می‌کند و اعتقاد داشته باشد که این سبب هیچ اثری در مشیت و خواسته‌ی الهی ندارد. این مورد نه با اصل توحید و نه با کمال آن منافاتی ندارد.

با وجود اسباب شرعی صحیح، برای انسان شایسته است که تعلقی به سبب نداشته باشد. بلکه تعلقش فقط به الله باشد. کارمندی که قلبش کاملا به حقوقی که می‌گیرد تعلق دارد، و همراه با آن، از الله نیز به عنوان مسبِّب، غافل است، این نوعی از شرک است. اما هنگامی که معتقد باشد حقوق، سبب، و مسبِّب، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، این منافاتی با توکل ندارد. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز از اسباب استفاده می‌کرد در حالی که اعتمادش بر مسبِّب بود که الله است.


[۱]– سوره مائده، آیه «۷۲».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(42) سئل فضيلة الشيخ: ما حكم التعلق بالأسباب؟

فأجاب حَفِظَهُ‌الله بقوله : التعلق بالأسباب أقسام:

القسم الأول : ما ينافي التوحيد في أصله، وهو أن يتعلق الإنسان بشيء لا يمكن أن يكون له تأثير ويعتمد عليه اعتماداً كاملاً معرضاً عن الله مثل تعلق عباد القبور بمن فيها عند حلول المصائب وهذا شرك أكبر مخرج عن الملة وحكم الفاعل ما ذكره الله تعالى بقوله : ( إنه من يشرك بالله فقد حرم الله عليه الجنة ومأواه النار وما للظالمين من أنصار) (سورة المائدة، الآية “72”).

القسم الثاني: أن يعتمد على سبب شرعي صحيح مع غفلته عن المسبِّب وهو الله تعالى فهذا نوع من الشرك ولكن لا يخرج من الملة، لأنه اعتمد على السبب ونسي المسبب وهو الله تعالى.

القسم الثالث: أن يتعلق بالسبب تعلقاً مجرداً لكونه سبباً فقط، مع اعتماده الأصلي على الله فيعتقد أن هذا السبب من الله، وأن الله لو شاء قطعه ولو شاء لأبقاه وأنه لا أثر للسبب في مشيئة الله عَزَّوَجَلَّ فهذا لا ينافي التوحيد لا أصلاً ولا كمالاً.

ومع وجود الأسباب الشرعية الصحيحة ينبغي للإنسان أن لا يعلق نفسه بالسبب بل يعلقها بالله، فالموظف الذي يتعلق قلبه بمرتبه تعلقاً كاملاً مع الغفلة عن المسبب وهو الله فهذا نوع من الشرك، أما إذا اعتقد أن المرتب سبب والمسبب هو الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فهذا لا ينافي التوكل، والرسول ﷺ كان يأخذ بالأسباب مع اعتماده على المسبب وهو الله عَزَّوَجَلَّ.

مطالب مرتبط:

۴۳ – حکم رقیه کردن و حکم نوشتن آیات و آویزان کردن آن در گردن مریض

رقیه خواندن بر مریضی که دچار سحر یا بیماری دیگری شده است، در صورتی که از قرآن کریم یا از ادعیه‌ی مباح باشد، اشکالی ندارد. زیرا ثابت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اصحابشان را رقیه می‌کردند. اما در مورد نوشتن آیات و اذکار و آویزان کردن آن، اهل علم اختلاف دارند.

ادامه مطلب …

۴۶ – حکم دمیدن در آب

دمیدن در آب بر دو نوع است. نوع اول: منظورش از دمیدن در آب، تبرک جستن به آب دهان شخص دمنده باشد. بدون شک این کار حرام و نوعی از شرک است. نوع دوم: انسان با نفسی که با آن قرآن تلاوت کرده است، در آب بدمد. این اشکالی ندارد و برخی از سلف آن را انجام داده‌اند.

ادامه مطلب …

۳۶ – چرا بعضی دعاها استجابت نمی‌شود، در حالی که الله فرموده است: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؟

الله عز و جل می‌فرماید: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»، (یعنی: و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید، شما را اجابت می‌کنم. همان کسانی از خواندن من رویگردانی می‌کنند، به زودی با خواری وارد جهنم می‌شوند). سوال کننده می‌گوید که دعا می‌کند و از الله عز و جل می‌خواهد، اما الله دعایش را اجابت نمی‌کند...

ادامه مطلب …

۳۸ – اخلاص در دعا به چه معناست؟

معنای اخلاص برای الله تعالی این است که شخص با عبادت الله، قصد تقرب به او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسیدن به دار کرامت او را داشته باشد». اما هنگامی که بنده منظور دیگری از عبادت کردن داشته باشد، بر حسب اقسامی که ذکر می‌شود، دارای تفصیل است...

ادامه مطلب …

۳۳ – گفتن «إن شاء الله» در دعا

شایسته نیست زمانی که انسان دعا می‌کند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چیزی می‌خواهد، بگوید: «إن شاء الله». بلکه باید با عزم آن را بخواهد و رغبتش را زیاد کند. زیرا کسی نمی‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را مجبور به کاری کند، و او جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»، (یعنی: مرا بخوانید، شما را اجاب می‌کنم).

ادامه مطلب …

۳۹ – آیا می‌شود که به کلمات الله پناه برد؟

بله، جایز است. زیرا کلمات الله جزئی از صفات اوست، و به همین خاطر برخی از علما به این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم استدلال کرده‌اند که می‌فرماید: «کسی که در منزلگاهی فرود آمد و گفت: پناه می‌برم به کلمات الله از شر آنچه که خلق کرده است، چیزی به او آسیبی نمی‌رساند تا اینکه آنجا را ترک کند»...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه