دوشنبه 27 رمضان 1447
۲۵ اسفند ۱۴۰۴
16 مارس 2026

(۵۶۱) معنای کلمه‌ی “الحمدُ لله وَكَفَى”

(۵۶۱) سوال: می‌شنوم که برادران در نشست‌های دینی و خوب می‌گویند: (الحمدُ لله وَكَفَى): (حمد و ستایش مخصوص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و او کافی است)؛ لطفا درباره‌ی معنای کلمه‌ی “وَكَفَى” توضیح دهید.

جواب:

الحمدُ لله وَكَفَى” يعنی: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای بنده‌اش  كافی است؛ چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلَيْسَ الله بِكَافٍ عَبْدَهُ} [زمر: ۳۶]: (آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟) همچنین می‌فرماید: {وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى الله فَهُوَ حَسْبُهُ} [الطلاق: ۳]: (هر کس بر الله توکل نماید، او برایش کافی است) یعنی برای امور و کارهایش او را کفایت می‌کند. فاعل فعل “كَفَى” الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است بدین معنا که: الحمدلله و الله برای بنده‌اش کافی است؛ همان طور که در آیات آمده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلَيْسَ الله بِكَافٍ عَبْدَهُ}.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أسمع من الإخوة في الندوات الطيبة الدينية قولهم: “الحمد لله وكفى”. فأرجو التكرم بتوضيح حكم هذه الكلمة: وكفى.

فأجاب رحمه الله تعالى: معنى قولهم: الحمد لله وكفي. أي: أن الله تعالى كاف عبده، كما قال الله تعالى: ﴿أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَه﴾ [الزمر: ٣٦]. وقال تعالى: ﴿ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ﴾ [الطلاق: ٣]. أي كافيه شئونه وأموره، فالفاعل في قوله وكفى. هو الله عز وجل، وليس معنى قوله: وكفى. أي كفى قولي. بل المعنى: الحمد الله وكفى الله، أي: إن الله تعالى كافٍ عبده، كما في الآيات التي قال الله فيها: ﴿أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَه[الزمر: ٣٦].

مطالب مرتبط:

(۵۵۶) حکم اسنفاده از جمله‌ی “به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این‌ را به من بده”.

این سخن، جایز نیست؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را واسطه قرار داده و با نام او از مخلوق الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ درخواست می‌کند.

ادامه مطلب …

(۵۶۶) حکم گفتن عبارت “عَسَاكَ تَبارَكَ”: (پر برکت باد)

مردم عوام همان طور که منظورشان است، هرگاه چنین بگویند، معنایش این است که با این عبارت از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهند که آن چیز را پربرکت قرار دهد.

ادامه مطلب …

(۵۴۴) حکم اسم “محسن” برای اشخاص

نام‌گذاری به آن تا زمانی که قصد شخص، فقط اسم باشد، ایرادی ندارد زیرا از جمله اصحاب پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شخصی بود که حكيم نام داشت در حالی که حكيم از نام‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

ادامه مطلب …

(۵۳۷) حکم این سخن: “الله ما را امتحان و آزمایش نکند” چیست؟

منظور از آزمایش و امتحانی که در سؤال مطرح شد، امتحان و آزمایش در شر و بدی است لذا گفتن آن با این معنا، ایرادی ندارد. زیرا انسان از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهد که او را به چیزهای ناخوشایند و بد، دچار نکند.

ادامه مطلب …

(۵۳۵) حکم گفتن این دعا: “ای الله! با عدل خویش با ما رفتار مکن؛ بلکه با عفو و گذشت خود با ما رفتار کن”

نیازی به گفتن آن نیست، وگرنه بر کسی پوشیده نیست که اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با عدل خویش با مردم رفتار کند، همگی را هلاک می‌نمود.

ادامه مطلب …

(۵۵۷) حکم گفتن جمله‌ی “الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از تو حیا نمی‌کند”

به کاربردن این سخن جایز نیست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه