چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

(۵۶۱) معنای کلمه‌ی “الحمدُ لله وَكَفَى”

(۵۶۱) سوال: می‌شنوم که برادران در نشست‌های دینی و خوب می‌گویند: (الحمدُ لله وَكَفَى): (حمد و ستایش مخصوص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و او کافی است)؛ لطفا درباره‌ی معنای کلمه‌ی “وَكَفَى” توضیح دهید.

جواب:

الحمدُ لله وَكَفَى” يعنی: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای بنده‌اش  كافی است؛ چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلَيْسَ الله بِكَافٍ عَبْدَهُ} [زمر: ۳۶]: (آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟) همچنین می‌فرماید: {وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى الله فَهُوَ حَسْبُهُ} [الطلاق: ۳]: (هر کس بر الله توکل نماید، او برایش کافی است) یعنی برای امور و کارهایش او را کفایت می‌کند. فاعل فعل “كَفَى” الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است بدین معنا که: الحمدلله و الله برای بنده‌اش کافی است؛ همان طور که در آیات آمده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلَيْسَ الله بِكَافٍ عَبْدَهُ}.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أسمع من الإخوة في الندوات الطيبة الدينية قولهم: “الحمد لله وكفى”. فأرجو التكرم بتوضيح حكم هذه الكلمة: وكفى.

فأجاب رحمه الله تعالى: معنى قولهم: الحمد لله وكفي. أي: أن الله تعالى كاف عبده، كما قال الله تعالى: ﴿أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَه﴾ [الزمر: ٣٦]. وقال تعالى: ﴿ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ﴾ [الطلاق: ٣]. أي كافيه شئونه وأموره، فالفاعل في قوله وكفى. هو الله عز وجل، وليس معنى قوله: وكفى. أي كفى قولي. بل المعنى: الحمد الله وكفى الله، أي: إن الله تعالى كافٍ عبده، كما في الآيات التي قال الله فيها: ﴿أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَه[الزمر: ٣٦].

مطالب مرتبط:

(۵۳۱) نظرتان درباره‌ی عبارت: : “(ای الله! از علمی که سودی ندارد به تو پناه می‌برم)” چیست؟

منظور علمی است که با قید (غیر سودمند) وصف شده است زیرا علم، سودمند یا زیان‌بار است

ادامه مطلب …

(۵۶۶) حکم گفتن عبارت “عَسَاكَ تَبارَكَ”: (پر برکت باد)

مردم عوام همان طور که منظورشان است، هرگاه چنین بگویند، معنایش این است که با این عبارت از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهند که آن چیز را پربرکت قرار دهد.

ادامه مطلب …

(۵۴۶) آیا نام‌گذاری به (عبد الحارث) شرك است؟

نام‌گذاری "عبد الحارث" نسبت دادن عبودیت و بندگی به مخلوق است؛ زیرا "حارث" از صفت‌های مخلوق است؛ بنابراین جایز نیست که انسان، فرزندش را با چنان نام نهد که بنده و عبادت‌گزار غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد.

ادامه مطلب …

(۵۴۴) حکم اسم “محسن” برای اشخاص

نام‌گذاری به آن تا زمانی که قصد شخص، فقط اسم باشد، ایرادی ندارد زیرا از جمله اصحاب پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شخصی بود که حكيم نام داشت در حالی که حكيم از نام‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

ادامه مطلب …

(۵۳۲) – آیا عبارت “کسی که کفر را نقل می‌کند، کافر نیست” صحیح است؟

این عبارت، حديث رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیست بلکه سخن علما است که صحیح می‌باشد؛ بدین معنا است که: کسی که سخن کافران را نقل قول کند، کافر نمی‌شود.

ادامه مطلب …

(۵۳۹) حکم گفتن بعضی آیات، هنگام شنیدن خبری ناگوار

هنگام شنیدن حادثه یا چیز هولناک بگویید: "اللّهُمَّ اجْعَلهُ سَلاَماً اللّهُمَّ الطُف بِنَا فِي قَضَائِكَ": (ای الله! آن ‌را امن و سالم گردان؛ ‌ای الله! در تقدیر خویش به ما لطف و مهربانی بفرما) و... .

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه