جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۵۶۱) معنای کلمه‌ی “الحمدُ لله وَكَفَى”

(۵۶۱) سوال: می‌شنوم که برادران در نشست‌های دینی و خوب می‌گویند: (الحمدُ لله وَكَفَى): (حمد و ستایش مخصوص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و او کافی است)؛ لطفا درباره‌ی معنای کلمه‌ی “وَكَفَى” توضیح دهید.

جواب:

الحمدُ لله وَكَفَى” يعنی: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای بنده‌اش  كافی است؛ چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلَيْسَ الله بِكَافٍ عَبْدَهُ} [زمر: ۳۶]: (آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟) همچنین می‌فرماید: {وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى الله فَهُوَ حَسْبُهُ} [الطلاق: ۳]: (هر کس بر الله توکل نماید، او برایش کافی است) یعنی برای امور و کارهایش او را کفایت می‌کند. فاعل فعل “كَفَى” الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است بدین معنا که: الحمدلله و الله برای بنده‌اش کافی است؛ همان طور که در آیات آمده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلَيْسَ الله بِكَافٍ عَبْدَهُ}.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أسمع من الإخوة في الندوات الطيبة الدينية قولهم: “الحمد لله وكفى”. فأرجو التكرم بتوضيح حكم هذه الكلمة: وكفى.

فأجاب رحمه الله تعالى: معنى قولهم: الحمد لله وكفي. أي: أن الله تعالى كاف عبده، كما قال الله تعالى: ﴿أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَه﴾ [الزمر: ٣٦]. وقال تعالى: ﴿ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ﴾ [الطلاق: ٣]. أي كافيه شئونه وأموره، فالفاعل في قوله وكفى. هو الله عز وجل، وليس معنى قوله: وكفى. أي كفى قولي. بل المعنى: الحمد الله وكفى الله، أي: إن الله تعالى كافٍ عبده، كما في الآيات التي قال الله فيها: ﴿أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَه[الزمر: ٣٦].

مطالب مرتبط:

(۵۴۵) حکم اسم “عبد الحارث” برای اشخاص

نام‌گذاری به (عبد الحارث) نسبت دادن عبوديت و بندگی به غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؛ لذا هر کس به این اسم، نامیده شود، بر وی واجب است آن را تغییر دهد بدین صورت که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نسبت داده شود یا نامی برگزیند که نسبت در آن نباشد.

ادامه مطلب …

(۵۵۳) حکم بکاربردن کلمه “رَضِيَ اللهُ عَنهُ” بعد از نام بردن از صحابه

واجب نیست هرگاه نام صحابه برده شود، "رَضِيَ اللهُ عَنهُ" بگوییم؛ اما از جمله حقوق صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم بر ما این است که برایشان دعا کنیم.

ادامه مطلب …

(۵۶۲) حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»

این عبارت، اشکال بزرگی دارد اگر مردم معنایش را بدانند و منظورشان همان معنا باشد؛ زیرا این سخن بدین معنا است که قبر، آخرین مرحله و جایگاه انسان است در حالی که چنین نیست بلکه قبر، فقط مزار و گذرگاه به شمار می‌رود و سرای آخر، بهشت یا دوزخ است.

ادامه مطلب …

(۵۷۲) حکم گفتن “ای محبوب پیامبر” به شخص غیر مسلمان

گفتن "محبوب پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم " به شخصی که نمی‌دانیم مسلمان است یا کافر، شایسته نیست و اگر دانستیم که کافر است اصلا جایز نیست اما اگر مسلمان باشد، جایز است؛ البته اگر مسلمانی باشد که حقیقتا پایبند اسلام باشد.

ادامه مطلب …

(۵۴۷) حکم استفاده از اسم “فرشتگان رحمت” برای پرستاران

این نام‌گذاری، حرام است زیرا زیرا فرشتگان عليهم الصلاة والسلام بزرگوارتر از آن هستند که نامشان برای زنان پرستار استفاده شود.

ادامه مطلب …

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

گفتن عبارت "لا سَمَحَ الله" شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه