چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

(۵۵۵) حکم استفاده از “رَضِيَ اللهُ عَنهُ” را برای هر مسلمان

(۵۵۵) سوال: آیا جایز است که “رَضِيَ اللهُ عَنهُ” را برای هر مسلمانی به کار ببریم یا این عبارت فقط برای افراد خاصی است؟

جواب:

خیر، هر مسلمانی که از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برایش درخواست رضایت داریم را شامل می‌شود؛ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ} [التوبه: ۱۰]: (پیشتازان نخستین از مهاجران، انصار و کسانی که به خوبی از آنان پیروی کرده‌اند، الله از آنان راضی گشته و آنان نیز از او راضی گشته‌اند) اما اصطلاح و عرف رایج بين علما چنین است که برای صحابی دعای رضایت (رَضِيَ اللهُ عَنهُ) می‌کنند و برای بعد از آنان فقط درخواست رحمت (رَحِمَهُ الله) می‌نمایند؛ لذا مثلا برای عمر (رَضِيَ اللهُ عَنهُ) و برای عمر بن عبد العزيز (رَحِمَهُ اللهُ) را به کار می‌برند و نمی‌گویند: (رَضِيَ اللهُ عَنهُ). این اصطلاح عُرفي نزد علما است و اصطلاح شرعي نیست؛ بدین معنا که از سفارش و حدیث پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیست که برای صحابی (رَضِيَ اللهُ عَنهُ) و برای دیگران (رَحِمَهُ اللهُ) بگوییم بلکه این، عرف رایج در میان مردم است لذا شایسته نیست که انسان از این عُرف، خارج شود زیرا برای مثال اگر بگویید: عمر بن عبد العزيز (رَضِيَ اللهُ عَنهُ)؛ مخاطب بنا بر عُرفی که می‌شناسد، گمان می‌کند که وی از صحابه است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز أن نقول: رضي الله عنه لأي مسلم، أم هي خاصة؟

فأجاب رحمه الله تعالى: لا هي عامة لكل واحد نسأل الله له الرضا، قال الله – عز وجل-: ﴿ وَالسَّبِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَنجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ﴾ [التوبة: ١٠٠]. لكن جَرى الاصطلاح العرفي بين العلماء أن الترضّي يكون على الصحابة فقط، والترحم على من بعدهم، فيقال عن عمر رضي الله عنه. ويقال لعمر بن عبد العزيز رحمه الله. ولا يقال: رضي الله عنه. هذا في الاصطلاح عند العلماء، وهو اصطلاح عُرفي ليس اصطلاحاً شرعياً، بمعنى أنه ليس من إرشاد النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم – أن نقول للصحابة رضي الله عنهم ولغيرهم رحمهم الله. بل هذا شيء جرى عليه الناس، فلا ينبغي أن يخرج الإنسان عن المألوف؛ لأنه لو قال مثلا: عمر بن عبد العزيز رضي الله عنه. لفهم السامع أنه صحابي، بناءً على العرف المطرد.

مطالب مرتبط:

(۵۴۹) حکم به کار بردن اصطلاح “ادیان آسمانی”

تمام این ادیان با یک دین که همان دین اسلام است منسوخ شده‌اند و تنها دینی که استوار است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ رضایت دارد که بندگان از آن پیروی کننند، دین اسلام است.

ادامه مطلب …

(۵۴۳) حکم استفاده از صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای اشخاص

ایرادی ندارد و بلکه جایز است؛ صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هیچ شباهتی به صفات مخلوقات ندارد؛ زیرا صفات خالق، شایسته‌ی خود او است و صفات مخلوقات نیز مناسب آنان است.

ادامه مطلب …

(۵۴۸) حکم استفاده از الفاظ “عقيده‌ی طحاويه” یا “عقيده‌ی واسطيه”

گفتن "عقيده‌ی واسطيه" یا "عقيده‌ی طحاويه" ایرادی ندارد زیرا این نام‌گذاری در واقع، نسبت دادن کتاب به مؤلف آن است؛ منظور این نیست که این، عقیده‌ی طحاوی رَحِمَهُ‌الله یا عقیده‌ی ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است.

ادامه مطلب …

(۵۳۶) “ای الله! به حق پیامبرت که فرستاده‌ای و به حق کتابت که نازل نموده‌ای از تو می‌خواهم” آیا این درست است؟

این دعا درست نیست؛ آیا منظور از حق پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، حق ایشان بر من یا حق ایشان بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است یا چیز دیگر؟ نمی‌دانیم زیرا مبهم است. حق پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بلکه حق هر مسلمان بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این است که هیچ کسی که مرتکب شرک نشده باشد را عذاب ندهد.

ادامه مطلب …

(۵۴۷) حکم استفاده از اسم “فرشتگان رحمت” برای پرستاران

این نام‌گذاری، حرام است زیرا زیرا فرشتگان عليهم الصلاة والسلام بزرگوارتر از آن هستند که نامشان برای زنان پرستار استفاده شود.

ادامه مطلب …

(۵۴۴) حکم اسم “محسن” برای اشخاص

نام‌گذاری به آن تا زمانی که قصد شخص، فقط اسم باشد، ایرادی ندارد زیرا از جمله اصحاب پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شخصی بود که حكيم نام داشت در حالی که حكيم از نام‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه