(۴۳۶) سوال: آیا چیزی با عنوان “بدعت حسنه” و “بدعت سیئه” وجود دارد؟
جواب:
هرگز امکان ندارد که در مورد نوآوری و بدعت در دین الله گفته شود: بدعت نیک و حسنه است بعد از این که پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلاَلَةٌ»: (هر بدعتی، گمراهی است) این سخن، فرمودهی محمد صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است که فصیحترین خلق، خیرخواهترین شخص، داناترین فرد به شریعت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و داناترین خلق به معنا و مدلول امر الله است لذا این جملهی عام و شامل را فرمود: (هر بدعتی، گمراهی است).
بنابراین چگونه میشود کسی بگوید: (برخی بدعتها حسنه و برخی سیئه هستند)؟ آیا این سخن، خارج کردن کلام رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از ظاهرش نیست؟ بنابراین تمام بدعتها، سیئه و گمراهی است.
گاهی انسان، چیز درست و نیکی را بدعت میپندارد در حالی که بدعت نیست و گاهی نیز یک بدعت را نیک و درست میپندارد در حالی که چنین نیست اما هرگز ممکن نیست چیزی بدعت باشد و با این وجود، نیک و درست نیز باشد.
برای مثال: شاید شخصی بگوید: (ساخت مدارس، بدعت است) زیرا در زمان پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وجود نداشته اما بدعت حسنه است؛ میگوییم: شکی نیست که ساخت مدارس، کار نیکی است اما بدعت که مقصود رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بوده نیست زیرا ساخت مدرسه، ابزار و وسیلهای برای برنامهریزی و هدفمند کردن تحصیل و فراهم نمودن درسها برای دانشآموزان است و خود مدرسه، هدف نیست؛ یعنى چنین نیست که معتقد باشیم ساخت مدرسه، خودش عبادت است و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را با ساخت مدرسه عبادت کرده باشیم. هدف از ساخت مدارس، عبادت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است از این جهت که آن را ابزاری برای حفظ علم و برنامهریزی و هدفمند کردن علمآموزی میشماریم که البته وسیلهی یک امر مشروع از جانب شرع، مقصود است لذا از جمله قواعد معروف نزد علما این است که: ابزار و وسایل، حکم مقصد را دارد.
شاید کسی برای اثبات صحت وجود بدعت حسنه به سخن ثابت از اميرالمؤمنين عمر بن الخطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ استدلال کند که: ایشان در قيام رمضان، مردم را پشت سر یک امام جمع نمود در حالی که قبلا فردی، دو نفر دو نفر یا سه نفر سه نفر آن را ادا میکردند، در یکی از این شبها در حالی که مردم نماز میخواندند به مسجد آمد، وقتی آنان را چنین دید فرمود: (نِعمَ البِدعَةُ هذِهِ): (این چه بدعت خوبی است!). میگوییم: این کار که عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ آن را بدعت نامید، در واقع یک بدعت جدید نیست بلکه یک بدعت نسبي است؛ زیرا جماعت خواندن قیام رمضان، یک سنت بود که ترک شده بود سپس در زمان عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ احیاء شد؛ زیرا پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در رمضان، نماز قیام را سه شب با اصحابش به صورت جماعت خواند سپس آن را ترک کرد و فرمود: «خَشِيتُ أَن تُفرَضَ عَلَيكُم فَتَعجِزُوا عَنهَا»۱ : (ترسیدم که بر شما فرض شود و از ادای آن عاجز و ناتوان بمانید) بدین ترتیب مردم ادای نماز قیام پشت سر یک امام را ترک کردند و فردی یا دسته دسته نماز میخواندند تا این که در زمان عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ این امر احیاء شد. بنابراین عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ چیزی که در زمان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وجود داشت را احیاء نمود و ادای نماز قیام رمضان با جماعت را نوآوری نکرد.
بنابراین بدعت بودن این امر به نسبت زمان گذشته که ترک شده بود است، نه چنان که یک تشریع جدید باشد زیرا عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ بسیار دانشمندتر و تقوا پیشهتر از آن است که چیزی را تشریع کند که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آن را تشریع نکردهاند!.
خلاصه: غیر ممکن است بدعت شرعی به دو نوع حسنه و سیئه تقسیم شود زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلاَلَةٌ»: (تمام بدعتها گمراهی است) چیزی که مردم گمان میکنند بدعت است اما کار نیک و درستی است، بدعت پنداشتن آن اشتباه است و چیزی که مردم گمان میکنند کار نیک و درستی است اما در حقیقت، بدعت است درست پنداشتن آن اشتباه است.
***
- صحیح بخاری: كتاب الجمعة، باب من قال في الخطبة بعد الثناء أما بعد، شماره (٩٢٤) / صحیح مسلم: كتاب صلاة المسافرين وقصرها، باب الترغيب في قيام رمضان وهو التراويح، شماره (٧٦١). ↩︎