شنبه 15 ذیقعده 1447
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
2 می 2026

(۳۰۲) حکم کسی که می‌گوید “الله با ذات خویش در همه جا وجود دارد”

(۳۰۲) سوال: نزد ما گروهی هستند که می‌گویند: الله با ذات خویش در همه جا وجود دارد؛ به آنان می‌گوییم: چنین نیست بلکه الله بالای آسمان است. همچنین به آنان می‌گوییم: الله رحمان بر عرش، بالا رفته و استقرار یافته است؛ اما با سخن ما قانع نشدند و بر اعتقاد خودشان اصرار دارند. آیا آنان کافر هستند؟ آیا پیروانشان که افرادی جاهل و ناآگاه هستند نیز در حکم به آنان ملحق می‌شوند؟ من در برخی از کتاب‌ها خوانده‌ام که شيخ الاسلام ابن تيميه رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: من اگر قائل به این حرف شما باشم، کافر خواهم شد اما شما نزد من کافر نیستید چون جاهل هستید. سخن درست در مورد این افراد چیست؟

جواب:

دیدگاه درست در این مورد، همان سخن شيخ الاسلام رَحِمَهُ‌الله است که اگر جاهل باشند کافر نمی‌شوند. اما اگر بدانند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای آسمان است سپس استکبار کرده و از قبول کردن، سر باز زنند و بگویند: در زمین هم موجود است، کافر هستند. پنهان نیست لوازمی که بر این سخن، مترتب می‌شود بسیار بسیار باطل است؛ زیرا اگر بگویی: الله در همه جا هست (پناه بر الله) لازمه‌اش این است که باید در جاهای ناپاک مانند مکان قضای حاجت و حمام‌ها نیز باشد! چه کسی پیدا می‌شود که پروردگارش را چنین وصف کند؟ هرگز امکان ندارد شخص مؤمن، پروردگارش را چنین وصف کند. برخی مردم که گاهی چنین سخنانی می‌گویند، باید با بهترین روش با آنان مجادله و برخورد نمود؛ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ} [النحل: ۱۲۵]: (با حکمت و اندرز درست، به راه پروردگارت دعوت کن و با بهترین روش، با آنان مناظره کن).

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من شمال سيناء عندنا جماعة يقولون بأن الله في كل مكان بذاته. ونقول لهم: إن الأمر ليس كذلك، إن الله في السماء. ونقول لهم: الرحمن على العرش استوى فلم يقتنعوا بقولنا ويصرون على ما هم عليه. فهل هم كفار ؟ وهل يلحق بهم من اتبعهم وهم على جهل ؟ وماذا يقال عنهم؟ أنا قرأت في بعض الكتب بأن شيخ الإسلام ابن تيمية الله يقول: أنا لو قلت بمقالتكم كنت كافرًا وأنتم عندي لا تكفرون لأنكم جهال. فما القول الصحيح في هؤلاء؟

فأجاب رحمه الله تعالى: القول الصحيح في هذا ما قاله شيخ الإسلام رحمه الله: إذا كانوا جهالا فإنهم لا يكفرون، وأما إذا كانوا عالمين بأن الله في السماء، ولكنهم استكبروا ، وأبوا إلا أن يقولوا إنه في الأرض. فهم كفار، ولا يخفى أنه يلزم على هذا القول لوازم باطلة جدا جدا؛ لأنك إذا قلت: إن الله في كل مكان لزم من هذا أن يكون في المراحيض والعياذ بالله- والحشوش والمواضئ والأماكن القذرة، ومن يصف ربه بهذا؟ لا يمكن لمؤمن أن يصف ربه بهذا أبدًا.

وأما ما يوجد من بعض الناس في هذه المسألة فالواجب أن يجادل بالتي هي أحسن، كما قال الله عز وجل: ﴿ ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ﴾ [النحل: ١٢٥].

مطالب مرتبط:

(۲۹۷) دشنام دادن به دین در حالت خشم

گر خشم چنان شدید باشد که انسان نتواند خود را کنترل کند، از دین خارج نمی‌شود؛ زیرا نمی‌داند چه می‌گوید اما اگر بر خود کنترل و تسلط داشته باشد، دشنام دادن به دین در این حالت، موجب کفر و ارتداد می‌شود...

ادامه مطلب …

(۳۱۴) عذر به جهل در مسائل عقیده

به طور خلاصه: آيات و احاديث بسیاری وجود دارد که دلالت می‌دهد انسان به خاطر جهل، در همه چیز معذور است اما گاهی انسان در کسب علم و آگاهی، کوتاهی می‌کند که در این صورت، عذر داده نمی‌شود....

ادامه مطلب …

(۲۹۶) حکم دشنام دادن به دین

دشنام دادن دین و همچنین لعنت کردن آن، كفر است؛ زیرا دشنام دادن به چیزی و لعنت کردن آن، دلالت بر دشمنی با آن و ناپسند دانستن آن می‌دهد....

ادامه مطلب …

(۳۰۷) حکم طواف کردن بر مرقد و ضریح

اگر طواف کردن او گرد قبر یا بنای بر آن از روی عبادت، تقرب جستن و تعظیم صاحب قبر باشد یا گرد قبر طواف کند و صاحب قبر را به دعا خوانده و از او درخواست کمک نماید؛ این شخص، مشرک است....

ادامه مطلب …

(۳۱۳) توضیحاتی در مورد موضوع “عذر به جهل”

عذر به جهل، با نصوص قرآن و سنت به ثبوت رسیده است که البته مقتضای  حکمت و رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است...

ادامه مطلب …

(۲۸۰) چیزهایی كه اعمال صالح را از بین می‌برد

چیزهایی که پاداش اعمال صالح را از بین می‌برد به دو قسمت تقسیم می‌شود: اول: (نوع عام) که تمام اعمال را باطل می‌کند همان ارتداد است؛ دوم: (نوع خاص) باطل ‌کننده‌ی همان عمل خاص است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه