شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۳۱۴) عذر به جهل در مسائل عقیده

(۳۱۴) سوال: چه زمانی انسان در عقیده و احکام فقهی به خاطر جهل، عذر داده می‌شود؟

جواب:

این سؤال، بسیار مهم و بزرگ است که این جا فرصت کافی برای بیان آن به طور مفصل، وجود ندارد؛ زیرا این مسئله به سخن زیادی نیاز دارد که وقت تمام این جلسه و بیش از آن را می‌گیرد؛ اما به طور خلاصه: آيات و احاديث بسیاری وجود دارد که دلالت می‌دهد انسان به خاطر جهل، در همه چیز معذور است اما گاهی انسان در کسب علم و آگاهی، کوتاهی می‌کند که در این صورت، عذر داده نمی‌شود. گاهی نیز دلیل و حجت به او می‌رسد اما وی استکبار ورزیده و آن را انکار می‌کند که در این صورت نیز معذور نیست.

از جمله آیاتی که دلالت می‌دهد انسان به خاطر جهل، معذور است، این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است: {رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا} [البقره: ۲۸۶]: (پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا دچار خطا و اشتباه شدیم، ما را بازخواست نفرما) که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: قطعا چنین کردم. همچنین می‌فرماید: {وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ} [الاحزاب: ۵]: (در آن چه اشتباه کردید گناهی بر شما نیست اما آن‌ چه قلب‌هایتان از روی عمد قصد آن را داشته باشد (محاسبه می‌شوید)) همچنین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً} [الاسراء: ۱۵]: (تا پیامبری نفرستیم، مجازات نمی‌کنیم) همچنین می‌فرماید: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ} [النحل: ۴۳]: (قطعا پیش از تو نیز مردانی را فرستادیم که به آن‌ها وحی می‌کردیم؛ پس اگر نمی‌دانید، از اهل علم بپرسید) همچنین می‌فرماید: {وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ مَا يَتَّقُونَ} [التوبه: ۱۱۵]: (الله چنین نیست که قومی را بعد از این که هدایت نمود، گمراه گرداند تا این که چیزی که باید از آن بپرهیزند را برایشان روشن نماید) همچنین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: {وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ} [القصص: ۵۹]: (پروردگارت مردم هیچ سرزمینی را نابود نمی‌کند تا این که در میانشان پیامبری بفرستد که آیات ما را بر آن‌ها تلاوت نماید و ما نابودگر هیچ سرزمینی نیستیم مگر آن‌ که اهلش ظالم و ستم‌کار باشند) همچنین فرمود: {وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ} [هود: ۱۱۷]: (پروردگارت سرزمینی را از روی ظلم نابود نمی‌کند در حالی‌ که اهل آن، اصلاح‌گر هستند). آیات و احادیث زیادی در این زمینه وجود دارد؛ از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده که فرمود: «إنّ اللهَ تَجَاوَزَ عَن أُمَّتِي الخَطَأَ وَالنِّسيَانَ وَمَا إستُكرِهُوا عَلَيهِ»۱ : (همانا الله گناهان امت من که از روی اشتباه، فراموشی و آن‌ چه مجبور به انجام آن شده باشند را بخشیده است) اما گاهی انسان در کسب علم کوتاهی می‌کند به طوری که شرایط دانستن و آگاه شدن برایش فراهم است اما وی توجهی نداشته و اهمیت نمی‌دهد. گاهی نیز در برابر حق که به او رسیده استکبار می‌ورزد و از پذیرش آن سر باز می‌زند به طوری که حق برایش آشکار می‌شود اما می‌گوید: {إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ} [الزخرف: ۲۲]: (ما پدرانمان را بر آیین دیگری یافتیم و با پیروی از آنان بر هدایت هستییم) همان طور که بسیاری از مردم عوام که بزرگانشان اعم از علما و امیران را بزرگ می‌دارند را می‌بینیم که اگر به سوی حق دعوت شوند از پذیرش آن سر باز می‌زنند که البته این ‌گونه افراد، معذور نیستند. بنابراین، مسئله‌ای بس بزرگ و خطرناک است که واجب است در مورد آن، درنگ کرد و آرامش داشت.

چه بسا بگوییم: در این مورد، به طور عام، حکم داده نمی‌شود بلکه هر قضیه‌ای به طور خاص بررسی می‌شود؛ یعنی ممکن است در حالتی با وجود جهل یک شخص، حکم به کفر وی ‌دهیم اما در حالتی دیگر، حکم به کفر وی ندهیم. افراد در مقدار جهل و عدم آگاهی، متفاوت هستند؛ برخی به طور کامل جاهل هستند و هیچ چیز نمی‌دانند گویا که از چهارپایان است! اما برخی دیگر از هوش و درک بالایی برخوردار هستند اما از پذیرش حق، استکبار ورزیده و سر باز می‌زنند و برخی افراد نیز میان این دو گروه هستند. در هر صورت، پاسخ دادن به این سؤال به طور کلی، اشکال دارد اما قواعد ذکر می‌شود و بر هر حالتی طبق شرایط خاص خودش، تطبیق داده می‌شود.

***


  1. ابن ماجه: کتاب، الطلاق باب طلاق المكره والناسي شماره (٢٠٤٣) / بيهقی:  (٦٠/١٠، شماره ۱۹۷۹۸). ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: متى يعذر الإنسان بالجهل ومتى لا يعذر به من ناحية العقيدة والأحكام الفقهية؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا السؤال سؤال مهم، وسؤال عظيم، لا يتسع المقام لذكر الإجابة عنه بالتفصيل؛ لأنه يحتاج إلى كلام كثير، قد يستوعب هذه الحلقة كلها وزيادة ولكن على سبيل الإجمال لدينا آيات من القرآن، وأحاديث عن رسول الله تدل على أن الإنسان معذور بالجهل في كل شيء، لكن قد يكون مقصرًا في طلب العلم فلا يعذر، وقد تبلغه الحجة، ولكنه يستكبر ويستنكر، فلا يعذر في هذه الحال.

ومن الآيات الدالة على أن الإنسان معذور بالجهل قوله تعالى: ﴿ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ﴾ [البقرة: ٢٨٦]. فقال الله تعالى: قد فعلت. وقال الله تعالى: ﴿ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ، وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ ﴾ [الأحزاب: 5] وقال الله تبارك تعالى: ﴿ وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثُ رسولا [الإسراء: ١٥]. وقال تعالى: ﴿ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِيَ إِلَيْهِمْ فَسَتَلُوا أَهْلَ الذِكرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴾ [النحل: ٤٣]. وقال الله تعالى: ﴿ وَمَا كان اللهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَنَهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ ﴾ [التوبة : ١١٥]. وقال الله تعالى: ﴿ وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمَّهَا رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ وَايَتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ ﴾ [القصص: ٥٩]. وقال الله تعالى: ﴿ وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مصْلِحُونَ ﴾ [هود : ۱۱۷].

والآيات في هذا المعنى عديدة، وكذلك في السنة، فقد روي عن النبي – صلى الله عليه وآله وسلم- أنه قال: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ تَجَاوَزَ عَنْ أُمَّتِي الْخَطَا، وَالنِّسْيَانَ، وَمَا اسْتُكْرِهُوا عَلَيْهِ ». ولكن قد يكون الإنسان مقصرا بطلب العلم، بحيث يتيسر له العلم ولكنه لا يهتم به، ولا يلتفت إليه، وقد يكون الإنسان مستكبرا عما بلغه من الحق فيبين له الحق، ولكنه يقول: ﴿ إِنَّا وَجَدْنَا ابَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى ءَاثَرِهِم مُّهْتَدُونَ ﴾ [الزخرف: ٢٢]. كما يوجد من كثير العامة المعظمين لكبرائهم من أمراء أو علماء أو غير ذلك، يستنكفون عن الحق إذا دعوا إليه، وهؤلاء ليسوا بمعذورين، فالمسألة مسألة خطيرة عظيمة يجب التأني فيها والتريث.

وربما نقول: لا يقضى فيها قضاءً عاماً، بل ينظر إلى كل قضية بعينها، فقد نحكم على شخص بكفره مع جهله، وقد لا نحكم عليه، والناس يختلفون في مدى غايتهم في الجهل؛ فمنهم الجاهل مطلقا جهلًا مطبقا لا يدري عن شيء كأنه بهيمة، ومنهم من عنده فطنة وحركة فكر لكنه مستكبر عن الحق، ومنهم من هو بين ذلك. فعلى كل حال الجواب على وجه عام فيه نظر، ولكن تذكر قواعد وتطبق كل حال على ما تقتضيه هذه الحال.

مطالب مرتبط:

(۲۹۷) دشنام دادن به دین در حالت خشم

گر خشم چنان شدید باشد که انسان نتواند خود را کنترل کند، از دین خارج نمی‌شود؛ زیرا نمی‌داند چه می‌گوید اما اگر بر خود کنترل و تسلط داشته باشد، دشنام دادن به دین در این حالت، موجب کفر و ارتداد می‌شود...

ادامه مطلب …

(۲۹۵) حکم دشنام دادن دین بدون قصد

هر کس به دین اسلام توهین کند و دشنام دهد، کافر است و تفاوتی ندارد که جدی یا از روی شوخی باشد؛ هر چند ادعای ایمان هم داشته باشد، مؤمن نیست....

ادامه مطلب …

(۳۰۰) حکم مسخره کردن افراد پایبند به دین

اگر چیزی را مسخره ‌کنند که آن افراد بدان پایبند هستند، کفر است؛ یعنی اگر نماز و دیگر احکامی که این افراد بدان پایبند هستند را مسخره کنند، در کفر بودنش شکی نیست...

ادامه مطلب …

(۲۹۰) همنشینی با افراد بی نماز

باید تا حد امکان بر نصیحت کردن آنان حرص بورزی؛ اگر اصلاحشان ممکن نشد، ترک کردن آنان، دوری از آنان و عدم هم‌نشینی با آنان واجب است زیرا در این صورت آنان از دین اسلام، مرتد شده‌اند (پناه بر الله).

ادامه مطلب …

(۳۱۵) دوزخی بودن پدر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم

پدر پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم با کفر وفات کرد و دوزخی است چنان که در حدیث صحیح، ثابت است...

ادامه مطلب …

(۳۱۰) اهل کتاب

اهل كتاب، يهود و نصارى هستند که خود را مسیحی نامیده‌اند؛ علت نام‌گذاری آنان به اهل كتاب این است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کتاب‌هایی را بر پیامبرانش نازل نمود...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه