(۱۷۳) سوال: آیا بین معجزات و آیات پیامبران تفاوتی وجود دارد؟
جواب:
آیات پیامبران همان معجزات هستند که برخی متأخران، آن را معجزات نامیدهاند. درست این است که آیات هستند زیرا دو مورد را در خود جمع کرده است: این که بشر همانند آن را نمیتوانند انجام دهند و این که اعجاز است؛ همچنین این که دلیلی بر نبوت و رسالت این پیامبر است خودش آیه و علامت است. از همین رو شایسته است معجزاتی که پیامبران آوردهاند را (آیات) بنامیم همان طور که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در کتابش آن را آیات نامیده است.
برخی چیزها وجود دارد که معجزات هستند اما آیات نیستند و از جانب شیاطین هستند: شاید ساحری در حال پرواز در هوا دیده شود؛ این نیز معجزه است که بشر نمیتواند آن را انجام دهد و کار شیاطین است. در مقابل نیز کرامات وجود دارد که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به هر یک از اولیاء و صالحان که بخواهد، عطا میکند و معجزه به شمار میرود؛ ولی آن کرامت، نشانه و آیهای بر صحت و درستی منهج و دین داری این ولیّ است؛ یعنی آیهای بر صحت شریعتی که بدان عمل میکند. به همین خاطر است که میگوییم: هر کرامتی برای ولیّ، آیهای برای آن پیامبری است که این ولیّ از او پیروی میکند؛ زیرا گواهی از جانب الله بر صدق و راستی آن پیامبر است.
کرامات اولیاء هم در امتهای پیشین و هم در این امت وجود دارد و تا روز قیامت نیز همچنان وجود خواهد داشت. در امتهای پیشین، مانند اصحاب کهف که از قوم مشرک خود کناره گرفتند و به غار پناه بردند؛ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ غاری را برایشان فراهم ساخت و آنان را سیصد و نُه سال به خواب فرو برد. در این مدت هیچ چیز از آنها تغییر نکرد و به غذا و نوشیدنی و قضای حاجت نیاز نداشتند و ناخن و موهایشان نیز رشد نکرد به طوری که گویا فقط یک روز خوابیدهاند. به همین خاطر وقتی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آنها را بیدار نمود: ﴿قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ﴾ [كهف: ۱۹]: «یکی از آنها گفت: چه مدت خوابیدهاید؟ گفتند: یک روز یا بخشی از یک روز» بنابراین تحت تأثیر هیچ یک از تغییرات انسانی از جمله گرسنگی، تشنگی، قضای حاجت و رشد موها و ناخنها قرار نگرفتهاند اما اوضاع سرزمینشان درست شد و سلاطینشان که مشرک بودند از دنیا رفتند.
مریم عليها السلام به خاطر درد زایمان، به سوی تنهی درخت خرمایی رفت؛ به او گفته شد: ﴿وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ﴾ [مریم: ٢٥]: «تنهی درخت خرما را به طرف خود تکان بده» زنی که به تازگی زایمان کرده و خسته و درد مند است و تو چه میدانی که خستگی هنگام زایمان چگونه است؟! این زن دستور دارد که تنهی درخت خرما را تکان دهد؛ اگر هر کسی تنهی درخت خرما را تکان دهد، بالایش تکان نمیخورد اما به مریم گفته شد: ﴿وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ﴾ [مریم: ٢٥] مریم نیز چنین کرد ﴿تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا﴾ [مريم: ٢٥]: «خرمای تازهای بر تو فرو میریزد» خرما میافتد و فاسد و خراب نمیشود؛ با این که نرم است و باید متلاشی شود اما سالم میماند به طوری که گویا کسی آن را چیده است. ﴿فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا ﴾ [مريم: ٢٥ ٢٦]: «پس از آن بخور و از آب چشمه بنوش و دیدگان را به این نوزاد روشن کن» این از کراماتی است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ هر کس از بندگانش را که بخواهد، با آن گرامی میدارد.
در این امت نیز کرامتهایی وجود دارد: ساریة بن زُنَيْد امیر لشکری در عراق بود؛ عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ در خطبهی روز جمعه چنین گفت: يا سارية الجبل! يا سارية الجبل! (ای ساریه! مواظب کوه باش، ای ساریه! مواظب کوه باش» امیرالمؤمنین در ضمن خطبه، این سخن را میگوید؛ این چیست؟ وی به آنها خبر داد که متوجه شد دشمن، ساریه را محاصره کرده است؛ پس او را صدا زد: يا سارية الجبل! (ای ساریه! مواظب کوه باش) یعنی: به طرف کوه برگرد. ساریه نیز میشنود. سه چیز برای عمر نمایان شد: آنها را دید، صدا زد و آنان نیز سخنش را شنیدند؛ در نتیجه با راهنمایی خلیفه به کوه پناه بردند؛ در حالی که خودش بر منبر بود. سبحان الله! این کرامتی از جانب الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است.
به همین خاطر مذهب اهل سنت و جماعت، کرامتهای اولیا را تصدیق میکند؛ اما ولیّ چه کسی است؟ آیا هر کسی که ادعای ولایت کند، ولیّ است؟ خیر، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: ﴿أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ* الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ﴾ [يونس: ٦٢ ٦٣]: «آگاه باشید! همانا دوستان الله، نه ترسی بر آنها است و نه غمگین میشوند. کسانی که ایمان آورده و تقوا پیشه کردهاند» ای الله!ای پرودگار جهانیان! ما را از جملهی آنها قرار بده.
***