چهارشنبه 2 محرم 1448
۲۷ خرداد ۱۴۰۵
17 ژوئن 2026

(۱۲۷۲) مفهوم مخالف، دلالت منطوق و دلالت مفهوم

(۱۲۷۲) سوال: بعضی از علمای اصول می‌گویند: یکی از موانعِ اعتبارِ دلیل، مفهوم مخالف است. به همین خاطر هنگام تعارض بین آیات و احادیث، منطوق آنها را بر مفهومشان مقدم می‌کنند. آیا نصی از قرآن و سنت برای این قاعده وجود دارد یا خیر؟ در حالت عدم وجود نصی از قرآن و سنت برای این قاعده، حکم اسلام در مورد این اشخاص چیست؟ چون اینها حکمی که از آیات و احادیث نبوی فهمیده می‌شود را در صورتی که با منطوق در تعارض باشد، به شدت رد می‌کنند.

مثلا حکمی که از این آیه‌ی سوره‌ی مائده فهمیده می‌شود: {وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ} [مائده: ۵]: (و غذای اهل کتاب برای شما حلال و غذای شما برای آنها حلال است)، را به ادعای اینکه مفهوم است، رد می‌کنند و به مضمون آیه‌ی سوره‌ی انعام چنگ می‌زنند که می‌فرماید: {فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ} [انعام: ۱۱۸]: (پس بخورید از آنچه که اسم الله بر آن ذکر شده اگر به آیاتش ایمان دارید).

آنها با این آیه و امثال آن استدلال می‌کنند که ذبیحه‌ی هر کسی در صورتی حلال است که هنگام ذبح، الله اکبر بگوید. حتی اگر کسی که آن را ذبح می‌کند، بت پرست یا مرتد باشد. در این مورد ما را راهنمایی فرمایید.

جواب:

قاعده‌ای که اصولیان ذکر کرده‌اند مبنی بر قوی‌تر بودن دلالت منطوق از دلالت مفهوم، بسیار واضح است. چون دلالت منطوق در محل نطق، آشکار و واضح است، اما در دلالت مفهوم، لفظ در محلی غیر از محل نطق بر آن دلالت دارد. واضح است که آنچه لفظ در محل نطق بر آن دلالت دهد، اولاتر است. همچنین قوت دلالت منطوق از این جنبه است که گاهی اوقات دلالتِ مفهوم، منظور و مراد نیست. ممکن است جایی صدق کند و جایی دیگر خیر. اما دلالت منطوق چنین نیست. دلالت منطوق با همه‌ی صورت‌هایش، دلالت تطابق و تضمُّن و التزام را دارد.

اما مثالی که شخص سائل زد و آیه‌ی مائده و انعام را مثال زد: شکی نیست که ذبیحه‌ی هر کسی غیر از اهل کتاب، جایز نیست. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را خاص قرار می‌دهد: {وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ} [مائده: ۵]: (و غذای اهل کتاب برای شما حلال است). این قید، چنان که عده‌ای می‌گویند، لقب نیست؛ بلکه وصف است. چون صله‌ی موصول به منزله‌ی وصف است. تو وقتی بگویی: «یعجبنی الذی فهِم : آنکه فهمید، شگفت زده‌ام کرد» مثل این است که گفته باشی: «یعجبنی الفاهم : یعنی شخص فهمیده، مرا شگفت زده کرد». فاهم در اینجا وصف است و دارای مفهومی است که حکم معلّق به آن است.

بنا بر این، غذای کسانی که به آنها کتاب داده شده، مثل این است که بگویی: غذای کتاب دهنده شدگان. این چنان که برخی از آنها ادعا می‌کنند، لقب نیست، بلکه وصف است. بنا بر این دلالت منطوق در آن بسیار ظاهر و آشکار است و دلالت مفهوم نیز در آن آشکار است. چون وقتی حکمی معلّق به وصفی باشد، با وجود آن، حاصل و با عدم وجودش، منتفی می‌شود.

پس منطوق آیه چنین می‌شود: غذای کسانی که کتاب به آنها داده شده، حلال است و غذای کسانی غیر از اهل کتاب، حلال نیست. با این توضیح، مفهوم آیه‌ی سوره‌ی انعام: {فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ} [انعام: ۱۱۸]: (پس بخورید از آنچه که اسم الله بر آن ذکر شده است)، یعنی: از آن ذبیحه‌ای که کسی ذبحش کرده که اهلیتش را دارد، بخورید. منظور از اهلیت داشتن در اینجا این است که مسلمان باشد یا اهل کتاب که شامل یهود و نصاری می‌شوند. این قول راجح در این مساله است که جمهور اهل علم بر آن هستند.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يقول بعض علماء الأصول: من موانع اعتبار الدليل مفهوم المخالفة، ولذلك يقدمون المنطوق من الآيات والأحاديث على المفهوم منها عند التعارض، فهل لقاعدتهم هذه نص ينص عليها من الكتاب والسنة أم لا؟ وإذا لم يكن لها نص من الكتاب والسنة فما حكم هؤلاء في الإسلام؟ لأنهم يرفضون بشدة حكم المفهوم من الآيات القرآنية والأحاديث النبوية إذا تعارض مع المنطوق. فمثلا يرفضون حكم ما تَضَمَّنَتْه آية المائدة، وهي قوله تعالى: ﴿ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَبَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَّمْ ﴾ [المائدة: ه بدعوى أنها مفهوم، ويأخذون ما تضمنته آية الأنعام، وهو قوله تعالى: ﴿ فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُم بِشَايَتِهِ مُؤْمِنِينَ ﴾ [الأنعام: ۱۱۸] ويحتجون بهذه الآيات ونحوها بتحليل ذبيحة كُلّ من في الأرض جميعا إذا ذكر الله عند ذبح الذبيحة، وإن كان الذابح وَثَنِيًّا أو مُرتَدا أجيبونا بارك الله فيكم عن هذا الموضوع.

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذه القاعدة التي ذكرها أهل الأصول في أن دلالة المنطوق أقوى من دلالة المفهوم ظاهرة جدا؛ لأن دلالة المنطوق واضحة في محل النُّطق، أما دلالة المفهوم فإن اللفظ يدل عليها لا في محل النطق، وما دل عليه اللفظ في محل النطق فإنه أَوْلَى، ولأنّ دلالة المفهوم قد تكون غير مرادة، وقد تصدق ببعض الصور دون بعض، بخلاف دلالة المنطوق، فإنها دالة على كل صورها دلالة مطابقة، ودلالة تَضَمُّن، ودلالة التزام. وأما ما ذكره السائل من التمثيل بآية المائدة مع آية الأنعام فإنه لا ريب أن غير أهل الكتاب لا تحل ذبيحتهم؛ ا لأن الله -تعالى- خصص ذلك بقوله: ﴿ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَبَ حِلٌ لكم ﴾ [المائدة: 5] وهذا القيد ليس من باب اللقب كما قاله بعضهم، وإنما هو من قَيْد الوَصْف، إذ إن صلة الموصول بمنزلة الوَصْف، فأنت إذا قلت: يعجبني الذي فهم، فهو بمنزلة قولك: يعجبني الفاهم، والفاهم وصف، وله مفهوم يُعلق به الحكم، فطعام الذين أوتوا الكتاب هو كقولك: طعام المؤتين الكتاب، وهذا وصف وليس لَقَبًا كما ادعاه ،بعضهم، وبناءً على ذلك تكون دلالة المنطوق فيه ظاهرة، ودلالة المفهوم فيه ظاهرة؛ لأن الحكم إذا عُلّق على وصف؛ ثبت بوجوده وانتفى بانتفائه، فيكون منطوق الآية: طعام الذين أوتوا الكتاب حلّ، وطعام غير الذين أوتوا الكتاب ليس بحل، وبهذا يكون قوله تعالى: ﴿ فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ ﴾ [الأنعام: ١١٨] أي: مما ذَبَحَه مَنْ هو أَهْل للذبح، وهو: المسلم والكتابي من اليهود والنصارى. هذا هو القول الراجح الذي عليه جمهور أهل العلم.

مطالب مرتبط:

(۱۲۸۶) حکم تقلید از مذاهب اربعه

در صورتی که شخص عامی باشد و از قرآن و سنت چیزی نفهمد، باید از یک عالم معتبر تقلید کند. اما تقلید کورکورانه توسط عالم نمایان، ممنوع است

ادامه مطلب …

(۱۲۶۵) انواع اکراهی که الله رخصتشان را داده

معنای اکراه و استکراه یکی است.کسی که مجبورش می‌کنند حرفی را بزند یا عملی را انجام دهد، هیچ حکمی به سخن یا عملش تعلق نمی‌گیرد.

ادامه مطلب …

(۱۲۹۸) از علمای آخر الزمان علم نگیرید؟

حدیثی که ذکر شد هیچ اصلی ندارد و صحیح نیست. علمای گمراه از بعد قرون مفضله وجود داشته‌اند و تا به امروز هم هستند و بعد از این هم خواهند بود

ادامه مطلب …

(۱۲۶۴) دیوانه‌ای که خود را بکشد چه حکمی دارد

در صورتی که دیوانه بودن این زن واقعیت داشته باشد، به خاطر کاری که کرده مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد چون شرط بازخواست شدن، وجود عقل است

ادامه مطلب …

(۱۲۷۵) شرح قاعده‌ی «المعروف عرفا کالمشروط شرطا»

آنچه در عرف به آن عمل می‌شود و معروف است، همانند چیزی است که شرط قرار داده شده است. برخی این قاعده را چنین گفته‌اند: «شرط عرفی مثل شرط لفظی است»

ادامه مطلب …

(۱۲۹۳) صفات عالم واقعی در فتوا دادن

سخن این شیخ که می‌گوید نباید از عالم، دلیل طلبید. این اشتباه است. عالم حقیقی آن است که از اول به قدر استطاعت و بر حسب فهم سائل، با دلیل صحبت می‌کند

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه