شنبه 2 شوال 1447
۱ فروردین ۱۴۰۵
21 مارس 2026

(۱۲۷۱) معنی «اعتبار به عموم لفظ است نه سبب خاص آن»

(۱۲۷۱) سوال: از علما این عبارت را می‌شنویم: «اعتبار به عمومِ لفظ است نه به خاطر سبب خاص آن». معنای این جمله و دلیلش چیست؟

جواب:

معنایش این است که اگر نصی به خاطر سبب خاصی آمد، عبرت به عموم آن است. مثالش این آیه: {قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ} [مجادله: ۱]: (یقینا الله شنید سخن زنی را که با تو در مورد شوهرش مجادله می‌کرد و به الله شکایت می‌برد و الله گفتگوی شما را می‌شنود، همانا الله شنوا و بیناست). سپس فرمود: {الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ} [مجادله: ۲]: (کسانی از شما که با زناشان ظهار می‌کنند – یعنی می‌گویند تو برای من چون مادرم هستی – آنها مادرانشان نیستند)، سپس فرمود: {وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا} [مجادله: ۳]: (و کسانی که با زنانشان ظهار می‌کنند، سپس می‌خواهند از آن رجوع نمایند، قبل از اینکه با همسرشان همخوابی کنند، باید برده‌ای را آزاد نمایند).

سبب نزول آیات مذکور این است که «مردی با همسرش ظهار نمود و زن برای شکایت نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمد. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در خانه‌ی عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا بود. پس این آیات نازل شد».[۱] سبب نزول این آیات، خاص است. اما حکم آنها عام است.

در مورد این قصه، عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا می‌گوید: «حمد شایسته‌ی الله است که شنوایی‌اش همه‌ی اصوات را در بر می‌گیرد. این زن مجادله کننده نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده بود و از شوهرش شکایت می‌کرد و من در گوشه‌ای از خانه بودم ولی صدایش را نمی‌شنیدم».[۲] عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا می‌گوید: «الحمد لله» که این ثنای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و وصف او به کمال است، که صدای این زن را از بالای هفت آسمان شنید، در حالی که عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا در همان اتاق بود، ولی بعضی از صحبت‌های آن زن را نشنید. این حق است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سِر و مخفی را می‌شنود. وقتی شخص به این موضوع ایمان بیاورد، بدون شک زبانش را کنترل خواهد کرد و طوری خواهد شد که فقط سخنی را می‌گوید که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ راضی است و به آن اجازه داده است. چون می‌داند که هر سخنی بگوید، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را از بالای هفت آسمان می‌شنود.

با این حساب، پرهیز کردن از پرگویی واجب است. چرا که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پس از اینکه به معاذ بن جبل برخی از شرایع اسلام را یاد دادند، فرمودند: «آیا تو را از اساسِ همه‌ی اینها با خبر کنم؟ گفتم: بله یا رسول الله. پس ایشان زبان خود را با دست گرفت و گفت: این را نگهدار. معاذ گفت: یا رسول الله، آیا ما به خاطر سخنانی که بر زبان می‌آوریم، مورد مواخذه قرار می‌گیریم؟ فرمود: مادرت به عزایت نشیند ای معاذ! آیا چیزی غیر از زبان، مردم را با چهره‌هایشان وارد آتش می‌کند»؟[۳]

پس باید انسان خردمند و عاقل از پرگویی بر حذر باشد. چه بسا کلمه‌ای که صاحبش را وارد آتش و چه بسا کلمه‌ای که صاحبش را وارد بهشت می‌کند. شخص سخنی می‌گوید که الله به آن راضی است. الله به خاطر آن درجاتش را بالاتر می‌برد. همچنین شخص سخنی بر زبان می‌آورد که باعث غضب الله می‌شود و به خاطر آن وارد جهنم می‌گردد.

شاید تا الان سائل دانسته باشد که منظور علما از عبارت: «اعتبار به عمومِ لفظ است نه به خاطر سبب خاص آن»، چیست؟ آیه‌ی ظهار شامل هر کسی می‌شود که با همسرش ظهار نماید. ظهار این است که مردی به زنش بگوید: تو برای من مثل مادرم هستی. این یعنی زن را بر خود حرام کرده است؛ چرا که مادر یکی از بزرگ‌ترین محرمات است. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد ظهار می‌فرماید: {وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا} [مجادله: ۲]: (و یقینا آنها سخنی منکر و باطل می‌گویند). منکر است به این خاطر که شرع آن را نمی‌پذیرد. زور و باطل است به خاطر اینکه دروغ گفته‌اند؛ چرا که زوجه مانند مادر نیست.

***


[۱] سنن ابوداود: کتاب الطلاق، باب فی الظهار، حدیث شماره (۲۲۱۴)، از خولة بنت مالک بن ثعلبه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا.

[۲] صحیح بخاری: کتاب التوحید، باب قول الله تعالی: {و کان الله سمیعا بصیرا} [نساء: ۱۳۴]. سنن ابن ماجه: کتاب المقدمة، باب فیما أنکرت الجهمیة، حدیث شماره (۱۸۸)، با این لفظ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَسِعَ سَمْعُهُ الْأَصْوَاتَ، لَقَدْ ‌جَاءَتْ ‌الْمُجَادِلَةُ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم وَأَنَا فِي نَاحِيَةِ الْبَيْتِ، تَشْكُو زَوْجَهَا، وَمَا أَسْمَعُ مَا تَقُولُ».

[۳] روایت ترمذی در سنن، کتاب الإیمان، باب ما جاء فی حرمة الصلاة، حدیث شماره (۲۶۱۶) و می‌گوید: این حدیث، حسن صحیح است. نیز روایت سنن ابن ماجه: کتاب الفتن، باب کف اللسان فی الفتنة، حدیث شماره (۳۹۷۳)، با این لفظ: «أَلَا أُخْبِرُكَ بِمِلَاكِ ذَلِكَ كُلِّهِ؟ قُلْتُ: بَلَى يَا نَبِيَّ اللهِ. فَأَخَذَ بِلِسَانِهِ. قَالَ: كُفَّ عَلَيْكَ هَذَا. فَقُلْتُ: يَا نَبِيَّ اللهِ، وَإِنَّا لَمُؤَاخَذُونَ بِمَا نَتَكَلَّمُ بِهِ، فَقَالَ: ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ يَا مُعَاذُ، وَهَلْ يَكُبُّ النَّاسَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ أَوْ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: نسمع من العلماء عبارة: العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص السبب. ما معنى ذلك؟ وما الدليل عليها؟ جزاكم الله خيرًا.

فأجاب رحمه الله تعالى- : معنى ذلك أنه إذا ورد النص على سبب خاص فإن العبرة بعمومه، ومثال ذلك قوله تعالى: ﴿ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُحدِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴾ [المجادلة: ١] ثم قال: ﴿ الَّذِينَ يُظهِرُونَ مِنكُم مِّن نِسَا بِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَتِهِمْ ﴾ [المجادلة: ٢] ثم قال: ﴿ وَالَّذِينَ يُظْهِرُونَ مِن نِسَا بِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسًا ﴾ [المجادلة: ٣] فهنا سبب نزول هذه الآيات «أن رجلا ظاهر من امرأته الله وجاءت المرأة تشتكي إلى رسول صلى الله عليه وسلم وهو في حجرته عند عائشة -رضي الله عنها – فنزلت الآيات، فالسبب خاص، والحكم عام.

وفي هذه القصة قالت عائشة – رضي الله عنها-: «الحمد لله الذي وسع سَمْعُه الأصوات، لقد جاءت المجادلة إلى النبي صلى الله عليه وسلم وأنا في ناحية البيت تشكو زوجها، وما أسمع ما تقول». تقول -رضي الله عنها-: «الحمد الله» وهذا ثناء على الله -عز وجل- ووَصْفٌ له بالكمال أنْ سَمِع صوت هذه المرأة من فوق سبع سموات، وعائشة -رضي الله عنها – في نفس الحجرة ويخفى عليها بعض حديثها، وهذا حق أن الله -تعالى- يسمع السر وأخفى، وإذا آمن الرجل بذلك فإنه بلا شك سوف يُقيم لسانه، وسوف لا يتكلم إلا بما يُرضي الرب -عز وجل- وبما أذن فيه؛ لأنه يعلم أن كل كلمة يقولها فإن الله -تعالى- يسمعها من فوق سبع سماوات، وحينئذ يجب التَّحَرُّز من إطلاق قول اللسان، فلقد قال النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- لمعاذ بن جبل رضي الله عنه: «أفلا أخبرك بملاك ذلك كله ؟ – بعد أن ذكر له أشياء من شرائع الإسلام- قال: قلت: بلى يا رسول الله . فأخذ بلسان نفسه، وقال: كُفَّ عليك هذا. فقال معاذ: يا رسول الله، أثنا لمؤاخذون بما نتكلم به؟ قال تكلتك أمك يا معاذ! وهل يَكُبُّ الناس في النار على وجوههم أو قال: على مناخرهم- إلا حصائد ألسنتهم».

فلْيَحْذَر اللبيب العاقل المؤمن من إطلاق لسانه، فكم من كلمة أوجبت لصاحبها النار – والعياذ بالله- ، وكم من كلمة أدخلت الجنة، يتكلم الرجل بالكلمة مما يُرضي الله -عز وجل- فيرتقي بها إلى الدرجات العلا، ويتكلم بالكلمة من غضب الله يهوي بها في النار. ولعل السائل فهم الآن معنى قول العلماء: العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص السبب، فإن آية الظهار شاملة لكل منْ ظاهر من امرأته. والظهار أن يقول الرجل لامرأته: أنت على كظهر أُمّي، وهذا يعني تحريمها التحريم المغلظ؛ لأن ظهر الأم من أعظم وأغلظ المحرمات، وقد قال الله تعالى- في هذا الظهار: ﴿ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُوراً ﴾ [المجادلة: ۲] فمنكر لأن الشرع لا يُقِرُّه، وزُورٌ لأَنهم كَذَبُوا، فليست الزوجة كظَهْرِ الأُمّ.

مطالب مرتبط:

(۱۲۸۲) سوال: شروط اجتهاد چیست؟ مقلد کیست؟

باید شخص نسبت به ادله‌ی شرعی و محل خلاف بین اهل علم اطلاع داشته باشد. باید چنان مسلط باشد که بتواند راجح و مرجوح را بفهمد

ادامه مطلب …

(۱۲۹۹) نصیحت به مفتیان بدون علم

کسی که فتوا می‌دهد، در واقع از طرف شریعت سخن می‌گوید. کسی که بدون علم فتوا دهد، حتی اگر جوابش درست باشد، باز هم اشتباه است

ادامه مطلب …

(۱۲۶۲) تعریف سنت و حکم ترک کردن آن

سنت آن است که انسان با انجامش ثواب دارد و به خاطر ترک آن گنهکار نیست. این در صورتی است که این کار از روی اکراهش نسبت به سنت نباشد

ادامه مطلب …

(۱۲۹۴) نصیحت به کسانی که بدون علم فتوا می‌دهند

به هیچ عنوان نباید در فتوا تسرع داشت و انسان بی علم حق فتوا دادن ندارد. انسانی که سوال دارد هم باید آن را از کسانی بپرسد که اهلیت فتوا را دارند

ادامه مطلب …

(۱۲۸۳) آیا برای مجتهد یا اجتهاد، شروطی وجود دارد؟

انسان دارای علم و ملکه‌ی علمی باشد: علم نسبت به ادله‌ی شرعی و ملکه‌ی علمی که به وسیله‌ی آن توانایی استنباط احکام شرعی از ادله را داشته باشد

ادامه مطلب …

(۱۲۹۷) در مورد جواب دادن سوالی که بلد است

اگر از مسلمانی چیزی در رابطه با امور دینی بپرسند که جوابش را می‌داند، باید جواب دهد. زیرا پیامبر می‌فرماید: «از من برسانید حتی اگر یک آیه باشد

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه