جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۱۲۱۷) حکم جواب دادن به والدین در نماز

(۱۲۱۷) سوال: آیا این حدیث است: «اگر در نماز بودی و پدرت صدایت زد، جوابش را بده، و اگر مادرت صدایت زد، جوابش را بده»؟[۱]

جواب: خیر، این حدیث نیست. بلکه یکی از احکام است. وقتی کسی در حال نماز است و پدر یا مادرش او را صدا زدند، اگر نمازش نماز فرض باشد، جایز نیست جواب آنها را با سخن بدهد. یا به عبارت عام‌تر: جایز نیست که جواب آنها را با چیزی بدهد که موجب باطل شدن نمازش می‌شود. چون به اتمام رساندن نماز فرض، واجب است. البته در صورتی که مجبور شود پدر یا مادرش را از مهلکه‌ای نجات دهد، اشکالی ندارد نمازش را قطع کند. بلکه واجب است نمازش را قطع کند و آنچه را واجب است انجام دهد.

ولی اگر نماز نافله می‌خواند و در این هنگام پدر و مادرش یا یکی از آنها او را صدا زدند، باید باید نگاه کند و ببیند: اگر در صورتی که جوابشان را ندهد، چیز بدی به دلشان راه پیدا می‌کند، می‌تواند جواب دهد و بعد از آن به نمازش ادامه دهد. اما اگر می‌داند که پدر و مادرش در صورتی که بدانند او به خاطر اینکه در نماز بوده، جوابشان را نداده، بد دل نمی‌شوند، می‌تواند کاری کند که آنها بدانند او دارد نماز می‌خواند تا معذورش دارند. مثلا اگر پدر یا مادرش او را صدا زدند و او در حال نماز بود، می‌تواند با اهِم اهِم یا بالا بردن صدای قرائتش در نماز آنها را متوجه کند که دارد نماز می‌خواند تا به این وسیله قانع شوند.

اما بعضی از والدین به این قانع نمی‌شوند. حتی اگر پسرشان در نماز باشد، باز هم می‌خواهند که جوابشان را بدهد. در این حالت – همان طور که گفتم – باید نمازش را قطع کند و جوابشان را بدهد.

***


[۱] روایت دیلمی (ج۱، ص۲۸۲، حدیث شماره ۱۱۰۵)، از جابر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ. البته لفظ صحیح حدیث چنین است: «إِذا كنت تصلي فدعاك أَبَوَاك فأجب أمك وَلَا تجب أَبَاك». یعنی: «اگر در نماز بودی و والدینت تو را صدا زدند، جواب مادرت را بده، و جواب پدرت را نده».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: «إذا كنت في صلاة فدعاك أبوك فأجبه، وإن دعتك أمك فأجبها». هل هذا حديث؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا ليس بحديث، ولكنه حكم من الأحكام، فإذا دعا المُصَلِّي أبوه أو أمه، فإن كان في صلاة فريضة فإنه لا يجوز له أن يجيبهما بالكلام، أو بعبارة أَعَمّ: فإنه لا يحل له أن يجيبهما بما تبطل به الصلاة؛ لأن صلاة الفريضة يجب إتمامها، اللهم إلا أن يُضْطَر إلى ذلك لإنقاذهم من هَلَكَة، فحينئذ يجب عليه أن يقطع الصلاة ويقوم بما يجب.

وأما إذا كانت الصلاة نافلة ودعاه أبواه أو أحدهما فإنه ينظر: إن كان يخشى إذا لم يجبهما أن يقع في نفوسهما شيء فليُجِب وليستأنف الصلاة بعد ذلك، وإذا كان يعرف أن أبويه إذا عَلما أنه يصلي لم يكن في نفوسهما شيء فليعمل ما يُبين لهما أنه في صلاة حتى يَعْذِراه. مثلا لو ناداه أبوه أو أمه وهو يصلي، فتنحنح أو رفع صوته بالقراءة حتى يعلم أبوه أو أمه أنه في صلاة فيقتنعا بذلك، لكن بعض الوالدين لا يقتنع بهذا، حتى ولو كان ابنه في صلاة فإنهما يريدان منه أن يجيبهما، وفي هذه الحال -كما قلت- يقطع صلاته ويجيب دعوتهما.

مطالب مرتبط:

(۱۱۵۵) وصیت پیامبر به علی هنگام خوابیدن

این حدیث که پیامبر به علی بی ابی طالب چنین توصیه‌هایی می‌کند، موضوع است و به دروغ آن را به رسول الله نسبت داده‌اند و درست نیست

ادامه مطلب …

(۱۲۳۲) روش درست سجده کردن طبق حدیث

از آنجا که الله تعالی انسان را بر حیوانات برتری داده، پیامبر ما را نهی کرده که سجده رفتنمان همانند خوابیدن شتر باشد. تفصیل مساله در متن جواب می‌آید

ادامه مطلب …

(۱۰۹۵) ابوموسی اشعری مزماری از مزامیر آل داود

معنی حدیث این است که ابو موسی اشعری رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ صدای خوب و قرائت زیبایی داشت که پیامبر به او گفت مزماری از مزامیر آل داود به او داده شده

ادامه مطلب …

(۱۲۵۵) حدیث در مورد خوردن از ظرف مشترک

ایمان به این مساله واجب است که مرض واگیردار به خودی خود واگیردار نیست، بلکه به اذن الله واگیردار است و خوردن از ظرف مشترک اشکالی ندارد

ادامه مطلب …

(۱۱۲۲) جایگاه وقوف عرفه در حج

اگر حجاج به اشتباه در روز هشتم یا دهم در عرفه وقوف کنند، کفایت می‌کند. زیرا الله تعالی هیچ کس رابیشتر از توان مکلف نکرده، و حجشان درست است

ادامه مطلب …

(۱۱۵۶) نظر شیخ در مورد برخی اصطلاحات

(۱۱۵۶) سوال: این سخنان را گاهی از مردم می‌شنوم: «طلبکاری، مثل گمشده است؛ مگر اینکه الله آن را برگرداند»، یا «به خیاط و خطاط بیشتر بدهید؛ زیرا آنها از پاره‌ی چشمشان رزق خود را به دست می‌آورند»، یا «در آخر غذا خوردن، آب ننوشید».[۱] آیا آینها احادیث نبوی هستند؟ اگر بله، در کجا آمده‌اند؟ جواب: […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه