شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۱۱۴۸) حکم تکفیر کردن مسلمانان به ناحق

(۱۱۴۸) سوال: معنای این حدیث چیست و درجه‌ی صحت آن تا چه حد است؟ حدیث این است: «کسی که مسلمانی را تکفیر کند، خودش کافر می‌گردد».

جواب:

حدیثی را با این لفظ نمی‌شناسم. اما حدیث صحیحی از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجود دارد که در همین معناست. حدیث می‌گوید: «اگر کسی به دیگری گفت: ای کافر، او به شخصی صفت کفر چسباند و چنین نبود، حرف به گوینده باز می‌گردد»[۱]. چیزی که در حدیث آمد، مثل همانی است که سائل پرسید. در این حدیث هشدار شدیدی وجود دارد برای کسانی که مسلمانان را بدون دلیل آشکاری از جانب الله، به کفر متهم می‌کند. با این حدیث، اشتباه کسانی را در می‌یابیم که تکفیر مردم نزدشان عادی است و حتی در مسائل اختلافی که شخص مخالف، گمراه به حساب نمی‌آید، مخالفینشان را تکفیر می‌کنند. این یک امر بسیار خطرناک است.

بر شخص واجب است در این مساله تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را پیشه نماید و کسی را تکفیر نکند، مگر کسی که قرآن و سنت بر کفرش دلالت دارند.

با این حال ممکن است عمل یا قولی کفر باشد، اما در عین حال کسی که مرتکب آن کار شده یا آن سخن را به زبان آورده، معذور به جهل باشد یا فریب خورده است. بنا بر این قبل از حکم کردن به کفرش، نیاز است بر او اقامه‌ی حجت شود.

این را نیز باید دانست که وصف نمودن شخص به اینکه کافر است یا مومن، موکول به افراد نیست. بلکه موکول به قرآن و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. هر چیزی که قرآن و سنت دلالت بر کفر بودنش دهند، کفر است و هر چیزی که دلیلی از قرآن و سنت مبنی بر کفر بودنش نباشد، برای هیچ کس جایز نیست آن را کفر بداند. چنان که تحلیل و تحریم از قرآن و سنت گرفته می‌شود، تکفیر و تفسیق نیز چنین است. انسان در مورد سخنانی که بر زبان می‌آورد در مقابل الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ پاسخگو خواهد بود، خصوصا در چنین موارد خطیری.

الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ * إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ * مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ} [ق: ۱۶-۱۸]: (و یقینا ما انسان را خلقت نمودیم و می‌دانیم آنچه را نفسش به او وسوسه می‌کند، و ما از رگ گردنش به او نزدیک‌تریم. آنگاه که دو فرشته از راست و چپ به مراقبت نشسته‌اند. هیچ سخنی بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه مراقبی آن را ثبت و ضبط می‌کند).

***


[۱] صحیح بخاری: کتاب الأدب، باب من أکفر أخاه بغیر تأویل فهو کما قال، حدیث شماره (۵۷۳۵). صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب بیان حال إیمان من قال لأخیه یا کافر، حدیث شماره (۶۰)، از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا با این لفظ: «أَيُّمَا رَجُلٍ قَالَ لِأَخِيهِ: ‌يَا ‌كَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهَا أحدهما».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما معنى الحديث التالي وما صحته: «من كفر مسلما فقد كفر »؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا الحديث بهذا اللفظ لا أعرفه ولكن صح عن النبي صلى الله عليه وسلم ما يدل عليه، وهو أن «من قال لشخص: يا كافر، أو وصف رجلًا بالكفر، ولم يكن كذلك رجع على القائل»، وهذا الذي ثبت هو بمعنى هذا اللفظ الذي ذكره السائل وفيه التحذير الشديد من وصف المسلمين بالكفر إلا ببرهان بيّن من الله عز وجل، وبه نعرف خطأ بعض الناس الذين صار التكفير عندهم سهلا، حتى في الأمور الاجتهادية التي لا يُضَلَّل فيها المخالف، تجدهم يُكَفِّرون من خالفهم، وهو أمر خطير جدا. فالواجب على المرء أن يتقي الله -عز وجل- في هذه المسألة، وأن لا يُكَفِّر إلا من دَلَّ الكتاب والسنة على كفره. ومع هذا فإن العمل أو القول قد يكون كفرًا، ويكون العامل أو القائل معذورًا بجهل أو تغرير، فيحتاج إلى إقامة الحجة عليه قبل أن يُحكم بكفره. ولْيُعْلَمْ أن وصف الإنسان بالكفر أو الإيمان ليس موكولا إلى الناس، بل هو موكول إلى كتاب الله وسنة رسوله صلى الله عليه وعلى آله وسلم، فما دل الكتاب والسنة على أنه من الكفر فهو كفر، وما لا دليل فيه من الكتاب والسنة على أنه كفر فلا يجوز لأحد أن يجعله كفرا، كما أن التحليل والتحريم إنما يؤخذ من الكتاب والسنة، فكذلك التكفير والتفسيق، والإنسان سيكون مسؤولا أمام الله -عز وجل- فيما ينطق به، لا سيما في هذه الأمور الخطيرة، فقد قال الله تعالى: ﴿ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴾ [ق: ١٦-١٨].

مطالب مرتبط:

(۱۱۷۵) حدیث: دعای اصل عبادت است

حدیث با چنین لفظی صحیح نیست. صحیح این است: «دعا همان عبادت است». این چیزی است که بسیاری از آن غافلند و به آن توجهی ندارند

ادامه مطلب …

(۱۰۶۲) آیا این احادیث با هم تعارض دارند؟

صحابه با خود حساب می‌کردند که هر کسی نمی‌تواند مثل آنها لباس بپوشد، یا غذا بخورد. از این رو، زهد پیشه می‌کردند. در چنین اموری، انسان باید مصالح را مراعات کند.

ادامه مطلب …

(۱۱۶۶) خواندن چهار رکعت قبل از نماز عصر

در مورد این حدیث حرف و گفت وجود دارد؛ چون برخی از اهل علم آن را ضعیف می‌دانند و برخی دیگر آن را حسن. گمان می‌کنم برخی دیگر نیز آن را صحیح دانسته‌اند

ادامه مطلب …

(۱۰۷۶) جمع بین احادیث وعده و وعید

مرتکب کبیره در صورتی که مورد عفو الهی قرار نگیرد و هیچ یک از دیگر اسباب عفو شدن برای او وجود نداشته باشد، به اندازه گناهش در جهنم عذاب می‌بیند

ادامه مطلب …

(۱۲۱۸) حدیث عمل برای دنیا و برای آخرت

این سخن مشهور، از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نیست و جزء احادیث موضوع است و بدین معنا نیست که باید به فکر دنیا بود و نسبت به آخرت سهل انگار کرد

ادامه مطلب …

(۱۱۸۵) هشتاد بار صلوات بر پیامبر در روز جمعه

این حدیث که می‌گوید هر کس روز جمعه هشتاد بار بر من صلوات بفرستد، گناهان هشتاد سالش آمرزیده می‌شود، صحیح نیست. بلکه ضعیف است

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه