چهارشنبه 24 جمادی‌الاول 1448
۱۳ آبان ۱۴۰۵
4 نوامبر 2026

(۱۱۴۸) حکم تکفیر کردن مسلمانان به ناحق

(۱۱۴۸) سوال: معنای این حدیث چیست و درجه‌ی صحت آن تا چه حد است؟ حدیث این است: «کسی که مسلمانی را تکفیر کند، خودش کافر می‌گردد».

جواب:

حدیثی را با این لفظ نمی‌شناسم. اما حدیث صحیحی از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجود دارد که در همین معناست. حدیث می‌گوید: «اگر کسی به دیگری گفت: ای کافر، او به شخصی صفت کفر چسباند و چنین نبود، حرف به گوینده باز می‌گردد»[۱]. چیزی که در حدیث آمد، مثل همانی است که سائل پرسید. در این حدیث هشدار شدیدی وجود دارد برای کسانی که مسلمانان را بدون دلیل آشکاری از جانب الله، به کفر متهم می‌کند. با این حدیث، اشتباه کسانی را در می‌یابیم که تکفیر مردم نزدشان عادی است و حتی در مسائل اختلافی که شخص مخالف، گمراه به حساب نمی‌آید، مخالفینشان را تکفیر می‌کنند. این یک امر بسیار خطرناک است.

بر شخص واجب است در این مساله تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را پیشه نماید و کسی را تکفیر نکند، مگر کسی که قرآن و سنت بر کفرش دلالت دارند.

با این حال ممکن است عمل یا قولی کفر باشد، اما در عین حال کسی که مرتکب آن کار شده یا آن سخن را به زبان آورده، معذور به جهل باشد یا فریب خورده است. بنا بر این قبل از حکم کردن به کفرش، نیاز است بر او اقامه‌ی حجت شود.

این را نیز باید دانست که وصف نمودن شخص به اینکه کافر است یا مومن، موکول به افراد نیست. بلکه موکول به قرآن و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. هر چیزی که قرآن و سنت دلالت بر کفر بودنش دهند، کفر است و هر چیزی که دلیلی از قرآن و سنت مبنی بر کفر بودنش نباشد، برای هیچ کس جایز نیست آن را کفر بداند. چنان که تحلیل و تحریم از قرآن و سنت گرفته می‌شود، تکفیر و تفسیق نیز چنین است. انسان در مورد سخنانی که بر زبان می‌آورد در مقابل الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ پاسخگو خواهد بود، خصوصا در چنین موارد خطیری.

الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ * إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ * مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ} [ق: ۱۶-۱۸]: (و یقینا ما انسان را خلقت نمودیم و می‌دانیم آنچه را نفسش به او وسوسه می‌کند، و ما از رگ گردنش به او نزدیک‌تریم. آنگاه که دو فرشته از راست و چپ به مراقبت نشسته‌اند. هیچ سخنی بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه مراقبی آن را ثبت و ضبط می‌کند).

***


[۱] صحیح بخاری: کتاب الأدب، باب من أکفر أخاه بغیر تأویل فهو کما قال، حدیث شماره (۵۷۳۵). صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب بیان حال إیمان من قال لأخیه یا کافر، حدیث شماره (۶۰)، از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا با این لفظ: «أَيُّمَا رَجُلٍ قَالَ لِأَخِيهِ: ‌يَا ‌كَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهَا أحدهما».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما معنى الحديث التالي وما صحته: «من كفر مسلما فقد كفر »؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا الحديث بهذا اللفظ لا أعرفه ولكن صح عن النبي صلى الله عليه وسلم ما يدل عليه، وهو أن «من قال لشخص: يا كافر، أو وصف رجلًا بالكفر، ولم يكن كذلك رجع على القائل»، وهذا الذي ثبت هو بمعنى هذا اللفظ الذي ذكره السائل وفيه التحذير الشديد من وصف المسلمين بالكفر إلا ببرهان بيّن من الله عز وجل، وبه نعرف خطأ بعض الناس الذين صار التكفير عندهم سهلا، حتى في الأمور الاجتهادية التي لا يُضَلَّل فيها المخالف، تجدهم يُكَفِّرون من خالفهم، وهو أمر خطير جدا. فالواجب على المرء أن يتقي الله -عز وجل- في هذه المسألة، وأن لا يُكَفِّر إلا من دَلَّ الكتاب والسنة على كفره. ومع هذا فإن العمل أو القول قد يكون كفرًا، ويكون العامل أو القائل معذورًا بجهل أو تغرير، فيحتاج إلى إقامة الحجة عليه قبل أن يُحكم بكفره. ولْيُعْلَمْ أن وصف الإنسان بالكفر أو الإيمان ليس موكولا إلى الناس، بل هو موكول إلى كتاب الله وسنة رسوله صلى الله عليه وعلى آله وسلم، فما دل الكتاب والسنة على أنه من الكفر فهو كفر، وما لا دليل فيه من الكتاب والسنة على أنه كفر فلا يجوز لأحد أن يجعله كفرا، كما أن التحليل والتحريم إنما يؤخذ من الكتاب والسنة، فكذلك التكفير والتفسيق، والإنسان سيكون مسؤولا أمام الله -عز وجل- فيما ينطق به، لا سيما في هذه الأمور الخطيرة، فقد قال الله تعالى: ﴿ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴾ [ق: ١٦-١٨].

مطالب مرتبط:

(۱۲۰۳) سوال در مورد ماه رجب و شعبان و رمضان

این حدیث صحیح نیست و نوشتن یا گفتن آن در میان مردم، جایز نمی‌باشد. فقط در صورتی که بخواهد موضوع بودنش را بیان کند، می‌تواند آن را بگوید یا بنویسد

ادامه مطلب …

(۱۰۶۲) آیا این احادیث با هم تعارض دارند؟

صحابه با خود حساب می‌کردند که هر کسی نمی‌تواند مثل آنها لباس بپوشد، یا غذا بخورد. از این رو، زهد پیشه می‌کردند. در چنین اموری، انسان باید مصالح را مراعات کند.

ادامه مطلب …

(۱۱۳۱) پرهیز از ظلم و شحّ و بخیلی

پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مردم را از ظلم که تجاوز نسبت به حقوق هر کسی است، بر حذر می‌دارد. این تجاوز می‌تواند در حق الله باشد یا در حق بندگانش.

ادامه مطلب …

(۱۱۹۹) کسی که بتواند و حج نکند

در صحت این حدیث اختلاف وجود دارد. اما در صورت صحت، یعنی اگر در این حالت بمیرد، ترس از این است که بر کفر بمیرد. یعنی بر دین یهود یا نصاری

ادامه مطلب …

(۱۲۴۱) خشم الله تعالی در روز قیامت

این حدیث صحیح است اما از علت آن اطلاعی ندارم

ادامه مطلب …

(۱۲۵۶) صحت حدیث: الله به صف کج نگاه نمی‌کند

این حدیث صحیح نیست. اما پیامبر به راست بودن صفوف نماز دستور می‌دهند و خود ایشان هر بار هنگام اقامه نماز، صفوف اصحاب را راست می‌کردند

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه