چهارشنبه 24 جمادی‌الاول 1448
۱۳ آبان ۱۴۰۵
4 نوامبر 2026

(۱۱۲۱) گفتاری چند در مورد میقات‌ها

(۱۱۲۱) سوال: معنی این حدیث چیست که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «این‌ها برای اهالی آنهاست و برای هر کسی است که از آنجا گذر کند و اهل آنجا نباشد»؟

جواب:

معنایش این است که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم میقات‌ها را مشخص کرد. ایشان «میقات اهل مدینه را ذو الحُلَیفه و برای اهل شام، جحفه و برای اهل یمن، یلملم و برای اهل نجد، قرن المنازل قرار داد. بعد فرمود: این‌ها برای اهالی آنها و برای هر کسی است که از آنجا گذر کند و اهل آنجا نباشد».[۱] بنا بر این اهل مدینه اگر خواستند حج یا عمره به جای آورند، از ذو الحلیفه احرام می‌بندند. حال اگر کسی که اهل نجد است، از راه مدینه عبور کرد، احرام خود را از آنجا یعنی ذو الحلیفه می‌بند. زیرا از میقات اهل مدینه عبور کرده است.

همچنین اگر کسی اهل شام باشد و از راه مدینه بگذرد و بخواهد حج یا عمره به جای آورد، از ذو الحلیفه احرام می‌بندد. چون از این میقات عبور می‌کند. نیز اگر کسی اهل مدینه باشد و از نجد بخواهد حج یا عمره با جای آورد، احرام خود را از قرن المنازل می‌بندد. این معنای آن جمله است که گفت: «و برای هر کسی است که از آنجا – یعنی از این میقات‌ها – گذر کند و اهل آنجا نباشد». هر کس در این میقات‌ها تأمل نماید، دو فایده برای او آشکار می‌شود:

اول: رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نسبت به بندگان؛ چه اینکه برای هر منطقه میقاتی قرار داده که سر راهشان است تا مردم برای جمع شدن در یک میقات واحد، به سختی نیفتند.

دوم: تعیین این میقات‌ها قبل از مسلمان شدن مردم این مناطق بوده و این یکی از معجزات پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. زیرا نشانگر این است که این مناطق فتح خواهند شد و مردمی از این مناطق برای حج و عمره خواهند رفت. از این رو ابن عبدالقوی در منظومه‌ی دالیه‌ی[۲] مشهور خود می‌گوید:

«و توقیتها من معجزات نبیّنا … بتعیینها من قبل فتح معدد».

«و میقات قرار دادن آنها، یکی از معجزات پیامبرمان است که قبل از فتح آن مناطق، آنها را بر شمرده است».

صلوات و سلام الله بر او باد.

***


[۱]  صحیح بخاری: کتاب الحج، باب مهل أهل مکة للحج و العمرة، حدیث شماره (۱۴۵۲). صحیح مسلم: کتاب الحج، باب مواقیت الحج والعمرة، حدیث شماره (۱۱۸۱). از عبدالله بن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا با این لفظ: «إن النبي صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ‌وقت ‌لِأَهْلِ ‌الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ، وَلِأَهْلِ الشَّأْمِ الْجُحْفَةَ، وَلِأَهْلِ نَجْدٍ قَرْنَ الْمَنَازِلِ، وَلِأَهْلِ الْيَمَنِ يَلَمْلَمَ، هُنَّ لَهُنَّ، وَلِمَنْ أَتَى عَلَيْهِنَّ مِنْ غَيْرِهِنَّ، مِمَّنْ أَرَادَ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ، وَمَنْ كَانَ دُونَ ذَلِكَ فَمِنْ حَيْثُ أَنْشَأَ، حَتَّى أَهْلُ مَكَّةَ من مكة».

[۲]  منظومه‌ی شعری به عربی که ابیات آن همه به حرف دال ختم می‌شوند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: قال الرسول صلى الله عليه وسلم: «هُنَّ هُنَّ وَلَنْ مَرَّ عليهِنَّ من غير أهلهنّ». ما معنى هذا بارك الله فيكم؟

فأجاب رحمه الله تعالى: معنى هذا أن النبي صلى الله عليه وسلم وَقت المواقيت: «وقت لأهل المدينة ذا الحليفة، ولأهل الشام الجحفة، ولأهل اليمن يَلَمْلَمَ، ولأهل نَجْدٍ قَرْنَ المنازل. وقال: هُنّ هُنّ -أي هذه المواقيت لأهل هذه البلاد- ولمن مرّ عليهن أي على هذه المواقيت من غير أهلهنّ». فأهل المدينة يُحرمون من ذي الحليفة إذا أرادوا الحج أو العمرة، وإذا مرَّ أحدهم من أهل نجد عن طريق المدينة أحرم من ذي الحليفة؛ لأنه مرَّ بالميقات، وكذلك إذا مر أحد من أهل الشام عن طريق المدينة فإنه يُحرم من ذي الحليفة؛ لأنه مَرَّ بها، وكذلك لو أن أحدا من أهل المدينة جاء من قِبَل نَجْد ومَرَّ بِقَرْن المنازل فإنه يُحرم منه. هذا معنى قوله ولَن مَرّ عليهن من غير أهلهنّ». ومن تأمل هذه المواقيت تبين له فيها فائدتان:

الفائدة الأولى: رحمة الله سبحانه وتعالى بعباده، حيث جعل لكل ناحية ميقانا عن طريقهم، حتى لا يصعب عليهم أن يجتمع الناس من كل ناحية في ميقات واحد.

والفائدة الثانية: أن تعيين هذه المواقيت من قبل أن تفتح هذه البلاد فيه آية للنبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم، حيث إن ذلك يستلزم أن هذه البلاد ستفتح، وأنها سيقدم منها قوم يؤمون هذا البيت للحج والعمرة، ولهذا قال ابن عبد القوي في منظومته الدالية المشهورة:

وتوقيتها من معجزات نبينا                        بتعيينها من قَبْلُ فَتْحٌ مُعَدَّدُ

فصلوات الله وسلامه عليه.

مطالب مرتبط:

(۱۲۳۸) رهایی از وسوسه‌هایی که در دل می‌آیند

احادیثی در مورد وساوسی که در قلب انسان ایجاد می‌شوند روایت شده‌اند. راهش این است که انسان از شیطان به الله پناه برد و از این افکار دست بکشد

ادامه مطلب …

(۱۱۱۷) حدیث «من سنّ فی الإسلام سنة حسنة»

منظور از سنت در این حدیث، سنتِ عمل و فعل است، نه سنت تشریع. زیرا تشریع مختص الله و رسول است و کسی حق ندارد چیزی وارد دین کند

ادامه مطلب …

(۱۱۷۹) دعای ثروت و تخلص از بدهکاری

حدیث خاصی در این مورد نمی‌دانم که باشد. آما انسان باید دعا کند و بگوید: «پروردگارا، بدهی‌ام را از بین ببر و مرا از فقر بی نیاز کن»

ادامه مطلب …

(۱۱۸۸) دور کردن وساوس از خود در نماز

این حدیث صحیح نیست، اما شکی نیست که هر کس نماز برایش لذت دارد و نور چشمش باشد، سهم زیادی از آن چیزی دارد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم داشتند

ادامه مطلب …

(۱۲۲۷) گفتن سبحان الله و بحمده و سبحان الله العظیم

این حدیث صحیح است. کسی که در روز صد بار سبحان الله و بحمده بگوید، گناهانش حتی اگر مثل کفِ روی آب دریا هم باشند، از بین می‌روند

ادامه مطلب …

(۱۱۷۲) حدیث سخن گفتن پیامبر با اسما بنت ابوبکر

این حدیث ضعیف است. سندش منقطع است و در آن راویانی هستند که ملاحظاتی روی آنها وجود دارد. متن روایت نیز منکر است

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه