جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۱۰۹۸) صفاتی که در برخی سران کفر بوده است

(۱۰۹۸) سوال: به یک نوار صوتی سودمند در مورد منافقین گوش می‌دادم که می‌گفت: منافقین چهارتا هستند: فرعون و قارون و‌هامان و اُبیّ بن خلف. توضیحاتش در مورد فرعون و قارون را گوش دادم که به اندازه‌ی کافی شرح داد. مثلا می‌گفت: کسی که متکبر باشد همراه با فرعون محشور می‌شود و کسی که دنیا به وسیله‌ی مال فریبش دهد، با قارون محشور می‌شود. اما وقتی که به توضیح در مورد‌هامان پرداخت، نوار به اتمام رسید یا سخنرانی تمام شد. حال می‌خواهم بدانم صفات مذمومی‌که‌هامان و اُبیّ بن خلف داشتند، چه بوده است؟

جواب:

 اول اینکه سائل گفت اینها از منافقین یا سران منافقین هستند، درست نیست. بلکه اینها معاندینی بودند که صراحتا کفر خود را بیان می‌کردند. در حالی که منافق، در ظاهر عناد نکرده و تصریح به کفر خود نمی‌کند. اینهایی که سائل نام برد، امامان کفر هستند؛ چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ} [قصص: ۴۱]: (و آنها را امامانی قرار دادیم که به سوی جهنم فرا می‌خوانند)، که منظورش سران کفار است، {وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ} [قصص: ۴۱]: (و روز قیامت، یاری نخواهند شد). هر کدام از اینها، مزیتی بر دیگری دارند.

مثلا فرعون دارایی و سلطنت مغرورش کرد و به همراه سربازانش به ناحق در زمین تکبر ورزیدند.

هامان را وزارت مغرور کرد؛ زیرا او وزیر فرعون بود و به خاطر نزدیکی‌اش با این پادشاه ستمگر، به خود مغرور گشت و عناد و کفر ورزید.

قارون به خاطر ثروتش تکبر ورزید. ثروت زیادش او را مغرور کرد. به همین خاطر استکبار ورزید و از پیروی موسی عَلَيْهِ‌السَّلَام خودداری نمود. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ} [قصص: ۷۶]: (قارون از قوم موسی بود که از حد خود گذشت و بر آنها تکبر نمود).

ابی بن خلف به سیادت و منزلتی که در میان قومش داشت، مغرور شد و به این خاطر، از حق روی گردانید.

اما شکی نیست کسانی که کفرشان شبیه هم است، با یکدیگر محشور می‌گردند. اللهü می‌فرماید: {احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ} [صافات: ۲۲]: (کسانی که کفر ورزیدند را با هم سانانشان و آن چیزهایی که می‌پرستیدند، گرد آوردید). یعنی آنها و کسانی که کفرشان مثل آنهاست را در جهنم جمع کنید. بنا بر این هر کافری همراه با گروهی محشور می‌شود که کفرشان مثل یکدیگر بوده است.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لقد سمعت من بعض الأشرطة النافعة عن المنافقين بأنهم أربعة وهم فرعون ،وقارون، وهامان، وأبي بن خلف، فاستمعت إلى شرح فرعون وقارون شرحًا كافيًا، قال: من تكبر حشر مع فرعون، ومن غرته دنياه بالمال حشر مع قارون وعندما شَرع في ذكر هامان انتهى الشريط أو انتهى الحديث. فما هي الصفات الذميمة التي ا اتصف بها كل من هامان وأبي بن خلف؟

فأجاب رحمه الله تعالى: أولا قول السائل: إنه من المنافقين أو رؤوس المنافقين هذا غلط، بل هم من المعاندين المصرحين بكفرهم، والمنافق لا يعاند ظاهرا ولا يُصرح بكفره، فهم أئمة الكفر، كما قال الله تعالى: ﴿ وَجَعَلْنَهُمْ أَبِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ﴾ [القصص: ٤١] يعني بذلك قادة الكفار ﴿ وَيَوْمَ القيمة لا يُنصَرُونَ ﴾ [القصص: ٤١] . ولكل من هؤلاء مزية على الآخر.

ففرعون غره الملك والسلطان فاستكبر هو وجنوده في الأرض بغير الحق.

وهامان غَرَّتْه الوزارة؛ لأنه وزير فرعون، فهو لِدُنْوه من هذا الملك الجائر اغتر بنفسه وعاند وكفر.

وقارون استكبر بماله غره كثرة المال فاستكبر وأبى أن يتبع موسى -عليه الصلاة والسلام-، قال الله تعالى: ﴿ إِنَّ قَرُونَ كَانَ مِن قَوْمٍ مُوسَىٰ فَبَغَى عَلَيْهِمْ ﴾ [القصص: ٧٦].

وأبي بن خلف غرته السيادة في قومه ومنزلته فيهم، فاستكبر عن الحق.

ولا شك أن الناس يحشر بعضهم إلى بعض إذا كانوا متشابهين في كفرهم، قال الله -تبارك وتعالى -: ﴿ احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَجَهُمْ وَمَا كَانُوا يعْبُدُونَ ﴾ [الصافات: ۲۲] يعني احشر وهم وأصنافهم، فكل كافر فهو مع صنفه الذي شاركه في وصف الكفر.

مطالب مرتبط:

(۱۱۷۰) حدیث: دنیا دوستی سرآمد هر اشتباهی است

این حدیث موضوع است. اگر از حب دنیا برای طاعت کمک گرفته شود اشکالی ندارد. اما اگر دنیا باعث شود انسان از آخرت غافل شود، خود ضرر می‌کند

ادامه مطلب …

(۱۱۴۷) سبقت گرفتن سرنوشت بر انسان

حدیث به این معنی است که شخص اعمال اهل بهشت را انجام می‌دهد ولی برای ریا و بدون اخلاص. به همین خاطر جهنمی می‌شود و دیگری برعکس

ادامه مطلب …

(۱۱۲۹) علت اختصاص ثواب روزه به الله

چون روزه عبادتی است که در آن انسان خوردن و نوشیدن و همبستری با همسر را ترک می‌کند و فقط الله از آن خبر دارد و کسی دیگر خبر ندارد

ادامه مطلب …

(۱۱۳۷) شرح حدیث و بیان درجه‌ی صحت آن

معنای جمله این است که او را به زور به حق باز می‌گردانید. در مورد صحت حدیث نیز برخی محدثین آن را مرسل و برخی دیگر آن را منقطع می‌دانند

ادامه مطلب …

(۱۱۵۶) نظر شیخ در مورد برخی اصطلاحات

(۱۱۵۶) سوال: این سخنان را گاهی از مردم می‌شنوم: «طلبکاری، مثل گمشده است؛ مگر اینکه الله آن را برگرداند»، یا «به خیاط و خطاط بیشتر بدهید؛ زیرا آنها از پاره‌ی چشمشان رزق خود را به دست می‌آورند»، یا «در آخر غذا خوردن، آب ننوشید».[۱] آیا آینها احادیث نبوی هستند؟ اگر بله، در کجا آمده‌اند؟ جواب: […]

ادامه مطلب …

(۱۱۱۲) حکمت وجود نعمتهای دنیوی برای کفار

معنی حدیث این است که دنیا هیچ ارزشی نزد الله ندارد. زیرا اگر ذرّه ارزشی نزد الله تَعَالَىٰ داشت، جرعه آبی هم به کافر نمی‌داد؛ زیرا کافر شایستگی آن را ندارد

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه