(۹۱۱) سوال: تفسیر این آیه چیست؟ {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ} [الرحمن: ١٧]: (پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب). تفسیر این آیه چیست؟ {ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ} [يس: ٣٨]: (این تقدیر (الله) عزیز علیم است).
جواب:
آیهی اول: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از خود خبر میدهد که پروردگار دو مشرق و دو مغرب است. منظور از آن مشرق تابستان و مشرق زمستان است. مشرق تابستان آنگاه است که خورشید در دورترین مدار به سمت شمال است. مشرق زمستان آنگاه است که خورشید در دورترین مدار به سمت جنوب است. الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به این قضیه اشاره میکند، چون در اختلاف این دو مشرق، مصالح بسیار بزرگی برای مخلوقات وجود دارد. همچنین دلالت واضحی بر کمال قدرت الله و کمال رحمت و حکمت اوست. زیرا هیچ کس جز الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ قادر نیست خورشید را از مشرق به سمت مشرق و از مغرب به سمت مغرب بچرخاند.
به همین خاطر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ * فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ} [الرحمن: ۱۷-١٨]: (پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است. پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید)؟ از این رو، بعد از آیهی قبل اشاره نموده که این یکی از نعمتهای بزرگ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر بندگان است.
پس مراد از دو مشرق و دو مغرب، مشرق و مغرب خورشید در تابستان و زمستان است. الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در آیهی دیگری میفرماید: {فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ} [معارج: ٤٠]: (پس به پروردگار مشرقها و مغربها سوگند میخورم). اینجا مشرق و مغرب را به صورت جمع به کار برد. در آیهی دیگری میفرماید: {رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا} [مزمل: ٩]. (پروردگار مشرق و مغرب که معبودی – به حق – جز او نیست پس او را کارساز خود برگزین).
بین این آیات هیچ تناقضی وجود ندارد. مراد از آیهای که مشرق و مغرب را دوتا معرفی کرده، بیان نمودیم. مراد از آیهای که مشرق و مغرب را به صورت جمع ذکر کرده، به اعتبار مشرق و مغرب خورشید در هر روز است. چون هر روزی مشرق و مغربش غیر از مشرق و مغرب روز قبل است. یا اینکه منظور از مشارق و مغارب، مشرق و مغربهای ستارگان و خورشید و ماه است.
اما منظور از این آیه: {رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ}، ناحیه است. یعنی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ مالک و پروردگار همه چیز است چه آن چیز در مشرق باشد و چه در مغرب.
باید دانست که آنچه در قرآن و سنت صحیح رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وجود دارد، غیر ممکن است با هم تناقض داشته باشند. نصوصی که در قرآن و سنت وجود دارند، نه با هم تناقض دارند و نه با واقعیت. اما اگر کسی دچار توهمِ وجود تناقض یا تعارض شد، به خاطر تقصیر در دانستههای خود اوست. یا به علت نقص در فهم او، یا به دلیل کوتاهی در تدبر و تأمل اوست. وگرنه حقیقت این است که بین نصوص قرآن و سنت و بین نصوص و واوقعیت هیچ تناقضی وجود ندارد.
اما قسمت دوم سؤال در مورد این آیه: {وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا} [يس: ٣٨]. (و خورشید پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است). آیه بدین معنا است که خورشید به این بزرگی که الله آن را همانند چراغ درخشان قرار داده که بسیار گرم و پر نور است، به اذن الله در حرکت است. یعنی: به سمت مقصدی که الله با علم خود آن را برایش مقرر کرده، در حرکت است. به همین خاطر فرمود: {ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ} [يس: ٣٨]: (این تقدیر (الله) عزیز حکیم است). الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ با عزت و چیرگیاش این خورشید بزرگ را خلق کرده و آن را مسخر نموده که با امر او و مقتضای علم و حکمتش به سمت جایی که اراده نموده، حرکت کند.
جایگاه خورشید نیز در زیر عرش است. از این جهت که هر روز هنگام غروب در زیر عرش الله سجده میکند و اجازه میگیرد که دوباره طلوع کند. اگر به او اجازه داده نشد از همانجایی که آمده بر میگردد و از مغرب خارج میشود. این همان چیزی است که فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به آن اشاره میکند: {يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا} [انعام: ١٥٨]. (روزی که بعضی از آیات پروردگارت بیاید، ایمان آوردن افرادی که قبلاً ایمان نیاوردهاند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام ندادهاند، سودی به حال آنها نخواهد داشت). هرگاه مردم دیدند که از مغرب بیرون میآید همه بدان ایمان میآورند. اما ایمان آوردن افرادی که قبلاً ایمان نیاوردهاند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام ندادهاند، سودی به حال آنها نخواهد داشت.
همچنین به سوی منزلگه دیگری نیز در جریان است. این منزلگاه، پایان خورشید در روز قیامت است. این فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به آن اشاره میکند: {إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ} [تکویر: ١]: (هنگامیکه خورشید درهم پیچیده شود).
دلالت واضحی در این آیه وجود دارد که خورشید دور زمین میچرخد. ظاهر قرآن نیز بر این دلالت دارد و این همان چیزی است که به آن باور داریم تا زمانی که دلیل محسوس و آشکاری بیاید که به ما اجازه دهد ظاهر قرآن را تاویل کنیم. اما اینکه گفته میشود اختلاف شب و روز و طلوع و غروب خورشید به سبب چرخش زمین است؛ برای هیچ کس جایز نیست از ظاهر قرآن و سنت عدول نماید مگر با وجود دلیلی که در روز قیامت در مقابل الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ حجتی برای او باشد. در این صورت برای او مجاز است که از ظاهر قرآن و سنت به سمت ادعایی که مطرح میشود، صرف نظر کرد.
اما تا زمانی که دلیل محسوس و قابل اطمینان که مجوزی برای عدول از ظاهر قرآن و سنت باشد، نبینیم؛ بر ما مؤمنان واجب است که به ظاهر قرآن و سنت ایمان بیاوریم و به سخن کسی که با این دو مخالفت مینماید توجهی نکنیم. تا الان صحت آنچه این افراد میگویند مبنی بر اینکه اختلاف شب و روز در طلوع و غروب به سبب چرخش زمین است، برایم آشکار نشده است.
بر این اساس من عقیده دارم که اختلاف روز و شب به خاطر این است که خورشید به دور زمین میچرخد و الله بر هر چیزی قادر و تواناست.
به این فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دقت کنید که میفرماید: {وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ} [کهف: ١٧]: (و خورشید را میدیدی که به هنگام طلوع به سمت راست غارشان متمایل میگردد، و به هنگام غروب ایشان را وا گذاشته به سمت چپ متمایل میگردد). نیز به این فرمودهی الهی: {فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ} [ص: ٣٢]: (من این اسبان را به خاطر پروردگارم دوست دارم، تا اینکه آفتاب در پرده پنهان شد و غروب کرد). یا به این فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ: {حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ} [کهف: ٨٦]: (تا آن که به غروب گاه آفتاب رسید).
در این آیات متعدد، طلوع، غروب، تمایل و پنهان شدن به خورشید منسوب شده است. پس چرا ما باید این افعال منسوب شده به خورشید را از ظاهر خود خارج کرده و به چیز دیگری نسبتشان دهیم که از لحاظ واقع، برای ما محسوس نیست؟ چنین کاری اصلا جایز نیست، مگر اینکه دلیل محسوسی وجود داشته باشد که انسان بتواند با آن، در مقابل الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بایستد و بگوید: بار الها من امر محسوسی را دیدم که مخالف با چیزی بود که به ما گفته بودی و تو آگاهتر و قول تو محکمتر است و کتابت از هرگونه تناقض با واقع و محسوسات، منزّه است.
بنا بر این هرگاه با حس واضح و آشکار معلوم شد که اختلاف شب و روز به سبب چرخش زمین است، فهم من اشتباه است. ولی تا زمانی که فقط مجرد سخن و ادعا باشد، معتقدم برای هیچ کس جایز نیست در این امور با ظاهر کتاب و سنت مخالفت نماید.
خلاصه اینکه معنای این آیه: {وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا}: (و خورشید پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است)، این است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ خبر میدهد که خورشید با اجازهی الله در مسیر مشخصی حرکت میکند، برای اینکه به مقصد نهاییاش که روز قیامت است، برسد. همچنین حرکت روزانهای دارد که به منزلگاه و مستقرّی برسد که همان سجده نمودن در زیر عرش است؛ چنان که در حدیث ابوذر رَضِيَاللهُعَنْهُ در صحیح بخاری و غیره از پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم روایت شده است.
***