شنبه 19 شعبان 1447
۱۸ بهمن ۱۴۰۴
7 فوریه 2026

(۸۲۵) خطاب شرعی به مردان، شامل زنان هم می‌شود؟

(۸۲۵) سوال: خانمی پرسیده: آیا در هر آیه‌ای که خطابش به مردان مومن (مومنین) است، مثل این آیه: {قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ *الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ} [مومنون:۱-۲]: (همانا مومنان رستگار شدند * آنان که در نمازهایشان خاشع هستند)، زنان را نیز شامل می‌شود؟ سوال بعدی: آیا زن صالحی که متمسک به شرع است، ضمن هفت گروهی قرار می‌گیرد که در روز قیامت، زیر سایه‌ی عرش قرار می‌گیرند؟ چون در آن روز هیچ سایه‌ای جز سایه‌ی عرش الله نیست.

جواب:

می‌گویم: باید دانست که اصل در خطاب‌های قرآن کریم یا سنت نبوی، عمومی است. یعنی خطاب هم به مردان و هم به زنان است. هر چه در حق مردان ثابت گردد، برای زنان نیز ثابت می‌شود. نیز هر آنچه در حق زنان ثابت گردد، در حق مردان نیز ثابت است؛ مگر اینکه دلیلی بر خلاف این مساله وجود داشته باشد.

بیشترِ خطاب‌های قرآن و سنت متوجه مردان است. چون عقل مرد از زن پخته‌تر بوده و در حمل مسئولیت، از زن توانایی بیشتری دارد. همچنین مرد در انجام اوامر الله و رسولش قوی‌تر است. به همین خاطر نیز رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به زنان فرمود: «ندیدم کسی جز شما، از میان کسانی که عقل و دینشان نقص دارد، عقل از سر مرد عاقل ببرد».[۱]  به همین خاطر می‌بینید که بیشتر خطاب‌های قرآن کریم و سنت نبوی، به مردان است. اما گاهی نیز این خطاب متوجه زنان است یا در مورد آنان صحبت می‌کند؛ چون غالبا این زنان هستند که در آن مساله، دست دارند. مثل این آیه: {مِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ} [فلق:۴]: (از شرّ زنانی که در گره‌ها می‌دمند). اینجا لفظ «نفّاثات» به معنی زنانی که در گره‌ها می‌دمند را به کار برد. چون این مساله، بیشتر در میان زنان شیوع دارد. گر چه احتمال دارد معنایش، کسانی باشد که در گره‌ها می‌دمند. در این صورت، هم مردان و هم زنان را شامل می‌شود. اما مشهور است که سحر، بیشتر توسط زنان انجام می‌گیرد.

نیز مثل این آیه: {وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ} [نور:۴]: (کسانی را که به زنان پاکدامن تهمت زنا می‌زنند، سپس برای ادعایشان چهار شاهد ندارند، شلاق بزنید). در اینجا زنان پاکدامن را ذکر کرد. اما پر واضح است که این حکم در مورد کسی که مردان عفیف را متهم کند هم صدق می‌کند. اما در اینجا فقط زنان را ذکر کرد، چون غالبا این زنان هستند که مورد اتهام قرار می‌گیرند.

خلاصه اینکه: هر آنچه در حق مردان ثابت شود، در حق زنان نیز ثابت است و هر چه در حق زنان ثابت گردد، در حق مردان هم ثابت می‌گردد. البته مگر اینکه دلیلی بر خلاف آن وجود داشته باشد. این خلاصه‌ی جواب است. بنا بر این تمام خطاب‌هایی که در قرآن و سنت، متوجه مردان است، زنان را هم شامل می‌شود. مثل این آیه که در سوال آمد: {قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ} [مومنون:۱]: (همانا مومنان رستگار شدند). می‌گوییم: و مومنات نیز رستگار شدند. نیز در این حدیث که رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «الله تعالی هفت نفر را در روزی که هیچ سایه‌ای جز سایه‌ی او نیست، زیر سایه‌ی خود قرار می‌دهد: حاکم عادل. جوانی که جوانی‌اش با عبادت پروردگار بوده است. مردی که قلبش به مساجد تعلق دارد. دو مردی که به خاطر الله یکدیگر را دوست دارند؛ به خاطر آن با یکدیگر ملاقات کرده و به خاطر آن از یکدیگر جدا می‌شوند. مردی که توسط زنی زیبا و دارای منصب، به زنا فرا خوانده شود؛ اما بگوید من از الله می‌ترسم. همچنین کسی که صدقه داده و آن را مخفی نماید؛ طوری که دست چپ نداند دست راست چه چیزی انفاق کرد. مردی که در تنهایی، الله را ذکر نموده، دو چشمانش اشکبار گردند».[۲]

این حدیث در صورتی که زنان هم به اوصافی که در آن آمده، آراسته باشند، آنها را در بر می‌گیرد. اما مثلا زن نمی‌تواند صفت «حاکم عادل» را داشته باشد. چون امکان ندارد زن متولی ولایت عامی که مرد و زن را شامل شود، باشد. بله، می‌تواند مثلا مسئول قسمت زنان باشد؛ مثلا مدیر مدرسه و امثال این باشد. اما اینکه حاکم باشد، خیر، نمی‌تواند حاکم باشد. همچنین به حکم شرع، نمی‌تواند رئیس یا وزیر باشد؛ چون زن در قوت و صلابت و تفکر مثل مرد نیست.

همچنین: «جوانی که در طاعت پروردگارش رشد یافته»؛ برای زنی که جوانی را در طاعت و عبادت پروردگارش سپری کرده باشد نیز چنین است.

«مردی که قلبش به مساجد تعلق دارد»، نمی‌تواند زنان را شامل شود. چون مسجدِ زن، خانه است. اما اگر قلب زن به نمازهایش وابسته باشد؛ به طوری که هر نماز فرضی را ادا نمود، مشتاق رسیدن نماز فرض بعدی باشد، ان شاءالله شامل این حدیث می‌شود.

«دو مردی که به خاطر الله یکدیگر را دوست دارند؛ به خاطر آن با یکدیگر ملاقات کرده و به خاطر آن از یکدیگر جدا می‌شوند». این در مورد زنان هم صدق می‌کند.

«مردی که توسط زنی قوی و زیبارو فرا خوانده شود، اما بگوید من از پروردگارم می‌ترسم». این مورد گاهی در مورد زن نیز صادق بوده و گاهی صدق نمی‌کند. آنجا صدق می‌کند که مردی دارای منصب و جمال او از درخواست عمل فاحشه نماید و زن بگوید: من از الله می‌ترسم. اما از این لحاظ می‌تواند در مورد زنان صدق نکند که قدرت خواهش نفسانی در مردان بیشتر از زنان است. پس وقتی مردی در مقابل زنی که دارای منصب و زیبایی است و از او درخواست عمل فاحشه می‌کند، بگوید: من از الله می‌ترسم، با ارزش‌تر از پاسخ زنی است که به مردِ دارای منصب و جمال چنین بگوید. با این توضیح، من در مورد تعلق این حکم به زنان، متردد هستم.

«مردی که صدقه داده، آن را مخفی نماید؛ به طوری که دست چپ نداند دست راست چه صدقه داد». این مورد زنان را نیز شامل می‌شود؛ چون آنها نیز می‌توانند چنین کاری انجام دهند.

«مردی که در تنهایی، الله را ذکر نموده، دو چشمانش اشکبار گردند»، زنان را نیز شامل می‌شود.

***


[۱] صحیح بخاری، کتاب الحیض، باب ترک الحائض الصوم. حدیث شماره (۳۰۴). صحیح مسلم، کتاب الإیمان، باب بیان نقصان الإیمان بنقص الطاعات، و بیان إطلاق الکفر علی غیر الکفر بالله. حدیث شماره (۸۰). از ابوسعید خدری رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ أَذْهَبَ لِلُبِّ الرَّجُلِ الْحَازِمِ مِنْ إِحْدَاكُنَّ».

[۲] صحیح بخاری، کتاب الأذان، باب من جلس فی المسجد ینتظر الصلاة و فضل المساجد. حدیث شماره (۶۶۰). صحیح مسلم، کتاب الزکاة، باب فضل إخفاء الصدقة. حدیث شماره (۱۰۳۱). از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللهُ فِي ظِلِّهِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ: الْإِمَامُ الْعَادِلُ، وَشَابٌّ نَشَأَ فِي عِبَادَةِ رَبِّهِ، وَرَجُلٌ قَلْبُهُ مُعَلَّقٌ فِي الْمَسَاجِدِ، وَرَجُلَانِ تَحَابَّا فِي اللهِ اجْتَمَعَا عَلَيْهِ وَتَفَرَّقَا عَلَيْهِ، وَرَجُلٌ طَلَبَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ مَنْصِبٍ وَجَمَالٍ، فَقَالَ إِنِّي أَخَافُ اللهَ، وَرَجُلٌ تَصَدَّقَ، أَخْفَى حَتَّى لَا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُنْفِقُ يَمِينُهُ، وَرَجُلٌ ذَكَرَ اللهَ خَالِيًا فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: هل كل آية موجهة للمؤمنين مثل قوله تعالى: ﴿ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَشِعُونَ ﴾ [المؤمنون: ١-٢]، هل الإشارة هنا تمثل الذكر والأنثى، أم الذكر فقط؟ وهل المرأة الصالحة المتمسكة بشرع الله تكون إن شاء الله ضمن السبعة الذين يظلهم الله في ظله يوم لا ظل إلا ظله كما جاء في الحديث؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: أقول ليُعلم أن الأصل في خطابات القرآن الكريم أو السُّنَّة النبوية عمومها للرجال والنساء، فما ثبت في حق الرجال ثبت في حق النساء، وما ثبت في حق النساء ثبت في حق الرجال إلا بدليل.

وأكثر خطابات القرآن والسُّنَّة مُوَجَّهَةٌ إلى الرجال الذكور، وإنما كانت كذلك لأن الرجل أرجح عقلا من المرأة، وأكبر تحملا للمسؤولية، وأقوى في تنفيذ أوامر الله ورسوله، ولهذا قال النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: ما رأيت من ناقصات عقل ودين أذهب للب الرجل الحازم من إحداكن، فلهذا تجد خطابات القرآن الكريم والسُّنَّة النبوية أكثرها موجه للرجال، لكن أحيانًا يوجه للنساء أو يتحدث بها عن النساء، لأنه الغالب فيهن، مثل قوله تعالى: ﴿ وَمِن شَرِّ النَّفَشَتِ فِي الْعُقَدِ ﴾ [الفلق: ٤]، فإنه أضاف ذلك إلى النفاثات وهن النساء، لأن ذلك الأكثر فيهن، وإن كان يحتمل أن المعنى: ومن شر النفوس النفاثات في العقد، ولكن المشهور أن النفاثات من الساحرات.

كذلك أيضًا قول الله تعالى: ﴿ وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَتِ ثُمَّ لَوْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ﴾ [النور: ٤] فذكر المحصنات، ومعلوم أن رَمْيَ الرجال مثلهم فالحكم فيه ،واحد لكن أضاف ذلك إلى النساء، لأن الغالب أن النساء هن اللاتي يقدحن. والخلاصة أن ما ثبت في حق الرجال ثبت في حق النساء، وأن ما ثبت في حق النساء ثبت في حق الرجال إلا بدليل هذه هي الخلاصة، وعليه فالخطابات الموجهة إلى الرجال في الكتاب والسُّنَّة تشمل الإناث، مثل قوله تعالى: ﴿ قَدْ أَفَلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴾ [المؤمنون: ١]، كما جاء في السؤال، نقول: والمؤمنات أيضًا، ومثل قول الله تعالى: ﴿ إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَبَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلوةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَرَةً لَّن تَبُورَ ﴾ [فاطر: ٢٩] يدخل فيها النساء. ومثل قوله صلى الله عليه و سلم: «سبعة يظلهم الله في ظله يوم لا ظل إلا ظله: إمامٌ عادل، وشاب نشأ في طاعة الله، ورجل قلبه معلق بالمساجد، ورجلان تحابا في الله اجتمعا عليه وتفرقا عليه و رجلٌ دعته امرأة ذات و جمال فقال: إني أخاف الله، ورجل تصدق بصدقة فأخفاها حتى لا تعلم شماله ما تنفق يمينه، ورجل ذكر الله خاليا ففاضت عيناه»، هذا يشمل المرأة إذا اتصفت بما تتصف به من هذه الصفات فمثلا: «إمام عادل» لا يمكن أن تتصف به المرأة، لأن المرأة لا يمكن أبدًا أن تتولى ولاية عامة تشمل الرجال والنساء، صحيح يمكن أن تتولى ولاية عامة بالنسبة لقسم النساء، كمديرة المدرسة وما أشبه ذلك، أما إمام فلا يمكن أن تكون إماما، ولا يمكن أن تكون رئيسة، ولا يمكن أن تكون وزيرة في حكم الشرع، وذلك لأن المرأة ليست كالرجل في القوة والحزم والفكر، «وشاب نشأ في طاعة الله» هذا يمكن للمرأة أن تكون كذلك، أن تكون شابة نشأت في طاعة الله، ورجل قلبه معلق بالمساجد»، هذا لا يمكن بالنسبة للمرأة، لأن المرأة مسجدها بيتها، لكن إذا كان قلبها معلقا بالصلوات كلما صَلَّتْ فريضة تشوفت إلى فريضة أخرى، فنرجو أن تكون مثل الرجل الذي تعلق قلبه بالمساجد، «ورجلان تحابا في الله اجتمعا عليه وتفرقا عليه»، هذا يمكن أن تتصف به المرأة، «ورجل دعته امرأة ذات منصب وجمال فقال: إني أخاف الله»، هذا يمكن أيضًا أن تتصف به المرأة، وقد لا تتصف به، تتصف به المرأة بحيث إذا دعاها رجل ذو منصب وجمال قالت: إني أخاف الله، ويمكن أن لا تكون كذلك، لأن قوة الطلب في الرجال أكثر من قوة الطلب في النساء، فإذا كان الرجل دعته امرأة ذات منصب وجمال فقال: إني أخاف الله، فهو أعظم من قول المرأة في رجل طلبها ذي منصب وجمال قالت: إني أخاف الله يعني: أنا أتردد أن تلحق بهذا في هذه الخصلة أو لا، «ورجل تصدق بصدقة فأخفاها حتى لا تعلم شماله ما تنفق يمينه» هذا أيضا يدخل فيه النساء، لأنه قد يقع منهن، ورجل ذكر الله خاليا ففاضت عيناه هذا يدخل فيه النساء أيضًا.

مطالب مرتبط:

(۸۳۹) قرائت آیات رحمت و آیات عذاب

برای شخص جایز است که وقتی به آیه‌ی رحمت رسید، آن را از الله بخواهد. همچنین وقتی به آیه‌ی وعید و تهدید رسید، از آن به الله پناه ببرد.

ادامه مطلب …

(۸۵۲) آیا طرز نشستن خاصی برای تلاوت قرآن هست؟

قرآن را می‌شود در هر حالتی خواند. چه انسان نشسته باشد و چه خوابیده و چه ایستاده. فقط در حالت رکوع و سجود از خواندن قرآن نهی شده است.

ادامه مطلب …

(۸۳۷) قرائت قرآن در حالت خوابیده

اشکالی ندارد.  چرا که «رسول‌الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حالی که به عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَاکه قاعده بود، تکیه کرده و قرآن می‌خواند». این حکم عام است.

ادامه مطلب …

(۸۴۴) در مسجد قرآن با صدای بلند باشد یا در دل؟

بهتر است در مسجد قرآن را در دل و با صدای آرام خواند. این در صورتی است که مردم در مسجد مشغول نماز و قرائت باشند. اگر کسی نبود می‌تواند بلند بخواند.

ادامه مطلب …

(۸۲۳) قراءآت قرآن و حکم رعایت نکردن تجوید

قرآن به چندین لهجه نازل شده و از میان آنها، هفت لهجه به صورت متواتر روایت شده‌اند. کسی که به این قرائت‌ها آگاهی دارد بهتر است هر بار به قرائتی بخواند.

ادامه مطلب …

(۸۳۲) قرائت قرآن فقط در رمضان

کسی که نماز می‌خواند اما قرآن را فقط در رمضان می‌خواند، ترک کننده‌ی قرآن به شمار نمی‌رود. چون قرآن را در نماز و اذکارش می‌خواند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه