(۸۲۵) سوال: خانمی پرسیده: آیا در هر آیهای که خطابش به مردان مومن (مومنین) است، مثل این آیه: {قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ *الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ} [مومنون:۱-۲]: (همانا مومنان رستگار شدند * آنان که در نمازهایشان خاشع هستند)، زنان را نیز شامل میشود؟ سوال بعدی: آیا زن صالحی که متمسک به شرع است، ضمن هفت گروهی قرار میگیرد که در روز قیامت، زیر سایهی عرش قرار میگیرند؟ چون در آن روز هیچ سایهای جز سایهی عرش الله نیست.
جواب:
میگویم: باید دانست که اصل در خطابهای قرآن کریم یا سنت نبوی، عمومی است. یعنی خطاب هم به مردان و هم به زنان است. هر چه در حق مردان ثابت گردد، برای زنان نیز ثابت میشود. نیز هر آنچه در حق زنان ثابت گردد، در حق مردان نیز ثابت است؛ مگر اینکه دلیلی بر خلاف این مساله وجود داشته باشد.
بیشترِ خطابهای قرآن و سنت متوجه مردان است. چون عقل مرد از زن پختهتر بوده و در حمل مسئولیت، از زن توانایی بیشتری دارد. همچنین مرد در انجام اوامر الله و رسولش قویتر است. به همین خاطر نیز رسولالله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به زنان فرمود: «ندیدم کسی جز شما، از میان کسانی که عقل و دینشان نقص دارد، عقل از سر مرد عاقل ببرد».[۱] به همین خاطر میبینید که بیشتر خطابهای قرآن کریم و سنت نبوی، به مردان است. اما گاهی نیز این خطاب متوجه زنان است یا در مورد آنان صحبت میکند؛ چون غالبا این زنان هستند که در آن مساله، دست دارند. مثل این آیه: {مِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ} [فلق:۴]: (از شرّ زنانی که در گرهها میدمند). اینجا لفظ «نفّاثات» به معنی زنانی که در گرهها میدمند را به کار برد. چون این مساله، بیشتر در میان زنان شیوع دارد. گر چه احتمال دارد معنایش، کسانی باشد که در گرهها میدمند. در این صورت، هم مردان و هم زنان را شامل میشود. اما مشهور است که سحر، بیشتر توسط زنان انجام میگیرد.
نیز مثل این آیه: {وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ} [نور:۴]: (کسانی را که به زنان پاکدامن تهمت زنا میزنند، سپس برای ادعایشان چهار شاهد ندارند، شلاق بزنید). در اینجا زنان پاکدامن را ذکر کرد. اما پر واضح است که این حکم در مورد کسی که مردان عفیف را متهم کند هم صدق میکند. اما در اینجا فقط زنان را ذکر کرد، چون غالبا این زنان هستند که مورد اتهام قرار میگیرند.
خلاصه اینکه: هر آنچه در حق مردان ثابت شود، در حق زنان نیز ثابت است و هر چه در حق زنان ثابت گردد، در حق مردان هم ثابت میگردد. البته مگر اینکه دلیلی بر خلاف آن وجود داشته باشد. این خلاصهی جواب است. بنا بر این تمام خطابهایی که در قرآن و سنت، متوجه مردان است، زنان را هم شامل میشود. مثل این آیه که در سوال آمد: {قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ} [مومنون:۱]: (همانا مومنان رستگار شدند). میگوییم: و مومنات نیز رستگار شدند. نیز در این حدیث که رسولالله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمود: «الله تعالی هفت نفر را در روزی که هیچ سایهای جز سایهی او نیست، زیر سایهی خود قرار میدهد: حاکم عادل. جوانی که جوانیاش با عبادت پروردگار بوده است. مردی که قلبش به مساجد تعلق دارد. دو مردی که به خاطر الله یکدیگر را دوست دارند؛ به خاطر آن با یکدیگر ملاقات کرده و به خاطر آن از یکدیگر جدا میشوند. مردی که توسط زنی زیبا و دارای منصب، به زنا فرا خوانده شود؛ اما بگوید من از الله میترسم. همچنین کسی که صدقه داده و آن را مخفی نماید؛ طوری که دست چپ نداند دست راست چه چیزی انفاق کرد. مردی که در تنهایی، الله را ذکر نموده، دو چشمانش اشکبار گردند».[۲]
این حدیث در صورتی که زنان هم به اوصافی که در آن آمده، آراسته باشند، آنها را در بر میگیرد. اما مثلا زن نمیتواند صفت «حاکم عادل» را داشته باشد. چون امکان ندارد زن متولی ولایت عامی که مرد و زن را شامل شود، باشد. بله، میتواند مثلا مسئول قسمت زنان باشد؛ مثلا مدیر مدرسه و امثال این باشد. اما اینکه حاکم باشد، خیر، نمیتواند حاکم باشد. همچنین به حکم شرع، نمیتواند رئیس یا وزیر باشد؛ چون زن در قوت و صلابت و تفکر مثل مرد نیست.
همچنین: «جوانی که در طاعت پروردگارش رشد یافته»؛ برای زنی که جوانی را در طاعت و عبادت پروردگارش سپری کرده باشد نیز چنین است.
«مردی که قلبش به مساجد تعلق دارد»، نمیتواند زنان را شامل شود. چون مسجدِ زن، خانه است. اما اگر قلب زن به نمازهایش وابسته باشد؛ به طوری که هر نماز فرضی را ادا نمود، مشتاق رسیدن نماز فرض بعدی باشد، ان شاءالله شامل این حدیث میشود.
«دو مردی که به خاطر الله یکدیگر را دوست دارند؛ به خاطر آن با یکدیگر ملاقات کرده و به خاطر آن از یکدیگر جدا میشوند». این در مورد زنان هم صدق میکند.
«مردی که توسط زنی قوی و زیبارو فرا خوانده شود، اما بگوید من از پروردگارم میترسم». این مورد گاهی در مورد زن نیز صادق بوده و گاهی صدق نمیکند. آنجا صدق میکند که مردی دارای منصب و جمال او از درخواست عمل فاحشه نماید و زن بگوید: من از الله میترسم. اما از این لحاظ میتواند در مورد زنان صدق نکند که قدرت خواهش نفسانی در مردان بیشتر از زنان است. پس وقتی مردی در مقابل زنی که دارای منصب و زیبایی است و از او درخواست عمل فاحشه میکند، بگوید: من از الله میترسم، با ارزشتر از پاسخ زنی است که به مردِ دارای منصب و جمال چنین بگوید. با این توضیح، من در مورد تعلق این حکم به زنان، متردد هستم.
«مردی که صدقه داده، آن را مخفی نماید؛ به طوری که دست چپ نداند دست راست چه صدقه داد». این مورد زنان را نیز شامل میشود؛ چون آنها نیز میتوانند چنین کاری انجام دهند.
«مردی که در تنهایی، الله را ذکر نموده، دو چشمانش اشکبار گردند»، زنان را نیز شامل میشود.
***
[۱] صحیح بخاری، کتاب الحیض، باب ترک الحائض الصوم. حدیث شماره (۳۰۴). صحیح مسلم، کتاب الإیمان، باب بیان نقصان الإیمان بنقص الطاعات، و بیان إطلاق الکفر علی غیر الکفر بالله. حدیث شماره (۸۰). از ابوسعید خدری رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ أَذْهَبَ لِلُبِّ الرَّجُلِ الْحَازِمِ مِنْ إِحْدَاكُنَّ».
[۲] صحیح بخاری، کتاب الأذان، باب من جلس فی المسجد ینتظر الصلاة و فضل المساجد. حدیث شماره (۶۶۰). صحیح مسلم، کتاب الزکاة، باب فضل إخفاء الصدقة. حدیث شماره (۱۰۳۱). از ابوهریره رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللهُ فِي ظِلِّهِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ: الْإِمَامُ الْعَادِلُ، وَشَابٌّ نَشَأَ فِي عِبَادَةِ رَبِّهِ، وَرَجُلٌ قَلْبُهُ مُعَلَّقٌ فِي الْمَسَاجِدِ، وَرَجُلَانِ تَحَابَّا فِي اللهِ اجْتَمَعَا عَلَيْهِ وَتَفَرَّقَا عَلَيْهِ، وَرَجُلٌ طَلَبَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ مَنْصِبٍ وَجَمَالٍ، فَقَالَ إِنِّي أَخَافُ اللهَ، وَرَجُلٌ تَصَدَّقَ، أَخْفَى حَتَّى لَا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُنْفِقُ يَمِينُهُ، وَرَجُلٌ ذَكَرَ اللهَ خَالِيًا فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ».