یکشنبه 12 صفر 1448
۴ مرداد ۱۴۰۵
26 جولای 2026

(۸۵۰) گذاشتن قرآن به عنوان زنگ پیشواز

(۸۵۰) سوال: گاهی وقتی به تلفن مرکزی یک شرکت یا اداره زنگ می‌زنیم، هنگام منتظر ماندن برای جواب شخص مورد نظر، قرآن پخش می‌شود. وقتی شخص جواب می‌دهد، قرآن در جایی قطع می‌شود که مناسب نیست. حکم آن چیست؟

جواب:

درست نمی‌بینم که برای این منظور از قرآن استفاده شود. این نوعی بی احترامی به قرآن است. ممکن است شخص منافق یا کافری قرآن را بشنود که دوست ندارد بشنود. یا چنان که در سوال آمد، صدای قرآن جایی قطع می‌شود که وقف در آن جالب نیست.

پس نظر من و نصیحتم به برادران این است که صدای قرآن را با صدای دیگری جایگزین کنند. سخنی حکیمانه از کلام تابعین یا بزرگانِ بعد از آنها بگذارند، یا سخن شعرایی امثال مُتَنَبِّی را قرار دهند که بیتی گفته مناسب حالی که ما الان در آن هستیم:

و وضع الندی فی موضع السیف بالعلا

مضرّ کوضع السیف فی موضع الندی

یعنی: نرمی نشان دادن در جایی که باید شمشیر به کار برد، ضرر دارد، همان طور که به کار بردن شمشیر در جایگاهی که محل نرمش باشد، ضرر دارد.

اما اینکه قرآن را به عنوان بوق انتظار بگذارند، ممکن است کافری تماس بگیرد که از قرآن بدش می‌آید و چه بسا سخن زشتی به زبان آورد. پس نصیحتم به برادران این است که آن را تغییر داده و به جای آن سخنی حکیمانه یا شعر بگذارند.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: السنترال يكون فيه قرآن عند الانتظار، فإذا قام بتحويله إلى الشخص المطلوب ورفعت السماعة انقطعت الآية في موقف غير مناسب، فما حكم ذلك فضيلة الشيخ؟

فأجاب رحمه الله تعالى: لا أرى أن يُجْعَلَ القرآن الكريم في السنترال، من أجل أن يحول المتكلم إلى الرقم الخاص لمن طلبه، لأن في هذا نوع ابتذال للقرآن، حيث كان كما يقول النحويون: حرف جاء لمعنى، ولأنه قد يسمعه من لا يجب استماعه من منافق أو كافر ، ولأنه كما قال السائل: قد ينقطع عند كلمة لا يحسن الوقوف عليها.

فالذي أرى وأنصح به إخواننا المسلمين أن يجعلوا الانتظار حِكْمَةً من الحكم التي تقال، إما من كلام التابعين أو من كلام من بعدهم، أو من كلام بعض الشعراء من أمثال المتنبي، فقد قال بيتًا قد ينطبق على حالنا التي نتكلم عنها الآن، قال:

ووَضْعُ النَّدَى فِي مَوْضِعِ السَّيْفِ بِالعُلا

مضِرٌ كَوَضْعِ السَّيْفِ فِي مَوْضِعِ النَّدى

وأما أن يَجْعَلَ كلام الله -عز وجل – حرفًا جاء لمعنى فقط لأجل الانتظار، وربما يكون كافرًا يكره القرآن وربما يتكلم بكلام بذيء، فنصيحتي لإخواني أن يَعْدِلُوا عن هذا، وأن يجعلوا بدله شيئًا من الْحِكَمِ مِنَ النَّظْمِ أم من النثر.

مطالب مرتبط:

(۸۴۱) سجده‌ی تلاوت در قرآن و سجده‌ی بدون وضو

سجده‌هایی که در قرآن وجود دارند، همه محل سجده هستند و شخص هر گاه آنها را تلاوت کرد، باید سجده نماید. فرقی ندارد که قرائتش در نماز باشد یا خارج از نماز.

ادامه مطلب …

(۸۲۹) بوسیدن قرآن قبل و بعد از تلاوت

بوسیدن قرآن هنگام شروع تلاوت و پایان آن، یا فقط موقع شروع تلاوت، یا در پایان تلاوت، یا به هر مناسبت دیگری، مشروع نبوده و بدعت است.

ادامه مطلب …

(۸۲۸) سبب عدم ترتیب سوره‌ها بر اساس نزول

ترتیب سوره‌های قرآن برخی توقیفی و برخی به اجتهاد صحابه بوده است. با این حال نمی‌توان حکمت آن را به صورت قطعی بیان نمود. ظاهرا بیشتر آن، اجتهاد صحابه بوده است.

ادامه مطلب …

(۸۴۰) حکم کلماتی که هنگام قرائت گفته می‌شود

تلاوت قرآن، بازی نیست که تا قاری خوش صدا از قرائت آیه‌ای فارغ شد، مردم الله الله بگویند. این یکی از بدعت‌هایی است که مردم به وجود آورده‌اند.

ادامه مطلب …

(۸۳۰) بوسیدن مصحف چه حکمی دارد

بوسیدن مصحف، بدعت است. چون شخصی که قرآن را می‌بوسد، می‌خواهد به الله تقرب جوید. تقرب جستن به الله نیز فقط با چیزی ممکن است که الله آن را تشریع فرموده باشد.

ادامه مطلب …

(۸۳۱) رو کردن به قبله هنگام قرائت قرآن

رو کردن به قبله جزء شروط قرائت قرآن نیست. همچنین لازم نیست انسان برای تلاوت قرآن، با وضو باشد؛ مگر در صورتی که بخواهد قرآن را از روی مصحف بخواند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه