خوارج میگویند: از نظر شما کفر فقط در مسائل اعتقادی است و در مسائل عملی وارد نمیشود. این اعتقاد، بدعتی ارجاء گونه است و آنچه باعث شده تا شما این حرف را بزنید، اعتقادتان به این مساله است که حکم به غیر ما انزل الله، عمل است و هر چیزی که عمل باشد، تارِکِ آن با ترک آن عمل کافر نمیگردد. سپس از این نظریه، به بدعت تقسیم کفر به دو نوع اعتقادی و عملی رسیدهاید.
همچنین محمد ناصر الدین البانی کسی است که این مقوله را زیاد در نوشتهها و نوارهایش ذکر میکند.
بنا بر این شما مرجئه هستید.
جواب:
اهل سنت هیچ وقت نگفتهاند که کفر، فقط کفر اعتقادی است. بلکه معتقدند گاهی عمل نیز کفر است و گاهی ترک قسمتی از عمل، کفر به حساب میآید و طبیعتا منظور از کفر در این قسمت از سخنمان، کفر اکبر است.
اما تقسیم کفر به کفر اعتقادی و کفر عملی، بنا بر اغلبیت دارد. چرا که کفر اکبر، غالبا اعتقادی، و کفر اصغر، غالبا عملی است. ولی با این حال برخی اعمالِ ظاهری نیز وجود دارند که به تنهایی شخص را از دایرهی اسلام خارج میکنند. مثل: دشنام دادن به دین، و توهین به قرآن، و قتل پیامبر و …
نکتهی دیگر اینکه چنین تقسیمی را شیخ البانی رَحِمَهُالله بنیان ننهاده است. بلکه ائمهی متقدم و متاخر اهل سنت بر آن بودهاند. در اینجا برخی از سخنان این ائمه را نقل مینماییم:
یکی از ائمهی متقدمین، امام محمد بن نصر مَروَزی رَحِمَهُالله، (متوفی سال ۲۹۴هـ ق) است. او در کتاب «تعظیم قدر الصلاة» (ج۲ ص۵۱۷) میگوید: «الْكُفْرَ كُفْرَانِ: كُفْرٌ هُوَ جَحْدٌ بِاللَّهِ وَبِمَا قَالَ فَذَلِكَ ضِدُّهُ الْإِقْرَارُ بِاللَّهِ وَالتَّصْدِيقُ بِهِ وَبِمَا قَالَ، وَكُفْرٌ هُوَ عَمَلٌ ضِدُّ الْإِيمَانِ الَّذِي هُوَ عَمَلٌ، أَلَا تَرَى مَا رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ: «لَا يُؤْمِنُ مَنْ لَا يَأْمَنُ جَارُهُ بَوَائِقَهُ» قَالُوا: فَإِذَا لَمْ يُؤْمِنْ فَقَدْ كَفَرَ، وَلَا يَجُوزُ غَيْرُ ذَلِكَ إِلَّا أَنَّهُ كُفْرٌ مِنْ جِهَةِ الْعَمَلِ إِذْ لَمْ يُؤْمِنْ مِنْ جِهَةِ الْعَمَلِ…»، یعنی: «کفر دو نوع است: کفری که تکذیب الله و گفتهی الله باشد که ضد آن، اقرار به الله و تصدیق او و آنچه گفته، میباشد. کفر دیگر، عمل است که ضد ایمانی میباشد که همان عمل است. آیا نمیبینی که از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم روایت شده که فرمود: «ایمان ندارد کسی که همسایهاش از شرش در امان نیست»؟ گفتهاند: پس وقتی ایمان نداشته باشد، کافر است، و چیزی غیر از آن، جایز نمیباشد. اما این کفر، کفر از جهت عمل است…».
همچنین در (ج۲ ص۵۲۶) میگوید: «الْكُفْرُ كُفْرَانِ: أَحَدُهُمَا يَنْقُلُ عَنِ الْمِلَّةِ، وَالْآخَرُ لَا يَنْقُلُ عَنْهَا فَكَذَلِكَ الشِّرْكُ شِرْكَانِ شِرْكٌ فِي التَّوْحِيدِ يَنْقُلُ عَنِ الْمِلَّةِ، وَشِرْكٌ فِي الْعَمَلِ لَا يَنْقُلُ عَنِ الْمِلَّةِ وَهُوَ الرِّيَاءُ، قَالَ اللَّهُ جَلَّ وَعَزَّ: {فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا} [الكهف: ۱۱۰] يُرِيدُ بِذَلِكَ الْمُرَاءَاةَ بِالْأَعْمَالِ الصَّالِحَةِ…»، یعنی: «کفر دو نوع است: یکی از آنها، شخص را از ملت اسلام خارج مینماید، و دیگری، او را از اسلام خارج نمیکند. شرک نیز چنین است؛ شرکی در توحید که موجب خروج از دین میشود، و شرکی در عمل که شخص را از دین خارج نمیکند، و این شرک، ریا است. الله عز و جل میفرماید: {پس کسی که امید به لقای پروردگارش دارد، عمل صالح انجام داده و کسی را در عبادتِ پروردگارش، شریک قرار ندهد}، که منظورش از آن، ریا نمودن به وسیلهی اعمال صالح است…».
از متاخرین نیز ابن قیم رَحِمَهُالله تعالی است که در کتاب «الصلاة و حکم تارکها» (ص ۵۶) مینویسد: «در اینجا اصل دیگری وجود دارد و آن اینکه کفر دو نوع است: کفر عمل و کفر جحود و عناد.
کفر جحود این است که از روی جحود و عناد، به چیزی کفر بورزد که میداند پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آن را از جانب الله آورده است. مثل اسماء و صفات و احکام پروردگار. این کفر از همهی جهات با ایمان در تضاد است.
اما کفر عمل به دو کفر تقسیم میشود: کفری که در تضاد با ایمان است و کفری که در تضاد با ایمان نیست. مثلا سجود برای بت و توهین به قرآن و کشتن پیامبر یا دشنام دادن به او، کفری است که با ایمان در تضاد است.
اما حکم به غیر ما انزل الله و ترک نماز، قطعا جزء کفر عملی هستند و این امکان نیز وجود ندارد که بعد از اطلاق اسم کفر بر آن توسط الله و رسول، این اسم از آن برداشته شود. بنا بر این کسی که به غیر ما انزل الله حکم میکند، کافر است. تارک نماز نیز به نص رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم کافر است. اما این کفر، کفرِ عمل است نه کفر اعتقاد…».
سپس ابن قیم سخن خود را ادامه میدهد، تا جایی که مینویسد: «کفر عملی، با ایمان عملی در تضاد است، و کفر اعتقادی با ایمان اعتقادی در تضاد میباشد. آنچه را گفتیم، رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در حدیث صحیح بیان فرمودهاند که: «سِبابُ المُسلِمِ فُسوقٌ وَ قِتَالُهُ کُفرٌ»، یعنی: «دشنام دادن به مسلمان، فسق، و جنگیدن با او، کفر است». در اینجا بین جنگیدن با مسلمان و دشنام دادن به او، فرق قائل شد و یکی از آنها را فسق و دیگری را کفر قرار داد. همچنین واضح است که منظور ایشان از کفر، کفر عملی است نه کفر اعتقادی. این کفر نیز او را از دایرهی اسلام و مسلمانی به طور کامل خارج نمیکند؛ همانطور که زناکار و سارق و شارب خمر را از ملت اسلام خارج نمیکند، گر چه اسم ایمان را از او میگیرد.
این تفصیل، همان قول صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم است که داناترین کسان از این امت نسبت به قرآن و اسلام و کفر و لوازم آن دو هستند. پس این چنین مسائلی نباید از کسی غیر از آنها گرفته شود؛ زیرا متاخرین، مراد آنها را نفهمیدهاند و به همین خاطر به دو گروه تقسیم شدهاند: گروهی(خوارج)، مردم را به خاطر ارتکاب گناهان کبیره از اسلام خارج دانسته و حکم بر جاوید ماندن آنان در جهنم کردهاند. گروهی دیگر (مرجئه)آنها را مومنانی دارای ایمان کامل دانستهاند. گروه اولی غلو کرده و گروه دومی دچار تفریط شدهاند، و الله تعالی اهل سنت را به بهترین طریقت و قول وسطی که در میان مذاهب، همانند اسلام در میان سایر ادیان است، هدایت فرموده.
پس در اینجا کفر، غیر از کفر اکبر، و نفاق، غیر از نفاق اکبر، و شرک، غیر از شرک اکبر، و فسق، غیر از فسق اکبر، و ظلم، غیر از ظلم اکبر است. سفیان بن عیینه از هشام بن حُجیر از طاووس از ابن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا روایت میکند که در مورد این فرمودهی الله تعالی: {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}، گفت: (نه آن کفری است که آنها میگویند).
نیز عبدالرزاق از معمر از ابن طاووس از برادرش روایت میکند که گفت: «از ابن عباس در مورد این فرمودهی الله تعالی سوال شد: {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}، گفت: این کفر است، اما نه مانند کفر کسی که به الله و ملائکه و کتابها و پیامبران الله شرک میورزد». همچنین در روایت دیگری از او گفته است: «کفری است که شخص را از اسلام خارج نمیکند». طاووس نیز گفته است: «کفری نیست که شخص را از ملت اسلام خارج نماید». همچنین وکیع از سفیان از ابن جریج از عطا روایت کرده که گفته است: «کفری غیر از کفر اکبر، و ظلمی غیر از ظلم اکبر، و فسقی غیر از فسق اکبر است». آنچه را که عطا گفته، برای کسی که قرآن را میفهمد، کاملا واضح است؛ زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ کسی را که به غیر ما انزل الله حکم کند، کافر دانسته، و کسی که آنچه را بر پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نازل شده، تکذیب نماید را نیز کافر دانسته و این دو کافر، در یک درجه نیستند».
گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی