یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۶۶۶۱) حکم گفتن دروغ گفتن بنا بر مصلحت

(۶۶۶۱) سوال: اگر که برای مصلحتی نیاز به دروغ باشد، حالت‌های دیگر بر حالت‌های سه‌گانه‌‌ای که در حدیث دلالت بر جایز بودن آن می‌دهد، قیاس گرفته می‌شود؟

جواب:

اولا حدیثی که در این‌باره وارد شده است برخی اهل علم آن را تأویل نموده‌اند و گفته‌اند مراد آن حقیقت دروغ نیست و دروغ در هیچ حالتی جایز نمی‌باشد و مراد حدیث توریة (توریه‌: گوینده لفظی را به کار می‌برد که یک معنای متبادر به ذهن دارد و یک معنای مخفی دور از ذهن که همان مراد است) است.

دوما: اگر فرض کردیم که مراد حدیث از دروغ، دروغ حقیقی است، حالت‌های دیگر بر آن قیاس گرفته نمی‌شود و نیازی به قیاس نداریم چون مادامی که قدرت تأویل را داریم و تأویل (ما را) از دروغ بی‌نیاز می‌سازد مثلا: اگر کسی درب خانه را زد و تو در خانه قرار داری و دوست نداری که درب را برای آن شخص باز کنی پس به خانواده‌ات بگو که بگویند: او موجود نیست؛ چگونه صحیح می‌باشد که او موجود نباشد در حالی که در خانه است؟ صحیح است که نیت او از گفتن: موجود نیست در مکانی غیر از مکانی که او در آن قرار دارد، باشد مثلا اگر فرض شود او در مجلس است، می‌گویند: او موجود نیست یعنی در اتاق نیست و اینگونه بدون دروغ گفتن مقصود حاصل می‌گردد و با تأویل نمودن (ما را)از دروغ گفتن بی‌نیاز می‌سازد و دیگر نیازی به دروغ نیست و انسان هرگاه نیت خود را برای الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خالص گرداند و صدق و راستی را دنبال کند، الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ صدق را برای او میسر می‌کند و در حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده است که می‌‌فرماید: «وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَصْدُقُ حَتَّى يَكُونَ صِدِّيقًا»: (و مرد به راست‌گویی ادامه می‌دهد تا اینکه (به مقام) صدیق می‌رسد. (

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: الحالات الثلاث التي يجوز فيها الكذب، التي دَلّ عيها الحديث، هل يُقاس عليها غيرها إذا دعت إلى ذلك المصلحة؟

فأجاب رحمه الله تعالى: أولا: الحديث الوارد في هذا حمله بعض أهل العلم على التأويل، لا على حقيقة الكذب، وقال: إن الكذب لا يجوز بأي حال من الأحوال، والمراد بالكذب في الحديث التَّوْرِيَة.

ثانيًا إذا قدرنا أن المراد بالحديث الكذب الحقيقي، فإنه لا يقاس عليه غيره، ولسنا بحاجة إلى القياس، لأنه ما دام عندنا قدرة على التأويل، ففي التأويل مندوحة عن الكذب، مثال ذلك: لو أن أحدًا استأذن، يعني دَقَّ عليك الباب وأنت في البيت، ولا تُحِبُّ أن تفتح له، فقُل لأهلك: قولوا: إنه ليس موجود. وكيف يصح أن يقولوا: إنك لست موجودا وأنت في البيت؟ يصح بأن ينووا بقولهم: إنه ليس موجودا. أي في مكان آخر غير مكانه الذي هو فيه، فمثلا إذا قدر أنه في المجلس، يقولون: ليس موجودا. يعني ليس في الغرفة، وبذلك يحصل المقصود من غير كَذِب، ففي التأويل مندوحة عن الكذب، ولا حاجة أن يكذب، والإنسان إذا أخلص النية الله، وتحرّى الصدق يسر الله له الصدق، وفي الحديث عن النبي صلى الله عليه وسلم: «وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَصْدُقُ حَتَّى يَكُونَ صِدِّيقًا».

مطالب مرتبط:

(۶۶۸۱) آیا قول (نقل کننده‌ی کفر، کافر نیست) صحیح است یا نه؟

اگر قصد آن حدیث باشد، این حدیث نیست و اگر منظورش کلام اهل علم باشد، صحیح است که نقل کننده‌ی کفر، کافر نیست یعنی انسانی که قول کفار را حکایت کند، تکفیر نمی‌گردد و این برای اهل علم مشخص است...

ادامه مطلب …

(۶۶۸۴) آیا برای انسان جایز است که کلمه (المُعذَّب) را برای خود اطلاق نماید؟

بله زیرا معنای عذاب اذیت شدن با چیزی می‌باشد و برای همین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۴) آیا جایز است در مورد مردمی که مرتکب محرمات و فواحش می‌گردند، در غیابشان صحبت کنیم؟

بله جایز است که در مورد کارهایی که می‌کنند برای تحذیر دادن از آن و هم‌نشینی با آن‌ها صحبت کنی...

ادامه مطلب …

(۶۶۷۱) بعضی از دوستانم به من دشنام و ناسزا می‌گویند آیا من نیز مثل خودشان جواب آن‌ها را بدهم؟

به مصلحت آن بنگر؛ اگر مصلحت در ترک و هجر آن‌ها و عدم مقابله بالمثل در آنچه گفته‌اند، می‌باشد پس آن را انجام بده و اگر مصلحت خلاف آن را می‌طلبد پس می‌توانی به مانند آنچه با تو مقابله کردند، مقابله کنی ....

ادامه مطلب …

(۶۶۷۲) حکم بازگو کردن عیوب دیگران در نفس خود و تفاوت آن با غیبت

این غیبت نیست یعنی اینکه در نفس خود عیوب برادرت را بازگو کنی (غیبت محسوب نمی‌گردد) ولی اولی‌تر است که این کار را نکنی و از آن اجتناب کنی...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۲) وقتی خانه به میدان غیبت تبدیل می‌شود؛ راه درست چیست؟

قبل از هر چیز آن زنان را نصیحت می‌کنم که غیبت کردن را ترک کنند زیرا غیبت از گناهان کبیره است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را به قبیح‌ترین مثال تشبیه کرده است ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه