سه‌شنبه 18 ذیقعده 1447
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
5 می 2026

(۶۵۴۱) حکم پدری که در حق پسرانش جفا می‌کند و همیشه می‌بینی که در صورت فرزندانش عبوس و عصبانی است، چیست؟

(۶۵۴۱) سوال: حکم پدری که در حق پسرانش جفا می‌کند و همیشه می‌بینی که در صورت فرزندانش عبوس و عصبانی است، چیست؟ با وجود این‌که با دیگران با روی باز و خندان است و خاطر مشکلات عادی که در همه‌ی خانه‌ها وجود دارد، فرزندان را به مدت چند هفته رها کرده می‌کند و به شهر دیگر می‌رود؛ نصیحت شما برای کسانی که مسؤلیت خود را به جا نمی‌آورند چیست؟ آیا بر کارهای خیر و خوش‌رویی با مردم ثواب دارد در حالی که با فرزندانش عبوس و شدید است؟ با بوجود این که فرزندانش در حق او کوتاهی نکرده‌اند و آیا مرد با هم‌نشینی با فرزندانش و خوش‌رویی با آن‌ها دارای اجر می‌گردد؟ با همراه دلیل توضیح داده شود الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در شما برکت بیاندازد؟

جواب:

حکم و دلیل، قول رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است که می‌فرماید: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ، وَأَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي»[۱]: (بهترین شما بهترین برای اهلش می‌باشد و من بهترین شما نسبت به اهلم هستم).

لذا نصیحت من برای این پدر (اگر آنچه از او ذکر گردید صحیح باشد) این است که بر معاشرت نیک با خانواده از همسر، پسران و دخترانش و بقیه‌ی خانواده حریص باشد و بداند که این کار او را به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزدیک می‌کند و از بهترین مردم می‌گردد چون رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ، وَأَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي»: (بهترین شما بهترین برای اهلش می‌باشد و من بهترین شما نسبت به اهلم هستم) اما به نسبت خوش‌رویی و خوش اخلاقی با مردم، دارای اجر است چون این از اخلاق خوبی است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر آن تشویق نموده‌‌اند و انسان نمی‌تواند به همه‌ی مردم روزی دهد و مالش را برای آن‌ها تقسیم کند و اگر این‌کار را نیز بکند به نسبت اخلاق نیک چیزی به حساب نمی‌آید ولی می‌تواند با اخلاق والا و نیک مردم را به خوبی و الفت و محبت فرا خواند.

برای همین می‌گویم: شایسته‌ی این پدر است همانطور که با مردم خوش‌رفتاری می‌کند با خانواده و فرزندانش نیز خوش‌رفتاری نماید و خوش‌رفتاری و احسان با اهل و فرزندانش با‌فضلیت‌تر از احسان و خوش‌رفتاری با دیگران می‌باشد و اما به نسبت خانواده‌اش، باید (در برابر بد اخلاقی پدرشان) صبر نمایند و احتساب اجر کنند و منتظر فرج بمانند و اگر امکان دارد او را نصیحت کنند یا به دوستان و رفیقانش سپرده شود که او را نصحیت کند و شاید الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قلب او را تغییر دهد.


[۱] سنن ترمذی: كتاب المناقب، باب في فضل أزواج النبي صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شماره (٣٨٩٥) وقال: حسن غريب صحيح. و سنن ابن ماجه: كتاب النكاح، باب باب حسن معاشرة النساء، شماره (۱۹۷۷).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم الأب الذي يعامل أبناءه بجفاء، ودائما نجده مُتَذمَّرًا عابسًا في وجه أولاده، مع أنه مع الآخرين تجده ضاحكا مستبشرا، ونتيجة لبعض المشكلات العادية التي تحدث في جميع البيوت يترك الأولاد بالأسابيع، وينعزل عنهم في مدينة أخرى، وما نصيحتكم لأمثاله ممن لا يُراعون المسئولية، وهل يُؤجر على أفعال الخير والانشراح للناس، مع تنكيده وعُبوسه مع أولاده؟ علما بأنهم لم يُقَصِّروا في حقه بشيء، وهل يؤجر الرجل على جلوسه مع أولاده، وانبساطه معهم؟ مع الدليل بارك الله فيكم؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الحكم والدليل هو قول النبي صلى الله عليه وسلم: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ، وَأَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي».

فنصيحتي لهذا الأب – إذا كان ما ذُكر عنه صحيحا- أن يحرص على إحسان العشرة لأهله، من زوجة وأبناء وبنات وغيرهم ممن يكون من عائلته، وأن يعلم أن هذا العمل مما يزيده قُربة عند الله

– سبحانه وتعالى- وأنه بهذا العمل يكون خير الناس، يعني: خير الناس الذين هو مثلهم، لأن الرسول -عليه الصلاة والسلام- يقول: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ، وَأَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي». وأما كونه يؤجر على انبساطه إلى الناس، وانشراحه لهم، فهو يؤجر على ذلك، لأن هذا من الأخلاق الحسنة التي حث عليها النبي صلى الله عليه وسلم والإنسان لا يمكن أن يسع الناس برزقه، ويقسم عليهم ماله، ولو قسم عليهم من المال ما قسم لم يجد شيئا بالنسبة إلى حسن الخلق، لكنه يمكن أن يسع الناس بأخلاقه الفاضلة التي يدعو الناس فيها إلى الخير، وإلى الألفة والمحبة لهم.

لهذا أقول: إنه ينبغي لهذا الأب أنه كما أحسن أخلاقه إلى الناس، أن يُحسن أخلاقه إلى أهله وذويه وإحسانه الأخلاق لأهله وذويه أفضل من إحسان الأخلاق إلى غيرهم من الأجانب، أما بالنسبة لأهله فإن عليهم أن يصبروا، ويحتسبوا الأمر لله، وينتظروا الفرج، ويناصحوه إن أمكنهم ذلك، أو يُوعِزُوا إلى أحد من أصحابه وأصدقائه بالنصيحة، ولعل الله -سبحانه وتعالى- أن يُغَيّر قلبه.

مطالب مرتبط:

(۶۵۶۱) حکم اعلام تمایل به قطع رفت‌وآمد با همسایه بداخلاق

اگر همسایه به معصیت‌ها مبتلا باشد، شایسته نیست که با او قطع رابطه کنیم بلکه بر ما حق دارد که با نصیحت کردن با او ارتباط بگیریم و با دعوت کردن او و رفتن به سویش با او الفت بگیریم تا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را هدایت کند...

ادامه مطلب …

(۶۵۷۱) برادری داریم که از یک پدر و مادر هستیم و او نماز نمی‌خواند، حدود تعامل با او چیست؟

تعامل با او باید با نیکی باشد یعنی به سوی او بروید و به حق و اقامه‌ی نماز و شعائر اسلام دعوتش نمایید؛ لذا اگر هدایت یافت که خوب است و اگر بر ترک نماز اصرار ورزید و از نماز خواندن ابا کرد، پس او را رها نمایید و هجرش کنید چون که او به دین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مرتد گشته -العیاذ بالله-...

ادامه مطلب …

(۶۵۴۵) حقوق مالی و اخلاقی فرزند نابینا در مواجهه با رفتار ناعادلانه پدر

نصیحت من به پدرت این است که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را در تعامل با تو اگر آنچه به او نسبت دادی صحیح باشد، رعایت کند و هزینه‌ی تو را به طور شایسته بپردازد تا اجر آن را از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بگیرد و کمکی برای تو در نیکی کردن به او در حیاتش و بعد مرگش باشد.....

ادامه مطلب …

(۶۵۴۲) من برای نماز فجر برمی‌خیزم ولی خانواده‌ام را وقتی از مسجد برگشتم بیدار می‌کنم، حکم این کارم چیست؟

افضل این است که آن‌ها را در وقت اذان بیدار کنی تا نماز را در ابتدای وقت بخوانند چون در آن زمان با فضیلت‌تر است....

ادامه مطلب …

(۶۵۵۴) در مقابل همسایه‌ای که همیشه از نماز صبح باز می‌ماند چه چیزی بر من واجب است؟

برای شما واجب است که او را نصیحت کنید چون که همسایه‌ی شما می‌باشد و بر شما حق دارد ولی بر صورت توبیخ و سرزنش نباشد بلکه نصیحت از روی حکمت باشد...

ادامه مطلب …

(۶۵۶۹) آیا زن می‌تواند خدمت‌کار زن خود را بدون خبر او، وقتی که بخواهد سفر کند، تفتیش کند؟

نمی‌تواند وسایل‌ او را تفتیش کند چون که این خیانت است و خدمت‌کار نیز حقی دارد که محفوظ است و کسانی که این‌کار را می‌کنند وسواس دارند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه