سه‌شنبه 5 شوال 1447
۳ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۶۳۸۹) راه‌های تحقق آرزوی دعوت به سوی اسلام برای زنان مسلمان

(۶۳۸۹) سوال: آرزوی من این است که یک دعوت‌گر اسلامی شوم و مردم را به هدایت و این دین راستین فرا بخوانم، چه‌کار کنم تا این آرزو محقق شود؟ و بی‌شک این آرزوی هر دختر مسلمان در این جامعه‌ی اسلامی است.

جواب:

کسی که می‌خواهد دعوت‌گر به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد، باید ابتدا بداند که به چه چیزی دعوت می‌کند؛ چرا که ممکن است انسان بدون علم به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دعوت کند، و در نتیجه، فسادش بیش از اصلاحش گردد، این کار را نه از روی عمد و نیت بد، بلکه از روی جهل انجام می‌دهد، زیرا گمان می‌کند که عالم است، پس سخنانی بر زبان می‌راند که از آن آگاه نیست، و در این حالت، نخست دچار گناه شده و سپس باعث گمراهی مردم می‌شود.
گناه او از این جهت است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {قُلۡ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ ٱلۡفَوَ ٰ⁠حِشَ مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلۡإِثۡمَ وَٱلۡبَغۡیَ بِغَیۡرِ ٱلۡحَقِّ وَأَن تُشۡرِكُوا۟ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ یُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَـٰنࣰا وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ} [سوره اﻷعراف: ۳۳]: (بگو: «پروردگارم زشتکاری‌ها را ـ چه آشكار [باشد] و چه پنهان‌ـ و گناه و ستم ناحق را حرام نموده است و اینكه کسی [یا چیزى] را شریک الله بدانید كه دلیلى بر [حقانیت‌] آن نازل نكرده است و اینكه چیزى را كه نمى‌دانید به الله نسبت دهید) و نیز فرموده‌ی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَى: {وَلَا تَقۡفُ مَا لَیۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُو۟لَـٰۤىِٕكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡـُٔولࣰا} [سوره اﻹسراء: ۳۶]: (و از آنچه دانشی دربارۀ آن نداری پیروی نکن. بی‌تردید [در قیامت،] گوش و چشم و دل، از همۀ اینها بازخواست خواهد شد) و اما گمراه کردن مردم، پس ممکن است که دعوت‌گر، آنان را به چیزی دعوت کند که حرام است در حالی که نمی‌داند آن چیز حرام است؛ پس ممکن است چیزی را که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ حرام کرده حلال بشمارد یا چیزی را که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ واجب نکرده، بر مردم واجب کند، بنابراین بر هر دعوت‌گری به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ لازم است که نسبت به آن‌چه بدان دعوت می‌کند، عالم باشد.
دوم: لازم است که در دعوت خود اخلاص داشته باشد؛ یعنی هدفش از دعوت، اصلاح مردم و انجام فرمان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد؛ چنان‌که فرموده: {وَتَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰ} [سوره المائدة: ۲]: (و در نیكوكارى و پرهیزگاری به یكدیگر یاری رسانید)، و همچنین تحقق دین راستین؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «الدِّينُ النَّصِيحَةُ. قُلْنَا: لِمَنْ؟ قَالَ: لِلَّهِ وَلِكِتَابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ» : (دين نصيحت كردن است، گفتيم: براى چه كسی؟ گفتند: براى الله، و كتابش، و رسولش، و امامان مسلمانان، و عموم آنان) نه این‌که دعوت او برای نصرت نفس خودش یا خاموش کردن آتش غیرتی باشد که در دلش شعله‌ور است؛ زیرا چنین چیزی ممکن است از بعضی مردم سر بزند، ولی بی‌تردید نیت اصلاح و خیرخواهی برای بندگان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، راهی سالم‌تر و پربارتر است.
و بر دعوت‌گر لازم است که در دعوت خود حکیم باشد؛ به‌گونه‌ای که هر انسانی را در جایگاه مناسب خود قرار دهد، به همین خاطر، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِۖ وَجَـٰدِلۡهُم بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ} [سوره النحل: ۱۲۵]: ([ای پیامبر، مردم را] با حکمت و پند نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با روشی که نیکو‌تر است با آنان [بحث و] مناظره کن)، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این آیه به سه چیز اشاره کرده است: نخست: «حکمت»، که به معنای بیان حق، روشن‌سازی آن و معرفی زیبایی‌های دین اسلام است، دوم: «موعظه‌ی نیکو»، اگر دعوت‌شونده دعوت را نپذیرفت، او را با پندهای دل‌نرم‌کننده و دل‌سوزانه پند دهد که قلبش را نرم و پذیرای دعوت کند، سوم: «جدال نیکو»، یعنی اگر دعوت‌شونده معاند و اهل مجادله بود، باید با او به روشی نیکو بحث و گفت‌وگو کرد، این روش نیکو در چند چیز نمود دارد:
نخست در نحوه‌ی ارائه: جدال باید با دلیل‌های نقلی از کتاب الله و سنت رسول او، یا دلیل‌های عقلی که مؤید کتاب و سنت‌اند، صورت گیرد.
همچنین از نظر اقناع: باید دلایلی روشن و غیرقابل رد بیاورد، نه دلایلی که ممکن است با تو در آن معارضه کند، به همین خاطر، زمانی که مرد کافر با ابراهیم عَلَيْهِ‌السَّلَام جدال کرد و ابراهیم عَلَيْهِ‌السَّلَام به او فرمود:{رَبِّیَ ٱلَّذِی یُحۡیِۦ وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا۠ أُحۡیِۦ وَأُمِیتُ} [سوره البقرة: ۲۵۸]: (پروردگار من ذاتی است که زنده می‌کند و می‌میرانَد)، پس ابراهیم عَلَيْهِ‌السَّلَام از مناقشه‌ی این امر صرف نظر کرد و فرمود: {فَإِنَّ ٱللَّهَ یَأۡتِی بِٱلشَّمۡسِ مِنَ ٱلۡمَشۡرِقِ فَأۡتِ بِهَا مِنَ ٱلۡمَغۡرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِی كَفَرَ} [سوره البقرة: ۲۵۸]: (الله خورشید را از مشرق [بیرون] می‌آورَد؛ پس تو آن را از مغرب بیاور» [آنگاه] آن کس که کفر ورزیده بود، مبهوت شد) و او در پاسخ درماند.
پس سزاوار نیست که اهل جدل، راهی را در پیش گیرند که جای بحث و پاسخ در آن باز باشد، بلکه باید راهی را در پیش بگیرند که قاطع و کوبنده باشد و هیچ جای مناقشه در آن نباشد.
سوم: مجادله باید زمانی با روش نیکو باشد که موقعیت ایجاب کند، و اگر موقعیت چنین نباشد، باید روش دیگری در پیش گرفت؛ به همین دلیل، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {وَلَا تُجَـٰدِلُوۤا۟ أَهۡلَ ٱلۡكِتَـٰبِ إِلَّا بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ إِلَّا ٱلَّذِینَ ظَلَمُوا۟ مِنۡهُمۡ} [سوره العنكبوت: ۴۶]: ([ای مؤمنان،] با اهل کتاب جز به بهترین شیوه بحث و مناظره نكنید ـ مگر با کسانی از آنان که ستم کردند)؛ پس برای کسانی که ستم کرده‌اند، جایگاهی بالاتر از سایر مجادله‌کنندگان قرار داده است.
آن‌چه اهمیت دارد این است که دعوت‌گر به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باید به همه‌ی این مسائلی که ذکر شد، علم داشته باشد؛ سپس اگر دعوت نیاز به مراجعه به مسئولان داشت تا نظم از بین نرود و آشفتگی پیش نیاید، باید پس از مراجعه به مسئولان اقدام کند تا مرتکب کاری ممنوع نشود که بعداً پشیمان گردد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أمنيتي أن أصبح داعية إسلامية، أدعو الناس إلى الهداية، وإلى هذا الدين القيم فماذا أفعل كي تتحقق هذه الأمنية؟ وهذا – لاشك – أنه أمنية لكل فتاة مسلمة في هذا المجتمع المسلم؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: على من أراد أن يصبح داعية إلى الله -عز وجل- أن يتعلم أولا إلى ماذا يدعو لأن الإنسان قد يدعو إلى الله -تعالى- عن جهل، فيكون إفساده أكثر من إصلاحه يفعل ذلك لا عن عمد، وإرادة سوء، لكن الجهله يظن أنه عالم فَيَتَفَوَّه بما لا يعلم، وحينئذ يقع في الإثم أولا، ثم في إضلال الناس ثانيًا.

أما وقوعه في الإثم، فلقوله تعالى ﴿قُلۡ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ ٱلۡفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلۡإِثۡمَ وَٱلۡبَغۡیَ بِغَیۡرِ ٱلۡحَقِّ وَأَن تُشۡرِكُوا۟ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ یُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَـٰنࣰا وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ [الأعراف: ۳۳] ولقوله تعالى ﴿ وَلَا تَقۡفُ مَا لَیۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُو۟لَـٰۤىِٕكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡـُٔولࣰا ﴾ [الإسراء: ٣٦].

وأما إضلال الناس، فلأنه قد يدعوهم إلى محرم، وهو لا يدري أنه محرم، فقد يبيح لهم ما حرم الله، وقد يوجب عليهم ما لم يوجبه الله، فلا بد لكل داعية إلى الله عز وجل – من أن يكون عالما بما يدعو إليه.

ثانيا: لا بد أن يكون مخلصا في دعوته إلى الله، بأن يقصد بدعوته إصلاح الخلق، وامتثال أمر الله – تعالى – بقوله ﴿ وَتَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰ ﴾ [المائدة: ۲]، وحصول الدين الحقيقي، لقول النبي صلى الله عليه وسلم: «الدِّينُ النَّصِيحَةُ» قَالُوا: لَنْ؟ قَالَ: اللَّهِ وَلِكِتَابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ». دون أن يقصد بالدعوة إلى الله الانتصار لنفسه، أو إطفاء لهيب الغيرة الذي في قلبه، لأن هذا قد يقع من بعض الناس، لكن لا شك أن نيَّة الإصلاح والنصيحة لعباد الله هي الطريق الأسلم والأوفر. ولا بد للداعية أيضًا من أن يكون حكيما في دعوته، بحيث يُنزل كل إنسان منزلته، ولهذا قال الله -عز وجل- ﴿ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِۖ وَجَـٰدِلۡهُم بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ ﴾ [النحل: ١٢٥]. فذكر الله -تعالى- ثلاثة أشياء: الحكمة وهي بيان الحق وإيضاحه، والاطلاع على محاسن الدين الإسلامي، ثم بالموعظة، إذا لم يَرَ قَبولًا ممن دعاه يعظه الموعظة الحسنة التي تُلَيِّن قلبه وتُرَقِّقه، وتوجب الانصياع لما دعوته إليه.

والثالث: المجادلة بالتي هي أحسن، وذلك فيما إذا كان المدعو معاندا مجادلا، فلا بد أن يجادل بالتي هي أحسن في عدة أمور:

أولا من حيث العرض فتكون المجادلة بالأدلة النقلية من كتاب الله وسنة رسوله، أو الأدلة العقلية التي تؤيد ما جاء في الكتاب والسُّنَّة، وكذلك يكون من حيث الإقناع، بمعنى أن يأتي بالأدلة الواضحة التي لا تحتمل المعارضة، دون الأدلة التي قد يعارض فيها المجادل، ولهذا لما حاج الرجلُ الكافر إبراهيم – عليه الصلاة والسلام- فقال له إبراهيم ﴿ رَبِّیَ ٱلَّذِی یُحۡیِۦ وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا۠ أُحۡیِۦ وَأُمِیتُ ﴾ [البقرة: ٢٥٨]. فعدل إبراهيم -عليه الصلاة والسلام- عن مناقشته في هذا الأمر، وقال له ﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ یَأۡتِی بِٱلشَّمۡسِ مِنَ ٱلۡمَشۡرِقِ فَأۡتِ بِهَا مِنَ ٱلۡمَغۡرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِی كَفَرَ﴾ [البقرة: ٢٥٨]، وعجز عن الرد. فلا ينبغي للمجادل أن يسلك طريقا يحتمل الأخذ والرد، بل يسلك الطريق الذي يكون قاصم الظهر، لا مكان للمحاجة فيه.

وثالثًا أن تكون مجادلته بالتي هي أحسن إذا كان المقام يقتضي ذلك، فإن كان لا يقتضي ذلك، فليجادل بوجه ،آخر ولهذا قال الله -تعالى-: ﴿ وَلَا تُجَـٰدِلُوۤا۟ أَهۡلَ ٱلۡكِتَـٰبِ إِلَّا بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ إِلَّا ٱلَّذِینَ ظَلَمُوا۟ مِنۡهُمۡ ﴾ [العنكبوت:46] فجعل للذين ظلموا مرتبة فوق مرتبة الذين يجادلون بدون ظلم.

والمهم أن الداعية إلى الله لا بد أن يكون عنده علم بهذه الأمور التي أشرنا إليها، ثم إذا كان الأمر يتوقف على مراجعة المسئولين في هذا، حتى لا ينفرط السلك، وتحصل الفوضى فليكن ذلك بعد مراجعة المسئولين، لئلا يقع الإنسان في محظور، فيندم على ذلك.

مطالب مرتبط:

(۶۳۹۷) توصیه به ناصحان در پرهیز از نقل احادیث ضعیف و فاقد دلیل شرعی

آنچه این افراد منتشر می‌کنند، گاهی خواب‌هاست، گاهی احادیثی ساختگی که به دروغ به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نسبت داده شده، و گاهی ذکرهایی بدعت‌آمیز که هیچ دلیلی از جانب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای آن‌ها نازل نشده است، با این حال، عوام هر چیزی را می‌پذیرند، به‌ویژه اگر در آن وعده و وعید وجود داشته باشد. و بر کسی که می‌خواهد چیزی را منتشر کند، واجب است که ابتدا از اهل علم واقعی بپرسد:...

ادامه مطلب …

(۶۴۰۸) چگونه خطای قرائت قرآن را بگوییم که دل‌ها نرنجد؟

واجب است بر معلم یا غیرمعلم، هرگاه اشتباهی در قرائت قرآن بشنود، آن را گوشزد کند؛ چه آن فرد خوشحال شود چه ناراحت و اینکه کسی که اشتباه کرده، این راهنمایی را حمل بر سوءظن کند و بگوید هدف تمسخر بوده، این خود اشتباهی دیگر است...

ادامه مطلب …

(۶۴۰۰) راهکار شرعی برای غلبه بر ترس از قرائت در جمع و امامت نماز

از جمله راه‌حل‌ها این است که خود را در مکان‌هایی تمرین دهد؛ مثلاً با دو یا سه نفر از هم‌کلاسی‌هایش گفت‌وگو کند و یا چیزی شبیه به آن و اگر حتی این را هم نتوانست، حداقل در اتاق خود با خودش صحبت کند...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۱) آیا حضور شخص در جایی که در آن منکرات شرعی وجود دارد، از محظورات است؟

جایز نیست کسی در مجلس یا مکانی بنشیند که در آن منکرات وجود دارد، مگر آنکه بتواند آن‌ها را از بین ببرد؛ در این صورت واجب است بماند تا منکر رفع شود اما اگر توان آن را رفع ندارد، بر او واجب است که آنجا را ترک کند....

ادامه مطلب …

(۶۳۹۵) چه توصیه‌ای به مسلمانان در زمینه‌ی شناخت دین‌شان دارید؟

نخست سخنی خطاب به علمای مسلمان: بر علما واجب است که مردم عادی را آگاه کنند؛ چراکه علما همانند ستارگان بر روی زمین‌اند که مردم در تاریکی‌های جهل به‌وسیله‌ی آن‌ها راه می‌یابند...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۴) آیا امر به معروف و نهی از منکر فقط برای مسلمانان است یا شامل غیرمسلمانان هم می‌شود؟

امر به معروف و نهی از منکر عام است و شامل مسلمانان و غیرمسلمانان می‌شود، اما تفاوت در شیوه انجام آن است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه