(۶۳۱۱) سوال: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {ٱدۡعُونِیۤ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ} [سوره غافر: ۶۰]: (مرا به دعا بخوانید، تا [دعای] شما را اجابت کنم)، و حال آنکه ما بسیار دعا میکنیم اما دعایمان مستجاب نمیشود؛ به نظر شما اسباب این امر چیست؟
جواب:
از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برای خود و برادران مسلمانم توفیق به عقیده، گفتار و عمل صحیح را مسئلت مینمایم، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِیۤ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِینَ یَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِی سَیَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ} [سوره غافر: ۶۰]: (پروردگارتان فرمود: «مرا به دعا بخوانید، تا [دعای] شما را اجابت کنم، کسانی که از عبادت من سرکشی میکنند، به زودی با خواری به جهنم وارد میشوند»)، سؤالکننده میگوید: من الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را خواندهام ولی دعایم مستجاب نشده، و این وضعیت را با این آیهی کریمه که در آن الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ وعده داده که دعای بندگانش را اجابت میکند، برایش محل اشکال شده، حال آنکه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ خلاف وعده نمیکند.
جواب این است که اجابتِ دعا شروطی دارد که باید تحقق یابند:
شرط اول: اخلاص در دعا برای الله عَزَّوَجَلَّ، یعنی انسان در دعایش اخلاص داشته باشد و با دلی حاضر و صادق بهسوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ روی آورد، در حالیکه یقین دارد که او عَزَّوَجَلَّ قادر به اجابت دعا است و امید اجابت از جانب الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دارد.
شرط دوم: انسان هنگام دعا احساس کند که به شدت نیازمند، بلکه مضطرّ به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است و تنها اوست که دعای مضطر را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد؛ اما اگر کسی در حال دعا چنین احساس نکند و گمان کند بینیاز از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است و دعا را صرفاً به عنوان عادت انجام دهد، چنین دعایی شایستهی اجابت نیست.
شرط سوم: پرهیز از خوردن مال حرام؛ زیرا خوردن حرام مانعی میان انسان و اجابت دعاست، چنانکه در صحیح از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم روایت شده که فرمودند: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ اللَّهَ طَيِّبٌ لَا يَقْبَلُ إِلَّا طَيِّبًا، وَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا أَمَرَ بِهِ الْمُرْسَلِينَ، فَقَالَ: {يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ} [المؤمنون: ۵۱]، وَقَالَ: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ} [البقرة: ۱۷۲]، ثُمَّ ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ أَشْعَثَ أَغْبَرَ يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ: يَا رَبِّ يَا رَبِّ، وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ، وَمَشْرَبُهُ حَرَامٌ، وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ، وَغُذِيَ بِالْحَرَامِ، فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ» : (ای مردم الله پاک است و فقط پاکيزه را می پذيرد، الله به مؤمنان همان دستوری را داده که به پيامبران داده است؛ چنانکه میفرمايد: «ای پيامبران، از نعمت های پاکی که نصيبتان کرده ايم، بخوريد و کارهای شايسته انجام دهيد؛ همانا من به کردارتان دانا هستم» و میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردهاید، از چیزهای پاکیزهای که روزیِ شما کردهایم بخورید» سپس دربارهی شخصی سخن گفت که سفری طولانی کرده و ژوليده موی و غبارآلود است؛ دستانش را به سوی آسمان بلند میکند و میگويد: پروردگارا، پروردگارا؛ درحالی که آب و غذا و لباسش (از مال) حرام بوده و با حرام تغذيه شده است؛ چگونه دعای چنين شخصی پذيرفته میشود؟)، پس رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بعید دانست که دعای چنین کسی مستجاب شود، با وجود آنکه اسباب ظاهری اجابت را انجام داده، مانند بلند کردن دستها بهسوی آسمان، یعنی بهسوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ، چون الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بالاست و بالای برعرش است، و بلند کردن دست بهسوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از اسباب اجابت است، چنانکه در حدیث آمده: «إِنَّ رَبَّكُمْ تَبَارَكَ وَتَعَالَى حَيِيٌّ كَرِيمٌ يَسْتَحْيِي مِنْ عَبْدِهِ إِذَا رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَيْهِ أَنْ يَرُدَّهُمَا صِفْرًا» : (قطعاً پروردگار شما بسيار با حيا و بخشنده است، وقتی بنده دستهايش را به سوی او بلند کند، شرم میکند که آنها را خالی برگرداند).
دوما: این مرد گفت: «یا رب، یا رب»؛ و توسل به الله سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ با این نام (رب) از اسباب اجابت است، چون رب به معنای خالق، مالک و تدبیرکنندهی همه امور است، و کلید گنجینههای آسمانها و زمین در دست اوست، از همین رو بیشتر دعاهای قرآن با این نام آمدهاند، مانند: {رَّبَّنَاۤ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِیࣰا یُنَادِی لِلۡإِیمَـٰنِ أَنۡ ءَامِنُوا۟ بِرَبِّكُمۡ فَـَٔامَنَّاۚ رَبَّنَا فَٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرۡ عَنَّا سَیِّـَٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ* رَبَّنَا وَءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخۡزِنَا یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِۖ إِنَّكَ لَا تُخۡلِفُ ٱلۡمِیعَادَ* فَٱسۡتَجَابَ لَهُمۡ رَبُّهُمۡ أَنِّی لَاۤ أُضِیعُ عَمَلَ عَـٰمِلࣲ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰۖ بَعۡضُكُم مِّنۢ بَعۡضࣲ} [سوره آل عمران: ۱۹۳-۱۹۵]: (پروردگارا، ما [ندای] دعوتگری [= پیامبرت محمد صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم] را شنیدیم که به ایمان فرامیخوانَد که: “به پروردگار خود ایمان آورید”؛ پس ما ایمان آوردیم، پروردگارا، پس گناهانمان را ببخش و بدیهایمان را بپوشان و ما را در زمرهی نیکان بمیران* پروردگارا، آنچه را که به وسیلهی رسولانت به ما وعده دادهای به ما عطا کن و در روز قیامت رسوایمان مگردان، بیتردید، تو خلاف وعده نمیکنی* پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد [و فرمود:] «من [پاداش] عمل هیچ صاحبْعملى از شما را ـ چه مرد و چه زن ـ كه همنوعِ یكدیگرید تباه نمىكنم) و این نشاندهندهی آن است که توسل به این نام از اسباب اجابت است.
سوما: این مرد مسافر بود و سفر معمولاً از اسباب اجابت است، چون انسان در سفر بیشتر از حالت اقامت، احساس نیاز و اضطرار به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دارد، و ژولیده و غبارآلود است، گویی به ظاهر خود توجهی ندارد، و گویا مهمترین چیزی که دارد این است که به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ پناه ببرد و او را در هر حالی بخواند؛ چه ژولیده و غبارآلود باشد و چه آراسته، ژولیدگی و غبارآلودگی نیز تأثیری در اجابت دارد؛ چنانکه در حدیثی از رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّم روایت شده است: «إِنَّ اللهَ -عَزَّ وَجَلَّ-يُبَاهِي مَلَائِكَتَهُ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ بِأَهْلِ عَرَفَةَ، فَيَقُولُ: انْظُرُوا إِلَى عِبَادِي أَتَوْنِي شُعْثًا غُبْرًا» : (بیگمان الله عَزَّ وَجَلَّ در عصر روز عرفه، به اهل عرفه در برابر فرشتگانش مباهات میکند، و میفرماید: نگاه کنید به بندگانم که ژولیده و غبارآلود نزد من آمدهاند).
اما با وجود این سه سبب اجابت دعا، دعای این مرد بهخاطر اینکه خوراکش، پوشاکش و تغذیهاش از حرام بود، پذیرفته نشد؛ چنانکه رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّم فرمود: «فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ؟» تخریج آن گذشت.: (چگونه دعای چنين شخصی پذيرفته میشود؟).
اگر این شروط برای اجابت دعا فراهم نباشد، اجابت بعید است اما اگر این شروط فراهم باشد و باز هم الله سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ دعا را اجابت نکند، این کار بهخاطر حکمتی است که الله سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ میداند و این دعاکننده نمیداند: {وَعَسَىٰۤ أَن تُحِبُّوا۟ شَیۡـࣰٔا وَهُوَ شَرࣱّ لَّكُمۡ} [سوره البقرة: ۲۱۶]: (و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه برایتان شرّ است).
اگر این شروط تحقق یابد ولی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آن را اجابت نکند، پس یا بلایی بزرگتر را از او دور میکند، یا آن دعا را برای او تا روز قیامت ذخیره میکند و پاداش بیشتری به او میدهد؛ زیرا این دعاکننده، با وجود تحقق شروط، دعا کرده ولی اجابت نشده و بلایی که هم بزرگتر از آن بوده، از او دفع نشده و به خاطر حکمتی از اجابت آن منع شده، بنابراین دوبار پاداش میگیرد: یکبار بهخاطر دعایش، و بار دیگر بهخاطر مصیبتی که بهخاطر عدم اجابت تحمل کرده، و آن برایش نزد الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ ذخیره میشود، آنهم به صورتی برتر و کاملتر.
همچنین بسیار مهم است که انسان در اجابت دعا عجله نکند چراکه این خود از اسباب عدم اجابت است؛ چنانکه در حدیث از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آمده است: «يُسْتَجَابُ لِأَحَدِكُمْ مَا لَمْ يَعْجَلْ، يَقُولُ: دَعَوْتُ فَلَمْ يُسْتَجَبْ لِي» : (دعای هريک از شما پذيرفته می شود مادامی که عجله نکند و نگويد: دعا کردم و دعايم پذيرفته نشد).
پس سزاوار نیست انسان از تأخیر در اجابت دلسرد شود و دست از دعا بکشد، بلکه در دعا اصرار ورزد؛ چراکه هر دعایی که با آن سوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را میخوانی، خود عبادتی است که تو را به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نزدیک میکند و اجرت را میافزاید.
پس ای برادر، در همه امور خود، چه عام و چه خاص، چه سخت و چه آسان، به دعا کردن بهسوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بپرداز؛ حتی اگر دعا چیزی جز عبادت نبود، همین کافی بود که انسان بر آن حرص ورزد.