جمعه 18 شعبان 1447
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۶۳۱۱) ما بسیار دعا می‌کنیم اما دعای‌مان مستجاب نمی‌شود؛ به نظر شما اسباب این امر چیست؟

(۶۳۱۱) سوال: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {ٱدۡعُونِیۤ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ} [سوره غافر: ۶۰]: (مرا به دعا بخوانید، تا [دعای] شما را اجابت کنم)، و حال آن‌که ما بسیار دعا می‌کنیم اما دعای‌مان مستجاب نمی‌شود؛ به نظر شما اسباب این امر چیست؟

جواب:

از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود و برادران مسلمانم توفیق به عقیده، گفتار و عمل صحیح را مسئلت می‌نمایم، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِیۤ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِینَ یَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِی سَیَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ} [سوره غافر: ۶۰]: (پروردگارتان فرمود: «مرا به دعا بخوانید، تا [دعای] شما را اجابت کنم، کسانی که از عبادت من سرکشی می‌کنند، به زودی با خواری به جهنم وارد می‌شوند»)، سؤال‌کننده می‌گوید: من الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را خوانده‌ام ولی دعایم مستجاب نشده، و این وضعیت را با این آیه‌ی کریمه که در آن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وعده داده که دعای بندگانش را اجابت می‌کند، برایش محل اشکال شده، حال آن‌که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خلاف وعده نمی‌کند.
جواب این است که اجابتِ دعا شروطی دارد که باید تحقق یابند:
شرط اول: اخلاص در دعا برای الله عَزَّوَجَلَّ، یعنی انسان در دعایش اخلاص داشته باشد و با دلی حاضر و صادق به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ روی آورد، در حالی‌که یقین دارد که او عَزَّوَجَلَّ قادر به اجابت دعا است و امید اجابت از جانب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دارد.
شرط دوم: انسان هنگام دعا احساس کند که به شدت نیازمند، بلکه مضطرّ به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و تنها اوست که دعای مضطر را اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌سازد؛ اما اگر کسی در حال دعا چنین احساس نکند و گمان کند بی‌نیاز از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و دعا را صرفاً به عنوان عادت انجام دهد، چنین دعایی شایسته‌ی اجابت نیست.
شرط سوم: پرهیز از خوردن مال حرام؛ زیرا خوردن حرام مانعی میان انسان و اجابت دعاست، چنان‌که در صحیح از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده که فرمودند: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ اللَّهَ طَيِّبٌ لَا يَقْبَلُ إِلَّا طَيِّبًا، وَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا أَمَرَ بِهِ الْمُرْسَلِينَ، فَقَالَ: {يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ} [المؤمنون: ۵۱]، وَقَالَ: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ} [البقرة: ۱۷۲]، ثُمَّ ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ أَشْعَثَ أَغْبَرَ يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ: يَا رَبِّ يَا رَبِّ، وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ، وَمَشْرَبُهُ حَرَامٌ، وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ، وَغُذِيَ بِالْحَرَامِ، فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ» : (ای مردم الله پاک است و فقط پاکيزه را می پذيرد، الله به مؤمنان همان دستوری را داده که به پيامبران داده است؛ چنانکه می‌فرمايد: «ای پيامبران، از نعمت های پاکی که نصيب‌تان کرده ايم، بخوريد و کارهای شايسته انجام دهيد؛ همانا من به کردارتان دانا هستم» و می‌‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیِ شما کرده‌ایم بخورید» سپس درباره‌ی شخصی سخن گفت که سفری طولانی کرده و ژوليده موی و غبارآلود است؛ دستانش را به سوی آسمان بلند می‌کند و می‌گويد: پروردگارا، پروردگارا؛ درحالی که آب و غذا و لباسش (از مال) حرام بوده و با حرام تغذيه شده است؛ چگونه دعای چنين شخصی پذيرفته می‌شود؟)، پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بعید دانست که دعای چنین کسی مستجاب شود، با وجود آن‌که اسباب ظاهری اجابت را انجام داده، مانند بلند کردن دست‌ها به‌سوی آسمان، یعنی به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، چون الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالاست و بالای برعرش است، و بلند کردن دست به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از اسباب اجابت است، چنان‌که در حدیث آمده: «إِنَّ رَبَّكُمْ تَبَارَكَ وَتَعَالَى حَيِيٌّ كَرِيمٌ يَسْتَحْيِي مِنْ عَبْدِهِ إِذَا رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَيْهِ أَنْ يَرُدَّهُمَا صِفْرًا» : (قطعاً پروردگار شما بسيار با حيا و بخشنده است، وقتی بنده دست‌هايش را به سوی او بلند کند، شرم می‌کند که آنها را خالی برگرداند).
دوما: این مرد گفت: «یا رب، یا رب»؛ و توسل به الله سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ با این نام (رب) از اسباب اجابت است، چون رب به معنای خالق، مالک و تدبیرکننده‌ی همه امور است، و کلید گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین در دست اوست، از همین رو بیشتر دعاهای قرآن با این نام آمده‌اند، مانند: {رَّبَّنَاۤ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِیࣰا یُنَادِی لِلۡإِیمَـٰنِ أَنۡ ءَامِنُوا۟ بِرَبِّكُمۡ فَـَٔامَنَّاۚ رَبَّنَا فَٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرۡ عَنَّا سَیِّـَٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ* رَبَّنَا وَءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخۡزِنَا یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِۖ إِنَّكَ لَا تُخۡلِفُ ٱلۡمِیعَادَ* فَٱسۡتَجَابَ لَهُمۡ رَبُّهُمۡ أَنِّی لَاۤ أُضِیعُ عَمَلَ عَـٰمِلࣲ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰۖ بَعۡضُكُم مِّنۢ بَعۡضࣲ} [سوره آل عمران: ۱۹۳-۱۹۵]: (پروردگارا، ما [ندای] دعوتگری [= پیامبرت محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم] را شنیدیم که به ایمان فرامی‌خوانَد که: “به پروردگار خود ایمان آورید”؛ پس ما ایمان آوردیم، پروردگارا، پس گناهانمان را ببخش و بدی‌هایمان را بپوشان و ما را در زمره‌ی نیکان بمیران* پروردگارا، آنچه را که به وسیله‌ی رسولانت به ما وعده داده‌ای به ما عطا کن و در روز قیامت رسوایمان مگردان، بی‌تردید، تو خلاف وعده نمی‌کنی* پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد [و فرمود:] «من [پاداش] عمل هیچ صاحبْ‌عملى از شما را ـ چه مرد و چه زن ـ كه همنوعِ یكدیگرید تباه نمى‌كنم) و این نشان‌دهنده‌ی آن است که توسل به این نام از اسباب اجابت است.
سوما: این مرد مسافر بود و سفر معمولاً از اسباب اجابت است، چون انسان در سفر بیشتر از حالت اقامت، احساس نیاز و اضطرار به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دارد، و ژولیده و غبارآلود است، گویی به ظاهر خود توجهی ندارد، و گویا مهم‌ترین چیزی که دارد این است که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پناه ببرد و او را در هر حالی بخواند؛ چه ژولیده و غبارآلود باشد و چه آراسته، ژولیدگی و غبارآلودگی نیز تأثیری در اجابت دارد؛ چنان‌که در حدیثی از رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّم روایت شده است: «إِنَّ اللهَ -عَزَّ وَجَلَّ-يُبَاهِي مَلَائِكَتَهُ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ بِأَهْلِ عَرَفَةَ، فَيَقُولُ: انْظُرُوا إِلَى عِبَادِي أَتَوْنِي شُعْثًا غُبْرًا» : (بی‌گمان الله عَزَّ وَجَلَّ در عصر روز عرفه، به اهل عرفه در برابر فرشتگانش مباهات می‌کند، و می‌فرماید: نگاه کنید به بندگانم که ژولیده و غبارآلود نزد من آمده‌اند).
اما با وجود این سه سبب اجابت دعا، دعای این مرد به‌خاطر این‌که خوراکش، پوشاکش و تغذیه‌اش از حرام بود، پذیرفته نشد؛ چنان‌که رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّم فرمود: «فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ؟» تخریج آن گذشت.: (چگونه دعای چنين شخصی پذيرفته می‌شود؟).
اگر این شروط برای اجابت دعا فراهم نباشد، اجابت بعید است اما اگر این شروط فراهم باشد و باز هم الله سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ دعا را اجابت نکند، این کار به‌خاطر حکمتی است که الله سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ می‌داند و این دعاکننده نمی‌داند: {وَعَسَىٰۤ أَن تُحِبُّوا۟ شَیۡـࣰٔا وَهُوَ شَرࣱّ لَّكُمۡ} [سوره البقرة: ۲۱۶]: (و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه برایتان شرّ است).
اگر این شروط تحقق یابد ولی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را اجابت نکند، پس یا بلایی بزرگ‌تر را از او دور می‌کند، یا آن دعا را برای او تا روز قیامت ذخیره می‌کند و پاداش بیشتری به او می‌دهد؛ زیرا این دعاکننده، با وجود تحقق شروط، دعا کرده ولی اجابت نشده و بلایی که هم بزرگ‌تر از آن بوده، از او دفع نشده و به خاطر حکمتی از اجابت آن منع شده، بنابراین دوبار پاداش می‌گیرد: یک‌بار به‌خاطر دعایش، و بار دیگر به‌خاطر مصیبتی که به‌خاطر عدم اجابت تحمل کرده، و آن برایش نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ذخیره می‌شود، آن‌هم به صورتی برتر و کامل‌تر.
همچنین بسیار مهم است که انسان در اجابت دعا عجله نکند چراکه این خود از اسباب عدم اجابت است؛ چنان‌که در حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده است: «يُسْتَجَابُ لِأَحَدِكُمْ مَا لَمْ يَعْجَلْ، يَقُولُ: دَعَوْتُ فَلَمْ يُسْتَجَبْ لِي» : (دعای هريک از شما پذيرفته می شود مادامی که عجله نکند و نگويد: دعا کردم و دعايم پذيرفته نشد).
پس سزاوار نیست انسان از تأخیر در اجابت دلسرد شود و دست از دعا بکشد، بلکه در دعا اصرار ورزد؛ چراکه هر دعایی که با آن سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را می‌خوانی، خود عبادتی است که تو را به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزدیک می‌کند و اجرت را می‌افزاید.
پس ای برادر، در همه امور خود، چه عام و چه خاص، چه سخت و چه آسان، به دعا کردن به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بپرداز؛ حتی اگر دعا چیزی جز عبادت نبود، همین کافی بود که انسان بر آن حرص ورزد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يقول الله تبارك وتعالى- ﴿ ٱدۡعُونِیۤ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ[غافر: ٦٠] ونحن ندعو كثيرًا، ولم يستجب لدعائنا، تُرى ما الأسباب في ذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: أسأل الله -تعالى- لي ولإخواني المسلمين التوفيق للصواب عقيدة وقولا وعملا، يقول الله -عز وجل- ﴿ وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِیۤ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِینَ یَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِی سَیَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ ﴾ [غافر: ٦٠] . ويقول السائل: إنه دعا الله -عز وجل- ولم يستجب الله له. فيستشكل هذا الواقع مع هذه الآية الكريمة التي وعد الله -تعالى- فيها من دعاه أن يستجيب له والله سبحانه وتعالى- لا يُخلف الميعاد.

والجواب على ذلك أن للإجابة شروطا لا بد أن تتحقق، وهي:

الشرط الأول: الإخلاص لله -عز وجل- بأن يُخلص الإنسان في دعائه، فيتجه إلى الله – سبحانه وتعالى – بقلب حاضر صادق في اللجوء إليه، عالم بأنه -عز وجل- قادر على إجابة الدعوة مؤملا الإجابة من الله -سبحانه وتعالى-.

الشرط الثاني: أن يشعر الإنسان حال دعائه بأنه في أمس الحاجة، بل في أمس الضرورة إلى الله -سبحانه وتعالى- وأن الله -تعالى- وحده هو الذي يجيب دعوة المضطر، ويكشف السوء، أما أن يَدْعُو الله -عز وجل- وهو يشعر بأنه مُسْتَغْنِ عن الله -سبحانه وتعالى- وليس في ضرورة إليه، وإنما يسأل هكذا عادة فقط، فإن هذا ليس بحري بالإجابة.

الشرط الثالث: أن يكون متجنبًا لأكل الحرام، فإن أكل الحرام حائل بين الإنسان والإجابة، كما ثبت في الصحيح عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ اللَّهَ طَيِّبٌ لَا يَقْبَلُ إِلَّا طَيِّبًا، وَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا أَمَرَ بِهِ الْمُرْسَلِينَ، فَقَالَ ﴿ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴾ [المؤمنون: ٥١] وَقَالَ ﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ ﴾ [البقرة: ۱۷۲] ثُمَّ ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ أَشْعَثَ أَغْبَرَ، يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ، يَا رَبِّ، يَا رَبِّ، وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ، وَمَشْرَبُهُ حَرَامٌ، وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ، وَغُذِيَ بِالْحَرَامِ، فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ؟». فاستبعد النبي صلى الله عليه وسلم أن يُستجاب لهذا الرجل الذي قام بالأسباب الظاهرة التي بها تُستجلب الإجابة، وهي: رفع اليدين إلى السماء، يعني إلى الله، لأنه -تعالى- في السماء فوق العرش، ورفع اليد إلى الله -عز وجل- من أسباب الإجابة، كما جاء في الحديث: «إِنَّ رَبَّكُمْ – تَبَارَكَ وَتَعَالَى- حَبِيٌّ كَرِيمٌ، يَسْتَحْيِي مِنْ عَبْدِهِ إِذَا رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَيْهِ، أَنْ يَرُدَّهُمَا صِفْرًا».

ثانيا : هذا الرجل دعا، وتوسل إلى الله -تعالى- یا رب یا رب والتوسل إلى الله -تعالى- بهذا الاسم من أسباب الإجابة، لأن الرب هو الخالق المالك المدبر لجميع الأمور، وبيده مقاليد السموات والأرض، ولهذا تجد أكثر الدعاء الوارد في القرآن بهذا الاسم ﴿ رَّبَّنَاۤ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِیࣰا یُنَادِی لِلۡإِیمَـٰنِ أَنۡ ءَامِنُوا۟ بِرَبِّكُمۡ فَـَٔامَنَّاۚ رَبَّنَا فَٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرۡ عَنَّا سَیِّـَٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ* رَبَّنَا وَءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخۡزِنَا یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِۖ إِنَّكَ لَا تُخۡلِفُ ٱلۡمِیعَادَ* فَٱسۡتَجَابَ لَهُمۡ رَبُّهُمۡ أَنِّی لَاۤ أُضِیعُ عَمَلَ عَـٰمِلࣲ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰۖ بَعۡضُكُم مِّنۢ بَعۡضࣲ ﴾ [آل عمران: ١٩٣-١٩٥] فالتوسل إلى الله -تعالى- بهذا الاسم من أسباب الإجابة.

ثالثا: هذا الرجل كان مسافرا، والسَّفَر غالبًا من أسباب الإجابة، لأن الإنسان في السَّفَر يشعر بالحاجة إلى الله -عز وجل- والضرورة إليه، أكثر مما إذا كان مقيما في أهله، وأشعث أغبر كأنه غير معني بنفسه، كأن أهم شيء عنده أن يلتجئ إلى الله، ويدعوه على أي حال كان هو، سواء كان أشعث أغبر أم مترفًا، والشَّعَث والغُبرة لهما أثر في الإجابة، كما في الحديث الذي روي عن عَشِيَّةَ النبي – عليه الصلاة والسلام-: «إِنَّ اللهَ -عَزَّ وَجَلَ – يُبَاهِي م عَرَفَةَ بِأَهْلِ عَرَفَةَ، فَيَقُولُ: انْظُرُوا إِلَى عِبَادِي أَتَوْنِ شُعْنًا غُبْرًا».

هذه الأسباب الثلاثة لإجابة الدعاء لم تجد شيئا، لكون مطعمه حراما، وملبسه حراما، وغُذي بالحرام، قال النبي عليه الصلاة والسلام: «فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ؟».

هذه الشروط في إجابة الدعاء إذا لم تتوفر فإن الإجابة تبدو بعيدة، فإذا توفرت، ولم يستجب الله تعالى للداعي، فإنما ذلك لحكمة يعلمها الله -عز وجل- ولا يعلمها هذا الداعي ﴿ وَعَسَىٰۤ أَن تُحِبُّوا۟ شَیۡـࣰٔا وَهُوَ شَرࣱّ لَّكُمۡ ﴾ [البقرة:216].

وإذا تمت هذه الشروط، ولم يستجب الله -عز وجل- فإنه إما أن يدفع عنه من السوء ما هو أعظم، وإما أن يدخرها له يوم القيامة، فيوفيه الأجر أكثر وأكثر، لأن هذا الداعي الذي دعا بتوفر الشروط، ولم يستجب له، ولم يصرف عنه من السوء ما هو أعظم يكون قد فعل الأسباب، ومنع الجواب لحكمة، فيُعطى الأجر مرتين، مرة على دعائه، ومرة على مصيبته بعدم الإجابة، فيُدَّخر له عند الله -عز وجل- ما هو أعظم، وأكمل.

ثم إن من المهم أيضًا ألا يستبطئ الإنسان الإجابة، فإن هذا من أسباب منع إجابته أيضًا، كما جاء في الحديث عن النبي -عليه الصلاة والسلام-: «يُسْتَجَابُ لِأَحَدِكُمْ مَا لَمْ يَعْجَلْ، يَقُولُ: دَعَوْتُ فَلَمْ يُسْتَجَبْ لِي».

فلا ينبغي للإنسان أن يستبطئ الإجابة، ويستحسر عن الدعا، و يدع الدعاء، بل يُلح في الدعاء، فإن كل دعوة تدعو بها الله -عز وجل- فإنها عبادة تقربك إلى الله – سبحانه وتعالى- وتزيدك أجرًا.

فعليك يا أخي بدعاء الله سبحانه وتعالى في كل أمورك العامة والخاصة، والشديدة واليسيرة ولو لم يكن من الدعاء إلا أنه عبادة الله – سبحانه وتعالى- كان جديرا بالمرء أن يحرص عليه.

مطالب مرتبط:

(۶۳۰۴) چه حکمتی در این است که دعای مسافر مستجاب می‌شود؟

حکمت آن هم این است که قلب مسافر در سفر غالباً فارغ است و اشتغالات زندگی شهری و روستایی را ندارد و نیز مسافر در اغلب موارد مانند کسی دعا می‌کند که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پناه آورده و مضطر است ...

ادامه مطلب …

(۶۳۰۰) موانع اجابت دعا کدام‌اند؟

موانع اجابت دعا در حقیقت قابل حصر نیستند؛ چون برخی موانع، پنهان‌اند؛ مانند آنچه در دل شکل می‌گیرد از قبیل بعید دانستن اجابت و مانند آن، اما از موانع محسوس، این است که دعا شامل ظلم باشد...

ادامه مطلب …

(۶۳۵۷) من حدود پنجاه هزار ریال بدهی دارم، چه دعایی برای پرداخت بدهی گفته می‌شود؟

انسان به پروردگارش پناه ببرد و از او بخواهد که قرضش را ادا کند و او را از فقر بی‌نیاز سازد.....

ادامه مطلب …

(۶۳۵۳) حدود مشروع در دعا علیه دیگران

اگر انسان ترسی داشته باشد که بر اساس حقیقت و واقعیت باشد، می‌تواند این‌گونه بگوید: «اللهم إن كان هذا قد أراد بي كيدا، فاجعل كيده في نحره» ....

ادامه مطلب …

(۶۳۰۲) آیا خوردن لقمه‌ای حرام مانع قبولی دعا برای چهل روز می‌شود؟

من صحت این حدیث را نمی‌دانم، ولی اصل و ریشه‌ای دارد...

ادامه مطلب …

(۶۳۳۶) آیا دعا کردن برای شخص فاسق جایز است؟

دعا کردن برای شخص فاسق به این‌که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را هدایت کند و حالش را اصلاح نماید، امری مشروع و مطلوب است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه