پنج‌شنبه 20 ذیقعده 1447
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
7 می 2026

(۶۲۴۰) حکم فریب‌کاری در معرفی داماد و مسئولیت پاسخ‌گویان تحقیق در ازدواج

(۶۲۴۰) سوال: وقتی پسری برای خواستگاری دختری اقدام می‌کند، خانواده‌ی عروس از طریق همسایگان و همکاران داماد درباره‌ی دین و اخلاق او تحقیق می‌کنند اما برخی از افراد حقیقت را از خانواده‌ی عروس پنهان می‌کنند و از داماد تعریف‌هایی می‌کنند که واقعیت ندارد، تا جایی که او را فردی معرفی می‌کنند که به نمازهای جماعت در مسجد پایبند است، در حالی که در واقع شاید حتی راه مسجد را هم بلد نباشد و حتی یک رکعت برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نماز نخوانده باشد، چه برسد به دیگر گناهان که از چشم‌ها پنهان است و چه بسا بزرگ‌تر هم باشد و چه قربانی‌هایی که در چنین ماجراهایی گرفتار شده‌اند، سؤال‌کننده می‌گوید: این اتفاق برای یکی از خواهران متدین ما که گمان می‌کنیم چنین است، و ما از باطن و درون کسی آکاه نیستیم، رخ داده است، ولی پس از ازدواج به حقیقت این شوهر و میزان فریب و دروغی که از سوی اطرافیان داماد به او روا داشته شده بود پی برد، و این موضوع او را مجبور به درخواست طلاق کرد، لطفاً حکم شرعی این کار را در نظر خود توضیح دهید و چه نصیحتی برای این افراد دارید؟

جواب:

نخست اینکه در مورد واژه‌هایی که به کار رفت، مثل “عروس” و “داماد”، باید گفت این دو در واقع هنوز عروس و داماد نیستند، بلکه «خواستگار» و «دختر خواستگاری‌شده»اند، و شایسته است انسان در کلمات خود دقت کند و سخنش دقیق و باشد.

اما در مورد توصیف برخی افراد از خواستگار به اینکه فردی بااخلاق و دیندار است، در حالی که چنین نیست یا در آن‌ها نقص دارد، به الله سوگند این عین فریب است و مخالف با دین است؛ چراکه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «الدِّينُ النَّصِيحَةُ. قُلْنَا: لِمَنْ؟ قَالَ: لِلَّهِ وَلِكِتَابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ»[۱]: (دين نصيحت كردن است، گفتيم: براى چه كسی؟ گفتند: براى الله، و كتابش، و رسولش، و امامان مسلمانان، و عموم آنان) و کسانی که چنین خواستگاری را تعریف می‌کنند در حالی که دروغ می‌گویند، به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سوگند که خیرخواه و ناصح مردم نبوده‌اند، بلکه آنان را فریب داده و گمراه کرده‌اند و این بیچارگان گمان می‌کنند که به خواستگار نیکی کرده‌اند، در حالی که به او بدی کرده‌اند؛ زیرا با این کار مردم را درباره‌ی او فریب دادند، و سپس زمانی که معلوم شود او اهل اخلاق و دین نیست، بین او و همسرش و خانواده‌ها نزاع و تنش ایجاد می‌شود و ازدواج تبدیل به آتش می‌شود، والعیاذ بالله.

نصیحت من به این افراد این است که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را رعایت کنند و حقیقت را بیان کنند؛ حتی اگر این خواستگار پسر خودشان باشد، اگر پسرشان برای خواستگاری رفت، و می‌دانند که در عبادت سست و در اخلاق بد است، برآن‌ها واجب است که بگویند: «به الله قسم، پسر ما در نماز جماعت کوتاهی می‌کند، اخلاقش بد است، زود عصبانی می‌شود و عصبانیتش دیر آرام می‌شود، اگر مایل هستید او را به ازدواج دختر خود در آورید وگرنه صرف‌نظر کنید» این چیزی است که بر آنان واجب است چناچه  الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ كُونُوا۟ قَوَّٰمِینَ بِٱلۡقِسۡطِ شُهَدَاۤءَ لِلَّهِ وَلَوۡ عَلَىٰۤ أَنفُسِكُمۡ أَوِ ٱلۡوَٰلِدَیۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِینَ} [سوره النساء: ۱۳۵]: (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برپادارنده‌ی عدالت باشید [و] برای الله شهادت دهید؛ هر چند به زیان خودتان یا پدر و مادر و نزدیکان [شما] باشد) و آنچه سؤال‌کننده درباره‌ی گرفتار شدن برخی از خواهران متدین به خاطر این نوع فریب‌کاری‌ها بیان کرد، حقیقتی است که در واقعیت اتفاق می‌افتد و ما بارها در این زمینه مورد سؤال قرار گرفته‌ایم، در چنین مواردی شایسته است هنگام عقد ازدواج شرط شود که داماد باید در دین و اخلاق، انسان مستقیمی باشد و اگر چنین نبود، ما حق فسخ ازدواج را داشته باشیم تا خانواده‌ی دختر آسوده‌خاطر باشند؛ بنابراین اگر داماد فردی با دینداری و اخلاق درست نبود، خانواده‌ی دختر حق فسخ خواهند داشت، زیرا استقامت در دین و اخلاق از امور مطلوب است، چنان‌که در حدیث آمده است: «إِذَا خَطَبَ إِلَيْكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ، وَخُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ، وَفَسَادٌ عَرِيضٌ»[۲]: (وقتی کسی برای خواستگاری به سوی شما آمد که از دین و اخلاقش راضی بودید پس او را به ازدواج در آوردید و اگر این کار را نکنید در زمین فتنه و فسادی بزرگ رخ خواهد داد) و مفهوم حدیث این است که اگر دین و اخلاق کسی مورد رضایتمان نبود، پس او را به ازدواج (دخترمان) در نمی‌آوریم.

بنابراین می‌گویم: اگر ترس آن می‌رود که با چنین شرایطی روبرو شویم و این موضوع بسیار اتفاق می‌افتد، پس هنگام عقد گفته می‌گوییم: شرط ما این است که داماد دارای دین و اخلاق درست باشد، و اگر چنین نبود، زن حق فسخ نکاح را داشته باشد و این شرط، شرطی صحیح و مقصودی شرعی است به این صورت که زن هنگام عقد بگوید: اگر او در دین و اخلاق فردی درست نباشد، بسم الله نکاحم را از او فسخ می‌کنم؛ و این‌گونه در امان می‌ماند.


[۱] صحیح مسلم: كتاب الإيمان، باب بيان أن الدين النصيحة، شماره (٥٥).

[۲] سنن ترمذی: كتاب النكاح، باب ما جاء إذا جاءكم من ترضون دينه فزوجوه، شماره (١٠٨٤).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: عندما يتقدم شاب لخطبة فتاة، يقوم أهل العروسة بالسؤال عن العريس، وذلك عن طريق جيران العريس، وزملائه في العمل، عن دين وأخلاق ذلك العريس، فنجد البعض يُخفون الحقيقة على أهل العروسة، فنجدهم يثنون على العريس، ويَصِفُونه بأوصاف ليست في الحقيقة موجودة فيه، لدرجة أنهم يجعلونه من المحافظين على الصلوات في المسجد مع الجماعة، وهو في الحقيقة قد لا يعرف طريق المسجد، ولم يركع الله ركعة واحدة، وغير ذلك من ارتكاب بعض الآثام، وما خفي كان أعظم، وكم مِن ضَحِيَّة ذَهَبَت في مثل هذه القضية. ويقول السائل وهذا ما حصل لإحدى الأخوات الملتزمات- نحسبها كذلك، ولا نزكي على الله أحدا- ولكن بعد الزواج اكتشفت حقيقة هذا الزوج، ومَدَى الغِشُ والكَذِب الذي وقع لها مِنْ قِبَل هؤلاء الناس، مما اضطرها إلى طلب الطلاق، فأرجو توضيح حكم الشرع في نظركم في فعل هؤلاء؟ وما نصيحتكم لهم؟

فأجاب رحمه الله تعالى: أولا نبين حكم اللفظ الذي قال: عريس وعروسة، الواقع أنهما ليسا عروسين ولكنهما خاطب ومخطوبة، فينبغي للإنسان -إذا تلفظ بالكلمات – أن تكون كلماته مُحرَّرة مُنَقَّحَة.

أما ما يتعلق بوصف بعض الناس للخطيب بأنه ذو خُلُق ودين، وهو بريء من ذلك، أو ناقص في ذلك، فهذا والله هو عَيْنُ الغِش، وهو مخالف: للدين، لأن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- قال: «الدِّينُ النَّصِيحَةُ». قَالُوا: مَنْ؟ قَالَ: «لِلَّهِ وَلِكِتَابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ».

وهؤلاء الذين يمدحون الخاطب وهم كاذبون والله ما نصحوا لعامة المسلمين، بل غشوا وخدعوا، ثم إن هؤلاء المساكين يظنون أنهم محسنون إلى الخطيب، وهم أساءوا إليه، حيث غَشُوا به الناس، ثم هو سوف يتنكد فيها بعد، إذا عُرف أنه ليس ذا خلق ودين فسوف يكون هناك نكد بينه وبين الزوجة، وبين أهله وأهلها، ويرجع الزواج جحيما والعياذ بالله.

ونصيحتي لهؤلاء أن يَتَّقُوا الله -عز وجل- وأن يبينوا الحقيقة، ولو كان ابنهم، حتى لو كان ابنهم وخطب من أناس وهم يعرفون من ابنهم أنه ذو كسل في العبادة، وذو سوء في الخلق، فيجب أن يُبَيِّنُوا ويقولوا: والله ولدنا قليل الصلاة مع الجماعة، وسيئ الخلق، قريب الغضب بطيء الإفاقة من الغضب، فإن شئتم زوجوه وإلا اتركوه، هذا هو الواجب، قال الله -تعالى- ﴿ یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ كُونُوا۟ قَوَّٰمِینَ بِٱلۡقِسۡطِ شُهَدَاۤءَ لِلَّهِ وَلَوۡ عَلَىٰۤ أَنفُسِكُمۡ أَوِ ٱلۡوَٰلِدَیۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِینَ ﴾ [النساء: ١٣٥].

وهذا الذي ذكر السائل من وقوع بعض الملتزمات في مشكلات من أجل هذا الغش أمر واقع، وكثيرًا ما نُسأل عنه، وفي هذه الحال ينبغي عند العقد أن يقال: نشترط عليه أن يكون مستقيما في دينه وخُلقه، فإن لم يكن مستقيما فلنا الفسخ، حتى يرتاحوا ، فإذا لم يكن مستقيما فلهم الفسخ، لأن استقامة الدين والخلق من الأمور المطلوبة، كما في الحديث: «إِذَا خَطَبَ إِلَيْكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَخُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ، وَفَسَادٌ عَرِيض». ومفهوم الحديث: إذا لم نرضَ دِينَه وخُلُقَه فلا نزوجه.

فأقول: إذا خفنا أن نقع في مثل هذه الحال -وهو كثير – نقول: بشرط أن يكون مستقيم الخلق والدين، فإن لم يكن كذلك فللمرأة الفسخ، ويكون هذا شرطا صحيحًا مقصودًا قصدًا شرعيَّا، إذا لم يكن مستقيم الدين والخلق باسم الله فَسَخْت نكاحي منه، وتسلم منه.

مطالب مرتبط:

(۶۲۳۷) حکم کسانی که روز جمعه را زمان گردش و سفر قرار داده و از نماز جمعه فاصله می‌گیرند

این‌که روز جمعه را مداوماً روز گردش قرار بدهی، هر هفته از شهر خود خارج شوی و نماز جمعه را ترک کنی، این کار باعث از دست دادن خیر فراوان می‌شود، و حتی ممکن است موجب گناه گردد....

ادامه مطلب …

(۶۲۱۶) حکم ترک جماعت به‌سبب قهر و خصومت

نصیحت ما به کسانی که در اثر خصومت به این‌گونه هجران، قطع رابطه، دشمنی و کینه دچار می‌شوند این است که  تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ داشته باشند و بدانند که این‌ها از وسوسه‌های شیطان است ...

ادامه مطلب …

(۶۲۳۸) حکم کسی که اصرار دارد حق را نپذیرد، چون که گوینده از او کوچک‌تر است چیست؟

نصیحت من به شخص مورد نصیحت این است که باید پند را از هر کسی که باشد بپذیرد؛ زیرا حق، مطلوب مؤمن است، و مؤمن حقیقت را هر جا که بیابد، آن را می‌گیرد....

ادامه مطلب …

(۶۲۲۵) راه‌های تقویت ایمان و ثبات قلب در مسیر التزام دینی

انسان بشر است و بسته به آنچه بر قلبش وارد می‌شود، و آنچه با چشم می‌بیند و با گوش می‌شنود، تغییر می‌کند اما بر مؤمن واجب است که همواره از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ درخواست ثبات کند و اسبابی را که باعث ثبات ایمان می‌شوند انجام دهد....

ادامه مطلب …

(۶۲۱۹) حکم و وظیفه‌ی دانش‌آموز در قبال اهانت به معلم پایبند به سنت

نصیحت من به آنان این است که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را داشته باشند و حقوق مسلمان را رعایت کنند و کسانی را که به دین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  پایبند هستند و دیگران را به آن فرا می‌خوانند، مسخره نکنند...

ادامه مطلب …

(۶۲۳۳) آیا پدر روز قیامت درباره‌ی تأخیر در ازدواج فرزندان مورد بازخواست قرار می‌گیرد؟

پدرتان در روز قیامت درباره‌ی این موضوع مورد سؤال قرار نمی‌گیرد مگر اینکه خود او باعث این تأخیر شده باشد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه