شنبه 27 جمادی‌الاول 1448
۱۶ آبان ۱۴۰۵
7 نوامبر 2026

(۶۲۳۴) حکم قطع رابطه با خانواده در پی اختلافات دینی و مخالفت با ازدواج مشروع

(۶۲۳۴) سوال: من جوانی ۲۶ ساله هستم که الحمدلله، با دختری مسلمان ازدواج کردم اما مشکل من این است که پدر و مادرم با این ازدواج موافق نبودند ولی من با رضایت خود دختر و خانواده‌اش با او ازدواج کردم، پس از مدت کوتاهی از ازدواج، میان همسرم و خانواده‌ام، یعنی مادرم و پدرم و برادرانم مشکلاتی به‌وجود آمد؛ آن‌ها می‌خواهند همسرم در مزرعه همراه با بیشتر برادرانم بیرون از خانه کار کند، در حالی که من آنجا حضور ندارم، چون کارمند هستم، مشکل دیگر این است که همه اهل خانه به‌جز من و همسرم، صوفی‌های این زمان را دوست دارند، صوفی‌هایی که در آن‌ها بدعت‌ها و خرافات فراوان است، از جمله این بدعت‌ها این است که نزد “سید” می‌روند و برگه‌هایی به شکل مربع تهیه می‌کنند که در آن اشکال و رنگ‌هایی می‌نویسند که نه می‌دانیم چیست و نه از قرآن است، سپس آن‌ها را در آتش می‌سوزانند، و کارهای بدعت‌آمیز بسیار دیگری هم دارند و من آن‌ها را نصیحت می‌کنم، اما فایده‌ای ندارد، و در پاسخ می‌گویند: “تو تازه دیروز به دنیا آمدی!”، یعنی مرا کوچک می‌شمارند و می‌گویند “و تو امروز آمده‌ای که دین را به ما یاد بدهی؟!”

حقیقت این است که من و همسرم نتوانستیم در این خانه با وجود این همه مشکلات زندگی کنیم، و آن‌ها اصرار دارند که من همسرم را طلاق بدهم، اما من این را نمی‌پذیرم، به همین خاطر خانه را ترک کرده‌ام و در منزل دیگری ساکن شده‌ام، با این حال، خانواده‌ام هرگز حاضر نیستند که با من زندگی کنند یا من نزدشان آن‌ها برگردم، و اگر برگردم، مرا تهدید می‌کنند، لذا من چکار کنم؟ از شما خواهش می‌کنم که به تفصیل راهنمایی و نصیحت بفرمایید، جزاکم الله خیرا.

جواب:

ابتدا نصیحت ما به خانواده‌ات است که از این خرافات بدعت‌آمیز که هیچ دلیلی از سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای آن نازل نشده و آنان را جز به دوری از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نمی‌کشاند، دست بردارند؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده‌اند: «مَنْ عَمِلَ عَمَلاً لیسَ علَیهِ أمرُنا فهو رَدٌ»[۱]: (هر عملی که امر ما بر آن نباشد مردود است) و نیز ایشان از بدعت بر حذر داشتند و فرمودند: «وَكُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ، وَكُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّار»[۲]: (و هر بدعتی گمراهی است، و هر گمراهی در آتش است)، پس اگر آن‌ها در ادعای خود برای طلب رضایت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و آخرت صادق هستند، باید از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیروی کنند؛ چرا که در این پیروی، سعادت دنیا و آخرت است، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِی یُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ وَیَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ} [سوره آل عمران: ۳۱] : (بگو: «اگر الله را دوست می‌دارید، پس از من پیروی کنید، تا الله شما را دوست بدارد، و گناهان‌تان را برایتان بیامرزد، و الله آمرزنده‌ی مهربان است») و اگر آن‌ها به سوی سنت ناب و خالص بازگردند، خواهند دانست که بر خطا و گمراهی بوده‌اند و سینه‌هایشان برای اسلام گشوده می‌شود و دل‌هایشان آرام می‌گیرد، و قدر زندگی‌ای را می‌دانند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ درباره‌اش فرموده است: {مَنۡ عَمِلَ صَـٰلِحࣰا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنࣱ فَلَنُحۡیِیَنَّهُۥ حَیَوٰةࣰ طَیِّبَةࣰۖ وَلَنَجۡزِیَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُوا۟ یَعۡمَلُونَ} [سوره النحل: ۹۷]: (هر کس ـ مرد یا زن ـ که کار نیک کند و مؤمن باشد، قطعاً او را [در دنیا] به زندگانی پاک و پسندیده‌ای زنده می‌داریم و [در آخرت نیز] بر اساس نیکوترین [طاعت و] كارى كه مى‌كردند، به آنان پاداش می‌دهیم).

اما به نسبت تو: به تو و همسرت سفارش می‌کنم که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را داشته باشید و بر فرمان او پایدار بمانید و کاری که انجام دادی و جدا از خانواده‌ات در خانه‌ای مستقل همراه با همسرت زندگی می‌کنی، کار درستی است و مطابق با راه صواب است، پس در همان خانه بمان، دور از بدعت‌ها و خرافات، و صله‌ی رحم خود را با پدر و مادرت و خویشاوندانت را در آنچه بر تو واجب است، به جا بیاور، همچنین همواره بر نصیحت و هدایت آن‌ها حریص باش و حق را برایشان روشن ساز، و ناامید مشو، چرا که دل‌ها در دست الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، چه بسیار کسانی که از حق دور بودند، ولی به‌واسطه‌ی زیادتِ نصیحت و راهنمایی و ارشاد با دلایل نقلی و عقلی، به خیر و رستگاری رسیدند.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] صحیح مسلم: كتاب الجمعة، باب تخفيف الصلاة والخطبة، شماره (٨٦٧)، بدون قوله: «وكل ضلالة في النار». والحديث بهذه الزيادة سنن نسائي: كتاب صلاة العيدين، باب كيف الخطبة، شماره (١٥٧٨).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا شاب في السادسة والعشرين من العمر، تزوجت فتاة مسلمة – والحمد لله – لكن مشكلتي هي أن والدي وأمي لم يوافقا على ذلك الزواج، أما أنا فقد تزوجتها بموافقة أهلها ورضاها، وبعد مدة قصيرة من الزواج بَدَأت مشكلات بين زوجتي، وبين أهلي، يعني أُمي وأبي وإخواني، فهم يريدون من زوجتي الشغل خارج البيت في المزرعة، ومعهم كثير من إخواني، وأنا غير موجود معهم، فأنا موظف، والمشكلة أن جميع من في البيت ما عدا أنا وزوجتي يُحِبُّون صُوفِيَّة هذا الزمان الذين تكثر فيهم البدع والخرافات، ومن هذه البدع أنهم يذهبون إلى السيد ويعملون أوراقاً على شكل مربعات، ويكتبون فيها أشكالا وألوانا لا نعرف ما هي هذه الكتابة، وليست من القرآن، ويحرقونها في النار ، والكثير من البدع، وأنا أنصح لهم، ولا يفيد ذلك، وجوابهم في ذلك أنهم يقولون: أنت لم تأت إلى الدنيا إلا البارحة – يعني يستصغرونني – وأنت اليوم تُعَلّمنا بديننا؟ والحقيقة أنني لم أستطع أنا وزوجتي أن نعيش في هذا البيت من كثرة المشكلات وهم يُلِحُون عليَّ أن أطلق زوجتي، وأنا لا أقبل بذلك، مما جعلني أترك هذا البيت، وأسكن في بيت ثان، مع العلم أنهم لن يقبلوا أن أعيش معهم، أو أن أرجع إليهم أبدا، وإذا رجعت، فإنهم يهددونني، فماذا أعمل، أرجو من فضيلتكم تفصيل ذلك، ونصيحتكم جزاكم الله خيرا؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: نصيحتنا أولا لأهلك: ننصحهم أن يَكُفُّوا عما هم عليه من هذه الخرافات البدعِيَّة التي ما أنزل بها من سلطان، والتي لا تزيدهم من الله – تعالى – إلا بعدًا، لأن النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدُّ».

وحَذَّر من البدع وقال: «وَكُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ، وَكُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّارِ». فإذا كانوا صادقين في إرادتهم الله -عز وجل- والدار الآخرة، فليتبعوا نبي الله فإن بذلك السعادة في الدنيا والآخرة، قال الله تبارك وتعالى  ﴿ قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِی یُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ وَیَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ ﴾[آل عمران: ۳۱].

وهم إذا رجعوا إلى خالص السنة وصفائها، عرفوا أن ما هم عليه ضلال وخطأ، وانشرحت صدورهم للإسلام، واطمأنت قلوبهم به، وعرفوا قدر الحياة التي قال الله تعالي عنها ﴿ مَنۡ عَمِلَ صَـٰلِحࣰا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنࣱ فَلَنُحۡیِیَنَّهُۥ حَیَوٰةࣰ طَیِّبَةࣰۖ وَلَنَجۡزِیَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُوا۟ یَعۡمَلُونَ ﴾ [النحل: ٩٧].

وأما بالنسبة لك: فإنني أوصيك بتقوى الله -عز وجل- أنت وزوجتك، وأن تستقيم على أمر الله -سبحانه وتعالى- وما صنعته من انفرادك عنهم في البيت أنت وزوجتك، فإنه موافق للصواب، فلتبق مع زوجتك في هذا البيت بعيدًا عن البدع والخرافات ولْتَصِل والديك وأقاربك بما يجب عليك، ولتخرص على نصيحتهم دائما، وتبين لهم الحق، ولا تيأس، فإن القلوب بيد الله – سبحانه وتعالى- وكم من إنسان كان بعيدا عن الحق، وبكثرة النصح والإرشاد والتوجيه بالأدلة المنقولة والمعقولة، حصل له الخير

والفلاح.

مطالب مرتبط:

(۶۲۲۰) حکم و نصیحت شرعی در قبال زن بدزبان و قسم‌دروغ‌گو در خانواده

نصیحت من به این زن آن است که نسبت به مادر شوهرش رفتار نیکو داشته باشد، زیرا این امر موجب رضایت شوهر از او می‌شود و باعث بهبود رابطه‌ی زناشویی‌شان می‌گردد...

ادامه مطلب …

(۶۲۱۸) حکم شرعی و راهکارهای غفلت ذهنی در عبادات و خطبه‌ی جمعه

بر تو واجب است که تا حد توان در رهایی از این حالت تلاش کنی، تا عبادت را با آرامش و بدون تشویش انجام دهی و به خطبه گوش فرا دهی و از آن بهره ببری...

ادامه مطلب …

(۶۲۲۱) حكم تساهل گناهکاران با تکیه بر رحمت الهی

به این‌گونه افراد که گناه می‌کنند و بر آمرزش و رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تکیه دارند، می‌گوییم: آن‌ها در معرض خطری بزرگ‌اند؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در کتاب خود فرموده است...

ادامه مطلب …

(۶۲۰۸) حکم اطلاع دادن به شوهر درباره‌ی رفتار ناپسند همسر از سوی راننده

اگر نصیحت سودی نداشت، بر تو واجب است که ماجرا را به شوهرش بگویی تا از مسئولیت بیرون بیایی....

ادامه مطلب …

(۶۲۰۵) حکم معاشرت با دوستان تارکِ واجبات و اهل گفتار حرام

به شما نصیحت می‌کنیم که اگر ماندن در جمع آن‌ها مفید است و شما از جانب آن‌ها استقبال و پذیرش نصیحت می‌بینید و به آنچه که شما می‌گویید عمل می‌کنند، اشکالی ندارد که با آن‌ها بمانید...

ادامه مطلب …

(۶۲۳۳) آیا پدر روز قیامت درباره‌ی تأخیر در ازدواج فرزندان مورد بازخواست قرار می‌گیرد؟

پدرتان در روز قیامت درباره‌ی این موضوع مورد سؤال قرار نمی‌گیرد مگر اینکه خود او باعث این تأخیر شده باشد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه