یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۶۱۱۷) حکم شکستن پیمان با خدا پس از برآورده شدن حاجت

(۶۱۱۷) سوال: اگر بنده از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیازی را خواست سپس به او روی آورد و دعا کرد و گفت: بارالها! با تو پیمان می‌‌بندم اگر خواسته‌‌ام را محقق ساختی؛ فلان کار یا فلان کار را انجام ندهم. سپس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ حاجت بنده‌‌اش را محقق ساخت و بنده بر آنچه با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پیمان بسته پشیمان شد، زیرا این پیمان او را در تنگنا می‌‌اندازد. آیا ترک این پیمان با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ جایز است؟

جواب:

باید بدانیم چه چیزی است که با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پیمان بسته آن را ترک کند. اگر چیز مباحی باشد مانند اینکه بگوید: با الله پیمان می‌‌بندم که فلان غذا را نخورم. در اینجا می‌‌گوییم: آن را بخور و کفاره‌‌ی نذر خود را بده، زیرا این نذر مباح است. اما اگر چیز حرامی باشد و بگوید: با الله پیمان می‌‌بندم که غیبت مردم نکنم، بر او واجب است غیبت نکند و غیبت بر او از دو جنبه حرام است:

اول: غیبت در اصل حرام بوده بلکه از گناهان کبیره است.

دوم: با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر ترک آن در صورتی که فلان حاجت او محقق شود پیمان بسته و محقق شده است. بدان که نذر در اصل مکروه یا حرام است. به این معنا که هرگز نگویی: به خاطر الله نذر می‌‌کنم، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی نموده و می‌‌فرماید: «إنه لا یأتي بخير»[۱]: (خیری را نمي‌‌آورد) لذا هرگاه نهی و نفی خیر با هم جمع شوند؛ دلالت بر کراهت شدید آن می‌‌دهد. بلکه برخی از علما می‌‌گویند: حرام است.

چقدر زیادند کسانی که نذر نموده سپس پشیمان می‌‌شوند و چقدر زیادند کسانی که نذر نموده سپس به آن وفا نمی‌‌کنند. کسی که نذر طاعت نماید و وفا نکند و این نذر مقید به چیزی باشد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای او محقق نموده باشد؛ ترس نفاق بر او می‌‌رود. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ * فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ * فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}[التوبة: ۷۵-۷۷]: (برخی از آنها با الله (عهد و) پیمان بستند که اگر (الله) از فضل خود (نصیبی) به ما دهد قطعاً صدقه (و زکات) خواهیم داد واز نیکوکاران خواهیم بود * پس چون (الله) از فضل خود به آنها (نصیبی) بخشید، به آن بخل ورزیده واعراض کنان روی گرداندند (وسر پیچی کردند) * پس (این عمل، ) نفاق را تا روزی که او (الله) را ملاقات کنند در دل‌‌هایشان بر قرار ساخت و به (سبب) آنچه که با الله وعده کرده بودند خلاف نمودند (وعهد شکنی کردند) وبه (سبب) آنکه دروغ می‌گفتند).

بنابراین برادران خود را از نذر همان‌‌طور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آنها را نهی نموده، نهی می‌‌کنم و می‌‌گویم: خیری نمی‌‌آورد و مقدّری را تغییر نمی‌‌دهد. آن چه مقدّر است خواهد شد و خیر بدون نذر اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواهد رخ می‌‌دهد. برخی از مردم اگر بیمار داشته باشد و بیماری او طولانی و شدید باشد یا اینکه از خوب شدن آن نا امید شود می‌‌گوید: به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نذر نموده که اگر بیمار مرا شفا دهد فلان کار و فلان کار انجام دهم. بیمار شفا می‌‌یابد سپس وفا نمی‌‌کند یا اینکه با سختی شدید آن را انجام می‌‌دهد در حالی که که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را ملزم نکرده و فقط به خاطر نذر به آن وفا می‌‌کند. بنابراین تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را پیشه نموده و خود را در خطر نینداخته و به خود رحم کند و بداند آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواهد؛ خواهد شد، چه نذر کند و چه نذر نکند و آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نخواهد نمی‌‌شود، هر چند که نذر کند.


[۱] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إذا أراد العبد من ربه حاجةً ثم اتجه إلى ربه يدعوه وقال: يا رب لك عليَّ عهد إذا حققت طلبي ألا أفعل كذا أو كذا، ثم حقق الله لعبده الحاجة، وندم العبد على ما عاهد الله عليه؛ لأن في ذلك العهد مضايقةً له، هل يجوز ترك هذا العهد مع الله ؟

فأجاب رحمه الله تعالى: لا بد أن نعلم ما الذي عاهد الله عليه أن يتركه؛ إن كان شيئًا مباحًا مثل أن يقول : عليَّ عهد الله ألا أكل الطعام الفلاني فهنا نقول: كله وكفر عن نذرك؛ لأن هذا نذر مباح، وأما إذا كان شيئًا مُحرَّمًا وقال: علي عهد الله ألا أغتاب الناس فإنه يجب عليه ألا يغتاب، وتكون الغيبة عليه مُحرّمة من وجهين:

الوجه الأول: أنها في الأصل مُحرّمة، بل من كبائر الذنوب.

والثاني: أنه عاهد الله على تركها إذا تحققت له الحاجة الفلانية، وقد تحققت، وليعلم أن النذر في أصله مكروه أو حرام، بمعنى أنك لا تقول: الله علي نذر أبدا؛ ذلك لأن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- نهى عن النذر وقال: «إِنَّهُ لا يَأْتِي بِخَيْرٍ»، فإذا اجتمع نهي ونفي الخير فهذا يدل على كراهته كراهة شديدة، بل بعض العلماء قال: إنه حرام.

وما أكثر الذين ينذرون ويتأسفون فيهما بعد، وما أكثر الذين يَنذُرون ثم لا يُوفُون، والناذر إذا نذر طاعة ولم يوف، وهذا النذر مقيد بشيء حققه الله له، فإنه يخشى عليه من النفاق، قال الله عز وجل: ﴿وَمِنْهُم مَّنْ عَهَدَ اللَّهَ لَبِنْ اتَنَا مِن فَضْلِهِ، لَنَصَّدَّقَنَ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّلِحِينَ فَلَمَّا ءَاتَهُم مِّن فَضْلِهِ يَخِلُوا بِهِ، وَتَوَلَّوا وَهُم مُّعْرِضُونَ * فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ﴾ [التوبة: ٧٥-٧٧].

فأنهى إخواني عن النذر كما نهاهم النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم – عن ذلك، وأقول: إنه لا يأتي بخير ولا يَرُدُّ قضاء، فالمقضي سيكون، والخير سيكون بدون نذر إذا كان الله ،أراده وبعض الناس إذا كان عنده مريض وطال المرض أو كان المرض شديدًا أو يئس من برئه قال: الله على نذر إن شفى الله مريضي أن أفعل كذا وكذا، فيشفى المريض، ثم لا يفي، أو يفي بمشقة شديدة ما ألزمه الله بها إلا بالنذر فليتق الله ولا يخاطر، ولْيَرْفُق بنفسه، وليعلم أن ما أراد الله قضاءه سيكون، سواء نذر أم لم يَنْذُرُ، وما لم يُرِدِ الله لم يَكُن ولو نذر.

مطالب مرتبط:

(۶۱۶۳) حکم نذر فراموش شده و نحوه وفای به نذر

اگر شک نمود نذر کرده یا خیر چیزی بر او نیست، زیرا اصل بر برائت ذمه است و واجبی همراه شک وجود ندارد. بنابراین به طور مطلق چیزی بر او نیست....

ادامه مطلب …

(۶۱۳۶) حکم ساقط شدن نذر به علت بالا رفتن سن

اگر به خاطر بالا رفتن سن ناتوان شد همان‌‌طور که سؤال کرده آنچه آشکار بوده این است که بر او مانند شخصی که از روزه گرفتن در ماه رمضان ناتوان بوده واجب است به این معنا که در مقابل هر روز مسکینی را غذا می‌‌دهد....

ادامه مطلب …

(۶۱۶۵) حکم نذر برای ذبح حیوان به ازای هر فرزند

اگر این نذر او بنا بر این گمان بوده یعنی عقیقه واجب است؛ وفای به این نذر برای او لازم نیست، زیرا بنابر اصلی است که ثابت نیست، لذا مادامی که این‌‌گونه باشد آنچه بر چیزی که ثابت نیست بنا شود آن چیز ثابت نمی‌‌شود.....

ادامه مطلب …

(۶۱۳۵) حکم نذر روزه از سوی مادر و امکان معافیت از آن

قبل از جواب به این سؤال دوست دارم به برادران شنونده بگویم که نذر مکروه بوده بلکه نزد بسیاری از اهل علم حرام است، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی نموده است....

ادامه مطلب …

(۶۱۶۷) حکم وفای نذر با حیوان صدقه داده‌شده

کافی است نذر خود را از این گوسفندانی که آمده پرداخت کنی اما خوردن از آن بستگی به نیتت دارد. اگر نذر کننده نذر نموده در صورتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بیمار او را شفا دهد این گوسفند را به قصد نزدیکی جستن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ذبح کند؛ در این صورت عبادت است، لذا باید همه‌‌ی آن را به فقرا صدقه دهد...

ادامه مطلب …

(۶۱۳۴) حکم وفا به نذر مبهم

اگر نمی‌‌دانی معنای نذر چیست و اینکه آیا نذر یعنی التزام یا عدم التزام است؟ می‌‌گوییم: چیزی بر او نیست، زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را به چیزی مکلف نمی‌‌کند که به آن ملزم نبوده همچنین اگر معنای نذر را می‌‌داند، معنای التزام را نمی‌‌داند. ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه