(۵۶۷۹) سوال: او دختری است که اخیراً نقاب را بر چهرهاش گذاشته، اما با مخالفتهایی از سوی بستگان و خانوادهاش مواجه شده است. او میگوید: من زیبایی متوسطی دارم. یکی از بستگانش که در رشتهی شریعت تحصیل کرده به او گفته است: نقاب صورت در دین اسلام وارد نشده و زنان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آن را نمیپوشیدند؛ آیا واقعاً زنان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم صورت خود را میپوشاندند یا خیر؟ در این باره ما را راهنمایی کنید، همچنین آیا آشکار کردن چشمها اشکالی دارد؟
جواب:
شکی نیست که برخی جوامع به شدت پوشاندن صورت و استفاده از نقاب را انکار میکنند و زنان پایبند به این حکم از سوی بستگان یا غریبهها مورد آزار زیادی قرار میگیرند. اما بر زن واجب است که صبر کند و پاداش خود را از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ طلب نماید و بداند که اگر در راه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آزار ببیند، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ (جایگاه) او را بالا میبرد و نباید مانند کسانی باشد که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دربارهی آنان فرموده است: {وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ}[العنكبوت: ۱۰]: (و برخی از مردم کسانی هستند که میگویند: به الله ایمان آوردیم. اما وقتی به خاطر الله اذیت میشوند، آزار مردم را همانند عذاب الله میشمارند) بلکه باید بر آنچه شریعت در مورد حجاب اقتضا دارد، ثابت قدم بماند.
حجاب دو نوع است: نوعی که در آن کل صورت پوشانده میشود. نوع دیگری که در آن صورت پوشیده شده و برای چشمها منفذی قرار داده میشود تا بتواند ببیند. نقاب در زمان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم شناختهشده بود و دلیل بر این موضوع آن است که وقتی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم دربارهی چیزهایی که زن مُحرِمه باید از آنها اجتناب کند سخن گفتند، از نقاب نیز نام برد و فرمود: «وَلَا تَنْتَقِب»[۱]: (نقاب نپوشد) این نشان میدهد که زنان در آن دوران بهطور معمول از نقاب استفاده میکردند. اما در جوامعی که زنان معمولاً کل صورت خود را میپوشانند، نقاب ممکن است موجب فتنه شود؛ زیرا اگر به زنان اجازه داده شود که برای چشمهایشان شکافی باز کنند، ممکن است در این امر افراط کنند و شکاف را بزرگتر از حد چشمها قرار دهند و حتی ابروها، گونهها و بخشهای دیگری از صورتشان را آشکار سازند. گاهی نیز ممکن است نقاب را با لثام (پوششی که پایین صورت را میپوشاند) جایگزین کنند که چهرهی آنها بیشتر نمایان شود. به همین دلیل، ما فتوا به جایز بودن نقاب نمیدهیم، هرچند که به جواز آن معتقد باشیم؛ زیرا نقاب ممکن است وسیلهای برای چیزی شود که پیامدهای نامطلوبی دارد. سدّ ذرایع (بستن راههایی که به مفاسد منجر میشوند) در شریعت وارد شده و در عمل نیز کاربرد دارد، چنان چه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ}[الأنعام: ۱۰۸]: (و آنان را که به جای الله فرامیخوانند، دشنام ندهید که از روی دشمنی و ناآگاهانه، الله را دشنام میدهند) الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در این آیه از دشنام دادن به معبودهای مشرکان نهی کرده است، درحالی که دشنام دادن به آنها امری مطلوب و مشروع است، اما الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از این کار نهی فرموده تا مبادا مشرکان، از روی دشمنی و بدون آگاهی، الله رب العالمین را دشنام دهند. این آیه دلیلی روشن بر قاعدهی سدّ ذرایع (بستن راههای منتهی به مفاسد) است. همچنین در سنت نیز این قاعده مورد تأکید قرار گرفته است، مانند تحریم ربای فضل به سبب ترس از وقوع در ربای نسیئه. خلفای راشدین نیز بر این اصل عمل کردهاند، از جمله: عمر بن خطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ فروش (امهات الأولاد: کنیزانی که از مالکانشان فرزند آورده بودند) را ممنوع کرد، زیرا بیم آن میرفت که این کار منجر به حرام شود، یعنی جدایی مادر از فرزندش. وی همچنین بازگشت مردی را که همسرش را در یک مجلس سه طلاقه میکرد، ممنوع کرد. در زمان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ، ابوبکر رَضِيَاللهُعَنْهُ و دو سال اول خلافت عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ ، چنین طلاقی یک طلاق محسوب میشد و مرد میتوانست به همسرش بازگردد. اما چون مردم در این کار زیادهروی کردند، عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ بهعنوان اقدامی بازدارنده، بازگشت را ممنوع کرد تا باب سهلانگاری در طلاق سهگانه بسته شود.[۲] بنابراین، ما در عصر حاضر به جواز نقاب فتوا نمیدهیم، نه به این دلیل که آن را غیرشرعی میدانیم و نه به این دلیل که کشف صورت را درست میشماریم بلکه تنها به جهت پیشگیری از افراط و تفریط در استفاده از آن. بلکه ما شدیداً مخالف کشف صورت هستیم و معتقدیم که برای زن جایز نیست چهرهاش را در برابر نامحرمان آشکار سازد، مگر در مواردی که سنت جواز آن را بیان کرده است.
[۱] تخریج آن گذشت.
[۲] تخریج آن گذشت.