پنج‌شنبه 17 شعبان 1447
۱۶ بهمن ۱۴۰۴
5 فوریه 2026

(۵۲۰۷) حکم شرعی اشتراط مهریه معجّل و مؤجّل با هدف کنترل زوج پس از عقد

(۵۲۰۷) سوال: در بعضی از سرزمین‌های اسلامی در هنگام خواستگاری دو مهریه را شرط می‌کنند: معجّل و مؤجل و غالبا مهریه مؤجل مبلغی زیادی می‌باشد که زن بعد از ازدواج بر مرد مسلط باشد به خاطرترس از مهریه مؤجلی که در هنگام طلاق، شوهر باید پرداخت کند، حکم شرعی این چیست؟

جواب:

حکم شرعی آن، این است که می‌گوییم: اصل در معاملات مباح بودن است مگر این که دلیلی بر منع آن باشد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: { یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ أَوۡفُوا۟ بِٱلۡعُقُودِ} [سوره المائدة: ۱] : (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! به پیمان‌ها (و قرار دادهای خود) وفا کنید): و: {وَأَوۡفُوا۟ بِٱلۡعَهۡدِۖ إِنَّ ٱلۡعَهۡدَ كَانَ مَسۡـُٔولࣰا} [سوره اﻹسراء: ۳۴] : (و به عهد (خویش) وفا کنید، بی‌گمان از عهد سؤال می‌شود): لذا هرآنچه دو طرف معامله بر آن اتفاق کردند، صحیح است و بر آنها واجب است که آنچه شرط کرده‌اند را به جا آورند مادامی که مخالف شرع نباشد و به تأخیر انداختن بخشی از مهریه چه کم باشد یا زیاد، اشکالی ندارد زیرا که متضمن ضرر یا محظوری نیست.

و مرد این را خودش برای خود ملزم کرده است و او می‌داند که مهریه باقی مانده زیاد می‌باشد و اگر مرد از زن خود ناراحت باشد و نخواهد که با او زندگی کند اگرچه مهریه باقی مانده زیاد باشد اما از او جدا می‌شود و باید مهریه‌ را پرداخت کند اما اگر او را دوست دارد، امر واضح است.

خلاصه این که جایز است بخشی از مهریه مؤجل باشد و بخشی دیگر معجل باشد و فرقی ندارد که مؤجل آن کم باشد یا زیاد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: جرت العادة في بعض البلاد الإسلامية أن يشترط للمرأة عند خطبتها مهرانِ مُعجَّل ومؤجل، وغالبا ما يكون المؤجل مبلغا كبيرا، مما يجعل المرأة بعد الزواج تسيطر على الرجل؛ خوفًا من هذا المهر المؤجل الذي يدفعه الزوج عند الطلاق، فما الحكم الشرعي في هذا؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الحكم الشرعي في هذا أن نقول: إن الأصل في المعاملات الإباحة إلا ما دل الدليل على منعه، وقد قال الله تعالى: ﴿ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ﴾ [المائدة: 1]. وقال -سبحانه وتعالى-: ﴿ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا ﴾ [الإسراء: ٣٤]. فكل ما اتفق عليه الطرفان المتعاملان فإنه صحيح، يجب تنفيذه حسب ما اشترطاه ما لم يكن مخالفا للشرع، وتأجيل بعض المهر، سواء كان كثيرًا أم قليلا، أمر لا بأس به؛ لأنه لا يتضمن ضررًا، ولا محظورًا.

والرجل قد التزم بذلك على نفسه، وهو يعلم أن المتبقي من المهر كثير وإذا كان الرجل مبغضًا لزوجته فإنه لا يعيش معها، ولو كان الباقي كثيرا، بل سيفارقها، ويؤدي ما يجب عليه من المهر. أما إذا كان يحبها، فالأمر ظاهر، والخلاصة أنه يجوز أن يكون بعض المهر مُؤجَّلًا، وبعضه مُعجَّلًا، ولا فرق بين أن يكون المؤجل أكثر أو أقل.

مطالب مرتبط:

(۵۲۰۱) آیا پدر حق دارد که از مهریه دخترش بردارد اگر چه دخترش راضی نباشد؟

بله، بعد از آنچه دخترش مالک آن گردید، می‌تواند از آن بردارد اگرچه راضی نباشد ...

ادامه مطلب …

(۵۲۱۶) کم ترک همسر بیش از شش ماه به دلیل ناتوانی در پرداخت مهریه

اهل علم ذکر کرده‌اند که زن می‌تواند خود را از شوهرش منع کند تا زمانی که مهریه‌ی حال (مقدم) را بپردازد و اگر این از حق او می‌باشد پس گناهی ندارد که خودش از شوهرش منع کند تا زمانی که مهریه کامل آن را بپردازی.....

ادامه مطلب …

(۵۲۰۸) حکم پرداخت مهر مؤجل پس از وفات زوجه و تعیین ذی‌حق شرعی آن

اگر مهریه‌ی او در زمان حیاتش پرداخت نشده است پس بعد از وفات او پرداخت می‌شود و بعد از ادای وصیت و قرض او برای میراث‌برانش است....

ادامه مطلب …

(۵۲۱۵) حکم ازدواج و زندگی مشترک با استفاده از مال حرام

در مورد زن او، برایش حلال است و نمی‌گوییم که برای او حرام می‌باشد زیرا عقد او صحیح است و همچنین به نسبت خانه و جایز است که در آن بماند ولی بر او واجب است به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از آن توبه کند و اگر قدرت این را دارد مالی را از کسب حرام به دست آورده است صدقه کند

ادامه مطلب …

(۵۲۰۳) حکم سنت فنون در ازدواج و تبادل هدایا میان بستگان

در این مشکلی نمی‌بینم زیرا چیز حرامی در آن نیست و فقط از عادات می‌باشد و اصل در عادات، مباح بودن است مگر این که دلیلی بر حرام بودن آن باشد...

ادامه مطلب …

(۵۲۱۴) آیا زن می‌تواند بدون مشورت از شوهرش در مهریه‌ی خود تصرف کند؟

بله، زن در مهریه ملکیت کامل دارد مگر این که شوهرش قبل از خلوت نمودن یا جماع کردن با او، طلاقش دهد که در این صورت نصف مهریه را مالک می‌باشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه