(۵۱۹۷) سوال: در بین ما اتفاقی بر مهریهی ازدواج وجود دارد ولی بعضی از طمعکاران هستند که تلاش میکنند بیشتر از آن بگیرند، حکم آن پولی که بدون اظهار کردن میگیرند یعنی بدون این که فهمیده شود، چیست، حلال است یا حرام؟
جواب:
سنت در مهریه این است که کم باشد و به شرایط شوهر برمیگردد چون در حدیث از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وارد گشته است که فرمودهاند: «إِنَّ أَعْظَمَ النِّكَاحِ بَرَكَةً أَيْسَرُهُ مَؤونَةً»[۱] : (یقینا نکاحی برکت آن بیشتر است که تدارکات آن آسانتر باشد.(
و در قصهی زنی که خود را به رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بخشید اما رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم او را نخواست و یکی از صحابه او را طلب کرد و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از او خواست که مهریه بدهد تا این که به او فرمود: «الْتَمِسْ ولو خَاتَمًا من حَدِيدٍ. فالْتَمَسَ فلم يجد شيئا. فقال رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم هل معك شيء من القرآن؟ قال: نعم. فقال رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : زَوَّجْتُكَهَا بما معك من القرآن»[۲]: (چیزی بیاب حتی اگر انگشتری از آهن باشد و آن مرد به جستجو پرداخت و چیزی نیافت؛ بنابراین رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به وی فرمود: آیا چیزی از قرآن حفظ داری؟ وی گفت: بله؛ پس فرمود: در برابر آنچه از قرآن حفظ داری، او را به ازدواج تو درآوردم) و این دلیلی بر این است که شایسته میباشد انسان مهریه را به اندازهی حال خود تعیین کند و خود را بر چیزی که توانایی آن را ندارد مکلف نکند.
و با قیاس یا با عمومیت داشتن آن شامل این قول الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است که میفرماید: {لِیُنفِقۡ ذُو سَعَةࣲ مِّن سَعَتِهِۦۖ وَمَن قُدِرَ عَلَیۡهِ رِزۡقُهُۥ فَلۡیُنفِقۡ مِمَّاۤ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُۚ} [سوره الطلاق: ۷] : (آنان که دارا (و ثروتمند) هستند باید از دارایی (و ثروت) خود انفاق کنند، و کسیکه تنگدست است پس باید از آنچه که الله به او داده انفاق کند): و تکلیف نمودن مردم به این مهریههای سنگین و سخت مخالف شرع میباشد و در آن مفاسدی است که مجال ذکر آن نیست و در مورد آن بسیار در کتابها و صحیفهها نوشته شده است.
و اتفاق قبیله یا طائفهای از مردم یا اهل سرزمینی بر حدی از مهریه امری خوب و نیک است اگر که آن حد موافق با شرع باشد ولی ملزم به آن نیستند بلکه از اموری است که شخصیت و شرف او اقتضای آن را میکند که انسان از آنچه قبیله و طائفه یا اهل سرزمینش بر آن اتفاق کردهاند خارج نگردد مخصوصا اگر که با او (شوهر) نیز اتفاق کرده باشند و وفای به اموری مثل این، خوب و نیکو است ولی اگر (داماد) نتواند این مهریهای که بر آن اتفاق شده را پرداخت کند ولی اظهار کند که با آن مقدار ازدواج کرده است در صورتی که (عروس) مقداری را به صورت سری به او داده است، اشکالی در آن نمیبینیم.
سوال کننده: ولی کسانی وجود دارند که به حدیث آن زن و عمربن الخطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ هنگامی که در مورد مهریهها صحبت میکرد و سخن عمربن الخطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ را رد کرد و از این قبیل استدلال میکنند و ایشان گفتند: زنی راست گفت و عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ خطا کرد؟
جواب: این حدیث بعضی علما از جهت صحت سند آن از عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ بحث دارند و آن را قبول ندارند اما بر فرض صحیح بودن آن، منعی از جهت اتفاق کردن بر مهریهای وجود ندارد بلکه آن از جهت ملزم کردن مردم به آن است و بین این که همه بر آن اتفاق کنند و دیگران دیگران را ملزم کنند تفاوت است لذا ملزم کردن مردم به مهریهای معین شاید محل بحث باشد و باید آن را از جهت شرعی بررسی نمود ولی اگر مردم بر مقدار معینی از مهریه اتفاق کرده باشند، این امری است که به اختیار خودشان بوده و کسی ایشان را ملزم ننموده است و التزام به آن همانطور که گفتم از اموری است که به شخصیت و شرف او و عدم مخالفت قبیله و اهل بلد و طائفه برمیگردد.
[۱] رواه احمد (۲۴۵۲۹).
[۲] تخریج آن گذشت.