(۵۰۵۲) سوال: مادرم دختری را برایم خواستگاری کرد، اما بخاطر دلایل خاص از این ازدواج صرف نظر کردم، اما مادرم اصرار دارد که با این دختر ازدواج کنم و از دستم عصبانی شده است، و من هم بر نظر خودم پافشاری میکنم و قسم یاد کردم که با این دختر ازدواج نمیکنم، آیا با این کارم از مادرم نافرمانی کردم؟
جواب:
نافرمانی مادرت را نکردهای که با ازدواجی که او پیشنهاد داده مخالفت کردی، زیرا این مسایل خصوصی هر فردی است، همانگونه که تو را به خوردن غذایی امر کند که اشتهای خوردن آن را نداری، و اگر آن غذا را نخوری نافرمانی مادرت را نکردی وگناهی بر تو نیست.
سپس درضمن بنده این مادران وکسانی را که فرزندانشان را اجبار به ازدواج با فردی می کنند که دوست ندارند نصیحت می کنم که این کار را نکنند، زیرا عاقبت بدی را در پی دارد، مگر اینکه الله بخواهد، و این مسائل خصوصی هر فردی است که دیگران نباید در آن دخالت کنند و هرفرد مصلحت خودش را میداند که دیگری آن را نمیداند، همانگونه که اگر مادرش فرزندش را امر کند که همسرش بخاطر مساله غیر شرعی طلاق دهد، در حالیکه همسرش را دوست دارد، پس از دستور مادرش سرپیچی می کند، هیچ گناهی بر وی نیست و شامل عقوق والدین نمیشود، بلکه این مادر است که گناهکار میشود، به خاطر اینکه بدون دلیل شرعی سبب جدایی بین زن وشوهر شده است.
به همین خاطر زمانی که فردی از امام احمد رَحِمَهُالله سوال کرد، به او گفت: ای ابو عبدالله، پدرم مرا امر کرده که همسرم را طلاق دهم درحالیکه من او را دوست دارم. در پاسخ گفت: طلاقش مده. گفت: آیا ابن عمر همسرم را بخاطر دستور پدرش -عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ – طلاق نداد؟ امام احمد رَحِمَهُالله فرمود: ایا پدرت همانند عمر است؟ یعنی اینکه عمر فرزندش را امر کرد که همسرش را طلاق دهد به خاطر سبب شرعی که داشت، اما پدرت چه بسا به خاطر هوای نفسش است ویا بخاطر مشکلاتی که بین همدیگر داشتند ویا حسادتی که بوجود آمده است، چون شما او را دوست داری.
در هر صورت بر فرزند واجب نیست که همسرش را بخاطر دستور پدر و مادرش طلاق دهد، مگر اینکه دلیل شرعی وجود داشته باشد ضرورت ایجاب کند این دو نفر از همدیگر جدا شوند، در این حالت از دستورشان اطاعت می کند به خاطر سبب شرعی که وجود دارد.