پنج‌شنبه 16 رمضان 1447
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
5 مارس 2026

(۴۹۷۳) حکم ترک ازدواج از روی اختیار و علاقه به مستقل بودن

(۴۹۷۳) سوال: من دختری شانزده ساله هستم، و دوست ندارم کسی در زندگی به من دستور دهد، و اینکه زیر نظر کسی باشم، و بنده همه کس خانواده­ی خودم هستم که به من احترام می نهند، هر خواسته ای داشته باشم آن را برایم فراهم می­کنند، وقتی چنین شرایطی دارم هیچ گاه به ازدواج کردن فکر نمی­کنم، زمانی که پانزده ساله بودم خواستگاری داشتم که جواب رد به او دادم، زیرا انگیزه­ای برای ازدواج نداشتم، و دوست داشتم که ادامه تحصیل دهم، و من در خانواده­ام مورد احترام قرار می­گرفتم، انگیزه­ی ازدواج ندارم نه به خاطر اینکه از زیبایی برخوردار نیستم، بلکه بر عکس، آشپزی کردن به هیچ عنوان بلد نیستم و علاقه ای به آشپزخانه هم ندارم، زیرا دوست ندارم. سوال من این است که: آیا این اجازه را دارم که به صورت مطلق ازدواج کردن را رها کنم، با این وجود که به دینداری و الله علاقه دارم همانگونه که رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را دوست دارم؟ و آیا این خودداری کردن از ازدواج مخالف شریعت است؟

جواب:

شایسته نیست که زن مسلمان با چنین عذرهایی که فرد سوال کننده مطرح کرد از ازدواج کردن خودداری کند، بلکه ازدواج کند و چه بسا بعد از ازدواج کردنش وضعیت زندگی­اش بهتر از قبل شود، چنانچه امروزه مشاهد می­کنیم، زنی که ازدواج می­کند با ازدواج کردنش خیر وبرکت زیادی در زندگی اش جاری می شود، همانند حفظ شرمگاهش، و خاموش کردن شهوتش،  و چه بسا صاحب فرزندانی شود که در زندگی و بعد از مرگش به دردش بخورد، همچنین با ازدواج کردنش شرمگاه شوهرش را نیز حفظ می­کند و با این ازدواج، بین دوخانواده وصلت و محبت ایجاد کرده است: خانواده شوهر و همسرش.

الله عَزَّوَجَلَّ دامادی را قسمتی از نسب قرار داده است، آنجا که می­فرماید:{وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا * وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا}] الفرقان: ۵۴[ترجمه: (خدا است که از آب (مَنی) انسانها را آفریده است و ایشان را به (دو گروه) ذُکور و إناث تبدیل کرده است، و پروردگار تو همواره (بر انجام هر چه بخواهد) توانا بوده و هست.)

چه قدر از انسان های هستند که با ازدواج کردن با همدیگر خویشاوند و نزدیک شدند.

توصیه من به این زن این است که ازدواج کند، و چنین عذرهایی را مانعی برای ازدواج کردنش نشمارد، و باذن الله خیر وبرکت زیادی با ازدواج کردنش در زندگیش می­آید، و اینکه خودش را در معرض امر ونهی قرار ندهد وخودش را در این موقعیت قرار ندهد، اشتباه است، بلکه همه­ی انسان ها به همدیگر نیاز دارند و برخی به برخی دیگر کمک میکنند و برخی دیگری را از کاری منع میکند، شایسته است که فرد صبر پیشه کند، و خودش را با سختی های زندگی وفق دهد، مگر درمسائلی که مخالفت و معصیت دستور الله و رسولش باشد، این مساله برای هیچ فردی جایز نیست که به آن راضی شود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أنا فتاة في السادسة عشرة من عمري، ولا أحب أن يفرض أحد سيطرته عليّ، وأنا لا أحب أن أكون مأمورة عند أي شخص كان، وأنا كل شيء بالنسبة لأهلي؛ حيث لا أطلب شيئًا إلا ويأتي إليَّ، وحينما وجدتُ هذا خَرجتْ من ذهني فكرة الزواج، وتَقدَّم لخطبتي شاب، وأنا في الخامسة عشرة من عمري، ولكني رفضتُ لأني لا أريد الزواج، وأريد أن أكمل دراستي، وأنا مُكَرَّمة عند أهلي، وأنا لا أرفض الزواج لأنني قبيحة، بل على العكس، وأنا لا أعرف الطهي مطلقا، ولا أحب أن أدخل المطبخ؛ لأنني لا أريده، وسؤالي: هل يحق لي أن أرفض الزواج نهائيا مع العلم أنني أحب ديني، وأحب الله، كما أنني أحب نَبِيَّه – عليه الصلاة والسلام-؟ وهل هذا الرفض فيه مخالفة للشَّرع؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: لا ينبغي للمرأة أن ترفض الزواج بمثل هذه الأعذار التي ذكرتها السائلة، بل تتزوج وربما تكون حالها بعد الزواج خيرا من حالها قبل الزواج، كما هو الشائع المعلوم، والمرأة إذا تزوجت حصل في زواجها خير كثير؛ من إحصان فرجها، ونيل متعتها، وربما تُرْزَقُ أولادًا صالحين ينفعونها في حياتها، وبعد مماتها ثم هي أيضًا تُحصن فرج زوجها، ويحصل بهذا النكاح الاجتماع والتآلف بين الأسرتين: أسرة الزوج، وأسرة الزوجة.

وقد جعل الله – سبحانه وتعالى – الصهر قسيّما للنسب، فقال: ﴿ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا ﴾ [الفرقان: ٥٤]. وما أكثر الناس الذين تقاربوا، وحصل بينهم صلات كثيرة بسبب المصاهرة.

فالذي أُشِيرُ به على هذه المرأة أن تتزوج، وألا تجعل من مثل هذه الأعذار عائقا دون زواجها، وستجد – إن شاء الله تعالى – خيرًا كثيرًا في تَزوجها، ثم إِنَّ كَوْنَها تُعود نفسها ألا تكون مأمورةً، ولا يُحال بينها وبين مطلوبها، فهذا خطأ، بل الناس بعضهم لبعض، يأمر بعضهم بعضًا، ويُعِين بعضُهم بعضًا، ويمنع بعضهم بعضا، فالإنسان ينبغي له أن يصبر، وأن يتكيف مع الحياة كيفما كانت، إلَّا في الأمور التي فيها معصية الله ورسوله، فإن هذا لا يمكن لأحد أن يرضى به.

مطالب مرتبط:

(۴۹۷۲) جایگاه و اهمیت ازدواج در شریعت اسلامی

ازدواج برهر فردی که توانایی دارد و ترس افتادن در فتنه را دارد ، واجب است، زیرا واجب است از مسایلی که سبب افتادن در فتنه می­شود اجتناب کرد....

ادامه مطلب …

(۴۹۶۸) حکم تأخیر ازدواج تا سنین بالا با وجود توانایی مالی و جسمانی

توصیه من به این شخصی که به سن چهل سالگی رسیده و با وجود اینکه توانایی مالی و جسمانی داشته در ازدواج تاخیر کرده، این است که با توجه به توصیه­ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم   و اقتدا به پیامبران ازدواج کند...

ادامه مطلب …

(۴۹۷۰) ترک ازدواج به بهانه تقرب به الله

این جوانانی را که با این دلیل ضعیف و مرده از ازدواج خودداری میکنند نصیحت می کنم، از الله بترسند و با پیروی از دستورات رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و راه ورش پیامبران، ازدواج کنند، به این خاطر که امت اسلامی زیاد شوند و الله در آنان خیر بیندازد....

ادامه مطلب …

(۴۹۸۰) روش شرعی رابطه‌ی دختر و پسر که با دین اسلام تعارضی ندارد چیست؟

تنها راه شرعی این است که اگر فردی محبت زنی که شوهر ندارد، در قلب او جا گرفت، از خانواده­اش او را خواستگاری کند، سپس با ازدواج صحیح وی را به نکاح خودش درآورد،...

ادامه مطلب …

(۴۹۷۵) کدام واجب‌تر است: ازدواج یا حج؟

اگر فرد به ازدواج کردن نیاز داشته باشد و رها کردنش بر وی سخت است پس ازدواج بر فریضه­ی حج مقدم می­شود، چرا که ازدواج کردن دراین وضعیت برای وی از ضروریات زندگی­اش به شمار می­رود...

ادامه مطلب …

(۴۹۷۴) چه توصیه ای برای جوانان در عجله کردن در ازدواج دارید؟

اگر جوان از قدرت مالی برای ازدواج کردن برخوردار است، شایسته است که ازدواج کند، و اگر قدرت مالی نداشته باشد بر پدرش واجب است که هزینه ازدواجش را بر عهده بگیرد، همانگونه که لباس و غذای و مسکن بر وی واجب است، ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه