سه‌شنبه 18 ذیقعده 1447
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
5 می 2026

(۴۷۰۲) حکم پرداخت پول برای به جا آوردن نماز و روزه‌های قضا شده فرد فوت شده

(۴۷۰۲) سوال: فردی فوت کرد که به بخشندگی و حسن اخلاق شهرت داشت. اما نماز نمی­خواند و روزه نمی­گرفت. بعد از مرگش خانواده­اش مبلغ سه هزار دینار پول به شخصی دادند تا نمازها و روزه­های قضایش را به جای آورد. آیا این کار از لحاظ شرعی جایز است؟ حکم دریافت پول در این کار چیست؟

جواب:

این فردی که فوت کرده و در دنیا اهل نماز و روزه نبوده – العیاذ بالله – بر کفر فوت کرده است. زیرا قول ارجح در اقوال علما (که مورد تایید قرآن و سنت و اقوال صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نیز می­باشد) این است که ترک کننده نماز کافر است و انکارکننده نماز (جاحد الصلاه) کافر است حتی اگر نماز بخواند. و نصوص و متونی که در شرع آمده درباره ترک نماز است نه انکار آن. پس نمی­توان مانند برخی از علما گفت که منظور شرع از تارک نماز تنها کسی است که وجوب نماز را انکار می­کند. زیرا این امر مستلزم الغای وصفی است که شارع حکم را بر روی آن قرار داده است که در هیچ جا ذکر نشده است و متناقض نیز است. زیرا جاحد اساسا کافر است. حال چه نماز بخواند، چه به مسجد قدم بگذارد، چه نماز جماعت به جای آورد و … زیرا او ابدا به نماز و وجوب نماز ایمان ندارد و آن را با قبول قلبی انجام نمی­دهد. پس بدون شک کافر است.

پس بر ما آشکار گشت که تفسیر متون دینی به این که هر کس نماز را از سر انکار ترک کند کافر است، تفسیری غلط است و محلی از اعراب ندارد و بنابراین این فرد متوفی کافر بوده و در روز قیامت با فرعون و هامان و قارون و ابی بن خلف محشور می­گردد. العیاذبالله!

اما آن مبلغی که به آن شخص دیگر داده­اند تا نماز و روزه­ها را به جای آورد بی گمان صحیح نیست. زیرا قرارداد استخدامی برای اعمال تقربی ابدا جایز نیست، یعنی جایز نیست به شخصی بگوییم: تو را استخدام می­کنم تا برای من نماز بخوانی یا روزه بگیری. اما در مورد حج میان علما اختلاف وجود دارد که در اینجا موضوع بحث ما نیست. این پولی که آن فرد اخذ کرده، مال ناحق بوده و باید آن را به خانواده متوفی بازپس دهد. همچنین نمازی که می­خواند هیچ نفعی به مرده نمی­رساند زیرا اساسا او مسلمان محسوب نمی­گردد و فرد غیرمسلمان حتی اعمال خودش نیز به او سودی نخواهد رساند. خداوند تعالی می­فرماید: “وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَىٰ وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ” ” وهیچ چیز مانع قبول انفاقهای آنها نشد, مگر آنکه به خدا وپیامبرش کافر شدند, وجز با کسالت (وبی میلی) برای نماز حاضر نمی شوند, وجز با کراهت انفاق نمی کنند.” و همچنین می­فرماید:” وَقَدِمْنَا إِلَىٰ مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا””
و ما توجه به اعمال (فاسد بی‌خلوص و حقیقت) آنها کرده و همه را (باطل و نابود چون) غباری پراکنده می‌گردانیم.” (فرقان ٢٣)

جناب شیخ! آیا این پاسخ تنها به سبب نامسلمان بودن متوفی است یا اینکه دادن دستمزد برا اعمال تقرب نیز جایز نمی­باشد؟

شیخ رَحِمَهُ‌الله علیه در پاسخ گفت: هر دو وجه را ذکر کردیم. حتی اگر مسلمان بود نیز استخدام فردی برای اینکه برای وی نماز بخواند یا روزه به جای آورد جایز نیست.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: توفي رجل كان يتصف بالكرم، و حسن الخلق، ولكنه لم يكن يصلي، ولا يصوم، وبعد وفاته دفع أهله مبلغ ثلاثة آلاف دينار لشخص آخر، لكي يصلي عنه قضاء ما فاته من صلوات، ويصوم عنه، فهل يصح ذلك شرعا ؟ وما حكم أخذ المال عن ذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا الرجل الذي توفي -وهو لا يصلي ولا يصوم – توفي -والعياذ بالله – على الكفر ، لأن القول الراجح من أقوال أهل العلم، والذي تؤيده نصوص الكتاب والسُّنَّة، وأقوال الصحابة رضي الله عنهم أن تارك الصلاة كافر، أما جاحد الصلاة، فإنه كافر، ولو كان يصلي، والنصوص الواردة إنما وردت في الترك، لا في الجحود، فلا يمكن أن تلغي هذا الوصف الذي اعتبره الشرع، بأن نحمله على الجحود، كما فعل بعض أهل العلم، يحمل النصوص الواردة في تكفير تاركها على من تركها جحودا، فإن هذا الحمل يستلزم إلغاء الوصف الذي علق الشارع الحكم عليه، واعتبار وصف آخر لم يكن مذكورا، كما أن هذا الحمل متناقض، وذلك لأن الجاحد كافر، ولو صلى حتى لو كان يصلي مع الجماعة، ويتقدم إلى المسجد، وهو يعتقد أن الصلوات الخمسة غير مفروضة عليه، وأن ما يفعله على سبيل التطوع، فإنه كافر.

فتبين بهذا أن حمل النصوص الدالة على كُفر تارك الصلاة على من تركها جحودا حمل غير صحيح، وليس في محله، وعلى هذا فيكون هذا الرجل الذي مات وهو لا يصلي، يكون كافرا، يُحشَر يوم القيامة مع فرعون وهامان وقارون وأُبي بن خَلَف، والعياذ بالله. أما ما بذلوه لهذا الرجل ليصوم عنه، ويُصَلَّى عنه، فإن هذا ليس بصحيح، لأنه لا يصح عقد الإجارة على أي عمل من أعمال القُربة، فلا يصح أن يقول شخص لآخر : أؤجرك على أن تصلي عني، أو تصوم عني. وإنما اختلف العلماء في الحج، وليس هذا موضع ذكره، وهذا المال الذي أخذه أخذه بغير حق، فالواجب عليه أن يُرُدَّه إلى أهله لأنه أخذه بغير حق، والصلوات التي صلاها لا تنفع هذا الميت لأنه غير مسلم، وغير المسلم لا ينفعه أي عمل من الأعمال، حتى عمله هو بنفسه لا ينفعه لقوله – تعالى -: ﴿ وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَوَةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَرِهُونَ ﴾ [التوبة: ٥٤] ولقوله -تعالى-:﴿  وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءَ مَّنثُورًا ﴾ [الفرقان: ٢٣].

فضيلة الشيخ هذا لأنه غير مُسلم ،فقط، أم لأنه أيضًا لا يجوز الإجارة عن القُرَب؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: ذكرنا الوجهين حتى لو كان مسلما لا يجوز أن يؤاجر من يصلي عنه، أو يصوم عنه.

مطالب مرتبط:

(۴۷۱۵) آیا دریافت بیعانه از مشتریان در دفاتر املاک جایز است؟

اگر مستأجر پانصد ریال به عنوان بیعانه به شما داد و نیامد و شما از آمدنش مأیوس شدید، پس آن برای شماست، اما مقداری از اجرت آن برای صاحب املاک و صاحب دفتر است،..

ادامه مطلب …

(۴۶۸۹) حکم پرداخت کمتر از مزد توافق شده به کارگر

اگر کسی کارگری به کار بگمارد و به صورت کامل از او کار بکشد، سپس دستمزد او را کامل به او ندهد، خداوند در روز قیامت دشمن او خواهد بود...

ادامه مطلب …

(۴۷۰۶) گرفتن خانه با قرارداد صبره چگونه است؟

عرف عام مانند مالک ملک صبره شده است و در ملک زراعت می­کند و جوی آب می­زند و چاه می­کند و اگر زمین مسکونی باشد در آن مسکن بنا می­نهد و آن را اجاره می­دهد و به طور خلاصه تا وقتی که صبره برقرار باشد، مانند یک مالک در آن رفتار می­کند و مانند مستاجر نیست که تنها وفق بندهای اجاره می­تواند رفتار کند....

ادامه مطلب …

(۴۶۹۵) حکم دریافت پول برای قرائت قرآن و اجرت دادن به قاری

استخدام کردن قاری و پرداخت کردن پول به قاری به ازای قرائت قرآن حرام است و جایز نیست. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۱۱) کم شرعی تأخیر در پرداخت حقوق کارگر

برای انسان شایسته نیست اگر کسی به او ظلم کرد و حقش را به طور کامل از او دریافت نکرد، بدون اطلاع مالش را بگیرد،...

ادامه مطلب …

(۴۶۹۰) حکم شرعی اجاره دادن مغازه به سالن‌های آرایشی

اجاره دادن مغازه به آرایشگران تنها در صورتی مجاز است که با آنها توافق کنید که از اصلاح ریش اجتناب کنند و اگر برای موجر ثابت شد که اقدام به این کار کرده­اند، بتواند قرارداد را فسخ کند، زیرا شرط موجر صحیح بوده و آنها به آن عمل نکرده­اند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه