(۴۶۲۱) سوال: روزی به مبلغی پول نیاز پیدا کردم. یکی از دوستانم طلایی به من داد تا آن را بفروشم و با پول فروش آن، نیاز مالی خود را برطرف سازم و از من خواست که به اندازه وزن آن طلا، طلای جدیدی به او بازپس دهم و چند گرم هم به آن اضافه کنم که پول آن چند گرم اضافه را نقد به من پرداخت کند. یعنی برای مثال طلای دسته دومی با وزن پنجاه گرم به صورت قرضی به من داد و از من خواست که در هنگام بازپس دهی، سی گرم به آن اضافه کنم و او پول این سی گرم را نقد به من بدهد و من با او توافق کردم که به جای آن که پول آن را نقد بدهد، قیمتش را از قیمت طلای اصلی کم کند. آیا این معامله مجاز است یا با گناه همراه است؟
جواب:
شکی در این نیست که قرض، نیکی و احسان است. هر گاه که انسان به نیازمندی، مالی قرض میدهد، در این عمل برای وی احسان وجود دارد و خداوند دوستدار محسنین است، و برای احسان، انسان نماینده خداست. اما این قرض باید طبق احکام شرع انجام گیرد. پس اگر چیزی به تو قرض داده باید عین همان چیز را به او بازپس دهی. اگر جواهری از طلا به تو قرض داده باید عین همان را به او پس دهی. اگر لباسی به تو قرض داده باید عین همان لباس را به او بدون هر گونه دخل و تصرف در کمیت و کیفیت پس دهی. پس اگر قرض دهنده برای تو شرط گذاشت که باید چیز با کیفیتتری پس دهی یا بیشتر از آنچه که قرض گرفتهای بازپس دهی، همانا این عمل حرام و ربا است. زیرا قرض بخشش و نیکوکاری است و معامله و طمع نیست و اگر از وجه بخشش به وجه معامله تغییر رویه دهد، تبدیل به فروش میشود و آشکار است که فروش طلا با طلا جایز نیست، الا مگر اینکه دست به دست و مثل به مثل باشد.
و در باب این سوال باید گفت معاملهای که با دوستت برای قرض کردن جواهر کردهای با این شرط حرام است و باید دقیقا مانند هر آن چه را که از او قرض گرفتهی به او پس بدهی و شرطی که برای اضافه کردن برای تو گذاشته شرطی باطل کننده است و لازم نیست آن را اجرا کنی، پس بر هر دوی شما واجب است که به آنچه خدا و رسولش صل الله علیه و علی آله و سلم در شرع اسلام وضع کردهاند عمل کنید. پیامبر اسلام صل الله علیه و علی آله و سلم میفرماید: ” ما كان من شرط ليس في كتاب الله فهو باطل ، وإن كان مائة شرط” ” هر شرطی در کتاب خدا نباشد باطل است، حال اگر صد شرط هم باشد”.
بنابراین، بر کسی که به خدا و رسولش ایمان دارد واجب است که در عبادات و معاملاتش از خدا و رسولش تبعیت کند.
خلاصه مطلب اینکه اگر این طلا را به صورت قرض به او داد، و قرض گیرنده آن را برای خود فروخت، پس در این حالت قرض گیرنده ملزم به بازپس دهی جواهری با کیفیت و وزنی دقیقا شبیه آن چیزی است که قرض گرفته است. اما اگر قرض دهنده این طلا را به او قرض داده و به او گفته که: این طلا را بگیر و بفروش و وقتی فروختی مبلغ نقدی آن را قرض خود بدان، این بدان معناست که درهم قرض گرفته شده و نه طلا و قرض گیرنده ملزم به بازپرداخت درهم است و لازم نیست عین طلا را بازپس دهد. اما اگر خود جواهر را به او قرض داده، باید عین جواهر را با همان وزن و کیفیت اگر ممکن بود به او پس دهد؛ یا اگر قرض دهنده راضی شد میتواند کمتر هم به او بازپس دهد. زیرا اگر کمتر به او پول بدهد مشکلی ندارد و بهتر نیز است.