جمعه 26 جمادی‌الاول 1448
۱۵ آبان ۱۴۰۵
6 نوامبر 2026

(۴۵۰۱) حکم تغییر نام «عبدالرسول»

(۴۵۰۱) سوال: کارگری نزدم می‌باشد که اسمش عبدالرسول است و من اسم او را در کارت حقوق تغییر دادم و در پوشه‌‌اش اسمش را عبدرب الرسول گذاشتم، آیا کار من صحیح است؟

جواب:

این کار شما به صورت کلی شکی در صحیح بودن آن نیست زیرا عبد قرار دادن برای هیچ کس غیر از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ جایز نیست همانطور که ابن حزم اجماع نقل می‌کند زمانی که می‌گوید: ” بر حرام بودن هر اسمی که عبد را برای غیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قرار داده باشند اتفاق کرده‌اند مانند عبدالعزَّی، عبدالهُبَل، عبدعمرو، عبدالکعبه و مانند آن مگر عبدالمطلب” ولی تغییر دادن اسمی که به آن شهرت یافته است از طریق قانونی امکان ندارد مگر این که به ثبت احوال مراجعه شود تا این که آشکار گردد و التباس پیش نیاید و اگر اسم نیاز به تغییر داشت افضل این است که اصل اسم را تغییر دهد لذا نمی‌گوییم: عبد رب الرسول بلکه می‌گوییم: عبدالله، عبدالرحمن، عبدالوهاب، عبدالحمید، عبدالمجید و مانند آن؛ اما عبد رب الرسول همانطور که ظاهر است طولانی می‌باشد و هر کسی که این را بشنود می‌داند که در آن تکلف وجود دارد و دانسته می‌شود که اصل آن عبدالرسول بوده و چه بسا که عناد داشته باشد، مخصوصا کسانی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را همانطور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را تعظیم می‌کنند یا بیشتر، تعظیم کنند و اسم به همان صورتی که اول بوده (عبدالرسول) باقی بماند؛ بنابراین اگر اسم را از اصل و ریشه تغییر دهد یعنی عبدالرسول را به تعبید الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تغییر دهد مانند عبدالله، عبدالرحمن، عبدالعزیز، عبدالوهاب و مانند آن بهتر و افضل است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: عندي عامل اسمه عبد الرسول، فقمت بتعديل اسمه في بطاقة الرواتب، وفي ملفه إلى عبد رب الرسول، فهل عملي صحيح؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: العمل لا شك أنه صحيح من حيث الجملة لأنه لا يجوز أن يُعَبَّدَ أحد لغير الله، كما نقل الإجماع على ذلك ابن حزم رحمه الله حيث قال: «واتفقوا على تحريم كل اسم مُعَبَّد لغير الله -عز وجل- كعبد العُزَّى، وعبد هبل، وعبد عمرو، وعبد الْكَعْبَةِ، وما أشبه ذلك حاشا عبد المطلب»، ولكن تغيير الاسم الذي اشتهر به الشخص لا يمكن من حيث الوضع النظامي إلا بمراجعة الأحوال المدنية، حتى يتبين الأمر ولا يحصل التباس، وعندي أنه لو حصل ما يوجب التغيير فإن الأفضل أن يغير الاسم أصلا، فلا نقول: عبد رب الرسول بل نقول عبد الله عبد الرحمن عبد الوهاب، عبد الحميد، عبد المجيد، وما أشبه ذلك. أما عبد رب الرسول ففيه طول كما هو ظاهر، ثم إن كل من سمع هذا التعبيد عرف أنه متكلف فيه شيء من التكلف، ثم إن من سمع هذا التعبير سيعلم أن أصل هذا الاسم عبد الرسول، وربما يكون عنده عناد، ولا سيما إذا كان من أولئك الذين يعظمون الرسول عليه الصلاة والسلام، كما يعظمون الله أو أكثر ربما يكون عنده عناد، فيبقى الاسم على أوله على عبد الرسول، فإذا غُيّر أصلا واجتث هذا الاسم، أعني: عبد الرسول إلى تعبيد الله – عز وجل – كعبد الله وعبد الرحمن وعبد العزيز، وعبد الوهاب، وما أشبهه كان أحسن وأفضل.

مطالب مرتبط:

(۴۴۹۰) وظیفه‌ی کسی که برای فرزندان زنده و فوت‌شده‌اش عقیقه نداده

اگر آن‌هایی که فوت کرده و آن‌هایی که زنده هستند در حال فقر پدرشان به دنیا آمده‌اند و قدرت عقیقه دادن نداشته است پس چیزی بر او لازم نیست...

ادامه مطلب …

(۴۴۸۱) چه زمانی موی سر فرزند متولد شده تراشیده می‌شود؟

موی سر فرزند متولد شده در روز هفتم اگر که پسر باشد تراشیده می‌شود اما اگر دختر باشد موی سرش تراشیده نمی‌شود...

ادامه مطلب …

(۴۴۷۵) حکم و فضیلت تحنیک و نام‌گذاری نوزاد توسط اهل صلاح

کسی که این کار را انجام داد بر او انکار نمی‌شود یعنی کسی که در هنگام ولادت این کار را انجام داد اشکالی ندارد و کسی که انجام نداد نیز سالم مانده است.....

ادامه مطلب …

(۴۴۹۴) آیا انتخاب نمودن اسامی برای کودکان مانند: أفنان، آلاء از قرآن اشکالی دارد؟

اگر در آن اسم محظور ممنوعیتی وجود ندارد اشکالی در نام‌گذاری آن نیست چه در قرآن آمده باشد یا نیامده باشد...

ادامه مطلب …

(۴۴۸۹) آیا پس از وفات پدر، فرزندان می‌توانند عقیقه‌ی خود را به جا آورند؟

اگر در آن زمان دست تنگ بوده است و توانایی عقیقه دادن نداشته است پس قضا نمی‌شود یعنی الان نیز عقیقه نمی‌دهند چون در حق او مشروع نبوده است ...

ادامه مطلب …

(۴۴۹۵) حکم نام‌گذاری فرزند به اسم “مناف”

اگر ثابت شد که اسم بتی بوده شایسته است که از آن دوری شود و اگر اسم نبود مانند دیگر اسم‌های می‌باشد و اشکالی ندارد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه