یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۴۵۰۱) حکم تغییر نام «عبدالرسول»

(۴۵۰۱) سوال: کارگری نزدم می‌باشد که اسمش عبدالرسول است و من اسم او را در کارت حقوق تغییر دادم و در پوشه‌‌اش اسمش را عبدرب الرسول گذاشتم، آیا کار من صحیح است؟

جواب:

این کار شما به صورت کلی شکی در صحیح بودن آن نیست زیرا عبد قرار دادن برای هیچ کس غیر از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ جایز نیست همانطور که ابن حزم اجماع نقل می‌کند زمانی که می‌گوید: ” بر حرام بودن هر اسمی که عبد را برای غیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قرار داده باشند اتفاق کرده‌اند مانند عبدالعزَّی، عبدالهُبَل، عبدعمرو، عبدالکعبه و مانند آن مگر عبدالمطلب” ولی تغییر دادن اسمی که به آن شهرت یافته است از طریق قانونی امکان ندارد مگر این که به ثبت احوال مراجعه شود تا این که آشکار گردد و التباس پیش نیاید و اگر اسم نیاز به تغییر داشت افضل این است که اصل اسم را تغییر دهد لذا نمی‌گوییم: عبد رب الرسول بلکه می‌گوییم: عبدالله، عبدالرحمن، عبدالوهاب، عبدالحمید، عبدالمجید و مانند آن؛ اما عبد رب الرسول همانطور که ظاهر است طولانی می‌باشد و هر کسی که این را بشنود می‌داند که در آن تکلف وجود دارد و دانسته می‌شود که اصل آن عبدالرسول بوده و چه بسا که عناد داشته باشد، مخصوصا کسانی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را همانطور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را تعظیم می‌کنند یا بیشتر، تعظیم کنند و اسم به همان صورتی که اول بوده (عبدالرسول) باقی بماند؛ بنابراین اگر اسم را از اصل و ریشه تغییر دهد یعنی عبدالرسول را به تعبید الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تغییر دهد مانند عبدالله، عبدالرحمن، عبدالعزیز، عبدالوهاب و مانند آن بهتر و افضل است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: عندي عامل اسمه عبد الرسول، فقمت بتعديل اسمه في بطاقة الرواتب، وفي ملفه إلى عبد رب الرسول، فهل عملي صحيح؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: العمل لا شك أنه صحيح من حيث الجملة لأنه لا يجوز أن يُعَبَّدَ أحد لغير الله، كما نقل الإجماع على ذلك ابن حزم رحمه الله حيث قال: «واتفقوا على تحريم كل اسم مُعَبَّد لغير الله -عز وجل- كعبد العُزَّى، وعبد هبل، وعبد عمرو، وعبد الْكَعْبَةِ، وما أشبه ذلك حاشا عبد المطلب»، ولكن تغيير الاسم الذي اشتهر به الشخص لا يمكن من حيث الوضع النظامي إلا بمراجعة الأحوال المدنية، حتى يتبين الأمر ولا يحصل التباس، وعندي أنه لو حصل ما يوجب التغيير فإن الأفضل أن يغير الاسم أصلا، فلا نقول: عبد رب الرسول بل نقول عبد الله عبد الرحمن عبد الوهاب، عبد الحميد، عبد المجيد، وما أشبه ذلك. أما عبد رب الرسول ففيه طول كما هو ظاهر، ثم إن كل من سمع هذا التعبيد عرف أنه متكلف فيه شيء من التكلف، ثم إن من سمع هذا التعبير سيعلم أن أصل هذا الاسم عبد الرسول، وربما يكون عنده عناد، ولا سيما إذا كان من أولئك الذين يعظمون الرسول عليه الصلاة والسلام، كما يعظمون الله أو أكثر ربما يكون عنده عناد، فيبقى الاسم على أوله على عبد الرسول، فإذا غُيّر أصلا واجتث هذا الاسم، أعني: عبد الرسول إلى تعبيد الله – عز وجل – كعبد الله وعبد الرحمن وعبد العزيز، وعبد الوهاب، وما أشبهه كان أحسن وأفضل.

مطالب مرتبط:

(۴۴۹۶) حکم هم‌نام بودن با خواهر فوت‌ شده

این صحیح نیست و مشکلی ندارد که کسی دو دختر یا پسرش را به یک اسم بنامد ولی اولی‌تر است که مثل هم نباشد...

ادامه مطلب …

(۴۴۹۹) حکم شرعی نام‌هایی مانند «عبدالنبی» و «عبدالرسول»

اسم های عبدالنبی و عبدالرسول و عبد جبریل و عبد فلان و فلان، حرام است...

ادامه مطلب …

(۴۴۸۳) حکم نام‌گذاری نوزاد پیش از روز هفتم

اگر که برای مولود از قبل اسم انتخاب شده افضل این است که هنگام تولد بر او نهاده شود اما اگر از قبل اسم آماده نکردند افضل است که در روز هفتم بر او اسم بگذارند...

ادامه مطلب …

(۴۴۸۹) آیا پس از وفات پدر، فرزندان می‌توانند عقیقه‌ی خود را به جا آورند؟

اگر در آن زمان دست تنگ بوده است و توانایی عقیقه دادن نداشته است پس قضا نمی‌شود یعنی الان نیز عقیقه نمی‌دهند چون در حق او مشروع نبوده است ...

ادامه مطلب …

(۴۴۸۴) تولد چهار کودک در روز جمعه آیا نشانه‌ای از سوی خداوند است؟

من فضلیتی برای تولد در روز جمعه یا دوشنبه یا روز‌های دیگر نمی‌شناسم ...

ادامه مطلب …

(۴۴۷۹) آیا جنینی که سقط شده باشد عقیقه دارد؟

اگر بعد از چهار ماه فوت کرده باشد در او روح دمیده شده است و انسان گشته و اگر سقط شد غسل و کفن کرده می‌شود و بر او نماز خوانده می‌خوانند و اسم بر او می‌گذارند و عقیقه می‌دهند ولی عقیقه‌ی آن مانند عقیقه‌ای مولودی نیست که زندن به دنیا می‌آید و یک یا دو روز باقی می‌ماند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه