سه‌شنبه 21 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
4 آگوست 2026

(۴۴۰۵) حکم نقص در مناسک حج و تأثیر حج دوم بر جبران نقص حج اول

(۴۴۰۵) سوال: سه سال قبل حج کرده‌ام و زیاد از مناسک حج نمی‌دانستم و با دوستانی که در سال‌های قبل حج کرده بودند همراه شدم و هنگامی که به عرقات رسیدیم بعضی از ما گم شدیم با وجودی که تمام وسایل‌هایمان همراهشان بود و فقط نزدم مقداری پول بود و یکی از دوستانم نیز همراهم بود و بقیه‌ی حج را مثل دیگر حجاج انجام دادیم و همراهشان رفتیم و هر کاری کردند ما نیز انجام دادیم تا این که بعد از رمی تمام جمرات در منی ماندیم و نمی‌دانم که طواف وداع بر من لازم است یا نه و طواف افاضه نکردم و به جده برگشتم در حالی که طواف وداع نکردم مگر هنگامی که از کشور خارج شدم زمانی که مرخصی داشتم سپس وقتی فهمیدم که در این حجم نقص وجود داشته است برای حج بعدی مطالعه کردم تا این که حجم دچار نقص نشود والحمدلله آیا حج دومم جای پقص حج اولم را می‌گیرد؛ آیا الان از حج اولم بر من لازم است؟

جواب:

در این سوال اشکالاتی که سوال کننده‌ دارند تکرار شده است: ایشان سوال کردند و به ایشان گفته شده است که چنین است و من می‌خواهم بدانم از کسی که سوال کردند از عوام مردم بوده یا از هر انسانی که دیده‌اند سوال کرده است؟ اگر چنین بوده است، کوتاهی کرده است و از گردن او ساقط نمی‌شود و حجتی نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نمی‌باشد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فَسۡـَٔلُوۤا۟ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ} [سوره النحل: ۴۳] : (پس (ای مردم) اگر نمی‌دانید از (آگاهانِ) اهل کتاب بپرسید): و سوال کردن از کسی که نمی‌دانی او اهل علم است، فایده‌ای ندارد چون او از اهل ذکر نیست و جاهلی مانند خودت می‌باشد و صحیح نیست که از او سوال کنی اما اگر از کسانی که به علم و دینشان اعتماد داشتند سوال کردند در مقابل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ معذور هستند و چیزی بر ایشان لازم نیست و در این صورت این فتوایی که به تو داده است که حج آخری که به جا آورده‌ای کفایت می‌کند از حج اولی، محل نظر می‌باشد زیرا حج اولی تمام نشده است چون حج بدون طواف افاضه تمام نمی‌شود و برای همین شایسته‌ی این مفتی است که او را امر به انجام طواف افاضه کند تا این که حج اولش کامل شود سپس حج دیگر به جا آورد و این حج آخری تطوع (مستحب) است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لقد حَجَجْتُ منذ ثلاث سنوات، وكنت لا أعلم كثيرًا عن مناسك الْحَجِّ، وذهبت مع بعض أصدقائي الذين حجوا في الأعوام السابقة، ولكننا عندما وصلنا إلى عرفات تاه البعض عنا، وكان معهم كل حاجاتنا، ولم يبق معي غير نقودي وواحد من أصدقائنا، وأكملنا بقية مناسك الحَج مثل بقية الحُجَّاج، نسير معهم ونفعل كما يفعلون، حتى نزلنا من مِنّى بعد رمي الْجَمَرَاتِ بأنواعها، ولا أدري أن علينا غير طَوَافِ الْوَدَاعِ، ولم أَطْفْ طَوَافِ الإفاضة، ورجعت إلى جُدَّة ولم أطف طَوَاف الوَدَاع إلا عند مغادرة المملكة في فترة الإجازة، ثم قمت بعد ما علمت بتقصيري في الْحَجِّ فِي الْحَجَّةِ الأولى بالْحَج مرة ثانية لي، وطبعا بحثت في مناسك الْحَجّ وقرأت كثيرًا عنها قبل ذهابي ثانيًا، حتى لا أقصر في شيء مرة أخرى والحمد الله، وأخبروني أن الْحَجَّة الثانية تُعَوِّضُ النقص في الأولى، فهل عليَّ شيء الآن في حَجَّتِي الْأُولَى؟

فأجاب رحمه الله تعالى: تكرر في هذا السؤال ذكر هذه الإشكالات التي يقول فيها السائلون: إنهم سألوا وقيل لهم كذا وأنا أحب أن أسأل مَنِ الذي يَسْأَلُون، هل يسألون عامة الناس، أو يسألون أي إنسان رأوه؟ فإن كان الأمر كذلك فإنه تقصير منهم، وهذا لا تبرأ به ،الذمة، ولا يكون لهم به حجة عند الله لأن الله إنما يقول: ﴿فَسْتَلُوا أَهْلَ الذِكرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴾ [النحل: ٤٣] وسؤالك لمن لا تعلم أنه من أهل الذكر سؤال لا يفيد، لأنه ليس من أهل الذكر، هو جاهل مثلك، لا أن تَسْأَلَهُ، أما إذا كانوا يسألون أهل علم، ويثقون يصح بعلمهم ودينهم، فإنهم يكونون مَعْذُورِينَ أمام الله -عز وجل-، ولا يلزمهم شيء، وحينئذ فهذا الذي أفتاه بأن حَجَّتَهُ الأخيرة تُجْزِتُهُ عن حجته الأولى في إفتائه نظر، لأن حجته الأولى لم تتم إذ أن طَوَافَ الْإِفَاضَةِ ركن لا يتم الْحَجُّ إلا به، وعلى هذا فكان ينبغي لهذا المفتي أن يأمره بأن يطوف طَوَافَ الْإِفَاضَةِ، ليكمل حجه الأول، ثم بعد ذلك يأتي لِلْحَج الأخير ويكون الْحَج الأخير تطوعًا.

مطالب مرتبط:

(۴۳۹۷) حکم ترک رمی در ایام تشریق و عدم انجام طواف وداع

حج شما صحیح است چون رکنی از ارکان حج را ترک نکردی ولی سه واجب را ترک کردی...

ادامه مطلب …

(۴۴۰۹) حکم عمره ناقص و ناتمام در اثر ازدحام شدید

واجب است که الان لباس احرام را بپوشند و بروند سعی را به جا آورند و موی سرش را کوتاه کنند تا این که عمره‌ی گذشته‌یشان کامل کنند و از الان از تمام محظورات احرام دوری کنند و همچنین توبه و استغفار از این گناهی که مرتکب شده‌اند انجام دهند.....

ادامه مطلب …

(۴۴۱۶) حکم ناتمام ماندن عمره پس از احرام به دلیل شرایط اضطراری

اگر انسان احرام به عمره بست بر او واجب است که آن تمام کند...

ادامه مطلب …

(۴۴۲۵) خروج از احرام عمره تمتع بدون حلق یا تقصیر

کوتاه کردن موی سر از واجبات عمره می‌باشد و اهل می‌گویند کسی که واجبی را ترک کند باید قربانی را در مکه ذبح کندو بین فقرا تقسبم کند....

ادامه مطلب …

(۴۴۱۲) حکم بیرون آمدن از احرام پیش از عمره به دلیل عذر و تأخیر در ادای مناسک

بر تو واجب است که در آینده هنگامی که احرام برای عمره یا حج می‌بندی تا پایان آنها و تحلل در احرام بمانی مگر این که مانع شرعی برایت پیش بیاید که تحلل صورت پذیرد که در این صورت برای تحللت قربانی می‌کنی....

ادامه مطلب …

(۴۴۱۰) حکم خارج شدن از احرام عمره به دلیل فوت نزدیکان قبل از اتمام مناسک

هنگامی که خبر فوت یکی از نزدیکانشان یا دوستانشان یا کسی که می‌خواهند در تشیع جنازه‌اش شرکت کنند، واجب است که نسکشان را تمام کنند سپس به آنجا بروند مگر عمره غیر از طواف، سعی و کوتاه کردن موی سر می‌باشد......

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه