شنبه 27 جمادی‌الاول 1448
۱۶ آبان ۱۴۰۵
7 نوامبر 2026

(۴۳۸۰) چه مدتی باید بین دو عمره فاصله باشد؟

(۴۳۸۰) سوال: چه مدتی باید بین دو عمره فاصله باشد؟

جواب:

بعضی از علما نظرشان بر این است که عمره در سال تکرار نمی‌شود و در هر سالی فقط یک بار انجام می‌شود و بعضی دیگر نظرشان بر این است که تکرار آن در سال اشکالی ندارد ولی به قدری باشد که موی سر رشد کند که بتوان آن را تراشید اگر که سرش را تراشیده است و از امام احمد رَحِمَهُ‌الله روایت شده است هنگامی که سرش سیاهی می‌انداخت عمره کرده است چون از واجبات عمره، تراشیدن سر یا کوتاه کردن آن است و بدون مو نمی‌شود و شیخ الإسلام رَحِمَهُ‌الله در یکی از فتواهایش، زیاد و پشت سر هم عمره کردن را به اتفاق سلف مکروه می‌داند[۱] اما اگر بین دو عمره یک ماه و مانند آن فاصله باشد اشکالی ندارد و از مشروعیتش إن شاء الله خارج نمی‌گردد.

اما این که بعضی از مردم در رمضان هر روز عمره را تکرار می‌کنند بدعت منکری است که اصلی در عمل سلف ندارد و معلوم است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که مکه را فتح کرد و ۱۹ روز دیگر باقی بود، هیچ روز از حرم بیرون نرفت که عمره به جا آورد و همچنین در عمره‌ی قضاء که سه روز در مکه بودند و هر روز را عمره نکردند و از سلف معروف نیست که چنین کاری کرده باشند و بهترین روش، روش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است.

و چیزی که بر بعضی از ایشان انکار می‌شود این است که هنگامی که عمره‌ی اولی به جا می‌آوردند قسمتی از سرشان را می‌تراشند سپس از احرام بیرون می‌آیند و هنگامی که عمره‌ی دوم را به جا آوردند قسمت دوم سرشان را می‌تراشند و از احرام بیرون می‌آیند سپس این را سرش را براساس عمره‌هایی که انجام می‌دهد تقسیم می‌کند و من مردی را در سعی بین صفا و مروه دیدم که سرش را از نصف تراشیده بود و نصف دیگر سرش کاملا مو داشت پس از او سوال کردم چرا این‌گونه است؟ گفت: این قسمت را برای عمره‌ی دیروز تراشیده‌ام و این قسمت باقی برای عمره‌ی امروز است و این بدون شک دلالت بر جهل می‌دهد زیرا تراشیدن قسمتی از سر و باقی گذاشتن قسمتی دیگر قزعی است که از آن نهی شده است و همچنین این از نسک نمی‌باشد یعنی تراشیدن قسمتی از سر و ترک قسمتی دیگر نسکی نیست که با آن عبادت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را بکند بلکه مکروه نیز هست ولی این جهل بر بسیاری از مردم تطبیق پیدا می‌کند نسأل الله العافیة، و این دو سبب دارد:

سبب اول: کم بودن آگاهی سازی اهل علم در این امور برای عوام مردم و اهل علم در این مسؤل هستند و معلوم است که یک شخص عامی از غیر علما بلدش کاملا قبول نمی‌کند لذا بر علمای بلاد مسلمین واجب است در ایامی که مردم به مکه می‌آیند آنها را آگاه سازند که چه چیزی بر آنها واجب است؟ چه چیزی بر آنها مشروع است؟ چه چیزی از آن نهی شده‌اند؟ تا این که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با بصیرت عبادت کنند.

اما سبب دوم: کم بودن اطلاع عوام است و این که به این علم اهتمام نمی‌دهند و از علما سوال نمی‌کنند و یکی از ایشان می‌آید که مثل بقیه‌ی عوام جهال انجام داده است و مانند این است که می‌گوید: دیدم که مردم این کار را انجام می‌دهند و من هم انجام دادم و این خطای بسیار بزرگی است لذا بر انسان واجب است هنگامی که می‌خواهد حج یا عمره کند توسط یک عالم موثق احکام آن را بیاموزد تا این که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با بصیرت عبادت کند و بسیار تعجب می‌کنی هنگامی می‌خواهد به مکه سفر کند از چگونگی رسیدن به مکه و بهترین مسیر آن می‌پرسد اما وقتی می‌خواهد حج یا عمره کند از کیف آن سوال نمی‌کند؟ در صورتی که سوال در مورد چگونگی انجام حج یا عمره مهمتر می‌باشد زیرا سوال از دین و عبادت است بنابراین به کسانی که می‌خواهند حج کنند می‌گوییم که از احکام حج قبل از این حج کنند آگاه شوند لذا با طالب علمی بشینید تا شما را راهنمایی کند و کتاب که در مورد حج و عمره می‌باشد از عالمی که به علم و امانت و دیانت آن اعتماد دارید پیدا کنید اما این که به مکه بروید و از احکام حج ندانید این سهل‌انگاری و تساهل است، نسأل الله أن یرزقنا علما نافعا و عملا صالحا.


[۱] مجموع الفتاوی (۲۶/۲۶۹).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: كم الوقت الذي يجب أن يَفْصِلَ بين الْعُمْرَةِ والْعُمْرَةِ الأخرى؟

فأجاب رحمه الله تعالى: يرى بعض العلماء أن الْعُمْرَةَ لا تتكرر في السَّنَةِ وإنما تكون عُمْرَةٌ في كل سنة مرة، ويرى آخرون أنه لا بأس من تكرارها لكن قدروا ذلك بنبات الشعر لو حلق، وقد روي ذلك عن الإمام أحمد رحمه الله أنه إذا حمم رأسه، أي: إذا نَبَتَ واسْوَدَّ فحينها يَعْتَمِرُ، لأن من واجبات الْعُمْرَةِ الْحَلْقَ أو التقصير، ولا يكون ذلك بدون شعر، وقد ذكر شيخ الإسلام رحمه الله في إحدى فتاويه أنه يَكْرَهُ الإكثار من الْعُمْرَةِ والموالاة بينها باتفاق السلف، فإذا كان بين الْعُمْرَةِ وَالْعُمْرَةِ شهر، أو نحوه فهذا لا بأس به، ولا يخرج عن المشروعية إن شاء الله.

وأما ما يفعله بعض الناس في رمضان من كونه يكرر الْعُمْرَةَ كل يوم، فبدعةٌ منكرة ليس لها أصل من عمل السَّلَفِ، ومن المعلوم أن رسول الله – صلى الله عليه وعلى آله وسلم – فتح مَكَّةَ ، وبقي فيها تسعة عشر يوما، ولم يخرج يوما من الأيام إلى الْحِلِّ ليأتي بِعُمْرَةٍ، وكذلك في عُمْرَةِ القضاء أقام ثلاثة أيام في مَكَّةَ، ولم يأتِ بِعُمْرَةِ كل يوم، ولم يعرف عن السلف الصالح رضي الله عنم أنهم كانوا يفعلون ذلك، وخير الهدي هدي محمد – صلى الله عليه وعلى آله وسلم.

وأنكر من ذلك أن بعضهم إذا اعْتَمَرَ الْعُمْرَةَ الأولى حلق جزءا من رأسه لها، ثُمَّ تَحلَّل فإذا اعْتَمَرَ الثانية حلق جزءًا آخر، ثم تحلل، ثم يوزع رأسه على قدر العمر التي كان يأخذها، وقد شاهدت رجلًا يَسْعَى بين الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ، وقد حلق شطر رأسه بالنصف وبقي الشطر الآخر وعليه شعر كثيف، فسألته لماذا؟ فقال: إني حلقت هذا الجانب لعُمْرَةِ أمس، والباقي لعُمْرَةِ اليوم. وهذا يدل لا شك على الجهل، لأن حلق بعض الرأس وترك بعضه من القَزَعِ الْمَنْهِيِّ عنه، ثم ليس هو نُسُكًا، أعني: حلق بعض الرأس، وترك بعضه ليس نسكا يتعبد به الله، بل هو مكروه، لكن الجهل قد طبق على كثير من الناس، نسأل الله العافية، وله سببان:

السبب الأول: قلة تنبيه أهل العلم للعامة في مثل هذه الأمور، وأهل العلم مسئولون عن هذا، ومن المعلوم أن العامي لا يقبل قبولا تاما من غير علماء بلده، فالواجب على علماء بلاد المسلمين أن يُبيِّنُوا للعامة في أيام المناسبات في قدومهم لكة ماذا يجب عليهم؟ وماذا يشرع لهم؟ وماذا ينهون عنه؟ حتى يعبدوا الله على بصيرة.

أما السبب الثاني: فهو قلة الوعي في العامة وعدم اهتمامهم بالعلم، فلا يسألون العلماء، ولا يتساءلون فيما بينهم، وإنما يأتي الواحد منهم يفعل كما يفعله العامة الجهال، وكأنه يقول: رأيت الناس يفعلون شيئًا، ففعلت وهذا خطأ عظيم، فالواجب على الإنسان إذا أراد أن يحجّ أو يَعْتَمِرَ أن يَتَفَقَّة بأحكام الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ على يد عالم يثق به، حتى يعبد الله على بصيرة، وإنك لتعجب أيما عجب أن الإنسان إذا أراد أن يسافر إلى مَكَّةَ مثلا، فإنه لن يسافر إليها حتى يبحث عن الطريق أين الطريق الموصل إلى مَكَّةَ؟ أين الطريق الأمثل من الطرق حتى يسلكه؟ لكن إذا أراد أن يأتي إلى مَكَّةَ حجّ وَعُمْرَةٍ لا يسأل كيف يحج؟ وكيف يَعْتَمِرُ ؟ مع أن سؤاله كيف يَحُجُ وكيف يَعْتَمِرُ أهم، لأنه سؤال عن دين، وعن عباده، فالذين يريدون الْحَجَّ نقول لهم ابحثوا عن أحكام الْحَجِّ قبل أن تَحَجُّوا، كونوا في صحبة طالب علم يبين لكم ما يرشدكم، استصحبوا كتبا تبحث في الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ من العلماء الذين تثقون في علمهم وأمانتهم وديانتهم، أما أن تذهبوا إلى مكة والواحد منكم فراغ من أحكام الحج، فهذا تهاون وتساهل، نسأل الله أن يرزقنا علما نافعا وعملا صالحا.

مطالب مرتبط:

(۴۳۷۸) حکم چندین بار عمره کردن چیست؟

هنگامی که انسان برای حج به سوی مکه رفته است چندین بار عمره کردن مشروع نیست....

ادامه مطلب …

(۴۲۸۸) حکم خارج شدن از احرام در منا پیش از وقوف عرفه

افضل آن است که از مکانش با احرام بیرون بیاید...

ادامه مطلب …

(۴۳۰۲) حکم رمی جمرات خارج از وقت سنت

برای کسی که از شلوغی و خسته شدن می‌ترسد از آخر شب نحر تا طلوع فجر روز یازدهم می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۴۳۰۳) آیا رمی در هوا بدون برخورد به جمره معتبر است؟

اگر رمی را بر وجه صحیح آن اعاده نکردید باید فدیه‌ای را  در مکه ذبح کنید و بر فقرا آنجا توزیع کیند و اهل علم برای کسی که واجبی را ترک کند این‌گونه گفتند و رمی از واجبات حج است....

ادامه مطلب …

(۴۳۸۲) حكم تکرار عمره در رمضان

تکرار عمره در یک سفر از روش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش تا جایی که می‌دانیم نیست و خود رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که مکه را فتح کردند حدود ۲۰ رمضان بود و ۹ روز از رمضان باقی بود که او در مکه باشد اما وارد نشده است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به تنعیم رفته تا این که عمره کند....

ادامه مطلب …

(۴۳۲۸) حکم ترک طواف افاضه در حج به‌ علت ازدحام و خروج از مکه بدون انجام آن

شما همچنان در حج می‌باشی و بر شما واجب است که الان به مکه بروی و رکنی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این قول برایت فرض کرده را به جا آوری.....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه