شنبه 19 شعبان 1447
۱۸ بهمن ۱۴۰۴
7 فوریه 2026

(۴۲۵۶) حکم آویزان شدن به پرده کعبه و لمس حجرالاسود

(۴۲۵۶) سوال: در حرم مکی می­بینیم که برخی از مردم خود را به پرده و دیوار کعبه آویزان می­کنند و مدتی بر این حالت باقی می­مانند؛ حکم این کار چیست؟ و حکم کسی که دراهمی را می­گیرد و با آن­ها حجرالاسود را لمس می­کند چیست؟  لطفا پاسخ دهید، الله شما را بهره­مند سازد.                                                                                                                                                                                                                                                                                                   

جواب:

آویزان شدن به پرده­ی کعبه یا چسباندن سینه به آن یا شبیه این­ها بدعت است و اصلی ندارد و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش چنین کاری را انجام نداده­اند و نهایت آن چه وارد شده التزام (یعنی دعا کننده سینه، صورت و دو دستش را به کعبه بچسباند و دعا کند) بین درب کعبه و حجرالاسود است اما بقیه­ی گوشه­های کعبه از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش وارد نشده که به آن ملتزم باشند یا سینه­های خود را به آن بچسبانند.

آن چه سؤال کننده ذکر نمود که برخی از حاجیان با درهم­هایی حجر الاسود را لمس می­کنند بدعت است و اصلی ندارد و با مسح نمودن حجر الاسود تبرک جسته نمی­شود بلکه شخص با مسح آن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را عبادت می­کنند همان­طور که امیر مؤمنان عمر بن خطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ در حالی که حجر الاسود را می­بوسید گفت: «إني لأعلم أنك حجر لا تضر و لا تنفع، و لولا أني رأيت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم يقبلك ما قبلتك»[۱]: (می­دانم که تو سنگی بیش نیستی که نه سود و نه زیان می­رسانی و اگر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را نمی­دیدم که تو را نمی­بوسید تو را نمی­بوسیدم).

دانسته شود که مبنای عبادات بر تبعیت است نه بر ذوق و نوآوری لذا این­گونه نیست که ره چه برای انسان آشکار شد و با قلبش آن را نیک پنداشت عبادت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انکار نموده بر کسانی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با شریعتی که به آن­­ها اجازه نداده او را عبادت می­کنند لذا می­فرماید: {أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ}[شوری: ۲۱](آیا (مشرکان) معبودانی دارند که بدون اجازه­ی الله آیینی برای آن­ها مقرر داشته اند؟!) و از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت شده که می­فرماید: «من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رد»[۲]: (کسی که عملی را انجام دهد که دین ما بر آن نیست عمل او مردود است) یعنی از او قبول نمی­شود.

نهایت آن چه به این جاهلان می­گوییم: به خاطر جهل خود معذور هستند و بر این کار پاداش داده نمی­شوند زیرا این کار بدعت است و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می­فرماید: «كل بدعة ضلالة»[۳]: (هر بدعتی گمراهی است).

بنابراین نصیحت من به این برادران که حج یا عمره را ادا می­کنند این است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را بر بینش عبادت کنند و به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با آن چه مشروع نکرده است تقرب نجویند و کتاب­هایی را که علمای مورد اطمینان در علم و امانت داری در باب مناسک حج و عمره تألیف نموده همراه خود بیاورند.

بر کسانی که راهنمای آن­ها هستند که (مطوّفین) نامیده می­شوند واجب است تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را پیشه نموده و احکام حج و عمره را یاد بگیرند قبل از این که مسئولیت راهنمایی مردم را به عهده بگیرند و هنگامی که یاد گرفتند بر آن­ها واجب است مردم را به انجام آن چه در سنت از مناسک حج و عمره آمده وادار کنند تا این که هدایت­ یا فته، هدایت­گر، دعوت کننده­ی به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و اصلاح­گر باشند.

باقی ماند وضعیت بر آن چه که الان است که راهنمایان هیچ کاری را در راستای اجرای سنت انجام نمی­دهند و نهایت کاری که انجام می­دهند این است که به حاجیان دعاهایی را تلقین می­کنند که آن­ها را در هر دور طواف بخوانند بدون این که آن­ها را به مکان­های نسک مشروع راهنمایی کنند و واضح است که تخصیص دادن هر دور به دعایی مشخص اصلی در سنت ندارد بلکه اهل علم رَحِمَهُمُ‌الله گفته­اند این کار بدعت است و از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده که برای دور اول دعایی خاص برای دور دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم و هفتم هر کدام دعایی خاص قرار دهد و نهایت آن چه وارد شده تکبیر گفتن کنار حجر الاسود و گفتن دعای: {رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}[بقره: ۲۰۱](پروردگارا! به ما در دنیا و در آخرت نیکی عطا فرما و ما را از عذاب آتش نگه دار) بین رکن یمانی و حجر الاسود است[۴] ابن عمر  رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا در ابتدای طواف خویش می­گفت: «بسم الله و الله أكبر، اللهم إيمانا بك، و تصديقا بكتابك، ووفاء بعهدك، واتباعا لسنة نبيك محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم »: (به نام الله و الله از همه­ چیز بزرگ­تر است بارالها! از روی ایمان به تو، تصدیق به کتاب تو، وفا نمودن به عهد تو و تبعیت از سنت پیامبرت محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم )[۵].

خلاصه­ي جواب: براي انسان مشروع نيست كه پرده­ی کعبه، چیزی از رکن­های آن و چیزی از گوشه­های دیوار آن  را تبرک بجوید یا این که کمرش را به آن بچسباند بلکه بدعت است و از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش وارد نشده است و نهایت آن چه وارد شده التزام است که محل آن بین حجر الاسود و درب کعبه همچنین بوسیدن حجر الاسود و لمس آن و لمس رکن یمانی است لذا از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود و برادرانمان می­خواهیم که ما را به راه راست هدایت نموده راه کسانی که به آن­ها نعمت داده از جمله پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحین.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] تخریج آن گذشت.

[۴] أبوداود: كتاب المناسك، باب الدعاء في الطواف، شماره­ى (۱۸۹۲).

[۵] طبراني في الأوسط (۵/۳۳۸).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: نرى في الْحَرّم المكي بعض الناس يتعلق بأستار الْكَعْبَةِ وجدارها، ويظل على هذه الحالة مدة من الزمن، فما الحكم في ذلك؟ وما الحكم فيمن يأخذ في يده الدراهم ويمسح بالدراهم الْحَجَرَ الأسود؟ أفيدونا أفادكم الله في ذلك.

فأجاب – رحمه الله تعالى-: التعلق بأستار الْكَعْبَةِ، أو إِلْصَاقُ الصدر عليها، أو ما أشبه ذلك بدعةٌ لا أصل له، فلم يكن النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- وأصحابه يفعلون ذلك، وغاية ما ورد الالتزام فيما بين باب الْكَعْبَةِ والحجر الأسود فقط، وأما بقية جهات الكعبة وأركانها فإنه لم يرد عن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- وأصحابه أنهم كانوا يلتزمونها، أو يلصقون صدورهم بها.

وكذلك ما ذكره السائل من أن بعض الْحُجَّاجِ يأخذ الدراهم ويمسح بها على الْحَجَرِ الأسود فهو أيضًا، بدعة، لا أصل له، والْحَجَرُ الأسود لا يُتبرَّكُ بمسحه، وإنما يتعبد الله تعالى بمسحه كما قال أمير المؤمنين عمر بن الخطاب رضي الله عنه وهو يُقَبِّلُ الْحَجَرَ الأسود: «إني أعلم أنك حجر لا تَضُرُّ ولا تنفع، ولولا أني رأيت النبي صلى الله عليه وسلم يُقبلُكَ ما قَبَّلْتُكَ».

وليعلم أن العبادات مبناها على الاتباع، لا على الذوق والابتداع، فليس كل ما عَنَّ للإنسان واستحسنه بقلبه يكون عبادة الله حتى يأتي سلطان من الله -عز وجل- على أن ذلك مما يحبه ويُقَرِّبُ إليه، وقد أنكر الله تعالى على الذين يتعبدون بشرع لم يأذن به فقال: ﴿ أَمْ لَهُمْ شُرَكَوا شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ الله ﴾ [الشورى: ۲۱]، وثبت عن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أنه قال: مَنْ عَمِلَ عَمَلًا ليس عليه أَمْرُنَا فَهُو رَدُّه (۲)، أي: مردود على صاحبه، غير مقبول منه.

وغاية ما نقول لهؤلاء الجهال: إنهم معذورون لجهلهم، غير مثابين علي فعلهم، لأن هذا بدعة وقد قال النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «كل بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ».

فنصيحتي لإخواننا الْحُجَّاجِ والعُمارِ أن يعبدوا الله تعالى على بصيرة، وأن لا يتقربوا إلى الله تعالى بما لم يَشْرَعَةً، وأن يصطحبوا معهم مناسك الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ التي ألفها علماء موثوق بعلمهم، وأمانتهم.

والواجب على الموجهين لهم الذي يُسَمَّوْنَ الْمُطَوِّفِينَ أن يتقوا الله -عز وجل-، وأن يتعلموا أحكام الْحَجِّ  َوالْعُمْرَةِ قبل أن يتصدروا لهدي الناس إليها، وإذا تعلموها فالواجب عليهم أن يحملوا الناس على جاءت به السنة من مَنَاسِكِ الْحَجّ وَالْعُمْرَةِ، ليكونوا هداة مهتدين، دعاة إلى الله تعالى مصلحين.

أما بقاء الوضع على ما هو عليه الآن من كون المطوفين لا يفعلون شيئًا يحصل به اتباع السُّنَّة وغاية ما عندهم أن يُلَقَّنُوا الْحُجَّاج دعوات في كل شوط دون أن يهدوهم إلى مواضع النُّسُكِ المشروعة، ومن المعلوم أن تخصيص كل شوط بدعاء مُعيَّن لا أصل له في السُّنَّةِ بل هو بدعة نص على ذلك أهل العلم -رحمهم الله، فلم يرد عن النبي عليه الصلاة والسلام- أنه جعل للشوط الأول دعاء خاصا، وللثاني والثالث والرابع والخامس والسادس والسابع كذلك، وغاية ما ورد عنه التكبير عند الْحَجَر الأسود وقول: ﴿ رَبَّنَاءَ اتنا في الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴾ [البقرة: ٢٠١] بين الركن اليَمَانِي وَالْحَجَرِ الأسود. وكان ابن عمر رضي الله عنه يقول في ابتداء طوافه: «بسم الله واللهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ إيمانا بك، وتَصْدِيقًا بِكِتَابِكَ، ووفاءً بِعَهْدِكَ، وَاتَّبَاعًا لسُّنَّةِ نبيك محمد – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-».

وخلاصة الجواب على هذا السؤال أنه لا يشرع للإنسان أن يتمسح بكسوة الكعبة، أو بشيء من أركانها، أو بشيء من جهات جدرانها، أو يُلْصِقُ ظهره على ذلك، بل هذا بدعة لم يرد عن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- وأصحابه، وغاية ما هنالك أنه ورد عنهم الالْتِزَامُ وموضعه بين الْحَجَرِ الأسود، وباب الْكَعْبَةِ، وكذلك ما يتعلق بتقبيل الْحَجَرِ الأسود، واستلامه، واستلام الركن اليماني، فنسأل الله تعالى لنا ولإخواننا أن يهدينا صراطه المستقيم، صراط الذين أنعم الله عليهم من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين.

مطالب مرتبط:

(۴۲۵۷) حکم تبرک جستن به کعبه‌ی مشرفه

این کار آن­ها اصلی ندارد، بدعت است و از آن نهی می­شود...

ادامه مطلب …

(۴۲۸۰) حکم نشستن و استراحت در حین سعی بین صفا و مروه

بله، این کار جایز است و اهل علم ذکر نموده که پی در پی بودن بین دورهای سعی سنت است و شرط نیست بنابراین می­تواند استراحت کند...

ادامه مطلب …

(۴۲۷۰) حکم غسل احرام برای زن محرمه پس از پاک شدن از حیض

هرگاه زن برای عمره احرام بست و حیض شد یا برای عمره در حالی که حیض بود احرام بست سپس پاک شد در مکان اقامتش در خانه­ غسل می­زند سپس می­رود طواف و سعی را انجام می­دهد و عمره­ی خود را کامل می­کند و نیازی به رفتن به تنعیم و میقات نیست...

ادامه مطلب …

(۴۲۸۳) حکم تکبیر و اشاره به رکن یمانی در هنگام ناتوانی از لمس آن

برای این تکبیر اصلی نمی‌شناسم و همچنین برای این اشاره کردن اصلی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نمی‌شناسم و زمانی که برای آن اصلی نمی‌شناسد نه برای تکبیر و نه برای اشاره پس اولی‌تر این است که تکبیر نگوید و اشاره نیز نکند.....

ادامه مطلب …

(۴۲۷۱) حکم طواف افاضه زن پس از حیض با مشاهده لکه‌ خون

طوافی که ذکر شده مادامی که قبل از طواف پاکی را دیده درست است و این نقطه­های خون که بعد دیده چه بسا به سبب خستگی و راه رفتن باشد...

ادامه مطلب …

(۴۲۷۹) آیا هنگام طواف با رسیدن وقت نماز، باید طواف را قطع کرد؟

هرگاه نماز اقامه شد و تو در حال طواف کردن بودی چه طواف عمره، چه طواف حج و چه طواف سنت باشد طواف خود را توقف نموده و نماز می­خوانی سپس طواف را کامل می­کنی و از ابتدا شروع نمی­کنی...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه