سه‌شنبه 11 ربیع‌الثانی 1448
۳۱ شهریور ۱۴۰۵
22 سپتامبر 2026

(۳۶۹۷) حکم زکات مال امانتی که با اجازه مالک با مال امانت‌دار مخلوط شده است

(۳۶۹۷) سوال: اگر همسرم یا یکی از نزدیکان، مالی به عنوان امانت نزد من داشته باشد و مال وی با اجازه‌ی خودش با مال من مخلوط شود، پس از گذشت یک سال، پرداخت زکات آن بر عهده‌ی من یا او است؟

جواب:

زكاتش با صاحب آن مال است و بر شما نیست؛ زیرا شما مالک مال نیستید مگر این که اجازه‌ دهد آن مال را به عنوان قرض بردارید. اگر آن را قرض بگیرید، مالک آن می‌شوید و از جمله مال شما می‌شود که زکاتش را همراه سایر اموال خود می‌پردازید.

سؤال: شیخ بزرگوار! در این حالت، صاحب مال، زکات ندارد؟

جواب: در صورتی که بدهکار، ثروتمند و دارا باشد (یعنی هر وقت طلبکار پولش را بخواهد، بدهکار بتواند به او برگرداند) زکات بر طلبکار نیز واجب است؛ این قول راجح در این مسئله می‌باشد. برخی علما بر این نظر هستند که بدهکار در برابر پولی که قرض گرفته، زکات ندارد که بنا بر این دیدگاه، شخص بدهکار برای پولی که قرض گرفته، زكات نمی‌پردازد اما عموم نصوص قرآن و سنت، دلالت بر وجوب زکات بر کسی که دارای مال است، دارد حتی اگر بدهکار نیز باشد مگر این که قبل از وجوب زکات، موعد تسویه‌ی بدهی فرا برسد که در این حالت، زکات از وی ساقط می‌شود؛ زیرا از عثمان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت است که می‌گفت: “إن هذا شهرُ زكاتكم، فمن كان عليه دين فليَقضِه”[۱] : (این ماه، ماه زکات شما است لذا هر کس که بدهی دارد، آن ‌را تسویه نماید).


۱-تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إذا كان لزوجتي مثلا أو لأحد أقربائي مال يُودَع عندي واختلط بمالي بإذن صاحبه، فهل زكاته إذا حال عليه الحول تكون علي أو على صاحبي؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: تكون زكاته على صاحبه وليست عليك؛ لأنك لست مالكًا له، إلا إذا أذن لك باستقراضه إذا أخذته قَرْضًا، فإنك إذا أخذته قَرْضًا مَلَكْتَه ، فإذا مَلَكْته صار من جُملة مالك، تزكيه مع مالك.

فضيلة الشيخ: وليس على صاحبه زكاة في هذه الحالة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: أما صاحبه فإن عليه الزكاة فيه أيضًا ما دام المقترض غَنِيًّا، أي ساعَةَ يَطْلب منه القَرْضَ يَرُدّه عليه، هذا هو القول الراجح في هذه المسألة. ويرى بعض أهل العلم أن من عليه دين فإنه لا تجب الزكاة فيما يقابل ذلك الدين، وبناءً على هذا القول يكون هذا المقترض ليس عليه زكاة فيهما يقابل ما استقرضه من صاحبه، ولكن عُموم الكتاب والسنة يدل على وجوب الزكاة فيمن عنده مال ولو كان عليه دَيْن، إلا أنه إذا كان دينه قد حَلّ قبل وجوب الزكاة فإن الزكاة تسقط عنه في هذه الحال؛ لأنه روي عن عثمان رضي الله عنه أنه كان يقول: «إن هذا شهر زكاتكم، فمن كان عليه دين فليقضه» يعني: ثم يؤدي زكاته بعد.

مطالب مرتبط:

(۳۷۰۲) بررسی اخلاقی دریافت زکات

این کار، حرام است، جایز نیست و برخلاف امانت‌داری می‌باشد؛ زیرا دوستش او را وكيل نموده و آن مبلغ را به وی تحویل می‌دهد تا آن را میان دیگران توزیع کند اما او آن را برای خودش بر می‌دارد. حال آن که علما بیان نموده‌اند که جایز نیست وکیل از چیزی که به او وکالت داده شده است،...

ادامه مطلب …

(۳۷۱۰) حکم تأخیر در پرداخت زکات

شایسته نیست زکاتش را به تأخیر بیاندازد؛ بلکه وقتی می‌داند که فقیر مستحق زکات نزد وی نیست، زکاتش را به نزدیک‌ترین مکان از خودش بفرستد که در آن فقیر و نیازمند وجود دارد....

ادامه مطلب …

(۳۶۸۵) حکم مردی که سال‌ها زکات اموالش را نپرداخته است

بر وی واجب است زکات بپردازد؛ با گذشت یک سال کامل بر وی واجب است: اگر یک سال زکات نداده به اندازه‌ی دو سال زکات بپردازد و اگر دو سال زکات نداده، به اندازه‌ی سه سال زکات بپردازد....

ادامه مطلب …

(۳۷۰۵) زکات فطر و زکات اموال: تفاوت‌ها و احکام مربوطه

زکات چهارپایان (گاو، گوسفند و شتر) اگر یک سال کامل یا بیشتر سال را در چراگاه چریده باشد و برای تجارت نباشد، زكات غلات و میوه‌ها را باید از ذات آن‌ چهارپایان، غلات و میوه‌ها پرداخت....

ادامه مطلب …

(۳۶۹۴) حکم دادن وکالت به شخص دیگر برای پرداخت زکات

اگر کسی را برای پرداخت زکاتش وکیل کند، واضح است که موكّل هنگام تحویل مبلغ زکات، نیت می‌کند که این مبلغ، زکات او است و همین نیت، کافی می‌باشد‌ اما وکیل هنگام پرداخت زکات، باید نیت کند که این مبلغ، زکات فلانی است که مرا وکیل خود قرار داده است....

ادامه مطلب …

(۳۶۸۴) حکم تأخیر در پرداخت زکات مال تا بازگشت به وطن

پرداخت زکات، واجب است به طور فوری انجام شود اما اگر با پرداخت فوری آن دچار ضرر و آسیب می‌شود، ایرادی ندارد که آن ‌را به تأخیر بیاندازد تا به سرزمین خویش بازگردد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه