پنج‌شنبه 24 شعبان 1447
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
12 فوریه 2026

(۳۶۰۱) آیا طلایی که مورد استفاده قرار می‌گیرد، زكات دارد؟

(۳۶۰۱) سوال: آیا طلایی که مورد استفاده قرار می‌گیرد، زكات دارد یا جزو مال اندوخته محسوب می‌شود؟ اگر زكات دارد، مقدارش چه اندازه است؟ لطفا کاملا توضیح دهید.

جواب:

علما درباره‌ی وجوب زکات طلا و نقره‌ای که برای استفاده قرار داده شده است، اختلاف نظر دارند؛ برخی از علما گفته‌اند: زكات ندارد. برخی دیگر آن ‌را دارای زكات می‌دانند. از میان کسانی که گفته‌اند: (زکات دارد) برخی بر این نظر هستند که زکات طلا و نقره، طلا و نقره است و برخی دیگر چنین گفته‌اند که زكاتش مشابه کاربرد آن است؛ یعنی چون استفاده می‌شود، زکاتش نیز منفعت آن است بدین صورت که آن را عاریه بدهد.
میزان و قاعده‌ی شرعی برای هر مؤمن که واجب است مبنا و معیار وی در سیر او به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، عبادت و تعامل وی با بندگان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و داور بین اهل علم در زمان اختلاف باشد، كتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. اگر این اختلاف علما را به قرآن و سنت ارجاع دهیم، روشن می‌شود که دیدگاه راجح و برتر این است که: پرداخت زکات طلا و نقره‌ای که برای استفاده قرار داده شده است، واجب می‌باشد زیرا نصوص قرآن و سنت درباره‌ی وجوب زکات طلا و نقره، عام بوده و چیزی از آن را استثنا نکرده است مگر یک حديث که سندش صحیح نیست. از جمله‌ی آن نصوص، فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که می‌فرماید: {وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ * يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ} [التوبة: ۳۴-۳۵] : (کسانی که طلا و نقره را ذخیره می‌کنند و در راه الله انفاق نمی‌کنند را به عذابی دردناک مژده بده. روزی که آن‌ها در آتش دوزخ گداخته شود و پیشانی‌، پهلو و پشت‌هایشان را با آن داغ کنند، این است آن‌چه برای خود ذخیره کرده‌اید پس بچشید چیزی را که ذخیره می‌کردید). اندوختن طلا و نقره، به معنای عدم پرداخت زکات آن است چون اگر زکاتشان پرداخت شود، اندوخته و گنج نیست حتی اگر در ژرفای زمین دفن شده باشد اما اگر زکاتشان پرداخت نشود، گنج به شمار می‌رود حتی اگر بر سر کوه قرار داده شده باشد. از ادله‌ای که در سنت وارد شده حديث ابو هريره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ است که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت می‌کند که فرمود: «مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ، وَلا فِضَّةٍ، لا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا _ وفی روایة: زکاتها _ إِلاَّ إِذَا كَانَ يَومُ القِيَامَةِ صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْمِيَ عَلَيْهَا في نَارِ جَهَنَّمَ، فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ، وَجَبِينُهُ، وَظَهْرُهُ، كُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ في يَومٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ ألْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ العِبَادِ فَيَرَى سَبيلَهُ، إمَّا إِلَى الجَنَّةِ، وَإمَّا إِلَى النَّارِ» : (هر صاحبِ طلا و نقره‌ای که زکاتِ آن را نپردازد، روز قیامت طلا و نقره اش به ورق‌هايی از آتش تبديل می‌شود و اين ورق‌ها را در آتش دوزخ، داغ می‌کنند و سپس با آن پهلوها، پيشانی و پُشت آن شخص را داغ می‌نهند و هر بار که اين ورق‌ها سرد شود، دوباره داغ می‌گردد و اين عذاب برای آن شخص در روزی که مقدارش به اندازه‌ی پنجاه هزار سال است، ادامه دارد تا آن که در ميان بندگان، حُکم ‌شود و سپس مسيرِ خود را ببیند که به سوی بهشت يا به سوی دوزخ است). عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روایت می‌کند که: «أن امرأة أتت إلى رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وفي يد ابنتها مسكتان غليظتان من ذهب يعني سوارين غليظين فقال لها الرسول صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم أتؤدين زكاة هذا؟ قالت: لا، قال أيسرك أن يسورك الله بهما سوارين من نار فخلعتهما وأعطتهما إلى الرسول صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وقالت هما لله ورسوله» : (زنی نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمد در حالی که دخترش دو دستبند بزرگ طلا به دست داشت؛ به او فرمود: آیا زکات این را می‌پردازی؟ پاسخ داد: خیر. گفت: آیا خوشحال می‌شوی که الله به سبب این دو النگو، دو النگوی آتشین به دستانت ببندد؟ آن زن فورا ‌دو النگو را بیرون آورد و نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گذاشت و گفت: این برای الله و پیامبرش باشد). حافظ ابن حجر رَحِمَهُ‌الله در کتاب (بلوغ المرام) می‌گوید: «أخرجه الثلاثة وإسناده قوي» : (امامان: ترمذی، ابوداود و ابن ماجه این حدیث را روایت کرده‌اند و اسنادش قوی است). روايت عمرو بن شعيب از پدرش از جدش، نص صریحی در این مسئله است که اختلاف در آن واقع شده است و حدیث وی نزد محققان اهل حدیث مانند امام احمد، يحيى ابن مَعين و… رَحِمَهُمُ‌الله مورد قبول است و کسی که به این روایت ایراد گرفته، دلیلی ارائه نکرده است لذا اگر راوی بعد از عمرو ابن شعيب، ثقه باشد، حديث صحيح است و در کم‌ترین حالت، حَسَن خواهد بود و در صورتی که حَسَن باشد و شاهدی از حدیث صحيح مانند حديث ابو هريره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که بیان شد نیز داشته باشد، بدون تردید، حجت و دلیل محکمی خواهد بود.
ساقط کردن زکات طلا و نقره بنا بر قياس آن بر لباس، ظرف و… قیاس در برابر وجود نص شرعی است که با آن تعارض دارد و قياسی که با نص در تضاد باشد، پذیرفتنی نیست، به آن عمل نمی‌شود و قياس مع الفارق است؛ زیرا کسانی که زکات طلا و نقره را بر اساس قیاس بر لباس و… واجب نمی‌دانند، می‌گویند: (اگر زیورآلات حرام بود، زکاتش واجب می‌شد) در حالی که زکات لباس حرام را واجب نمی‌دانند. همچنین می‌گویند: “اگر زیورآلات برای مخارج یا اجاره باشد، زکاتش واجب می‌شود” در حالی که اگر لباس و… برای مخارج و اجاره نگهداری شود، زکات آن را واجب نمی‌دانند. اگر احکام لباس و… در بسیاری از مسائل مانند احکام زیورآلات نیست، چه چیزی سبب شده که در حکم زیورآلات در اسقاط زکات، مانند لباس و… باشد در حالی ‌که خلاف دلالت نص می‌باشد؟
به هر حال، دیدگاه برتر و راجح این می‌باشد که زکات طلا و نقره واجب است، البته به شرطی که به حدّ نصاب برسد. نصاب طلا، بیست مثقال است و نصاب نقره، صد و چهل مثقال می‌باشد. تشخیص مثقال به کارشناسان طلا مربوط می‌شود و گفته شده که به ده جنیه و پنج هشتمِ جنیهِ سعودی از طلا می‌رسد. همچنین گفته‌اند: یازده جنیه و سه هفتم جنیه طلا است. در مورد نصاب نقره نیز گفته‌اند: پنجاه و شش ریال سعودی از نقره است اما سنجش با معیار مثقال، اولویت دارد زیرا در همه‌جا مشخص است که نصاب طلا، بیست مثقال و نصاب نقره، صد و چهل مثقال می‌باشد. سایر زیورآلات مانند الماس، مروارید و… زكات ندارد مگر این که برای تجارت قرار داده شود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة من العراق: هل على الذهب المستعمل زكاة؟ وهل يعتبر من الأموال المكنوزة؟ وإذا كان عليه زكاة فما مقدارها؟ نرجو بيان ذلك بالتفصيل.

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الحُلي من الذهب والفضة اختلف أهل العلم في وجوب الزكاة فيه إذا كان مُعَدَّا للاستعمال ، فمن أهل العلم من قال: إنه لا زكاة فيه ومنهم من قال إن فيه زكاة والذين قالوا فيه الزكاة، منهم من قال: إن زكاته ذهب أو فضة ومنهم من قال: إن زكاته مثل استعماله، أي: إنه يستعمل في منفعة، فتكون زكاته منفعة، وذلك بإعارته. والقاعدة الشرعية لكل مُؤْمِن، التي يجب أن تكون مَبْنَى المؤمن في سيره إلى الله -عز وجل- وعبادته ومعاملته عباد الله، وحَكَما بين أهل العلم إذا اختلفوا، هي كتاب الله وسنة رسوله صلى الله عليه وسلم، وإذا رَدَدْنا هذا الخلاف بين أهل العلم إلى الكتاب والسنة فإنه يتبين أن القول الراجح من هذه الأقوال أن الزكاة واجبة في الحلي المستعمل من ذهب أو فضة، فإن نصوص الكتاب والسنة في وجوب الزكاة في الذهب والفضة عامة، لم يُخصِّصها شيء إلا حديث لا يصح، فمن ذلك قوله تعالى: ﴿ وَالَّذِينَ يَكْذِرُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَرْتُمْ لِأَنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تكيرون ﴾ [التوبة: ٣٤-٣٥]. وكنز الذهب والفضة هو عدم تزكيتهما؛ لأنهما إذا رُكَّيًا لم يكونا كنزا، ولو كانا في قاع الأرض، وإذا لم يُزَكَّيَا فَهُمَا كَثر ولو كانا على رأس جبل. ومن أدلة السنة حديث أبي هريرة رضي الله عنه عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال: «ما من صاحب ذهب ولا فضة لا يؤدي منها حقها – وفي رواية: زكاتها إلا إذا كان يوم القيامة صُفْحَت له صفائح من نار، فأحمي عليها في نار جهنم، فيكوى بها جنبه وجبينه وظهره، كلما بَرَدَت أعيدت، في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة، حتى يقضى بين العباد، ثم يرى السبيل: إما إلى الجنة، وإما إلى النار». وروى عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده رضي الله عنهم «أن امرأة أتت إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم وفي يد ابنتها مَسَكَتَانِ غليظتان من ذهب -يعني: سِوَارَيْنِ غليظين- فقال لها النبي صلى الله عليه وسلم: أتؤدين زكاة هذا؟ قالت: لا. قال: أَيَسُرُّكِ أن يُسَوِّرَك الله بهما سِوَارين من نار؟ فخلعتهما وأعطتهما إلى النبي صلى الله عليه وسلم وقالت: هما الله ورسوله». قال الحافظ ابن حجر في بلوغ المرام: «أخرجه الثلاثة وإسناده قوي». وهذا الحديث نَصِّ في محل النزاع، ورواية عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده مقبولة عند أهل الحديث المحققين منهم، كالإمام أحمد ويحيى بن معين -رحمهما الله – وغيرهما، ولم يأت بِطَائِلٍ مَنْ طَعَنَ فيها، فإذا كان الراوي من بعد عمرو بن شعيب ثقة فالحديث صحيح، وأقل أحواله أن يكون حَسَنًا، وإذا كان حَسَنًا وله شاهد في الصحيح – كحديث أبي هريرة الذي ذكرناه -كان حُجّة بلا شك. وأما إسقاط الزكاة عن الذهب والفضة قياسًا على الثياب والأواني وشَبَهها فهو قياس في مقابلة النص، والقياس في مقابلة النص مطرح غیر معمول به، ثم إنه قياس مع الفارق، فإن الذين لا يوجبون الزكاة للذهب والفضة قياسًا على الثياب وشبهها يقولون: لو كان الحلي مُحرّما لوجبت فيه الزكاة، مع أنهم لا يرون الزكاة في الثياب المُحَرّمة. ويقولون: لو أُعِد الحلي للنفقة أو للكراء لوجبت فيه الزكاة، مع أنهم لا يرون الزكاة واجبة في الثياب ونحوها إذا ادَّخَرَها الإنسان للنفقة أو للكراء، فإذا كان هذا لا يلحق بهذا في أكثر المسائل فما الذي يجعله يلحق به في مسألة إسقاط الزكاة، مع أنه خلاف ما دَلّ عليه النَّصّ ؟ على كل حال القول الراجح في هذه المسألة أن الزكاة واجبة في حلي الذهب والفضة، لكن بشرط أن يبلغ النصاب، والنصاب في الذهب عشرون مثقالاً، وفي الفضة مائة وأربعون مثقالاً، ومعرفة المثقال مَنُوطة بأهل الذهب، وقد قيل: إنها تبلغ عشرة جنيهات سعودية من الذهب وخمسة أثمان جنيه، وقيل: أحد عشر جنيها وثلاثة أسباع الجنيه، هذا في الذهب، أما في الفضة فقيل: إنها ستة وخمسون ريالا سعوديًا من الفضة، ولكن اعتبارها بالمثاقيل أَوْلَى؛ لأنها معلومة في كل مكان، فهو – النصاب- من الذهب عشرون مثقالاً، ومن الفضة مائة وأربعون مثقالا. وأما الحلي من غير الذهب والفضة والألماس وشبهه واللؤلؤ فهذا لا زكاة فيه، إلا أن يُعدّ للتجارة.

مطالب مرتبط:

(۳۶۲۹) پرداخت زکات حقوق ماهیانه‌ای که کارمندان و کارگران دریافت می‌کنند، چگونه است؟

زکات فقط وقتی واجب می‌شود که یک سال کامل بر مال بگذرد و نزد مالک مال باشد؛ اگر آن را پیش از تمام یک سال خرج کند، زكات ندارد. بنابراین حقوق ماهیانه‌ نیز اگر یک سال نزد شما بماند، باید زکاتش را بپردازید. می‌توانید زکاتش را به دو روش بپردازید:....

ادامه مطلب …

(۳۶۱۸) حکم زکات طلای به ارث رسیده

این طلا زكات دارد....

ادامه مطلب …

(۳۶۳۵) زکات پس انداز ساخت منزل

چون این مبلغ، نقدی و به شکل جُنَیه، دلار، ریال و... است، زکات دارد....

ادامه مطلب …

(۳۶۲۱) ترتیب پرداخت زکات و بدهی در صورتی که بدهی بیشتر از طلا باشد

پرداخت زكات طلای زن، به عهده‌ی شوهر نیست بلکه بر خود زن واجب است که آن را بپردازد زیرا زن مالک طلا است....

ادامه مطلب …

(۳۶۱۴) حکم زکات زیورآلات زنان مورد استفاده در مناسبت‌ها

قول صحیح از بین اقوال علما این است که اگر مجموع النگوها و دیگر طلاهایش به حد نصاب می‌رسد، زکات بر وی واجب است و نصاب طلا نیز بیست مثقال می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۳۶۲۳) حکم زکات بر زیورآلات زن و معوقات سال‌های گذشته

چون در گذشته زکات طلای زینتی را بر اساس پیروی از علمایی که قائل به عدم وجوب زکات آن هستند، پرداخت نکرده است، پرداخت زکات سالیان گذشته بر وی واجب نیست اما بر وی واجب است زکات آن را از زمانی که دانست صحیح و درست، وجوب زکات آن است، زکاتش را پرداخت نماید....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه