یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۳۵۷۵) حکم زکات در شرایط بدهی سنگین و درآمد کم

(۳۵۷۵) سوال: به مبلغ بیش از یک میلیون لیره‌ی سوريه‌ بدهی دارم و هر سال سیصد هزار لیره درآمد دارم که این مبلغ، یک‌چهارم بدهی من هم نمی‌شود؛ نمی‌توانم زکات بپردازم زیرا بر درآمدم اختیاری ندارم و الان حیران و سرگشته هستم. لطفا مرا راهنمایی کنید.

جواب:

اگر اموالی که به دست این شخص می‌رسد پیش از یک سال به اتمام برسد یا آن را خرج کند، زكات ندارد اما اگر یک سال بر آن بگذرد، پرداخت زکاتش واجب است حتی اگر بدهکار باشد؛ زیرا زکات به مال، تعلق می‌گیرد چنان که به عهده و ذمه‌ی شخص تعلق دارد؛ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ} [المعارج: ۲۴-۲۵] : (کسانی که در اموالشان حق و میزان مشخصی برای افراد نیازمند و درمانده وجود دارد). همچنین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وقتی معاذ رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ را به يمن می‌فرستاد، به او فرمود: «أَعلِمْهُمْ أَنَّ اللَّه افْتَرَضَ عَلَيهمْ صدَقَةً تُؤْخذُ مِنْ أَغنيائِهِمْ فَتُرَدُّ عَلَى فُقَرائهم»[۱] : (به آنها خبر بده که الله زکات اموالشان را بر آنان فرض نموده که از ثروتمندان ايشان گرفته شده و به فقيران آنان داده می‌شود).

برخی علما بر این دیدگاه هستند که اگر فردی بدهکار باشد، به همان اندازه زکات از او ساقط می‌شود؛ مثلا اگر شخصی پنج هزار درهم بدهکار باشد و مبلغ ده هزار درهم در اختیار داشته باشد، برخی علما می‌گویند: فقط زکات پنج هزار درهم را می‌پردازد زیرا این مقدار، علاوه بر بدهی او است. می‌گوییم:‌ درست این است که باید زکات تمام آن ده هزار درهم را بپردازد. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدهی او را برطرف می‌نماید و چه بسا برکتی بر دیگر اموالش نازل نماید تا بتواند بدهی‌اش را ادا کند.


۱-تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: عليّ دَيْن يَزِيد على مليون ليرة سورية، ويأتيني في السنة ما يقارب من ثلاثمائة ألف ليرة، وهذا المبلغ لا يسدد ربع الدين، ولا أستطيع أن أخرج الزكاة؛ لأنني لا أملك التصرف بما يأتيني من مال، والآن أنا في حيرة، أفيدوني على الطريق الصواب في ذلك.

فأجاب رحمه الله تعالى: إذا كان المال الذي يأتيه ينصرف أو يصرفه قبل أن يتم عليه الحول فإنه لا زكاة فيه، أما إذا تم عليه الحول فإن الزكاة واجبة عليه ولو كان عليه دين؛ لأن الزكاة متعلقة بالمال كما هي متعلقة بالذمة، قال الله تعالى: ﴿ وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّابِلِ وَالْمَحْرُومِ ﴾ [المعارج: ) ٢٤-٢٥] وقال النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم – لمعاذ رضي الله عنه حين بعثه إلى اليمن: «أَعْلِمُهم أن الله افترض عليهم صدقة في أموالهم تؤخذ من أ أغنيائهم فتُردّ على فقرائهم». وأما من قال من أهل العلم إنه إذا كان عليه دين فإن له أن يُسْقِط ما يقابله فلا يُزَكِّي عنه – مثل: أن يكون عليه خمسة آلاف وعنده عشرة آلاف، فيقول بعض العلماء: إنه لا يُزَكِّي إلا خمسة آلاف فقط؛ لأنها هي الفاضلة عن دينه – نقول: الصواب أنه يزكي العشرة كلها، والدين يقضيه الله عنه، وربما يُنزل الله له البركة في ماله فيما بقي حتى يستطيع أن يُوَفِّي الدين.

مطالب مرتبط:

(۳۵۶۹) حکم کسر زکات از مبلغ قرض‌داده‌شده

جایز نیست که شخص، مبلغ بدهی را از فقیر ساقط کند و آن ‌را جزو زکاتش حساب کند؛ زیرا زکات، دادن و گرفتن است...

ادامه مطلب …

(۳۵۶۶) صدقه دادن از دارایی پدر سالمند بدون اجازه او

هیچ کس اجازه ندارد از اموال شخص دیگر، ببخشد و صدقه دهد و دارایی پدرش نیز مال پدرش است و اجازه ندارد به مال وی نزدیک شود مگر این که با بهترین روش در آن دخل و تصرف نماید....

ادامه مطلب …

(۳۵۵۹) حکم بخشیدن از اموال پدر بدون اجازه برای صدقه

اگر اطمینان داری که پدرت مانع این صدقه نمی‌شود، جایز است این کار را انجام دهی اما اگر می‌دانی که پدرت مانع می‌شود و به این صدقه رضایت ندارد، جایز نیست که چیزی از مالش را صدقه دهی...

ادامه مطلب …

(۳۵۷۳) حکم پرداخت بدهی به بانک در کنار زکات مال

علما در این مورد، اختلاف نظر دارند؛ نظر برخی بر این است که بدهی، مانع وجوب زکات بر مالی که نزد شخص وجود دارد، می‌شود ....

ادامه مطلب …

(۳۵۷۲) «صدقه‌ی فرد بدهکار، پذیرفته نمی‌شود»، آیا این سخن درست است؟

هر کس مالی داشته باشد که زکاتش واجب است، باید زکاتش را بپردازد حتی اگر بدهکار باشد؛ زیرا زکات، در مال، واجب است....

ادامه مطلب …

(۳۵۶۱) صدقه‌ی پنهانی چگونه است؟

صدقه‌ی پنهانی بدین صورت است که فرد به صورت پنهانی و بدون این که کسی متوجه شود، صدقه را به شخصی که مستحق آن است ببخشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه