سه‌شنبه 7 رمضان 1447
۵ اسفند ۱۴۰۴
24 فوریه 2026

(۳۲۶۹) حکم دندان طلای متوفی

(۲۳۶۹) سوال: زمانی که میتی بمیرد درحالی که در دهانش طلا به صورت دندان قرار گرفته باشد، آیا کندن آن طلا جایز است؟ یا باید همراه میت باقی بماند و در قبر دفن شود؟

جواب:

قبل از اینکه در مورد جواب این سوال صحبت کنم دوست دارم بگویم: چیزی که امروزه بسیاری از مردان به آن دچار هستند استفاده کردن طلا با وجود حرام بودنش می‌باشد؛ الان بسیاری از مردان را می‌یابیم که از طلا در انگشتر‌، زنجیر و دندانشان استفاده می‌کنند و این حرام است و برای ایشان جایز نیست چون رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم انگشتر طلا را برای مرد حرام کرده است تا آنجایی که به اخگر آتش که انسان در دستش بگیرد تشبیه کرده است[۱] و خبر داده است که طلا و ابریشم برای مردان امتش حرام می‌باشد[۲] و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قرآن بیان می‌دارد که زیورآلات مخصوص زنان می‌باشد: {أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ} [سوره الزخرف: ۱۸]: (آیا کسی را که در زیور (و زینت) پرورده می‌شود و او در (هنگام) جدال (قادر به) آشکار (و تبین مقصودش) نیست (به الله نسبت می‌دهید؟!)) پس مرد لازم نیست که جمالش را با پوشیدن طلا تکمیل کند چون وظیفه او آرایش کردن برای اینکه دیگری را جذب خودش کند، نیست بلکه وظیفه آن بالاتر از این است که شبیه زنانی کند که با طلاهایشان خود را جلوی شوهرانشان زینت می‌دهند.

 فرقی ندارد بین مردی که انگشتر طلا بر دست می‌کند و بین کسی که قصد می‌کند به آن چیزی که الدبلة (آن چیزی است که خواستگار یا شوهر به دست می‌کند که به آن حلقه‌ی نامزدی می‌گویند) نامیده می‌شود که دو حرام در آن وجود دارد:

اولی: تشبه به نصاری می‌باشد به این خاطر که میراث و فرهنگ ایشان است.

دومی: اعتقاد فاسد می‌باشد زمانی که مرد اسم همسرش را در آن چیزی که می‌پوشد می‌نویسد و زن نیز در آن چیزی که می‌پوشد اسم شوهرش را می‌نویسد و معتقد هستند که از اسباب با هم بودنشان می‌باشد و یا از علامتی ارتباط بین آن دو است؛ همه‌ی این‌ها خرافات و عقاید باطلی است که اصلی ندارد و اعتماد و تکیه بر آن جایز نمی‌باشد.

اما به نسبت دندان: گذاشتن دندان طلا برای مرد اگر بدان نیاز داشته باشد، اشکالی ندارد چه دندان مستقل باشد یا روکشی از طلا به مقداری که لازم دارد، بر روی آن قرار دهد همچنین برای زن اشکالی ندارد که طلا را برای تجمل و زینت بر دندان‌هایش قرار دهد که آن زیبایی برای همسرش باشد پس هنگامی که وفات نمود و چیزی از این طلا بر او بود، برداشتن آن واجب است به خاطر اینکه بقای آن دو مفسده را به دنبال دارد:

اول: ضایع کردن مال است و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی کرده‌اند و فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ كَرِهَ لَكُمْ ثَلَاثًا: قِيلَ وَقَالَ، وَإِضَاعَةَ الْمَالِ، وَكَثْرَةَ السُّؤَالِ» [۳]: (الله این سه خصلت را بر شما ناپسند می‌دارد: گفتار بیهوده و ضایع کردن مال و بسیار سوال کردن) و در قرآن به آن اشاره شده است زمانی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا} [سوره النساء: ۵]: (و اموال خود را که الله آن را وسیله قوام (زندگی) شما قرار داده‌است، به سفیهان (و کم خردان) ندهید).

دوم: فوت شدن این مال که مستحق ورثه می‌باشد مخصوصاً اگر که ورثه کودک باشند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ} [سوره اﻷنعام: ۱۵۲]: (و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به نیکو‌ترین وجهی (که برای اصلاح باشد)) و زمانی که میت وفات نموده است اموال و حقوق مالی او به وارثان بعد از او منتقل می‌شود:{ وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ} [سوره النساء: ۱۲]: (و برای شما نصف ترکه همسران‌تان است) پس نتیجه این شد که جایز نیست دندان طلای میت بعد از مرگش با میت باقی بماند بلکه واجب است که بیرون آورده شود اما اگر بیرون آوردن آن مساوی با مثله کردن آن است، مثل این که آن دندان بیرون آورده نمی‌شود مگر اینکه ما حول آن دندان نیز کنده شوند یا ترس پاره شدن و شکافتن باشد کهاشکالی ندارد باقی بماند سپس اگر ورثه‌ها به سن رشد رسیدن و بدان اجازه دادن، برای آنها می‌باشد مگر اینکه ظن این برود که میت تجزیه شده است و آن طلا از قبر بیرون آورده می‌شود.

سوال کننده می‌گوید: شیخ بزرگوار: ولی خارج کردن آن از قبر چیزهای دیگری نیز بر آن مترتب خواهد شد، چه بسا میت بر حالت دیگری از آن حالت که در قبر گذاشته شده است دیده ‌شود سپس در معرض زبان مردم قرار گرفته خواهد شد یا چیزهایی از این قبیل.

جواب: حالت‌های وجود دارد که نبش قبر در آن حالت‌ها جایز است مانند این حالت همچنین زمانی که در هنگام دفن میت اگر چیز گرانبهایی در قبر رها شود  و نیاز به نبش قبر باشد تا به صاحبش بازگردد.

همچنین اگر از روی جهل میت به روی غیر قبله قرار داده باشند پس نیاز است که نبش قبر صورت گیرد و جهت آن به سوی قبله تغییر کند؛ مهم این است هنگامی که نیاز به نبش قبر بود ترس این‌که میت بر صفت مرغوب آن نباشد، مانع نبش قبر نیست چون ما در این حالت می‌گوییم: نبش قبر را کسی انجام نمی‌دهد مگر افراد مورد اعتماد و اهل دین و ستر باشد که در این صورت ضرری ندارد سپس مسئله‌ی تغییر  حالت میت احتمال است اما باقی ماندن این مال در قبر مفسده‌ای محقق است و شیء محقق با شیء محتمل رها نمی‌شود.


[۱] صحیح مسلم: كتاب اللباس والزينة، باب طرح خاتم الذهب، شماره (۲۰۹۰).

[۲] سنن أبو داود: كتاب اللباس، باب في الحرير للنساء، رقم (٤٠٥٧) و سنن ترمذی: كتاب اللباس باب ما جاء في الحرير والذهب، شماره (۱۷۲۰)، وقال: حسن صحيح و سنن نسائي: كتاب الزينة باب تحريم الذهب على الرجال، شماره (٥١٤٤) وابن ماجه: كتاب اللباس، باب لبس الحرير والذهب للنساء، شماره (٣٥٩٥) وأحمد، (٩٦/١)، شماره (٧٥٠).

[۳] صحیح بخاري كتاب الزكاة، باب قول الله تعالى ﴿لَا يَسْتَلُونَ النَّاسَ الْحَافَا﴾ [البقرة: ٢٧٣]، وكم الغنى، رقم (١٤٧٧) ومسلم: كتاب الأقضية، باب النهي عن كثرة المسائل من غير حاجة، شماره (١٧١٥).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إذا مات الميت والذهب في فمه، كأن يكون ضرسًا أو أسنانا، فهل يجوز قلع الذهب أم يبقى في الميت ويُدفن معه في قبره؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: قبل أن أتكلم عن الجواب عن هذا السؤال أود أن أقول: إن مما ابتلي به كثير من الناس اليوم استعمال الذهب مع تحريمه، ا فكثير من الرجال الآن نَجِدُهُمْ يستعملون الذهب في الخواتم والسلاسل والأسنان، وهذا حرام عليهم ولا يجوز لهم؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم حرم التَّخَتُم بالذهب على الرجل، حتى شَبَّهَهُ – عليه الصلاة والسلام – بالجمرة يجعلها الإنسان في يده، وأخبر أن الذهب والحرير حرام على ذكور أمته، وبين الله -تبارك وتعالى- في القرآن أن الحلية من خصائص النساء: ﴿ أَوَمَن يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ ﴾ [الزخرف: ۱۸]. فالرجل ليس بحاجة إلى أن يُكمل جماله بلباس الذهب؛ لأن مهمته ليست التجمل لغيره الذي يكون به داعية إلى نفسه، فمهمته أسمى وأعلى من أن يحط نفسه إلى درجة النساء اللاتي يَتَحَلَّيْنَ بالذهب ليتجملن به أمام أزواجهن.

ولا فرق بين لباس خاتم الذهب على الرجل وبين أن يقصد به ما يسمى بالدبلة، والدبلة التي يلبسها الخاطب أو المتزوج فيما يبدو فيها محظوران: أحدهما: التشبه بالنصارى؛ لأنها موروثة عنهم. والثاني: اعتقاد فاسد، حيث يكتب الرجل اسم زوجته فيها يلبسه وتكتب المرأة اسم زوجها فيما تلبسه معتقدين بذلك أنه من أسباب الرابطة بينهما، أو من علامات الارتباط بينهما، وكل ذلك خُرافة وعقيدة باطلة لا أصل لها ولا يجوز الاعتماد عليها ولا التعويل عليها.

أما بالنسبة للأسنان: فالأسنان إذا احتاج الرجل إلى أن يضع له ضرسًا أو سنا من الذهب فلا حرج عليه في هذا، سواءٌ وضعه مستقلا أو وضعه تلبيسا على شيء يحتاج إليه، وكذلك المرأة لا بأس أن تُلبس السِّنَّ شيئًا من الذهب لتتجمل به لزوجها وتتحلى به له فإذا مات الميت وعليه شيء من هذا الذهب فإنه يجب خلعه؛ لأن في بقائه مفسدتين: المفسدة الأولى: أنه إضاعة للمال، وقد نهى النبي صلى الله عليه وسلم عن إضاعة المال، فقال صلى الله عليه وسلم: «إِنَّ اللَّهَ كَرِهَ لَكُمْ ثَلَاثًا: قِيلَ وَقَالَ، وَإِضَاعَةَ الْمَالِ، وَكَثْرَةَ السُّؤَالِ». وفي القرآن ما يشير إلى ذلك؛ حيث قال -سبحانه وتعالى-: ﴿ وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُر قيما ﴾ [النساء: ٥]. والمفسدة الثانية: تفويت هذا المال على مستحقيه من الورثة، لا سيما إذا كانوا صغارا، وقد قال الله -تعالى-: ﴿ وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ﴾ [الأنعام: ١٥٢]. والميت إذا مات انتقلت أمواله وحقوقه المالية إلى ورثته من بعده: ﴿ وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ ﴾ [النساء: ١٢]. فالحاصل أنه لا يجوز إبقاء من الذهب أو ضرس الذهب على الميت بعد موته، بل يجب خلعه، لكن إن حصل بذلك مثلة؛ مثل أن لا ينخلع إلا بانخلاع ما حوله من الأسنان – مثلا – أو الأضراس، أو كان يُخشى الانفجار بخلعه، فإنه لا بأس بأن يبقى، ثم إن كان الورثة ذوي رُشْدِ ومُكَلَّفين وسمحوا بذلك فهو لهم، وإلا فإنه إذا ظُنَّ أن الميت قد يلي يُسْتَخْرَجُ من القبر.

يقول السائل: فضيلة الشيخ: لكن سيترتب على استخراجه من القبر أشياء أخرى، فقد يُرى أن الميت على غير الوضع الذي وُضِعَ عليه، ثم يكون عرضةً لألسنة الناس أو شيء من هذا القبيل.

فأجاب رحمه الله تعالى : هناك أحوال يجوز فيها نبش القبر كما في هذه المسألة، وكما إذا وقع من إنسان حول القبر حين الدفن شيء ثمين، فيُحْتَاجُ إلى نبشه لتسليمه لصاحبه، وقد يُوَجَّهُ الميت إلى غير القبلة جهلا فيحتاج إلى نبشه لتوجيهه إلى القبلة، المهم أننا إذا احتجنا إلى نبشه فليس بمانع أن يُخشى أن يكون على غير الصفة المرغوب فيها؛ لأننا في هذه الحال نقول: لا يتولى نبشه إلا أناس أهل دين وستر وثقة، فهذا لا يضر، ثم إن هذه المسألة حدوث هذا التغير احتمال، وبقاء المال في القبر مفسدة محققة، ولا يُتْرَكُ الشيء المحقق لوجود شيء مُحتمل.

مطالب مرتبط:

(۳۲۹۲) آیا با وجود حضور نزدیکان میت، برای شخص غریبه جایز است که میت را غسل دهد؟

در صورتی که میت وصیت کرده باشد فلانی او را غسل دهد، پس وصيّ او غسل می‌دهد و اگر وصیت نکرده باشد سزاوارترین مردم به او نزدیکانش هستند....

ادامه مطلب …

(۳۲۷۹) حکم گرفتن دستمزد برای غسل دادن و کفن کردن میت

اگر این مزد یا این بخشش بدون شرط باشد، در جایز بودن آن شکی نیست و اشکالی در آن نیست...

ادامه مطلب …

(۳۲۸۴) حالاتی که وقتی شخص در آن بمیرد شهید محسوب می‌شود، چیست؟

رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ذکر نمودند کسی ‌كه در اثر طاعون بميرد و کسی ‌كه در اثر بیماری شکمش فوت شود وكسی ‌كه در اثر آتش‌سوزی بمیرد....

ادامه مطلب …

(۳۲۸۹) حکم شهادت برای غرق‌شدگان

جایز نیست که برای شخصی گواهی به شهید بودن کسی بدهد جز برای کسی ‌که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای او گواهی داده است....

ادامه مطلب …

(۳۲۸۳) حکم شرعی سقط جنین و غسل جنین

شکی نیست که حرمت مرده‌ی مسلمان مانند حرمت او در زنده بودن است و برای او جایز نیست که چنین کاری کند....

ادامه مطلب …

(۳۲۷۳) حکم کوتاه کردن سبیل بلند مرد در صورت وفات

اگر سبیل و ناخن‌هایش بلند بود، کوتاه می‌شود اما پا زلفی مانند این افرادی که سوال کننده بیان کردند، تراشیده نمی‌شود زیرا اصل بر این است که تراشیدن پا زلفی حرام است چون پازلفی از ریش است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه