یکشنبه 20 شعبان 1447
۱۸ بهمن ۱۴۰۴
8 فوریه 2026

(۲۹۹۲) حکم قصر نماز برای دانشجویان مقیم در کشوری دیگر

(۲۹۹۲) سوال: دوست دارم قول راجح را در مسأله قصر نماز به نسبت دانشجویانی که برای تحصیبل به عربستان سعودی می‌‌آیند و بعد از هر سال هنگام تعطیلات به کشورشان سفر می‌‌کنند سپس برمی‌‌گردند همچنین تا اینکه مدت تحصیل آن‌‌ها به پایان برسد با دانستن اینکه از برخی از دانشجویان می‌‌شنویم که می‌‌گویند: باید به صورت قصر بخوانند در حالی که برخی این نظر را درست نمی‌‌دانند؛ شیخ بزرگوار! شیخ محمد! لطفا در این مسأله به ما فتوا دهید. جزاکم الله خیرا.

جواب:

این مسأله از مسائل اختلافی است، یعنی آیا محدودیتی در مدت اقامت در سفر که به وسیله‌‌ی آن شخص از استفاده از رخصت‌‌های سفر منع می‌‌شود وجود دارد یا خیر؟ در این مسأله بین اهل علم اختلاف وجود دارد که به بیش از بیست قول می‌‌رسد و مرجع در این اختلاف قرآن و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است.

نظر ما در این مسأله این است که انسان مادامی که شهروند جایی نشده یا قصد اقامت دائمی در جایی ندارد مسافر است هر چند که مدت آن زیاد باشد زیرا آن جا را وطن خود قرار نداده است و قصد اقامت همیشگی در آن جا را ندارد بلکه قصد اقامت مقید به کار یا زمان را دارد. مقید به زمان مانند اینکه بگوید: در این شهر به مدت ده روز، بیست روز، یک ماه و یا دو ماه می‌‌ماند و مقید به کار مثل اینکه بگوید: در این شهر تا زمانی که فصل تجارت تمام شود می‌‌مانم در حالی که خود نمی‌‌دانم کی تمام می‌‌شود یا در این شهر مادامی که این عالم درس می‌‌دهد می‌‌مانم یا می‌‌گوید: در این شهر مادامی که تحت معالجه هستم می‌‌مانم یا چیزهایی شبیه به این‌‌ها. این شخص اقامتش را به کار مقید نموده است.

مسأله‌‌ی دوم یعنی محدود کردن اقامت به کار: همه‌‌ی فقها می‌‌گویند مادامی که قصد اقامت همیشگی ندارد می‌‌تواند نماز را قصر کند و این مسأله در متون مختصر و طولانی یافت می‌‌شود که شخص می‌‌تواند قصر کند هر چند که چند سال بماند همیشه قصر می‌‌کند. اگر فرض شود که برای معالجه اقامت دارد و معالجه‌‌اش چندین سال طول بکشد می‌‌تواند قصر کند زیرا نیت اقامت ندارد بلکه نیت اقامتی که مقید به این کار است نموده است.

همچنین اگر مادامی که این عالم موجود است اقامت نماید و آن عالم پنجاه یا شصت سال عمر کند نمازش را قصر می‌‌کند.

اقامتی که به وسیله‌‌ی زمان مشخص شود: برخی از علما آن را به اقامتی که با کار مقید شده ملحق می‌‌کنند و برخی آن را ملحق نمی‌‌کنند برخی از کسانی که ملحق نمی‌‌کنند می‌‌گویند: اقامت بیش از چهار روز است لذا هرگاه قصد ماندن بیش از چهار روز را داشت بر او واجب است نمازش را کامل بخواند و از رخصت‌‌های سفر استفاده نکند با این وجود به او حکم مقیم یا شهروند را نمی‌‌دهند بلکه می‌‌گویند: نماز جمعه به وسیله‌‌ی او منعقد نمی‌‌شود و درست نیست که امام نماز جمعه شود زیرا او شهروند نیست.

برخی از علما آن را به چهار روز اضافه بر روز رسیدن و ترک آن جا مقید کرده‌‌اند، برخی از علما  آن را به پانزده روز مقید کرده‌‌اند و برخی آن را به نوزده روز مقید کرده‌‌اند و همه‌‌ی این‌‌ها سخنانی از روی برداشت است و آن چه از نظر من ادله‌‌ی شریعت بر آن دلالت دارد این است که مادامی که شخص قصد نیت اقامت همیشگی یا شهروندی نداشته باشد حکم مسافر را دارد زیرا مثلا این دانشجو می‌‌گوید: اگر همین امروز به من مدرک داده شود مسافرت می‌‌کنم زیرا من اهل این شهر نیستم و قصد اقامت در این جا را ندارم و فقط به قصد تحیل به این جا آمده‌‌ام اما تحصیل محدود به چهار سال یا بیشتر است لذا مادامی که فارغ التحصیل نشده در این شهر اقامت دارم.

همچنین مثل او کسی است که می‌‌گوید: در این شهر تا زمانی کعه بهبود پیدا کنم می‌‌مانم یا اینکه تا زمانی که عالمی که نزد او درس می‌‌خوانم  بمیرد یا مواردی که شبیه این‌‌ها است و فرقی ندارد.

این چیزی را که ذکر نمودم ترجیح شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است و این مسأله را به صورت طولانی در مجموع الفتاوی در باب نماز جمعه مورد بحث و بررسی قرار داده است لذا کسی که اضافه‌‌ بر آن چه گفته شد دوست دارد بداند به آن مراجعه کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أود أن أعرف القول الراجح في مسألة القصر بالنسبة لطلاب الجامعة الوافدين إلى المملكة وبعد كل عام يسافرون إلى بلادهم في الإجازة ثم يعودون، وهكذا حتى تنتهي مدة الدراسة، علما بأننا نسمع من بعض العلماء بأنهم يقولون عليهم القصر، بينما البعض من العلماء الآخرين لا يرى هذا. أفتونا يا فضيلة الشيخ محمد في هذا الأمر جزاكم الله خيرا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذه المسألة من المسائل الخلافية، أعني: هل تحدد مدة السفر في الإقامة التي تمنع الترخص برخص السفر أو لا تحدد؟ وفيها خلاف بين أهل العلم يزيد على عشرين قولا، والمرجع في الخلاف كتاب الله وسُنَّة رسوله – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-.

والذي نرى في هذه المسألة: أن الإنسان ما دام لم يستوطن البلد، أو يعزم على الإقامة المطلقة، فإنه مسافر ولو طالت مدته ؛ لأنه لم يتخذ هذا البلد وطنا، ولم ينو الإقامة فيه إقامة مطلقة، وإنما نوى إقامة مُقَيَّدَةٌ إما بزمن وإما بعمل، فالمقيدة بزمن مثل أن يقول: إنه سيبقى في هذا البلد لمدة عشرة أيام عشرين يوما، شهرا، شهرين، هذه مقيدة بزمن والمقيدة بعمل مثل أن يقول: سأبقى في هذا البلد حتى ينتهي موسم التجارة، وهو لا يدري متى ينتهي، أو: سأقيم في هذا البلد ما دام هذا العالم فيها يدرس، أو يقول: سأبقى في هذا البلد ما دمت أتلقى العلاج، أو ما أشبه ذلك، هذا أيضًا قد حدد إقامته بعمل.

المسألة الثانية، أعني: تحديد الإقامة بالعمل: نَصَّ الفقهاء كلهم على أنه ما دام لم يعزم إقامة مطلقة فإنه له أن يقصر الصلاة، وهو موجود في مختصرات المتون ومطولاتها، وأنه يقصر ولو بقي سنين، يقصر أبدا، فلو فرض أنه أقام للعلاج وطال علاجه سنوات فله أن يقصر؛ لأنه لم ينو إقامة مطلقة، إنما نوى إقامة مقيدة بهذا العمل أو بهذا الغرض.

وكذلك لو أقام ما دام هذا العالم موجودًا، وعَمَّر العالم خمسين سَنَة أو ستين سنة فإنه يقصر.

أما الإقامة المحددة بمدة: فمن العلماء من ألحقها بالإقامة المحددة بعمل ومنهم من لم يلحقها، ثم الذين لم يلحقوها بعضهم قال: الإقامة ما زاد على أربعة أيام، فمتى نوى إقامة أكثر من أربعة أيام وجب عليه الإتمام، ولم يترخص برخص السفر، ومع ذلك لم يعطوه حكم المقيم أو المستوطن، بل قالوا: إنه لا تنعقد به الجمعة، ولا يصح أن يكون إماما فيها؛ لأنه غير مستوطن.

ومن العلماء من قيد ذلك بأربعة أيام زائدة على يوم الوصول ويوم المغادرة، ومن العلماء من قيَّد ذلك بخمسة عشر يوما، ومنهم من قيد ذلك بتسعة عشر يوما، وكل هذه أقاويل استنباطية والذي تدل عليه الأدلة الشرعية فيما أرى أنه ما دام لم يعزم إقامة مطلقة أو استيطانًا فإن له حكم المسافر؛ لأن هذا الدارس مثلا في الجامعة يقول: لو أعطيت الشهادة اليوم لسافرت، فأنا لست من أهل البلد ولا أريد الإقامة في البلد، أنا أتيت لغرض الدراسة، لكن الدراسة محددة بأربع سنوات أو أكثر، فما دمت لم أتخرج فأنا مقيم بهذا البلد.

ومثله قول الذي يقول: أنا سأبقى في هذا البلد حتى أشفى، أو حتى يموت العالم الذي أدرس عنده، أو ما أشبه ذلك ولا فرق. وهذا الذي ذكرته هو الذي اختاره شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله، وقد بحث المسألة بحثاً مطولًا في الفتاوى في باب صلاة الجمعة، فمن أحب المزيد من ذلك فليرجع إليه.

مطالب مرتبط:

(۲۹۵۸) آیا قصر و جمع نماز بر مسافر واجب یا سنت است؟

قول صحیح بعد از اینکه بررسی کردم این است که واجب نیست...

ادامه مطلب …

(۲۹۹۹) حکم قصر نماز در سفرهای هفتگی بیش از صد کیلومتر

هرگاه شخصی وقت بر او داخل شد در حالی که در شهرش بود سپس قبل از اینکه نماز بخواند برای مسافرت خارج شد آن را به صورت قصر می‌‌خواند...

ادامه مطلب …

(۲۹۵۵) آیا رخصت‌های سفر برای مسافرت‌های راحت امروز هم جاری است؟

رخصت‌‌هایی که برای سفر ثابت شده به صورت اطلاق آمده و قید مشقت در آن نیست...

ادامه مطلب …

(۲۹۷۶) حکم استمرار قصر نماز برای شاغلانِ دائم‌السفر

مادامی که مسافر هستی -هر چند که مدت سفر و منتقل شدنت بین شهرها طولانی باشد- جایز است نمازها را قصر کنی بلکه در حق تو مشروع است یا واجب  یا سنت بنابر اختلافی که در این زمینه بین اهل علم وجود دارد...

ادامه مطلب …

(۳۰۱۰) ادای نماز در سفر هوایی: در هواپیما، هنگام فرود یا پس از آن؟

هرگاه وقت نماز فرا رسید و از جمله نمازهایی بود که با نماز بعدی جمع می‌‌شود در حالی که در هواپیما بودی آن را به تأخیر بینداز تا اینکه به فرودگاه برسی و پیاده شوی سپس جمع تأخیر بخوانی....

ادامه مطلب …

(۲۹۷۱) حکم صحت نماز جمع تقدیم در صورت لغو سفر پس از ادای آن

جمع تو قبل از اینکه از شهرت خارج شوی در غیر محلش بوده و بر تو واجب است که نمازی را که قبل از اینکه به سفر بروی خواندی دوباره بخوانی....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه