جمعه 18 شعبان 1447
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۲۸۷۵) حکم اقتدا به امامی که متوسل به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اولیاء می‌شود

(۲۸۷۵) سوال: در یکی از مساجد امامی وجود دارد که به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، اولیاء و صالحین توسل می­جوید آیا برای ما جایز است که پشت سر او نماز بخوانیم؟

جواب:

توسل نمودن به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اگر توسل به محبتش و ایمان به او و تبعیت از او باشد اشکالی ندارد مثل اینکه شخص بگوید: بارالها! من به خاطر محبتم به نسبت رسولت از تو طلب می¬کنم که آنچه از خیرات دنیا و آخرت را دوست دارم روزی¬ام کنی. یار به خاطر ایمان به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به این صورت که بگوید: بارالها! به خاطر اینکه به تو و رسولت ایمان دارم از تو طلب می¬کنم مرا بیامرزی و مثل این فرموده¬ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است: {رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا ۚ}[آل عمران: ۱۹۳](پروردگارا! ما شنیدیم که ندا دهنده¬ای به ایمان فرا می¬خو¬اند، که: به پروردگار خود ایمان بیاورید پس ایمان آوردیم) همچنین توسل به پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : بارالها! همان¬طور که به من نعمت پیروی لاز رسولت را دادی از تو طلب می¬کنم که به من نعمت نجات از جهنم و ورود بهشت را بدهی و شبیه آن.
اما توسل به خود رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم یا به مقامش بدعت است و برای انسان جایز نیست که به او توسل جوید زیرا توسل گرفتن وسیله است که به مقصد می¬رساند و ممکن نیست که به نسبت چیزی حکم کنیم که وسیله¬ای است که به مقصد می¬رساند مگر اینکه دلیلی از شریعت وجود داشته باشد در حالی که در شریعت دلیلی بر توسل به ذات پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم یا به مقامش وجود ندارد.
همان¬طور که توسل به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ذات یا مقامش اصلی در شریعت ندارد همچنین از جنبه¬ی عقلی نیز برای آن اصلی وجود ندارد زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هیچ فایده¬ای به شخصی که به او توسل می¬کند نمی¬رساند همچنین مقامش نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فایده¬ای به شخص توسل کننده نمی¬رساند بلکه به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سود می¬رساند.
بنابراین انسان نه به پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و نه به مقامش توسل نمی¬کند بلکه به ایمان، محبت و اتباع از ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم توسل می¬کند.
به این مناسبت دوست دارم که بگویم توسل دو نوع است: نوعی جایز، نوعی مشروع و نوعی حرام است.
جایز بر چند نوع است:
اول: توسل جستن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با نام¬¬های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و از این نوع حدیث ابن مسعود رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ است: «أسألک اللهم بکل اسم هو لک، سمیت به نفسک، أو أنزلته فی کتابک، أو علمته أحدا من خلقک، أو استأثرت به فی علم الغیب عندک…» (بارالها! باتمام نام¬های که داری و خود را به آن نامیدی یا اینکه در کتابت آن را نازل کردی یا اینکه به یکی از بندگانت یاد دادی و یا در علم غیب نزد خود است از تو طلب می¬کنم …) تا پایان حدیث.
دوم: توسل به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با صفاتش مثل: «اللهم بعلمک الغیب، و قدرتک علی الخلق، أحینی إذا علمت الحیاة خیرا لی، و توفنی إذا علمت الوفاة خیرا لی» (بارالها! با علم غیب و قدرتی که بر مخلوقات داری مرا زنده¬ نگه دارد مادامی که می¬دانی زندگانی برایم بهتر است و مرا بمیران مادامی که می¬دانی مرگ برایم بهتر است) لذا علم و قدرت از صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.
سوم: توسل جستن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله¬ی افعالش همان¬طور که در گفتار نمازگزار در تشهد وجود دارد: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد، کما صلیت علی إبراهیم و علی آل إبراهیم، إنک حمید مجید» (بارالها! بر محمد و آل محمد درود و صلوات بفرست همان¬طور که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود و صلوات فرستادی، همانا تو بسیار ستوده و صاحب مجد و بزرگی هستی).
چهارم: توسل جستن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ایمان به او، همان¬طور که در فرموده¬ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آمده: {رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّار}[آل عمران: ۱۶](پروردگارا! به راستی ما ایمان آورده¬ایم، پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذاب آتش نگاه دار).
پنجم: توسل جستن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با طاعت و عبادتش، همان¬طور که در داستان سه نفر از یاران غار که به غار پناه بردند آمده است لذا صخره¬ای از کوه جلوی وردی غار را گرفت و مانع خروج آن¬ها شد لذا هر یک از آن¬ها با اعمال نیکش به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توسل جست و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای آن¬ها گشایش حاصل نمود.
ششم: توسل جستن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با حالت دعا کننده، همان¬طور که در فرموده¬ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آمده: {رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ}[قصص: ۲۴](پروردگارا! من هرخیری که بر من بفرستی نیازمند هستم) همچنین در گفتار ایوب: {وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ }[انبیاء: ۸۳](و (ای پیامبر!) ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را ندا داد: رنج و بیماری به من رسیده است و تو مهربانترین مهربانانی) همچنین از این باب دعایی است که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ابوبکر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ زمانی که گفت: به من دعایی یاد بده که در نمازم با آن دعا کنم؟ فرمود: بگو: «اللهم إنی ظلمت نفسی ظلما کثیرا، ولا یغفر الذنوب إلا أنت، فاغفرلی مغفرة من عندک وارحمنی، إنک أنت الغفور الرحیم» (بارالها! به نفسم بسیار ظلم نموده و گناهان را جز تو کسی نمی¬بخشد، لذا از با آمرزشت مرا ببخش و به من رحم کن، همانا تو بسیار آمرزنده و بسیار مهربانی) همه¬ی این¬ها توسل جستن جایز است.
اما توسل ممنوع: توسل جستن به الله به آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن راضی نیست مانند توسل جستن مشرکین به وسیله¬ی بت¬هایشان به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ زمانی که گفتند: {مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ}[](ما آن¬ها را جز به خاطر اینکه ما را به الله نزدیک کنند عبادت نمی¬کنیم) همچنین توسل جستن به غیر از آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را سببی برای رسیدن به مقصود قرار داده باشد همچنین همان¬طور که قبلا گفتیم توسل جستن به مقام یا ذات پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم .
حال که آشکار گشت توسل جستن به ذات پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ممنوع است لذا توسل جستن به کسی که پایین¬تر از او است از باب اولی ممنوع است مانند اینکه شخص به صالحین، اولیا و شبیه این¬ها توسل بجوید.
اما توسل جستن به دعای شخص زنده اشکالی ندارد مثل اینکه شخص به دیگری که امید به اجابت دعایش دارد بگوید: ای فلانی! برایم نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این دعا و آن دعا کن.
از این جمله توسل شخصی است که به سوی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمد و به او خبر داد که به خاطر تأخیر باران ضرر نموده¬اند و از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم درخواست نمود که دعای باران نماید لذا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز دعا نمود.
اما توسل جستن به اولیا بعد از مرگشان نوعی شرک است و اگر اعتقاد فعل در آن¬ها داشته باشد شرک اکبر است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يوجد إمام لأحد المساجد يَتَوَسَّلُ بالرسول والأولياء والصالحين، فهل يجوز لنا أن نُصَلِّي خلفه؟

فأجاب رحمه الله تعالى: التوسل بالرسول صلى الله عليه وسلم إن كان توسلًا بمحبته والإيمان به واتباعه فهذا لا بأس به، مثل أن يقول القائل: اللهم إني أسألك بِمَحَبَّتِي لرسولك أن ترزقني ما أحب من خيري الدنيا والآخرة، أو بالإيمان بالرسول بأن يقول: اللهم إني أسألك بأنّي مؤمن بك وبرسولك أن تغفر لي، ومن ذلك قوله تبارك وتعالى -: ﴿ رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا ﴾ [آل عمران: ۱۹۳]، كذلك التوسل باتباع الرسول -صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم: اللهم بما أنعمت علي من اتباع رسولك، أسألك اللهم أن تنعم علي بالنجاة من النار ودخول الجنة، وما أشبه ذلك.

أما التوسل بالرسول نفسه، أو بجاه الرسول، فإنه بدعة، ولا يجوز للإنسان أن يتوسل به، وذلك لأن التوسل اتخاذ وسيلة توصل إلى المقصود، ولا يمكن أن نحكم على شيء بأنه وسيلة يوصل إلى المقصود إلا بدليل من الشرع، ولم يرد في الشرع التوسل بذات النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أو بجاهه.

وكما أن التوسل بالرسول -عليه الصلاة السلام- بذاته أو بجاهه لا أصل له من الشرع، فهو أيضًا لا أصل له من العقل؛ لأن ذات الرسول-عليه الصلاة والسلام- لا تفيد شيئًا بالنسبة للمتوسل، وكذلك جاهه عند الله ومنزلته عند الله لا تفيد المتوسل شيئًا، إنما تفيد النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-.

وعلى هذا فلا يتوسل الإنسان بالنبي ولا بجاه النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، وإنما يَتَوَسَّلُ بالإيمان به ومحبته واتباعه.

وإنني بهذه المناسبة أود أن أقول: إن التوسل نوعان: نوع جائز مشروع، ونوع محرم ممنوع. فالجائز على أنواع:

النوع الأول: التوسل إلى الله تعالى بأسمائه، ومنه حديث عبد الله بن مسعود رضي الله عنه: «أسألك اللهم بِكُل اسم هو لك، سَمَّيْتَ به: نفسك، أو أنْزَلْتَه في كتابك، أو عَلَّمْتَهُ أحدًا من خلقك، أو اسْتَأْثَرَتَ به في علم الغيب عندك … » ، إلى آخر الحديث.

النوع الثاني: التوسل إلى الله تعالى بصفاته، مثل: «اللهم بِعِلْمِكَ الغيب، وقُدْرَتِكَ على الخلق، أَحْيِني إذا عَلِمْتَ الحياة خيرا لي، وتَوَفَّنِي إِذا عَلِمْتَ الوفاة خيرا لي»، فإن العلم والقدرة من صفات الله تعالى.

النوع الثالث: التوسل إلى الله تعالى بأفعاله، كما في قول المصلي في التشهد: «اللهم صل على محمد وعلى آل محمد كما صَلَّيْتَ على إبراهيم وعلى آل إبراهيم، إنك حَمِيدٌ مَجِيدٌ».

النوع الرابع: التوسل إلى الله تعالى بالإيمان به، كما في قوله تبارك وتعالى -: ﴿ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّار ﴾ [آل عمران:16].

النوع الخامس: التوسل إلى الله تعالى بطاعته، كما في قصة أصحاب الغار الثلاثة الذين لجؤوا إلى الغار، فانطبقت عليهم صخرة من الجبل ومنعتهم الخروج، فتوسل كل واحد منهم إلى الله تعالى بصالح من عمله، ففرج الله عنهم.

النوع السادس: التوسل إلى الله تبارك وتعالى- بحال الداعي، كما في قوله تبارك وتعالى -: ﴿ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ﴾ [القصص: ٢٤] وكما في قول أيوب: ﴿ وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ [الأنبياء: ۸۳] ، ومن ذلك الدعاء الذي عَلَّمَهُ النبي صلى الله عليه وسلم  أبا بكر رضي الله عنه حين قال: عَلَّمْنِي دعاء أدعو به في صلاتي؟ فقال: قل: «اللهم إني ظلمت نفسي ظلما كثيرًا، ولا يغفر الذنوب إلا أنت، فاغفر لي مغفرة من عندك وارحمني إنك أنت الغفور الرحيم». هذه كلها توسلات جائزة.

.

أما الممنوع فالتوسل إلى الله تعالى بما لا يرضاه الله، كتوسل المشركين بأوثانهم وأصنامهم إلى الله عز وجل، حيث قالوا: ﴿ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ ﴾ [الزمر: 3]، وكذلك التوسل بغير ما جعله الله تعالى سَبَبًا يُوَصِّلُ إلى المقصود، ومنه ما أسلفناه في هذا الجواب من التوسل بجاه النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، أو بذات الرسول صلى الله عليه وعلى آله وسلم-.

وإذا تبين أن التوسل بذات الرسول – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- ممنوع، فالتوسل بمن دونه أَشَدُّ منعًا، كأن يتوسل بالصالحين والأولياء وما أشبه ذلك.

لكن التوسل بدعاء الحي لا بأس به، مثل أن يقول رجل لآخر مَرْجُو الإجابة: يا فلان أدعُ الله بكذا وكذا.

ومنه توسل الرجل الذي جاء إلى النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- وأخبره أن الناس قد تَضَرَّرُوا بتأخر نزول المطر، وطلب من النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أن يدعو الله أن يغيثهم، ففعل النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-.

أما التوسل بالأولياء بعد موتهم فهو نوع من الشرك، وإن اعتقد أنهم  يفعلون فهو شرك أكبر.

مطالب مرتبط:

(۲۹۰۳) حکم امامت بدون طهارت و آثار آن بر نماز مأمومان

بر تو لازم است نماز را دوباره بخوانی زیرا بدون وضو نماز خوانده‌‌ای اما به مأموینی که به تو اقتدا کرده‌‌اند نماز را دوباره نمی‌‌خوانند چون پشت سر امامی که از حالش اطلاع ندارندن با طهارت نماز خواندند...

ادامه مطلب …

(۲۹۰۱) نظرتان در مورد امامی که در نماز صبح با شمارش، جماعت مسجد را تفتیش می‌‌کند چست؟

تفتیش جماعت برای دانسته شود که آیا آن‌‌ها حضور دارند یا خیر اصلی در شریع دارد همان‌‌طور که در حدیث ابی بن کعب وارد شده...

ادامه مطلب …

(۲۸۹۹) حکم چرخش ناقص امام پس از سلام نماز

هر دو صورت جایز است زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برخی اوقات از سمت راست می­چرخیدند و برخی اوقات از سمت و چرخیدنش با روی نمودن به نمازگزاران اتمام می­یافت....

ادامه مطلب …

(۲۸۸۶) حکم امامت کسی که سیگار می‌کشد و نیت را به صورت جهری ادا می‌کند

این امامی که سؤال کننده از آن پرسید که سیگار می­کشد و نیت را به صورت جهری می­­گوید، می­گوییم: اگر کسی بهتر از او در صلاحیت و تلاوت قرآن یافت شود نماز پشت سر او بهتر است و بر مسؤولین واجب است امامی که سیگار می­کشد را عزل نموده و کسی بهتر از او را جایگزین کنند...

ادامه مطلب …

(۲۸۷۳) آیا نماز پشت سر اهل بدعت و کسانی که اعتقاد باطل دارند جایز است؟

اگر بدعتش موجب کفر باشد نماز پشت سر چنین شخصی درست نیست....

ادامه مطلب …

(۲۸۵۲) حکم امامت شخصِ کثیرالخطا در تلاوت و قواعد عربی

بر مسؤولین مساجد واجب است که برای امامت مساجد کسانی را انتخاب نموده که حفظ و تلاوتش به نسبت قرآن بیشتر و بهتر باشد و نماز را بهتر بلد یاشد..

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه